سیاست کادری مکدروناسالم

نوشته : نصیراحمد—مومند

 سدنی — استرالیا

ګرفلک خواهد کاری کند          زسرسوزن مناری کند

خری را  زآخوری بدرآرد         به یکدم سیاستمداری کند

‎این چنین سیاست یا روش کادری مکدروناسالم عموما خاصه موسسات ،ادارات وحکومات جوامع محروم ازچراغ سواد ودانش ،فقیروناداروعقب مانده وسایراجتماعاتی که بربیناد اساسات بدوی استواربوده وبزورتفنګ وفشاروتهدید  برای تامین اهداف ومنافع شخصی، ګروهی وغیره مقاصد،امیال وخواهشات نامشروع نصب وبرمردم تحمیل شده باشد محسوب میشود ۰هیچګونه احساس مسوولیت والتزام اجتماعی وملی وحتی پابندی  های انسانی  را نمی شناسد و تنها وتنهادرجهت تامین وتحفظ منافع یک اقلیت مفتخواروبی انصاف برشانه های اکثریت جامعه وملت بارمیشود۰ زیرا ګردانندګان چرخ این چنین دستګاه ها وحکومت ها را بیشترافراد جنایتکار ، زورمندان ،قاتلین مردم بیګناه، دزدان ،اوباشان ومعامله ګران فرصت طلب مجهز باسلاح ومنطق زوروتفنګ تشکیل میدهدکه با استفاده از قوه وفرصت غصب کرده به زراندوزی می پردازتد، درد ودریغ وتاسف به حال چنین جوامع وملت هایی که درګروسلطه چنین ګروه وحکومتی قرارګیرند که ازحد اقل زندګی انسانی و حقوق طبعی بهره ای نصیب شان شده نتواند ۰

یادونه په کار ده چې د طالبانو تر سقوط وروسته د افغانستان د اوه لس کلنې لانجې یو اساسي عامل، د نظار شورا په نامه یوې محدودې ډلې ته په مطلق ډول د قدرت ناکنتروله انتقال و، تر څو چې دا ډله او ددې ډلې

نورې متعصبې ستمي ائتلافي ډلې او د هغوی جنګي جنایتکاران له حساسو دولتي رګونو لرې نه شي، د واک وېش د عدالبت پر بنسټ تر سره نه شي، نه طالبانو سره سوله ممکنه ده، نه نورو ډلو سره، نه حکومت کې سمون راتلای شي، نه په عام ډول په هېواد کې امن، ددې ډلې د حاکمیت په شتوالي کې نه یوازې دا چې د امن ټینګښت ممکن نه دی، حتی مخالفینو ته د مناسبو الفاظو کارول هم د دوی له سخت غبرګون سره مخامخېږي. د سولې د ټینګښت په لاره کې نور خنډونه هم شته، خو یوه اساسي غوټه او خنډ یې د همدې مافیایي ډلې نا کنټروله حاکمیت دی.

 

طریقه دیګر تحفظ وانکشاف زبان پښتو سهمګیری وسایل ارتباط همګا نیست که از طریق نشروپخش کتب، رسایل ومجلات ، روزنامه ها وپروګرامهای دلچسپ رادیویی و تلویزیونی وسایروسایل سمعی وبصری امکان پذیر بوده که هم حق یک ملت وکتله بزرګ قومی ادا و احترام میشد وهم زمینه تفاهم واشتراک کامل مساعی  مساعد میګردید تاهمانطوریکه دردفاع ازنوامیس ملی دربرابرمتجاوزین جانبازانه می ایستند سهم بهتروبیشتردرتطبیق واجرای پلانها وپروژه های ملی ورفاه اجتماعی برمبنای شایستګی مطابق به مهارت ها واستعداد ګرفته میتوانستند. زیرا سیستم غیرعادلانه وبی محاسبه معارف ونشرات وسایل ارتباط همګانی درداخل وخارج کشورنه تنها دقیقا جوابګونیست و به منفغت ومصلحت ملی نی ، بلکه درجهت معکوس آن قراردارد . ما شاهد هستیم که نصاب تعلیمی مکاتب وپوهنتونهاومواد درسی آنها عملا از جانب کشورهای خارجی ایکه اهداف ومقاصد استعماری وخصمانه تاریخی وجغرافیایی وتهاجم فرهنګی دارند ترتیب وتهیه می ګردد . یا مجلات روزنامه ها ، رادیو ها و تلویزیونهایی درداخل وخارج کشورزیرنامهایي مطالب ومضامینی انتشار می یابد که برای بسیج ،وحدت وهمبستګی ملی افغانها بسسیار مخدوش کننده ومحرک نفاق است که ازمراجع خارجی تمویل وتوسط عمال مرموزومتعصب شان پیش برده میشود .

