کور و نابینایان خرد

تقدیم به زن ستیز های بدوی و ملا های اجیر، آن…

فضیلت سیاسی و افغانستان

در نخست بدانیم٬ ماکیاولی در شهریار و گفتارها٬ در واقع…

بهای سنگین این خاموشی پیش از توفان را طالبان خواهند…

نویسنده: مهرالدین مشید طالبان بیش از این صبر مردم افغانستان را…

گلایه و سخن چندی با خالق یکتا

خداوندا ببخشایم که از دل با تومیخواهم سخن رانم هراسانم که…

(ملات گاندی در مورد امام حسین

باسم تعالى در نخست ورود ماه محرم و عاشوراء حسينى را…

جهان بی روح پدیداری دولت مستبد

دولت محصولی از روابط مشترك المنافع اعضاء جامعه می باشد٬ که…

ضانوردان ناسا یک سال شبیه‌سازی زندگی در مریخ را به…

چهار فضانورد داوطلب ناسا پس از یک سال تحقیق برای…

پاسخی به نیاز های جدید یا پاسخی به مخالفان

نویسنده: مهرالدین مشید آغاز بحث بر سر اینکه قرآن حادث است و…

طالبان، پناهگاه امن تروریسم اسلامی

سیامک بهاری شورای امنیت سازمان ملل: ”افغانستان به پناهگاه امن القاعده و…

  نور خرد

 ازآن آقای دنیا بر سر ما سنگ باریده عدوی جان ما…

عرفان با 3 حوزه شناخت/ ذهن، منطق، غیب

دکتر بیژن باران با سلطه علم در سده 21،…

شکست مارکسیسم و ناپاسخگویی لیبرالیسم و آینده ی ناپیدای بشر

نویسنده: مهرالدین مشید حرکت جهان به سوی ناکجا آباد فروپاشی اتحاد جماهیر…

سوفیسم،- از روشنگری باستان، تا سفسطه گری در ایران.

sophism. آرام بختیاری دو معنی و دو مرحله متضاد سوفیسم یونانی در…

آموزگار خود در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی را دریابید!

محمد عالم افتخار اگر عزیزانی از این عنوان و پیام گرفتار…

مردم ما در دو راهۀ  استبداد طالبانی و بی اعتمادی…

نویسنده: مهرالدین مشید افغانستان سرزمینی در پرتگاۀ ناکجاآباد تاریخ مردم افغانستان مخالف…

ترجمه‌ی شعرهابی از دریا هورامی

بانو "دریا هورامی" (به کُردی: دەریا هەورامی) شاعر، دوبلور و…

تلویزیون حقوق ناشر یک اندیشه ملی و روشنگری 

نوشته از بصیر دهزاد  تلویزیون حقوق در پنجشنبه آینده،  ۱۱ جولای، …

افراطیت دینی و دین ستیزی دو روی یک سکه ی…

نویسنده: مهرالدین مشید در حاشیه ی بحث های دگر اندیشان افراط گرایی…

د مدني ټولنې په اړه په ساده ژبه څو خبرې

 زموږ په ګران هېواد افغانستان کې دا ډیر کلونه او…

از پا افتادگان دور جمهوریت

در خارج چه میگویند ؟ انهاا طوری سخن میرانند که افغانستان…

«
»

فروپاشی اردوگاه و امپریالیزم

 بیژن باران

 

فروپاشی اردوگاه به بنیانگرایی جهادی در خاورمیانه انجامید. چه شد 1991 اتحاد جماهیر روسیه شوروی، هم حکومت هم اتحاد جمهوریهای پهناورترین کشور روی زمین، فرو پاشید؟ عوامل درونی فروپاشی اینهایند: آمار اقتصادی غیرواقعی، دولت استبداد، نبود نهادهای مدنی و اتحادیه های صنفی، رفرمهای دیر پرسترویکا/ بازسازی و گلازنوست/ تعامل در 6سال رهبری گورباچف، نبود زنان و غیرروس در پولیت بورو/ هیئت سیاسی 13 نفری کمیته مرکزی حزب حاکم، فساد رده های ارشد سیاسی و مدیریت.

 

پوکیدن نظام از درون در ندیدن گسترش طبقه متوسط مدرن برآمده از انقلاب اکتبر با انتظارات نوین، فساد برخی جناحهای حاکمیت، عدم کیفیت تولید در رقابت جهانی، نبود سندیکاهای کارگری، سرکوب امنیتی شهروندان برای حق سفر بخارج و حتی سفر داخلی بخاطر ثابت بودن محل کار، نبود رسانه های غیردولتی، نبود تفریحات مدرن، عدم تعادل بین بودجه نظامی- فضایی و تولید صنایع مصرفی به فروپاشی حاکمیت انجامید.

