فرازه هایی از استراتژی جدید امریکا در مورد افغانستان و جنوب آسیا و پیامد های آن

نویسنده : مهرالدین مشید

از فحوای سخنرانی ترامپ معلوم شد که او تمامی طرف ها را به صلح و ثبات در افغانستان دعوت کرد. وی شاخه هایی از طالبان را ترغیب به صلح و گفت وگو با حکومت افغانستان نمود. وی این نکته را برجسته ساخت که نباید به تعداد نیرو‌ها و همچنان جدول زمانی برای خروج از افغانستان تمرکز شود، زیرا به‌گفته وی شورشیان از این پلان منفعت می‌برند. وی گفت، امریکا به حمایت از حکومت و نیرو‌های امنیتی افغانستان ادامه خواهد داد، اما وی تأکید کرد که امریکا به دولت‌سازی در افغانستان ادامه نخواهد داد و این کار مربوط خود افغان‌ها است و گفت که افغان ها خود حکومت خود را بسازند. وی در پیوند به اعزام سربازان جدید به افغانستان از افزایش نیرو ها به گونۀ مرحله یی سخن گفت و اما نگفت که به جه تعداد؛ اما وی تاکید کرد که دیگر با خروج نیرو های خود بی توجه به شرایط افغانستان اشتباۀ گذشته را تکرار نمی کنید. این نشاندهندۀ حضور دوامدار امریکا در افغانستان است. وی افزود: پاکستان به نوبت خود، اکثراً برای عناصر آشوبگر، خشونت و تروریست پناه داده‌است. این تهدید بزرگ است زیرا هند و پاکستان هر دو کشور‌های مسلح با سلاح هسته‌یی اند و روابط پُر تنش آن‌ها می‌تواند باعث بحران شود و وقوع آن ممکن است.” وی واضح ساخت که در پاکستان پناهگاه‌ها و لانه‌های تروریستان وجود دارند و از آن‌جا پلان برای هدف قرار دادن شهروندان امریکا طرح‌ریزی می‌شود. وی واضح کرد که تهدید‌ها در پاکستان برای امریکا خیلی بزرگ دانسته شد. وی برای پاکستان گفت که در صلح با افغانستان چیز های بهتر از جنگ را بدست خواهد آورد و اما به پاکستان گوشزد نمود که پس از این لانه های تروریستی در پاکستان را تحمل نخواهد کرد و به ادامه گفت، پاکستان میلیارد ها دالر از امریکا بدست آورد و آن را برای تروریستان به مصرف رساند. وی افزود که پاکستان تروریستان را در خاک خود جای داده است و این برای امریکا قابل قبول نیست و این را برای امریکا غیر قابل تحمل خواند و تاکید کرد که پاکستان باید تغییر کند؛ اما وی از نحوۀ تحمیل فشار بر پاکستان چیزی نگفت که این نشاندهندۀ نوعی انعطاف او در برابر پاکستان تلقی می شود. وی از تلاش های هند برای مبارزه با تروریزم بویژه در بخش اقتصادی تحسین به عمل آورد و این نخستین بار است که امریکا در استراتیژی خود هند را شریک می کند. هدف وی از هند بیشتر کمک در بخش های اقتصادی با افغانستان است که این دلگرمی امریکا به هند برای پاکستان که هر دو داری اسلحۀ اتومی اند، غیر قابل قبول است و می تواند حساسیت برانگیر هم باشد. در این میان تاختنش بر پاکستان متفاوت تر از رهبران امریکایی است که از این اظهاراتش طوری برداشت می شود که وی میخواهد علت شکست امریکا در افغانستان را به دوش پاکستان بیافگند. در این شکی نیست که رییس جمهور آمریکا با درک دورنمای سیاسی و اجتماعی غیر قابل پیش‌بینی افغانستان استراتیژی محتاطانه را مد نظر گرفته است و با این حال هنوز هم احتمال عمل به گزینه های متناقض و چرخش آنی در سیاست آمریکا در قبال افغانستان نفی نگردیده است؛ اما چیزی  که روشن است وضعیت گنگ و دلهره کنونی برای چند سالی  شاید ادامه ادامه پیدا کند. در ضمن  گفته می توان که این پرسش ها هنوز پاسخ نیافته اند. آیا امریکا برای چه درین کشور آمده و  مانند ماری بگرد این کشور در خود پیچیده است؟ چرا بیشتر از یک هزار میلیون دالر برای ایجاد پایگاه های نظامی در افغانستان خرچ کرده است؟ آیا افغانستان استرتیژی پایانی امریکا متحدان اش است و یا خیر؟ یا اینکه افغانستان  پل استراتیژیک امریکا است؟ آیا امریکایی ها برای رسیدن به هدف خود از هیچ چیز دریغ کرده اند؟ آیا منافع پنتاگون،  سیا و میلیونر های امریکایی در جنگ و یا درخشونت، بحران آفرینی؟ حمله به دیگران است؟ آیا با جاگرفتن هند در استراتیژی  امریکا جنگ نیابتی در افغانستان شدت نمی یابد؟ آیا حکومت افغانستان بحیث شریک این استراتیژی با توجه به افزایش فساد در آن چقدر می تواند، نقش موثر را در اجرای آن داشته باشد؟ آیا امریکا با سرکوب داعش در سوریه و عراق و انتقال آن به افغانستان درصدد تخریب پروژه راۀ ابریشم نیست؟ و آیا امریکا فشار کافی بر پاکستان وارد خواهد کرد؟ این در حالی است که پاکستان دارندۀ اتوم کشوری که هند اتومی را می خواهد مهار کند و اردوی خویش را  زیرنام طالب به شمال و جنوب و شرق و غرب کشور ها می فرستد تا با قلع و قمع وطن دوستان استخوان های مقاومت ملت ها را بشکند. یا این که امریکا می خواهد با عبور از فراز جسد ها و استخوان های مردم افغانستان خود را به چشمه های  نفت و گاز آسیای میانه و بحیرۀ خزر برساند.  از سویی هم این پرسش ها مطرح می شود که