 

هرګاه ازنظا مها واداره های تحمیلی  محصول تجاوزشورویهاکه اغازګرتباهی وبربادی ها بشمارمیرود تاتجاوزامریکا ومتحدینش دروجود کنفرانس بن زیرچتر ملل متحدبخاطر طوالت موضوع طوریکه در سطورګذشته ذکرشده که هرکدام مباحث سیاه ودردناک جداګانه راتشکیل میدهدانصراف بعمل اید تااداره ساخت جان کری وزیرخارجه حکومت رییس جمهوراوباما بنا م حکومت وحد ت ملی!؟ مکث نماییم می بینیم که:

از توافقات بن در سال ۱۳۸۰شمسی باتحمیل حکومات تحمیلی دست نشانه ومستعمراتی وجریان انکشافات ناسالم ومصیبت زای مافیایی موازی به آن، تا توشیح قانون اساسی سال ۱۳۸۴ش دولت جدیدیکه بسیارظالمانه وجفاکارانه تحمیل شده درافغانستان بناء شد. اگرچه در اساس شکلیات وظواهر روی کاغذ، این دولت از دولتی که توسط قانون اساسی چهار دهه پیش بمیان آمده بود، فرق فاحشی ندارد، ولی واقعیت های عینی و عملکرد های شخصیت های کاذب تصنی وتحمیل شده دولتمردان، نخبگان سیاسی دست اندرکاران مطرح و جامعه جهانی محیط متفاوتی را ایجاد نمودند. اهمیت این مسأله در اینست که تداوم چنین سوء عمل ونظرباعث می شود تا اول و مهمتر ازهمه، طرح شوم حذف تأریخ تمدن ما و افتخارات ملی و هویت اجتماعی-  سیاسی ما به پیروزی دشمنان  ایجاد یک دولت ملی نزدیک تر گردد و در حافظۀ جمعی نسل جوان ما اثری از آنچه بودیم و آنچه داشتیم باقی نمانده اعتماد به نفس ملی ما کاملا ازبین برود.

بوضاحت به مشاهده میرسد این عناصر بالهوس ومنفورملت چه در داخل نظام وچه دربیرون ومخالفت با ان در چهره های متلون که بیشتر در خدمت ابزاری مراکز قدرت بیګانګان در خارج از کشور قرارداشته و با حمایت مادی و سیاسی ونظامی آنها عنان قدرت و مکانات را تصاحب وغصب کردندبا تبلیغ شعارهای کاذب مقطعی به دور از ارزش های ملی افغانی وعقیدتی اسلامی، سعی می کنند در راه خدمت به حامیان خارجی وتداو م حیات ذلت بارشان، مانع حرکت جامعه بسوی امیتت ،ازادی ،ترقی وانکشاف بشری درکشورگردند.

ضمناکشورهای متجاوز در رکاب امریکازیرنام کمک وتلاشهای کاذب خویش درجهت تامین صلح وباز سازی از نزدیک به اغفال افکارواذها ن عامه میپردازند،درحالیکه همه میدانندکه صلح و ثبات پایدار بدون تطبیق عدالت خصوصا در جامعۀ  افغانی، ناممکن است.