 

عوامل خارجی فروپاشی اینها یند: رقابت نظامی با آمریکا، درگیری ژرف در جنگ افغانستان، نبود صادرات محصولات صنعتی، نبود گردشگری برای شهروندان و جهانیان، سوبسید اقتصاد کوبا، کمکهای نظامی به کشورهای عقبمانده، ضیق مهاجرت یهودیان بخارج. گفته شده 3 انقلاب در تاریخ بزرگ و دورانساز ند: کبیر فرانسه در اروپا، اکتبر در شرق، ایران در خاورمیانه. اصولا شعارهای آرمانگرایانه عدالت برای همه در روال قدرت با مجریان حاوی فرهنگ پیشین به امتیازاتی برای کمیت تقلیل می یابد.

 

دستآوردهای انقلاب اکتبر در آغاز سده 20م، اکثرا برای اولین بار در تاریخ بدون درنظر گرفتن کیفیت، بقرار زیرند: آزادی زنان در آموزش، انتخابات، کار، رای؛ کمک به جنبشهای ضداستعماری، پروژه های عظیم اقتصادی، انقلابات بویژه چین و ویتنام، جنگهای رهایبخش؛ اکتشافات علمی- فضایی، کلاهک اتمی، موشک قاره پیما؛ شکست حمله 14 کشور سرمایه داری در آغاز انقلاب؛ شکست فاشیزم با کشته شدن  میلیونها شهروند، مبارزه با بنیانگرایی دینی؛ سوادآموزی، دانشگاه، بهداشت، تقاعد، کار، مسکن برای همه؛ تاسیس دانشگاه شبانه برای کارگران، چاپ کتاب ارزان، اشاعه هنر، تعالی ورزش المپیک.

 

کیفیت برخی از این مقولات مانند صنعت نازل، برخی دیگر مانند هنر، ورزش، فضایی اعلا بودند. باید کمی هم در باره نابودی چهره های بین المللی و ایرانی دهه های 1940 و 1930 مانند سلطانزاده 1268-1317، برادر نیما یعنی لادبن 1280-1319؟، دکتر عطا صفوی 1305-1391، پیشه وری 1272-1326گفت. امثال آنها مانند دکتر ارانی، فرخی یزدی، روزبه در ایران کشته شدند؛ بزرگ علوی و طبری در غرب زنده ماندند.

 

در دهه 1980 جهان 2قطبی شوروی ابرقدرت با 8 کشور اروپای شرقی در برابر آمریکای ابرقدرت جهان سرمایه داری بود. فروپاشی شوروی در انحلال 26 دسامبر 1991 با بیانیه 142-اچ، رفتن به سرمایه داری خصوصی رسمی شد. نتیجه تجزیه یک امپراتوری با 15 جمهوری، اروپای شرقی به 20، بعد به 25 کشور مستقل شد. پس از فروپاشی، 6 جمهوری در دول مستقل مشترک المنافع در 8 دسامبر 1991 عضو شدند. عقبماندگی تولید را در رویدادهای پس از اتحاد 2 آلمان شرقی و غربی با سرمایه گذاری کلان غربی و عقاید ارتجاعی کله تاس/ سکینهدهای نژاد پرست شرقی بروشنی می توان دید.

 

با گلازنوست / بازشدن سیاسی تنها ملیتهای خودمختار با ستم 2گانه روسی و محلی از جمله قزاقستان، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و برخی کشورهای اروپای شرقی از جمله سولیداریتی/ همبستگی در لهستان- تظاهرات آزادیخواهانه کردند. ارزش اضافی انباشت شده در شوروی در آغاز برای سرمایه گذاری در نهادهای امنیتی، تبلغاتی، دفاعی، صنایع سنگین، پژوهشهای تسلیحات بکار رفت؛ لذا از رقابت اقتصادی جهان درماند.

 

پس از ج ج 2 و دسترسی به کلاهک هسته ای، ارزش اضافی بنا به رهنمود تنها حزب حاکم دائم برای رفاه زندگی مدرن شهر وندان سرمایه گذاری نشده؛ بخشی در رقابت تسلیحاتی و فضایی با آمریکا، بخشی برای هزینه جنبشهای رهایبخش صرف شد. لنین در کتاب امپریالیزم انباشت اضافی را در غرب دریغ از دستمزد کارگران دانسته؛ لذا آن را مذموم انگاشت. تولیدات شوروی در همه زمینه های کیفی، نوآوری، کمی، بازاریابی از جهان غرب عقب افتادند. نمونه: خودروی پابدا و دوچرخه روسی چنان از غرب و هند عقب افتاده تر بودند که ظرف 1-2 سال فروش سوبسیدی آن در جهان سوم جمع شدند.

