صید دل‌

ای دختر زاری زاری
نالم ز بی قراری
در میان دختران
گل‌دختر مزاری
دختر چی‌خوب قشنگ است
هم شوخ هم زرنگ است
در بردن صید دل
بی‌جنگ و بی درنگ است
از‌غمکت بسوزم
نه شب‌آرام‌نه‌روزم
خیاط شوم‌دختر‌جان‌
کالا برت بدوزم
هر دم‌صدا می‌کنم
جانه فدا میکنم
ای دختر‌نظر نشی
خدا خدا میکنم
دختر‌فدای‌نامت
من میشوم‌غلامت
چون‌کبوتر میشدم‌
میآمدم‌به‌بامت
محمد اسحاق ثنا 

ونکوور کانادا