آیا این استراتیژی امریکا را قادر خواهد ساخت تا شکست هایش در خاورمیانه جدید، صدور جنگ به اسیای میانه، درز در اروپا و در امریکای جنوبی را جبران کند؟ و آیا مارش به سوی اسیامیانه و محاصره چین و روسیه ایجاد خاور میانه جدید تمام پلان های همچنینی به شکست انجامیده است و امریکا انرا هرروز تکرار میکند، یا این که امریکا کاریکه میتواند انجام یدهد، تنها سبوتاژ راه ابریشم است که چین انراایجاد میکند.  ‎

در این میان نباید  این نکات را از نظر دور داشت که در استراتیژی امریکا قابل دقت اند. رئیس جمهور امریکا گفت، میدان جنگ قوت ما را تثبیت خواهد کرد، تروریستان را می کشیم، برای افغانسنان چک سفید نمی دهیم، ما دیگر در افغانسنان دولت سازی نمی کنیم. پیش از این رکس تیلرسون وزیر امور خارجه امریکا در کنفرانس مطبوعاتی گفته بود:- “دولت افغانستان و نمایندگان طالبان باید در میز مذاکره شرکت کنند و ایالات متحده امریکا نباید روش مذاکره را بر آنها تحمیل کند. تیلرسون با یادآوری از سخنان دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا که گفته بود، ایالات متحده امریکا دیگر بر کشورهای دیگر دموکراسی را تحمیل نخواهد کرد، گفت: ما در حال تلاش برای اجرای اصول خاص خود در سراسر جهان هستیم. همچنان رئیس جمهور امریکا از همسایه های افغانستان بویژه پاکستان در پیوند به صلح در افغانستان خواهان صداقت شد. وی افزود که پاکستان باید خود را تغییر بدهد و حالت فعلی پاکستان در پیوند به نروریستان برای امریکا قابل تحمل نیست و علاوه کرد که شاخه های از طالبان که علاقمند به روند صلح اند باید به این روند ترغیب شوند؛ اما طالبان گفتند تا آخرین سرباز خارجی در افغانستان می جنگند. ین سخنان داکتر عبدالله  را نباید ساده انگاشت که گفت، امریکا استراتیژی اش را در مشوره با حکومت افغانستان ترتیب کرده است و درست زمانی که بدون توجه به تیوری توطیه به متن این استراتیژی دقت شود.  نظر کابل تا حدودی در آن محسوس است. بدون تردید این استراتیژی حاوی مطالب مهمی است که شاید ابراز آن لازم شمرده نشده است. هرچند در این استراتیژی فشار ها بر پاکستان صراحت ندارد؛ اما با توجه به رفت و آمد های پیهم مقام های ارشد امریکایی به افغانستان و دیدار های ترامپ با اهل خبره نمی توان این استراتیژی را یک جانبه خواند. از سویی هم انعطاف پذیری در این استراتیژی را بجای ضعف نه؛ بلکه بجای قوت آن حساب می توان کرد که دروازه های جنگ و صلح را باز گذاشته که قابلیت های تغییر پذیری آن را ارایه می کند و نمی توان از آن یکسره استراتیژی جنگی نام برد که البته نقش حکومت افغانستان در راستای اجرایی و سمت و سو دهی آن بی اثر بوده نمی تواند.