 

کتب، سخنزانیها، تبلیغات در آغاز سده 20م در باره آغاز انقلاب بسیار بسیار بسیار فراون اند. ولی هنوز یک کتاب تحلیلی در باره فروپاشی انقلاب در شوروی، چین، اروپای شرقی پدید نیآمده. چگونه شد که یلتسین با بخشی از شهریان بدون اعمال مسلحانه حزب حاکمیت را به زانو درآورد؟ چرا نهادهای مدنی، حزب، سازمان جوانان/ کومسومل، سندیکاهای صنفی، اتحادیه کارگران، اقشار زنان، دانشجویان، کارمندان در برابر موج آرمانهای سرمایه داری خصوصی اعتراض نکردند؟

 

تنها اعتراض از قشر نظامی با امتیازات زیاد بصورت کودتای تابستانی نیم بند بود که زود خاموش شد. باید گفت: این دولت کارگری نبود؛ سانسور، سرکوب، اختناق، تنبلی کارگران، کاهلی کارمندان، عدم نوآوری، بوروکراسی در استعاره رواج ودکا و سیگار جوک شده بودند. عدم رقابت هم در ناکارآمدی شوروی نقشی عمده داشت. در این مرحله تاریخ برای انسان هنوز رقابت، انگیزه مالی، تشویق مهم اند. برای شکوفانی جامعه نوآوری کسبی، تجاری، مالی همانند برتری طلبی اپرای بالشوی و المپیک ضروری اند.

 

راندمان کار در شوروی پایین و عقب افتاده تر از غرب بود. در شوروی دانشگاه جدا از صنعت و تولید بود؛ بیشتر آکادمیک در خدمت تسلیحات نظامی و فضایی پژوهش می کرد. تازه استادان با امتیازات اجتماعی غذا، مسکن، خودرو بهتر- از توده های دانشجو جدا بودند. دانشگاه و صنعت جدا از هم، در خود، بی برنامه برای صنعت بودند.

 

برخی نوآوریها توسط کارگران خلاق وارد می شد که در قیاس با نوآوریهای صنعت آمریکا بسیار بدوی بودند. صادرات جز تسلیحات که با وامهای نازل به جهان سوم می رفت؛ با غرب توان رقابت نداشتند. حتی جنگنده های روسی در عمل مانند عراق، سوریه، مصر به پای جنگنده های آمریکایی در نیروی هوایی اسراییل نرسیدند.

 

در روسیه پیشافروپاشی تولید در خدمت حزب و نیروهای سرکوب بود نه در کنترل نهادهای کارگری. از اینرو با زوال این دو در دوره گورباچف، یعنی طلوع سرمایه داری خصوصی با حراج مفسدانه ثروتهای دولتی، نهادهای کارگری نبودند تا از تولید دولتی خود دفاع کنند. اکنون سرمایه داری الیگارشی بدون رقابت شبیه دمکراسی فعلی غرب را با حمایت مشروط پوتین در 3 جنگ گرجستان، اوکراین، سوریه می توان دید.

 

سرمایه داری دولتی در چین با گشودن دروازه های تجاری بین غرب و چین با سهام 50/50 به شکوفانی اقتصادی طبقه متوسط رسید. خط مائو با سوسیال امپریالیزم خواندن شوروی، منازعات مرزی با روسیه و ویتنام، انقلاب فرهنگی بضد مدرنیزم غربی، باند 4نفره شامل همسر مائو- به پیروزی تز دان شیاپینگ برای سرمایه گذاری مختلط غرب در چین انجامید. نظام تک حزبی سکولار بهتر از کیش شخصیت مارکوس، شاه، صدام، قذافی در جهان عقبمانده است. انضمام هنگ گنگ خودمختار، درآینده ماکائو پرتغالی و تایوان مستقل، رشد طبقه متوسط– چین را به جامعه چندحزبی دمکراسی سوق خواهد داد.

 

ذهنیگرایی محافل دهه 1970 مانند طوفان برونمرزی، آلبانی را “مشعل انقلاب” نامید. با فروپاشی اردوگاه، تجزیه یوگسلاوی، بمباران صربها در جنگ کسووو- رویداد مضحکی رخ داد: بخشی از مردم تیرانا، یعنی “مشعل انقلاب،”  به خیابانها ریخته؛ به افت قیمت بورس سهام شرکتهای سرمایه داری اعتراض خیابانی کردند. بعد هم بخشی از مافیای اروپا از آلبانی بود.

 

برای بررسی یک پدیده می توان از آغاز، رشد، عوامل درونی/ بیرونی، ورودی/ خروجی، عناصر درونی به وضع نهایی آن با منطق رسید. می توان از نتیجه، وضع نهایی، خروجی آن با دانش عناصر، علیت، عوامل درونی/ بیرونی، ورودی به بررسی، درک ذات آن رسید. نمونه: نتایج فروپاشی را برای درک تابعها، متغییرها، ماهیت، شعارهای اردوگاه بکار برد. از پیدایش الیگارشی مالی، عدم تظاهرات اتحادیه های کارگران، دانشجویان، زنان- می توان گفت: اردوگاه سرمایه داری دولتی بوده؛ با نداشتن سندیکاهای صنفی. شیوه بررسی قهقرایی از نتیجه به ذات یک کشور را بخوبی می توان در قیاس کودتای نظامی مصر با ارتش منسجم و دمکراسی تونس با سندیکاهای قوی پس از بهار عربی بکار برد.