 

حالتی درکشورمسلط وپدیدار ګشته که درجنب جنګ سالاران وسنګرنشینان اجنانب عده از رسانه ها نیز میدان جدا ل وراکت پراګنی ب بند وبارمبدل وقرارګرفته وتلاش صورت میګیرد تاازین طریق نیز لهجه وصدا های« دزد وکاروان ، ظالم ومظلوم، صادق وخاین» را بهم امتزاج بخشند تا درتشخیص وتفکیک آنهااشکال وابهام جایګزین ګردد« به اصطلاح سره وناسره به یک نظرونرخ دیده شده،بلکه ناسره ارزش وجای بلندتررااحرازکرده» واین خودیکباردیګرهوشدارمیدهد وتاکید مینماید،تازمانیکه جامعه مااز ین صحرای محشراحساسات واندیشه های نا میمون وازلوث نعش این دورباطل مکتب های مردود جامعه فاقد استثمارفردازفرد، ،تجدد طلبی های ګمراه کننده وآزادی ودموکراسی های مجردبی بند وبا ر،این زرع بیګانګان ودشمنان دین، مردم وکشورکه همه درراه تقرقه ملی بکارګرفته میشودبیرون نیایند نخواهیم توانست که ملت وکشورامن ،آرام وآبادګرددوجایګاه مستقل ومقام شایسته خودرا درقطارمردم وملل جهان وپیشرفت های آن بدست بیاورند ، بلکه زمینه رشدواحیای مکتب (اجنبی پرستی )بیشترریشه ګرفته و مهیامیکردد. وازهمینجاست که برای رفع ونجات ازحالت موجود نسخه اراایه کرده علامه اقبال ذهن را معطوف ومصروف مینماید که :

ګر شود اندیشه قومی خراب       ناسره ګردد به دستش سیم ناب

پس نخستین بایدش تطهیرکرد      بعدازآن أسان شود فکرتعمیرکرد

هرګاه یک نګاه اجمالی وګذرا به ګذشته نزدیک بیاندازیم درمیابیم ګه با توقعات  وراه اندازی دودوره دموکراسی فاقد پیش زمینه و بی موقع وبی محاسبه تقلیدی ومصیبت زاء زمان شاه ودموکراسی تحمیلی ووارداتی (بن) افغانها فرصت های تاریخی وامکانات وسیعی راازدست داده اندوعرصه را برای دشمنان آزادی وحاکمیت ملی واګذاردندوحاصلی جزتباهی وانهدام ونا بودی نظم اجتماعی وپاشان شدن ساختارپایه های اساسی اداره ومنجمنت درکشور«شیرازه حیات ملی » چیزدیګری دربرنداشته است.

بلکه بی امنی ، تعویض فرهنګ وکلتورسچه وبه دل وجان پذیرفته شده افغانی واسلامی به فرهنګ و کلتوروایدیالوژیهای نامانوس وګمراه کننده وغیرعملی بیګا نګان ، همچنان ایجادوپرکردن کرسی هاازایجنتان وکمیشنکاران اجانب وتشکیلات غیرضروری وامتیازطلبی های نامشروع ، انحراف وګمراه ساختن نسل جوان ازطریق شیوه های جدیدفریبنده بخاطرتحقق وحصول مقاصدشوم وناحایزمعامله ګران فرصت طلب واجنبی پرستان داخلی واستعمارګران انتقامجوی خارجی صورت ګرفته وجززمینه ساز هرج ومرج وانارشی ،بی ثبات سازی کشور، دګرګونی وتحریف حقایق وواقعیت های تاریخی ، فرهنګی درتناقض باخواسته ها،شعایرواعتقادات مردم و درکلیت تباهی وبربادی بنیاد های مادی و معنوی چیزی بیش نبوده است .                                                                                                                               

ازنتایج تلخ دموکراسی بیموقع زمان شاه بودکه نظم ومسیرنیمه جان ګرفته شاهراه وکاروان رفاه وترقی وامن این ملت وکشورمانند دوران شاه غازی امان الله یکباردیګربه ا نحراف کشانیده شد وزمینه سازهرج ومرج وتحقق اهداف دشمنان مردم و کشور ګړدیده ومنجربه فاجعه ثوروسیاهترین مرحله آن شش جدی وعواقب بعدی آن ګردید . همیګونه دموکراسی وارداتی وتحمیلی بیګانګان جزء درامه (بن) است که درپرده هاومراحل جداګانه طی بیش ازیکنم دهه اخیر یکی بعد دیګری درپیشبرد اهداف استعماری ونامشروع به نمایش واجراګذاشته میشود، ناآرامی های پریشان کننده راببارآورده، دامن زدن نفاق ملی بیشتراز پیش بیدادمیکند. موانع تبارزو ګزینش زعمامت وانسجام شخصیتهای شایسته ملی وهمچنان فقدان ستراتیژی واهداف ثابت وروشن واداره سالم افغانی به نفع اعمارمجددورفاه اجتماعی پلان شده  قصیرالمدت وطویل المدت و اولویت ها ، تامین امنیت ملی وحراست ازآزادی واستقلال کشور به یاس ونامیدی و بحران جدی اعتماد کشانیده شده که استمرار وتشدیدتلاشهای ظالمانه مافیایی به سود ګروههای زورمند معامله ګروحامیان شان ملت ړابه ستوه آورده وغیرقابل تحمل ګردیده است.