از اعلام استراتیژی امریکا در پیوند به افغانستان چند روز می گذرد. آگاهان در این مدت تبصره های زیادی کردند و تحلیل های زیادی نوشتند. بیشترین تحلیل بر این است که انعطاف پذیری های زیادی در این استراتیژی دیده می شود. این استراتیژی نشان دهندهء ادامهء جنگ در افغانستان بوده، آن را ناتمام می خوانند و در صمن می گویند که در مورد تجهیز نیرو های افغان در آن خبری نیست و صراحت کامل ندارد. از سویی هم گفته می شود که در این استراتیژی برای صلح جایگاهء معینی وجود ندارد. دعوت ترامپ برای پیوستن طالبان به روند صلح یکجانبه خوانده شده است. این در حالی است که طالبان قوی تر از هر زمانی شدند. در این استراتیژی جغرافیای جنگ نامحدود قبول شده و امریکا تنها به جنگ دوامدار اشاره کرده و احتمال شخصی شدن جنگ و دادن جنگ افغانستان به کمپنی های شخص نیز از جمله گزینه هایی عنوان شده است که مایه های نگرانی را ایجاد کرده است که عواقب آن زیانبار خوانده شده است. از سویی هم هرگاه در استراتیژی جدید امریکا فشار بر پاکستان برداشه شده باشد، بصورت قطع این استراتیژی ناکام است. موجودیت اختلاف در امریکا سبب شده است تا امریکا در پیوند به افزایش فشار بر پاکستان تصمیم قاطع نگیرید. رئیس مجلس سنای امریکا می گوید که موجودیت اختلاف در درون کانگرس سبب شده تا امریکا ننواند موضع قاطع برضد پاکستان اتخاذ کند. وی با اشاره به موضع گیری جان مکین در پیوند به پاکسنان می گوید که جان مکین از پاکسنان دفاع می کند و خواهان افزایش فشار بر پاکستان نیست. وی می افزاید این در حالی است که امریکا برای پاکستان پول می دهد و اسلام آباد این پول را برای طالبان می دهد. این در حالی است که پاکستان مرکز امن برای تمام شبکه های تروریستی به شمول شبکهء حقانی است. معلوم می شود که مکین بحیث لابی نیرومند پاکستان توانسته تا در استراتیژی جدید از افزایش فشار بر پاکستان بکاهد. این در حالی است که پایان جنگ افغانسنان بستگی دارد به نابودی و مسدود شدن لانه های تروریستی در پاکستان است. هرگاه امریکاذدر استراتیژی خود در پیوند به پاکستان باز هم از نصایح استفاده کند. واضح گفته می توان که از استراتیژی جدید امریکا و بویژه سپردن جنگ به کمپنی های بدنام مثل بلک واتر بوی خون را بیشتر احساس کرد که قطعا امید واری برای پایان جنگ در افغانستان نمی توان امید وار بود.

در پایان گفته می توان که در استراتیژی جدید امریکا انعطاف پذیری های زیادی موجود است و اما در آن کدام قاطعیت جدی بویژه در پیوند به پاکستان وجود ندارد و در حالی که این نقش تعیین کننده را در جنگ با تروریزم را دارد.  ترامپ نگفت که اگر پاکستان در رویکرد خود تغییری رونما نکرد و در برابرش چه انجام خواهد داد و این در حالی است که یک گروپ قوی در سنای امریکا به رهبری جان مکین برای پاکستان لابی گری می کند و خواهان افزایش فشار بر پاکستان نیست و در ضمن ترامپ از کمک های جدی و قابل اعتماد برای تقویت نیرو های هوایی و زمینی افغانستان چیزی نگفت . در کل گفته می توان که ترامپ در موجی از اختلاف در امریکا ناگزیر به اعلان استراتیژی خود در مورد افغانستان شده است. اگر بدبینانه تلقی نشود ترس آن می رود که این متواند نظامیان اسلام آباد را فربه تر کند. …والله اعلم