*

مارکس در سرمایه، ج 3، فصل 23 نوشت: برخی شرکتهای با مسئولیت محدود به مصادره توده سرمایه دار پرداخته؛ مالکیت خصوصی را از چنگ آنها خارج کرده؛ مالکیت سهامی را دامن زدند. یعنی به تمرکز شدید سرمایه کمک می کنند؛ در همان جلد، فصل 14 نوشت: سقوط نرخ سود منجر به صدور سرمایه به کشورهای عقبمانده شد.

 

انگلس در کتاب وضع طبقه کارگر انگلیس 1892 در باره امپرياليزم نوشت: در پایان قرن 19م آمریکا، فرانسه، آلمان با انحصارات انگلیسی رقابت کرده؛ در حواشی سرمایه، ج3، فصول 31 و 32 نوشت: با پیدایش تراستها و کارتلها، پس از فتح بازار چین- تدارک یک جنگ صنعتی برای سلطه بازار جهانی ممکن شد. آنها سرمایه مالی را از سرمایه صنعتی تفکیک کردند.

 

کتابهایی در باره امپریالیزم نشر شدند: هیلفردینگ- سرمایه مالی 1910؛ هوبسن- امپریالیزم 1916، بوخارین-امپریالیزم و اقتصاد جهان 1915؛ کائوتسکی جنبه مالی ورود امپریالیزم فرانسه به ویتنام/ تانکین، مراکش، تونس را تاکید کرد. او از بسط سرمایه صنعتی از فرانسه به کشورهای کشاورزی برای تحقق ارزش اضافی نام برد. رزا لوکزامبورگ نوشت: امپرياليزم تبلور انباشت سرمايه، ارزش اضافی، بحرانها در رقابت برای گرفتن بازار کشورهای پیشاسرمايه داری است.

 

او امپرياليزم را مرحله تاريخی ضروری، اجتناب ناپذير، پايان سرمايه داری انگاشته؛ آنرا فرايند ارتقای تولید کشورهای پیشامدرن آسیا و آفریقا نامید که سرمایه داری نسبت به شیوه تولید خرده پایی کشورهای این 2قاره مترقی تر است. او گفت: سرمايه داری با توليد افراطی کالاهای مصرفی که در بازار سرمايه داری جذب نمی شوند {نیاز به بازار خارجی داشته؛} در نتيجه حرکت سرمايه داری کشورهای ديگر به خشونت جنگ {برای بازار خارجی} و انقلاب {رهایبخش کشورهای زیر سلطه} کشانده می شود. او ادامه داد: مسئله عمده توليد سرمايه داری مسئله بازار است؛ انگيزه هر سرمايه داری در سرمايه گذاری کسب سود بيشتر است.

 

لنین در کتاب امپریالیزم 1916 نوشت: در قرن 20م سرمایه داری قدیم به سرمایه داری نوین و سیادت سرمایه بطور کلی، به سیادت سرمایه مالی تبدیل شد. او امپرياليزم را مرحله نهايی انحصاری و انتقالی نظام سرمايه داری نامید که در آن انحصار جای رقابت آزاد را گرفته؛ سرمايه مالی جای سرمايه صنعتی می نشيند. او به تمرکز توليد در دست عده ای معدود و پيدايش انحصارها اشاره کرد. اين تمرکز ثروت موجب پيدايش اقليت خدمات مالی مانند ورود سهام به بنگاههای مالی مانند مریل لینچ و شوابز، سفته بازان، صاحبان املاک، بازار بورس شد.

 

صدور سرمايه در امپرياليزم غالب است، متمايز از صدور کالا در استعمار است. او نوشت: امپرياليزم رشد سرمايه داری را در عقب افتاده ترين کشورهای پیرامون تسريع کرد. در نتيجه مبارزه عليه ستم ملی را گسترش داد. او روبنای سياسی امپرياليزم را دمکراسی منطبق با رقابت آزاد قلمداد کرد که در آن سرمايه مالی در نهایت با جنگ برای سلطه کوشید؛ منجر به ج ج 1 و 2 برای تقسیم دو قاره جهان شد. http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2009/10/post_1351.html

 

گلوبالیزم با روبنای پسامدرنیزم مرحله بعدی امپریالیزم با روبنای مدرنیزم می باشد. او امپریالیزم را به مثابه بالا ترین مرحله سرمایه داری با 5 شناسه در کشورهای متروپل و پیرامون آورد:

1-تمرکز و تراکم تولید، انحصارها/ مونوپول‌ها را در متروپل ایجاد کرد. انحصارها در این مرحله نقش قاطع در اقتصاد دارند.

2- نقش نوين بانک ها در سرمایه گذاری برای سود بیشتر بوده؛ نه نیازهای بومی کشور پیرامون.

3-ترکیب سرمایه بانکی و سرمایه صنعتی به پیدایش سرمایه مالی و الیگارشی مالی منجر شد.

4-اتحادیه‌ها و کنسرنهای انحصاری سرمایه‌داران کارتل‌ها، تراست‌ها و کنسرسیومهای اقتصادی  را ایجاد کرده؛ جهان را بین خود تقسیم کردند. صدور سرمایه به جای صدور کالا اهمیت ویژه‌ای یافت.