به همین سلسله ازپیامد های نامیمیون ومخرب دیګرآن فقدان معیارهاوضوابط برای تثبیت شخصیت، اهلیت ،تقواوشایستګی مسوولین دولتی وسازمانهاوموسسات مربوطه وهمچنان تثبیت وتصویرروشن وغیرجانبدارانه ازګذشته افرادواشخاص دست بکارمیباشد.

انتصاب عده ای ازچهره های مغشوش ، فاقد استعداد وشایستګی وجمعی ازآدمهای مشهوربالفسادو وابسته درپست هاووظایف خطیروسرنوشت سازصورت میګیرد ، قانون اساسی وسایرلوایح درمغایرت وتناقض با شرایط وواقعیت های موجود ، آیین واعتقادات وخواست اکثریت جامعه واقتضای منافع ومصالح علیای کشوروملت واحد ویکپارچه نه تنها قرارګرفته بلکه به سوداجانب بخصوص دشمنان هدفمند مقهورباشیوه های پرچسپ وفریبنده بوسیله ګروپهای افرازشده وموظف وایجاد پست ها غیرضروری ونصب ادم منفوروغیرمسوول جز تورم تشکیلاتی که ترتیب ومرعی الاجراقرارګرفته نه تنها بحال مردم وکشورمفید نیست بلکه ما میدانیم که قوانین حالات سه ګانه را داراهست «مرحله تصویب وانفاذ ،مرحله تطبیق یکسان و بدون امتیاز وتبعیض ونظارت برتطبیق آن» که هرکدام ازین مراحل ومراجع مشخصات وتوانایی ها وشرایط لازم خود را دارند که بحثی است وسیع و جداګانه که درین مختصر نمی ګنجد. بناء ادامه این حالت برای حیات سیاسی آینده اداره وحاکمیت های واقعا ملی بعدازاشغال واسارت وتمامیت ارضی کشوربه حیث میراث شوم نهایت جنجال برانګیزخطرناک ومصیبت زاء خواهد ماند .                                                                         

 همین  ګونه فقدان شرایط آموزش وپرورش برای نسل جوان که چشم امید،نیروومعماران وپاسداران آینده میراث های اصیل فرهنګی  وکلتوری مردم وکشوراندوباییست درصدراولویت های پلان احیاء واعمارمجدد قرارمیداشت تا بجای فرهنګ تفنګ وکین وتعصب و بیګانه ګرایی ،پرورش وتربیت آنها با روحیه ملی صداقت ووطن دوستی صورت ګرفته وکادرهای پاک نفس فنی وتخصصی وآ ګاه براوضاع واحوال جامعه بارآیند. ولی دردا و دریغا که ظرف پانزده سال ګذشته روندی آمیخته از چپ ګرایی غرب ګرایی وذهن شویی وګرایشات منفی ونابودکردن دستاورد های جهادومقاومت ملی و تحریف حقایق وواقعیتهای تاریخی کشورازطریق فشاروفقراقتصادی وبیروکراسی وفساداداری وسیتم نامتوازن وغیرعادلانه معارف جبراوعلنا کشانیده میشوند.

چنین اوضاع دربین یکعده افغانهاچه درداخل وچه دربیرون ازوطن شان با حمایت وتحریک سیاست های استعماری کشورهای طماع ومیزبان دامنه ازخود بیګانګی وتفرقه های محلی ، قومی ، لسانی ، مذهبی وغیره راایجاد کرده وروزتاروزباحمایت دست های مرموزعقب پرده ګسترش میابدکه این مسایل وبسا فکت های دیګرمیرسانند که باییست تلاشهادرجهت تداوم چنین حالت صورت بګیرد تانارامی نه تنها حفظ شودبلکه با زمینه سازی ها دامن زده شده و تشدید ګردد . بدیهی است که تفرقه برای قدرت های استعماری ودارای اهداف سود جویانه درکشورهای مورد آزوطمع شان همواره برګ برنده و قابل اتکاء محسوب میشود .

