طن طننا ، طن طننا ، طن طننا بود 

ديدى كه همش دغدغه و مكر و ريا بود
كان دمبك و دولك همه يكسر مدعا بود
ديدى ز پى غارت و تاراج من و تو
صد رنگ و فسونش همگى غدر و دغا بود
گفتند به ما دين مبين ات به خطر رفت
با همچو شعارى هدف از خوردن ما بود
دزدان ز پى چور به كرسى نشاندند
هر گونه ستم بر سر ما و تو روا بود
هر ساز كه بر ما بنواختند به هر تال
طن طننا ، طن طننا ، طن طننا بود !
بستند و بريدند و دريدند و قپيدند
هر حرف كه بود بر سر لحاف ملا بود
من هيچ ندانم كه چنين نسل منافق
آخر ز كدام طايفه و قوم خطا بود ؟
زبير واعظى