5-تقسيم جهان بين اتحاديه های سرمايه داران با جنگ به تقسیم مجدد جهان بین ثروتمندترین دولتهای سرمایه‌داری منجر شد.

 

نواستعمار فشارها اقتصادی، سیاسی، فرهنگی اند برای کنترل و تاثیر بر کشورهای دیگر، بویژه کشورهای وابسته سابق. امپریالیزم بمعنای گرایش به اشغال یا فتح سرزمینهای جدید نبوده؛ بلکه تغییرات در فعالیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی بورژوازی در برخی کشورهای پیشرفته در پایان قرن 19م می باشد. با پایان ج ج 2 امپریالیزم بازنده آلمان، ژاپن، ایتالیا با شکست کامل در جنگ به مرحله پیشاامپریالیزم رجعت کرده؛ با فروپاشی اردوگاه هم تمام 15 جمهوری و 5کشور اروپای شرقی به دوره سرمایه داری خصوصی رجعت/ ارتقاء کردند.

 

این استحاله در گلوبالیزم یعنی تعامل با جهان اول، جنگ در خاور میانه، قراردادهای تجاری و مالی، اشغال نظامی دریاها با 1000 پایگاه نظامی تبلور یافت. گلوبالیزم سده 21م آمریکادر بحران مالی 2008-2009، اشغال وال استریت، احراز اکثریت جناح راست و جمهوریخواه در کنگره می توان دید. امپریالیزم پس از ج ج 2، جنگ سرد، فروپاشی اردوگاه- به گلوبالیزم یعنی تعامل با کشورهای بازنده جنگ و کشندن جنگ به آسیا بعد خاورمیانه- ارتقاء یافت.

 

اقتصاد ریگان مشی لیبرال برای سرمایه داران، بنا به رفع مقررات تحدید آنها، تقلیل مداخله دولت در تجارت آزاد، بیکاری زیاد، رشد اقتصادی کند همراه بود. سرمایه داری بنا به بازار یا دولت را اقتصاد پسا-ریگان نامند. در آمریکا محافل راست “چایخوری” با شعار “دولت کوچک” اکثریت در کنگره را بدست آوردند. در اتحادیه اروپا هنوز بقایای دستآوردهای کارگران محترم اند؛ ولی برای ارتقای رقابت با مشی لیبرال به سرمایه داری جهانی- برخی مانند انگستان عهد ثچر، یونان، پرتغال، ایرلند، اسپانیا، ایتالیا با فشار سرمایه مالی ریاضت کشی را بر طبقات متوسط تحمیل می کنند.

 

لنین در جزوه مالیات جنسی 1921 اهمیت نپ/ مشی اقتصادی نوین و اوضاع آن، همزمانی شیوه های تولید در یک جامعه را مطرح کرد. ولی گذار از یک شیوه به دیگری، هیرارشی آنها که آیا می توان جهش به مرحله عالی کرده؛ روبنای متناظر با و علل مانایی باورهای آنها را مسکوت گذاشت. روسیه کشوری وسیع در مرحله گذار با عناصر، جزایر، تکه هایی از سرمایه داری به سوسیالیزم با 5 ساختار اقتصادی-اجتماعی مخلوط بود:

1-پدرسالاری، که بطور طبیعی در کشاورزی ایلیاتی است؛ شبیه تولید لبنیات، قالی بافی، گله داری بر زمینهای مشاع و ییلاق-قشلاق متعلقات خانها است. زن فرصت اجتماعی برابر با مرد نداشته؛ در خانه جدا از زنان دیگر- یعنی ناموس، عورت، ضعیفه، عیال- بود.

2-تولید خرده پایی اکثر دهقانان که محصولات جالیزی و کارهای دستی خود را مستقیم در دکه های جمعه بازار می فروشند. خدمات مسگری، حمام، سلمانی پایاپای با خشگبار و غلات انجام می شد.

3-سرمایه داری خصوصی بر پایه مالکیت خصوصی سرمایه، منابع تولید، محصولات و خدمات برای سود- چه در رقابت آغازین چه در انحصارات مرحله تکاملی است. کارگاهها قالی بافی، استخرهای پرورش ماهی، مرغداری، باغات پسته، کرتهای زعفران، گلابسازی- چند نمونه اند.

4-سرمایه داری دولتی با پروژه های سودآور بوسیله دولت با پروژه های کسبی در پروسه های انباشت سرمایه، مزد کارگر، مدیریت مرکزی را سازماندهی می کند. نمونه: پالایشگاه نفت و گاز.

5-سوسیالیزم یک سیستم نظری سیاسی و اقتصادی است. حاوی شیوه تولید، توزیع، معاوضه بمثابه یک کل بوسیله کمونها تنظیم می شود. https://www.marxists.org/archive/lenin/works/1921/apr/21.htm

 

احمدزاده در کتاب ارزنده خود شیوه تولید غالب ایران پساانقلاب سفید را سرمایه داری وابسته اعلان کرد. در حالیکه با توجه به جزوه بالا، شیوه های تولید پدرسالاری/ ایلیاتی، خرده پایی، سرمایه داری خصوصی و دولتی، شیوه تولید آسیایی هم وجود داشتند. دستکم برخی از روبنای این شیوه ها مانا بوده؛ در صورت غلبه و قبضه دولت می توانستند شیوه تولید مد نظر خود را غالب کنند. چیزی که در انقلاب 57 اتفاق افتاد.