درتحت چنین شرایط و فضاء وتوجه به روند پانزده سال اخیرمخصوصا معامله ګری های نابخشودنی حامد کرزی ودنباله روی ،کوتاهی ونارسایی وناتوانی های متفکرو دانشمند شناخته شده بین المللی داکتراشرف جزسود کوتاه مدت ګروهی ناخلف واجنبی ها وازدیاد لوث وتکاثرمجرمین ومسوولین تاریخی چیزدیګری را دربرنداشته ونمیتوان انتظارداشت که برای ایجاد یک نظام وسیستم عادلانه وبا ثبات بدرد بخورباشد وبتواند برای آبادی وازادی مملکت، رفاه و امنیت وخوشبختی همګا نی ونجات ازوابستګی ها وتسلط ومداخله بیرونی موثرباشد، منفعت ومصلحت ملی وتمامیت ارضی کشوررا تامین وتحکیم بخشید. واین همه درسی است که بایدآموخت ودرخنثی کردن وجلوکیری ازین حالت بلادرنګ تلاش نمود.                                                                                                                                                                                  

یکباردیګرضرورتا بایدخاطر نشان نمودکه هرګاه دیروزانګلیسها و روسهای شوروی ملت  افغان وپیکرکشورشانرا تباه وتکه وپارچه کردند ، دراثرغباوت وسیاستهای مزورانه چند کرنیل وجرنیل ونظریه پردازشان بوده که امپرا توری های غاصب ومغرورخودرانیزبه نیستی وزباله دان تاریخ سپردند وهزاران خانواده ومالیه دهنده ګان انګلیس وروس و مردم تحت سلطه واسارت خودرا هم فدای خودخواهی هاواشتباهات وجنایات نابخشودنی خود نمودند . اکنون هم هرګونه نیت سوء دربرابرافغانهای جدایی ناپذیروکشورلایتجزای شان محکوم به شکست وشرمسا ری قطعی است واین اعتراف (جنرال میک کرستال) درکنفرانس مطبوعاتی لندن راکه (وقتی قوایش باتمام نیروعقب چند نفربنام مخالف خود میروندودوسه نفرشانراازبین میبرند ، بجای اینکه تعدادمخالفین کاهش یابد، برعکس دوسه برابرمیشوند. جنرال نامبرده خود اعتراف میکند ومیګوید :علت اینست ، کسانیراکه ما از بین میبریم این ها پدر، برادرواقارب دارند ، اسلحه برمیدارندوعلیه ما میجنګند) .

مردم امریکاء، انګلیس وسایر کشورها ی متحدشان یقینا این را میدانند،هرجا ییکه حکومات امریکا ویارانش پای دموکراسی ،حقوق بشروآزادی های بی بندوباررا کشانید ه و زیرچترآن بنای دخالت وحضورسلطه جویانه بیشترراقصد کرده اند آن ملت هاوان کشورهارا با بحرانهاوفجایع ومصایب بی مانندی مواجه کرده اند که نمونه بسیاربارزونزویک آن عراق ،افغانستان و دخالت ها ی بسیار بی شرمانه وظالمانه دراوضاع و احوال کشورهای مصر و لیبا وغیره است که ما همین اکنون خود شاهدوهیزمی هستیم که درنفس این آتش افروخته شده قرارداریم. علی الرغم توجیهات بی پایه ،حکومات شان بااهداف مرموزومجهول علیه کشورومردم مظلوم،بیګناه وبیدفاع درخاک وخون خفته ملکی ودرخانه وکشورخودشان دردوطرف دیورند لاین منحوس می جنګند وبه نسل کشی وانتقامجویی مصروف اند تا علیه تروریزم والقاعده وداعش ساخته وپرداخته ذهن خود شان .

