علی اشرف درویشیان ….


با مرگ علی اشرف درویشیان یاد خودم افتادم . مرگ یک واقعیت محض است که در ذات همه پدیده ها مستتر است.


در میان نویسندگان کسانی هستند که خودشان را به بند تنبان هر حاکمی آویزن میکنند و ناغافل قرباني بازي‌هاي سياسي مي‌شوند . درویشیان حکایتش مقدار زیادی متفاوت است. در آثارش به خوبی بازتاب زندگی انسان در جهان امروز حس میشد . مسائل و موضوعاتی چون زندگی جمعی، فقر ، خشونت، دشمن و … و هر اشاره ای باعث شده بود تا ذهن مخاطب با یک نگاه هشدار دهنده گره بخورد .


این یک واقعیت محض جهان، در همه ادوار تاریخ خصوصا جهان پیچیده امروز است. هنرمند در پروسه کنش و واکنش‌ها ، پراتیک عرصه ذهن خلاق خود را در اختیار دارد.


علی اشرف درویشیان نسل به‌جامانده از دوران کودتای ۲۸ مرداد است ….الگوها و مشوقهایش جلال آل احمد و سیمین دانشور هستند . در یکی از داستانهایش با زندگی یک مرد روستایی آشنا می‌شویم که از زمین و گاو دور مانده و از ناچاری به قبرکنی روی آورده است. او که دیگر در پی «باور کردن زمین نیست» مرده‌خواری می‌کند . حکایت عده ای از فعالان و سیاسیون زمان حاضر…


یادش گرامی باد


اسماعیل هوشیار