 

سرمایه داری نظام اقتصادی و سیاسی برای سود در تجارت و صنعت است که نظام در کنترل صاحبان خصوصی می باشد. انواع سرمایه داری خصوصی مانند آمریکا، کمپرادور مانند ایران پیش از انقلاب، رانتیر مانند ایران کنونی، دولتی مانند روسیه، مختلط مانند مصر اند. در این کشورها جنبه غالب اقتصادی یا سیاسی منظور است؛ زیرا انواع دیگر سرمایه داری هم وجود دارند.

 

6-“سرمایه داری مختلط” خط مسکو هم در چند کشور مدار اردوگاه مانند عراق، مصر، سوریه، لیبی، افغانستان، یمن به شکوفانی اقتصادی نرسیدند- برعکس تایوان، ترکیه، کره جنوبی در مدار آمریکا. در جهان سوم قرن 20م می توان گفت که شیوه های تولید پدرسالاری، خرده پایی، سرمایه داری خصوصی و دولتی، رواج دارند. نوع دیگر سرمایه داری دولتی در چین، کره شمالی، مصر، ایران پدید آمده که شرکتهای دولتی به نهادهای عمدتا نظامی ارزان فروخته شده اند. این نهادها بدون پرداخت مالیات با برخی کشورهای خارجی تعامل تجاری مستقیم دارند.

 

7- سرمایه داری رانتیر در کشورهای پیرامون با درصد نزدیک به نصف کل درآمد خودشان از رانت خارجي با صدور يک يا چند ماده خام پدید می آید. دولت‌هاي وابسته به رانت در راس ارتش و نهادهای امنیتی تفاوت ماهوی با دولت‌هاي وابسته به ماليات داخلي با رسانه های مستقل دارند. صدور نفت و گاز درکشورهای آذربایجان، ونزوئلا، عربستان، کویت در تقابل با دموکراسي اند.

 

سرمایه داری نوع کره شمالی که نهادهای سرکوب صاحب منابع کانی، بندرهای صدور/ ورود، تولیدات صنعتی اند که جدا از دولت با چین، ایران، سوریه رابطه تجاری برقرار می کنند. رانت در اقتصاد درآمد کانی بدون کار يدي و فکري یک کشور مانند قطر متمایز از درآمد ناشي از توليدات صنعتی مانند آلمان است. درآمدهای کانی ناشي از فروش الماس، اورانيوم، آهن، مس در نبود سندیکا های صنفی گرایش به حکومت مطلقه را شدید می کنند. http://yousefi-mr.blogfa.com/post/99

 

8-سرمایه داری کمپرادور/ وابسته با واسطه ها، نمایندگان انحصاری، دلالان سرمایه داران خارجی در جهان سوم است. با پیدایش آن در کشور جهان سومی مستشاران کشور امپریالیست نیز با پایگانه نظامی همراه است. آنها عرصه را بر بازار تنگ کرده؛ بازار را به سوی بنیانگرایان شیعی سوق داد. جزنی در تاریخ 30ساله این نوع بورژوازی در ایران را توضیح داد.

 

فرهنگ وابسته را می توان با اشاعه فیلمهای هولیوودی و فیلمفارسی/ آبگوشتی با صحنه های رقص زن، کافه، زد و خورد را می توان در یوتیوب دید. بعلاوه کشورهای انقلابی شوروی، چین، ویتنام، کامبوج، کوبا، آنگولا، موزامبیک، نیکاراگوئه-دیر یا زود به مدار سرمایه جهانی گلوبالیزم جذب شدند. می توان افتادن در مدار سرمایه جهانی را به کشورهای سرمایه داری دولتی، کمپرادور، مختلط تعمیم داد.

 

9-سرمایه داری شریعتی اصول دین مذکر مرکز اسلام را بر مناسبات مدرن منطبق می شود. نوع شیعی دارای ولایت فقیه مادام العمر، شورای خبرگان، نگهبان، تشخیص مصلحت، مجلس اسلامی است. نوع وهابی/ سنی قرون وسطایی عربستان با ملک مادام العمری در راس قوه مجریه، با صلاحدید مفتیان وهابی، خاندان سعود در اشغال رده های عالی دولت با شاهزادگان در راس 13 ایالت سعودی از 1932 تا کنون قرار دارد. عربستان از 1993 سالانه 200 میلیون دلار به فلسطین کمک مالی کرده؛ استان شرقی با 20% جمعیت شیعی و سفره عظیم نفتی شهروندان درجه 2 اند.