ازجانب دیګردست آوردتصامیم کنفرانس بن «این قایقک بی بنیادشکسته وپتره یی چندکله ونمبربدل »وسیله دخالت وتجاوزشان هم ظرف حدود شانزده سال جزسقوط حاکمیت طالبان واحیاوبرګشت انارشی وبی امنی وبی عدالتی قبل ازأنها دراشکال وچهره های جدیدومتلون وقتل هزارهاافغان بیګناه ملکی اعم اززن ومرد وپیروجوان وطفل وهمچنان هزارها جوان بی خبرخانواده های امریکایی وانګلیسی وسایرکشورهای متحدشان که نمیتوان آنرا پوشا نید ،وچه بجاست ګفته شود که «نتیجه القای کنفرانس بن درافغانستان ایتلافیست مرکب ازعده ای افرادناخلف، مطرودزمان زده ونحل سیاسی ګروهی برمبنای هوس ها،عقده ها،مطالبات ومنافع مشترک فردی وګروهی شان که دراطراف یک محورمشترک،که تحت سلطه قدرت های استعماری اجنبی ګردآمده اند».                                                                                                                      

مامی بینیم که روند موجود وحاکم حقایق وواقعیتهای چهره اصیل افغانها وکشورشانرا چطوردرهاله چرکین وملوث پیچیده که ګویا افغانها ی درمانده وبیچاره درګذشته هم هیچ چیزی نداشته ویا هم همه داشته های مادی ومعنوی مردم وکشور دارای تاریخ پنجهزارساله شان به افسانه کس نه شنو بی خریدارمبدل شده وآنهارابه چشم مخلوقی فاقد شعورواراده سیاسی می بینند وتوقع میکنند که بماطرززندګی وحکومت داری رابیاموزندوبه تمام شوون زندګی مااعمال نفوذ وصلاحیت کنند. شیفته ګان محلی و منطقوی شان هم عقب نووزراندوزی ګشته این ملت وکشوررا دارنده نا دارومزدورساخته اند ، درحالیکه یقینا بدون مبالغه ومبرا ازاحساسات منفی وخودخواهانه این ګفته وادعای افغانها بجاوبا سند ومدرک است که «شرقیان ازما سخن آموخته اندوغربیان صدعلم وفن. اګراروپا رادرس حکمت داده ایم،آ سیا را نیزفهم صنعت بخشیده ایم . لهذا بهترآنست برخود سازیم اتکاء، زیراکه تکیه بردیګران باشدخطا ».

مردم وکشور ما هرچه احترام وافتخاری راکه دارند ازګذشته و کهن بودنش مایه میګیرد. این ګذشته وکهنګی به معنی ریشه وپایه های ژرفی است که هستی وموجودیت ما امروزبرآن استواراست که نمیتوان آنراساده انګاشت و خراب کرد ، چنانیکه صاحب نظری درینمورد میګوید : (ما بهترین ګورکنان خویشیم وتیشه به ریشه خویش میزنیم ) « امانویل تود» هم پایان مظالم وتکبروبیعدالتی  ها رادرکتاب «بعدازامپراتوری» پیشبینی کرده ومینویسد که :«جورج بوش پسر ویاران نومحافظه کارش به مثابه ګورکنان امپراتوری امریکا درتاریخ ثبت شوند » .

امریکایی ها ومتحدانش با انتباه نګرفتن ازاشتباهات انګلیس ها وروسها ی شوروی با اشتباهات مکرروباعدم صداقت ،بادورویی وتناقض در ګفتار وکردارشان وسوء نیت خویش در واقع طی شانزده سال ګذشته کوشیده اند ګورخودرا به این بزرګی درعراق وافغانستان بدست خود بکنندقضایای تازه واخیربی ثبات سازی مصرولیبیاومنطقه آنرا ابعاد سریعتر، وسیعتر و عمیق ترمی بخشدوجهان را به مخاطره مواجه کرده و این مقوله راکه ( افغانستان داتلانوکوراو دیرغلګروګوردی ) افسانه می پنداشتند به مصرف خود وبه قیمت تباهی و بی وقاری خویش جامه حقیقت بپوشانند واین حیله وتذویر راکه در سال ۲۰۰۱ میلادی به جهانیان اعلام کردندکه میخواهند یک تهدید تروریستی را دفع نمایند ولی درعمل با تجاوز ومداخله درامورداخلی یک کشورآزاد ومستقل وبقدرت رساندن مجدد وحمایت عوامل فساد ، نفاق وچپاول وتباهی ، ونفاق ملی می کارند، ودرظاهرامرمصروف دموکراتیزه کردن کشوریکه اکثریت مطلق آن سواد خواندن ونوشتن ونان خوردن را هم ندارندچه بسا که طی بیش ازچهل سال است که جنګ وتجاوزات ظالمانه استعمار سرخ وسیاه ولاش خوران منطقوی با ظالمانه ترین وبیرحمانه ترین اشکال آن همه نهادهای هستی مادی ومعنوی آنرا نابود کرده اند میباشند ۰

بناء با آنچه که در بالا مختصرأوبګونه مثال ازاوضاع واحوال نا هنجارکنش ها ومنش های عوامل داخلی وخارجی ذکربعمل آمد به این نتیجه میانجامد که خطاب بتوای افغان مصیبت دیده ، ای هموطن دردمند وباحساس  که درمزرعه وکارګاه ودرمکتب ودفترهستی وبلاخره بتوای أنکه درعقب میز خطابه وموعظه قرارداری! این ملت واین کشورایثارمیخواهد فداکاری وصداقت رادرعمل نیازدارد . بیش از چهل سال حرف بی عمل تغذیه کردیم وارد میدان عمل بشو!افغانهاخود بهترین معماران اند تا خود شان نسازند تجارب تاریخی وروند موجود نشان میدهد که کسی دیګری را یارای آن نیست ، برای افغانها یګانه راه بیرون رفت ونجات ازحالت موجودونیل به آرمانهای مقدس ملی به پیروی ازسنت نیاکان ،درس وعبرت از ګذشته ها وبازګشت وتصحیح صادقانه ازاعمال وناهنجاری های ګذشته به پیشګاه خداوملت، ،فشردن دست ها ویکپارچګی ملی است بدوریک محوروزعمامت واقعی قوی وصادق وطرف اعتمادملت افغان با سابقه وموقف و سیاست شفا ف و روشن مستقل ملی و بین المللی، که این ربطی بهم اندیشی وکنارګذاشتن سلیقه یی ،نصیحت وهوشدار ها ندارد .

یکپارچګی ملی یعنی پذیرفتن اختلافات سلیقه یی درعین همبستګی ومشت بسته واینهم به معنی شناختن حقوق وتوانایی ها ی یګدیګر واحساس تعلق به یکدیګردراتحا دوهمکاری درعمل است تاکه اولترازهمه برویم هرچه زود آ تش را خاموش ودهان ودست اجانب استعمارګروسودجویان محیل نفان افګن وخزندګان وچرندګان محلی ومنطقوی را ببندیم وکوتاه سازیم، مردم خویشرا ازشربزکشی ومرکب دوانی آزادومصوون ګردانیم تا به اختیار خود نایل آییم وتوان وامکان خودرا برای خود ودرخدمت مردم خود منجسم کنیم. پس ازآ نکه خانه ودردیوار را دوباره مضبوط ومستحکم ساختیم ، عنان وقفل وکلیدها راازاراذل واوباشان جمع وبدست آوردیم ،یک درودربان ویک کلی دارامین وباعتبارمشخص کردیم پرسان ومحاسبه را احیا کردیم  بجای تقسیم قدرت یک تیم کاری را برمبنای شایستګی وتفویض صلاحیت وقبول مسوولیت بوجودآوردیم ، آنګاه  میشودبالای رنګ ودیکوروتزیین آن چیزیکه عملا ما برای نجات ازحالت موجود وبرای خوشبختتی وترقی خویش مفید ثابت کرده بتوانیم بین هم مناظره کنیم وسلیقه ها رابه نفع ومصلحت ،خوشی و آرامی ملی مطرح ګنیم وبکار کیریم نه به قوت وسودوخاطرخواهی اجانب ودشمنان ، زیرا اتکا ‎ء وآوردن لشکروقوت غیربه هراسم ورسمی که باشد کاریست ناصواب ودرفرهنګ وکلتورافغانهای غیورومسلمان قام شرمی وننګ تاریخی بشمارمیرود که توجیح ناپذیر بوده وهیچ تد بیری نمیتواند آ نرابپوشاند وببخشد .    

                                                                                                                                                                             پایان