 

بنا به عادت مردم، آداب، رسوم- روبنای شیوه های تولید مانا بوده؛ در انقلاب بهمن 57 روبنای با اتکاء به خیل دهقانان حواشی شهرها اموال سرمایه داران کمپرادور را تاراج کرد. برخی نهادهای شیعی ولایت مطلقه فقیه، قضاییه، ارشاد، حراست، شورای نگهبان با قدرت قهریه بر جامعه سوار شدند. روبنای این شیوه های تولید را در فیلمهای فارسی بخوبی می توان دید که باید رده بندی شده تا شناسه هایشان ردیف شوند.

 

10-سرمایه داری دولتی نیاز به دولتمردان متخصص و باوجدان از کالیبر دکتذ مصدق، دکتر فاطمی، ناصر در مصر دارد. متاسفانه در مسند قدرت، فرد اکثرا گرایش به فساد و استبداد پیدا می کند. با کنترل نهادی بزرگ مخلوط با سرمایه های کوچک خصوصی، کنترل دولت بر اقتصاد آزاد، قوانین عقبمانده، بانکهای استقراضی در کنترل صنعت و معادن، با بوروکراسی فربه- شکوفانی اقتصادی کشورهای پیرامون را کند می کند. سرمایه داری دولتی زیرساخت دولت استبدادی است که با کنترل منابع عمده اقتصادی، تجارت خارجی، ارتش، رسانه ها، امنیت- نهادی مدنی و نشت مدرنیزم را سرکوب می کند.

 

دولت وجه مثبت مانند محرکه دراز مدت حکومتی، اعتبار بانکهای دولتی، سرمایه گذاری در نهادهای دولتی  داشته؛ وجه منفی آن شامل تداخل بوراکراسی در سیستم بانکها، کنترل نرخ معاوضه ارزهای جهانی، ارتشاء در محدودیت رقابت را دارد. فروپاشی اردوگاه و رشد سرمایه داری خصوصی چین، به سرمایه داری دولتی در جهان ضربه زدند. در بازارهای در حال ظهور، دولت با معادن و بانکها هنوز نقش دارد.

 

سرمایه داری دولتی برای رشد اقتصادی نیاز به اصلاحات دارد: تقلیل مقررات برای رشد شرکتهای نوپا، قوانین تسهیل کننده برای جذب سرمایه گذاری، عدم اتلاف پروژه های دولتی. نمونه های فساد دولت و اعتراض مردم: تونس بضد بن علی،، لیبی بضد قذافی، سوریه بضد اسد، یمن بضد صالح. لذا پس از مدتی سرمایه داری دولتی کارآیی خود را از دست داده؛ تا با اعتراضات مردم سقوط کند- مانند بهار عربی در سقوط مبارک در مصر.

 

سرمایه داری دولتی/ الیگارشی مانند روسیه صاحب نفت و گاز، خدمات دولتی را زیاد کرده؛ هزینه دولت را افزایش داده؛ فساد دیوانسالاری برای سرمایه گذاری دردسر آفریده- گاهی سرمایه خصوصی از آنجا به خارج فرار می کند. آیا با بحران مالی 2008-2009 سرمایه داری خصوصی در بحران است؟ کشورهای سرمایه داری خصوصی مانند آمریکا با رفرم نقش دولت را بیشتر کرده؛ سرمایه داری دولتی مثل چین با رفرم نقش دولت را کمتر کرده- تا شاید به نوع جدید سرمایه داری در قرن 21م برسند.

 

11-شیوه تولید آسیایی عمدتا کشاورزی بوده؛ با ترکیب مالکیت ارضی، خالصجات سلطنتی، موقوفات دینی و حاکمیت سیاسی استبداد خشن ایستا، بدون خلاقیت، خیلی طولانی رایج بود- مانند دودمان ساسانی. دولت آسیایی به خاطر ذات 2گانه ی مالک- حاکم، مازاد اقتصادی تولید کنندگان مستقیم را به صورت مالیات بهره ی مالکانه تصاحب می‌کند. از این رو، روابط تصرف/ استثمار مستلزم روابط طبقاتی نبوده؛ بلکه با اِعمال فشار سیاسی محض از جانب دولت است. پس مبنای این شیوه ی تولید نه استثمار طبقاتی بلکه قلدری حاکمیت با نیروی نظامی است.

 

دولت آسیایی باز تولید اقتصاد را تامین و تضمین می‌کند. در عین حال اساساً مستقل از مناسبات اقتصادی باقی می ماند. مشاع یا فقدان نهاد مالکیت خصوصی بر زمین و طبقهٔ مالک مستقل از دولت، شناسه های آن اند. حاکم محلی دست نشانده سلطان مرکزی از رعایا بر زمینهای سلطنتی و دینی بنا به آز خود و نیاز سلطان بکمک عسکری دولتی بهره مالاکانه می ستاند. در چند جای آثار مارکس این شیوه تولید و جامعه کهن آسیایی تحلیل شده؛ او نوشت: https://fa.wikipedia.org/wiki/

          

شرایط اقلیمی، وضع زمین، فلات وسیع، بیابانی-از صحرای آفریقا از طریق عربستان، ایران، هندوستان، تاتارستان، تا ارتفاعات فلات آسیا- گسترده است. سیستم آبیاری مصنوعی را به کمک قناتها و جویها، پایه زراعت شرقی کرده است. نیاز آشکار استفاده صرفه جویانه از آب… در شرق ناگزیر مداخله قدرت متمرکز دولت را می‌طلبد. یعنی دولت‌های آسیایی مجبور بودند وظیفه سازمان دادن امور عمومی را اجراء کنند.

 

سرمایه داری از قرن 17م انعطاف نشان داده با روبناهای: قبیلگی، پدرسالاری، تک حزبی، چندحزبی، اشتراکی، اجتماعی، امپریالیست، بعثی، کمپرادور، رانتیر، ابرقدرت، گلوبالیست، دولتی، خصوصی، مختلط، فاشیست، نازیست، ناسیونالیست، استبدادی، دمکراسی، الیگارشی، مافیایی، کودتایی، اماراتی، خلیفه ای، مطلقه ملک، ولایت فقیه. دوبی با ترکیدن حباب بازار مستغلات، وامهای مسکن غولین- نیاز به قرض نقدی از ابوظبی شد.

 

پدرسالاری patriarchal ساختار ستم اجتماعی بر زن داشته؛ مخالف فمنینیزم ناشی از رشد شهرنشینی و بازار کار اجتماعی است. در جامعه پدرسالاری زنان خانه نشین، از هم جدا، ناموس مرد اند؛ فرصت برابر با مرد نداشته؛ انجمن نسوان ندارند. ناموس مترادف آبرو، عصمت، ضعیفه، عیال، مادر اطفال، عورت، اندرونی برای نام نبردن زن در جامعه است. جنایت، تجاوز، ستم بر زن جدی نبوده؛ اگر تجاوز به حریم ناموس مرد دیگر نباشد.

 

مذکرسالاری مخالف خانواده مدرن هسته ای یعنی زن+شوهر+کودکان است؛ خانواده گسترده شامل چند نسل را در بر می گیرد. عروسی برای تولید مثل بوده؛ مرد نان آور خانوار است. زن کار خانگی بی اجرت، تولید مثل، بچه داری می کند. در جامعه مدرن خانه ماندن زن مقرون بصرفه اقتصادی نیست. ترک زادگاه، رفتن به شهری دیگر، گزینش زوجه، محل کار، سکونت- اینها مدرن اند. در سرمایه داری مدرن عروسی برای عشق و شادی است.

 

پس از انقلاب صنعتی در خانواده هسته ای، زن و مرد کارخانگی را با لوازم برقی انجام داده؛ پدر و مادر بچه داری، تفریحات، تعطیلات را با هم تجربه می کنند. با درآمد بیشتر، نیاز به کار کودکان کاهش یافته؛ با پسانداز بخشی از درآمد، نیاز پیری به نسل بعد کاهش یافت. در کشورهای با نفت و گاز، درآمد منابع کانی برای بهبود معیشت زندگی مردم بکار می رود.

 

در مدرنیزم با هزاران اختراع، راندمان/ بازدهی کار افزایش یافته؛ توان عضلانی هم در کار کاهش یافته؛ راه برای زن به کار اجتماعی باز شد. وقت اضافی برای تفریحات اشرافی، همگانی شده؛ گردشگری گسترش یافت. اتحادیه های صنفی شکل گرفته؛ مسایل فردی بصورت اجتماعی طرح و حل شدند. در فرهنگ قرن 21م هم نشانه هایی از عهد زنسالاری، بسیار رقیق بجا مانده؛ مانند زیبایی زن در فیلم و هنر. در بعضی موارد زن در اقتصاد خانه موفقتر است- بسیاری هستند که خاطرات کودکی آنها پر از غلبه رفتار مادر بر پدر در تصمیمات خانوادگی اند.

 

مادر/ زن سالاری در تاریخ ایران هم بوده؛ الهه زن مقام مستقل در آسمانها داشت: خدایانی چون آناهیتا برای بارش و برکت، ایشتار مادر، رب النوع زن مانند پینیکیر مادر بزرگ، نانایی باروری، کیریرشا مادر در باورهای عیلام از 5 هزار سال پیش. در جامعه قبیلگی مقام زن در رابطه با مقدسین مرد الوهیت گرفته؛ چند مزار مقدس زن در باورهای شیعی بقرار زیرند: بی بی شهربانو همسر امام 3 و مادر امام 4 در ری، حضرت معصومه دختر امام 7 در قم، زهرا دختر پیامبر از جدیجه و همسر حضرت علی و مادر امام حسین.

 

منابع.  ‏2015‏/11‏/19

http://eng.globalaffairs.ru/book/Gorbachevs-full-speech-during-the-celebrations-of-the-25th-Anniversary-of-the-Fall-of-the-Berlin-Wal سخنزانی گورباچف در جشن 25مین سالگرد تخریب دیوار برلین، 8 نوامبر 2014.

https://en.wikipedia.org/wiki/Dissolution_of_the_Soviet_Union فروپاشی اتحاد شوروی.