سفرهیآت کابل به اسلام آباد بر تصمیم گیری های واشنگتن برضد حامیان تروریزم صدمه وارد می کند

نویسنده : زینب

سفر دو مقام ارشد امنیتی کشور در شرایط کنونی هرچند با حسن نظر و ترغیب پاکستان برای ترک تروریست پروری باشد؛ کمتر از یک اشتباه سیاسی و تناقض رویکردی نیست. پیش از این سفر رئیس جمهور غنی گفت که تیلفون نخست وزیر پاکستان را پاسخ نداد. نخست وزیر پاکستان شام سه‌شنبه هفتتۀ گذشته می خواست می‌خواست که دربارۀ حمله‌های اخیر با رییس‌جمهور غنی، ابراز غم‌ شریکی کند؛ اما این شگفت آور است که پس از این جواب رد رئیس جمهور به تیلفون نخست وزیر پاکستان، دو مقام ارشد امنیتی افغانستان عازم این کشور شد. این هیآت که شامل معصوم ستانکزی، رییس امنیت ملی و ویس‌احمد برمک، وزیر امور داخله بودند، به پاکستان رفتند تا شواهد، حمله های انتحاری اخیر را با مقام‌های پاکستانی شریک سازند. بدون تردید این سفر همان دست رد ماندن آقای غنی بر سبنهء پاکستان را تکان داد و از لحاظ سیاسی موضع او را آسیب پذیر گردانید. در حالی که پاسخ گفتن به تیلفون نخست وزیر پاکستان زیانی کمتر از این سفر داشت. چیزی که مهم است، این که سفر این هیأت به پاکستان، موقف رئیس جمهور افغانستان را کمرنگ گردانید و از سویی هم موضع سیاسی افغانستان را در برابر پاکستان به شدت زیر پرسش برده است. بدون تردید سفر این هیآت را پاکستانی ها نوعی حرکت زیگزاگ و غیر ثابت  و حتا کرنش افغانستان در برابر خود تلقی می کنند و حتا این می تواند، ضربه یی بر وقار و شهامت مردم افغانستان باشد. از سویی هم به وضوح می توان گفت که این سفر بر تصمیم گیری های واشنگتن بر ضد تروریستان و حامیان آنان آسب رسانده و سبب تضعیف موضع کابل و تقویت اسلام آباد در دهشت افگنی در افغانستان می شود؛ زیرا این سفر درست زمانی انجام شده که ترامپ بررسم اعتراض و احتجاج برضد طالبان گفت و گو ها با طالبان را رد کرد و گفت آنانی که انسان های بی گناه را چپ و راست می کشند و نباید با آنان گفت و گو شود. در حالی که بجا بود تا این هیآت اسناد و شواهد را با مقام های شورای امنیت شریک مر کرد که چندی قبل روی این گونه اسناد بحث کرده بود و قرار است که در این باره تصمیم هم بگیرد. ارایۀ  این اسناد به شورای امنیت می توانست، حقانیت افغانستان را در برابر تجاوز پاکستان به افغانستان بیشتر ثابت کند و شورای امنیت را قادر به تصمیم گیری جدی در مورد پاکستان می کرد؛ اما برعکس چگونه شده است که حکومت افغانستان در همچو شرایط حساس هیآتی را به کشوری برای مصالحه فرستاد که از این گونه سفر های بی نتیجه زمامداران پیشین افغانستان از پاکستان گله ها و شکایت ها دارند. رئیس جمهور پیشین افغانستان پس از 21 سفر بدون دستاورد بالاخره امریکا را در افزایش شورشگری در افغانستان شریک پاکستان خواند و سیاست های امریکا را در مبارزه با تروریزم به انتقاد گرفت. آنچه که مایۀ نگرانی است، این که چگونه شده تا مقام های افغانستان در همچو شرایط حساس چنین تصمیمی را تحت نام ارایۀ شواهد و اسناد به مقام های پاکستانی اتخاذ کرده است. این در حالی است که مقام های پیشین و حالیۀ افغان بار ها اسناد و شواهد و فهرست رهبران تروریستان را با نشانی های شان در شهر های پاکستان برای مقام های این کشور داده اند. مقام های پاکستانی بجای همکاری و بازداشت تروریستان برعکس برای آنان گفتند تا محل های شان را عوض کنند. این بازی های شیطانی اسلام آباد با افغانستان، اوضاع را روز تا روز در کشور تیره ساخت و دامنۀ شورش در کشور به اوجش رسیده است. پاکستان به این هم بسنده نکرده و با همان پول های 33 میلیارد دالری که از امریکا بدست آوردند، زیر نام عملیات “ضرب عضب” تمامی تروریستان خارجی را وارد افغانستان کردند. این بازی شیطانی اسلام آباد با کابل به حدی پیش رفت تا آنکه رئیس جمهور امریکا ناگزیر شد تا بگوید که پاکستان، طی سال های گذشته امریکا را احمق ساخته است و در برابر این کشور موضع تندتر گرفت. کابل بجای تقویت موضع امریکا برضد پاکستان، برعکس موضع را اتخاذ کرده است که گویا برای پاکستان فرصت برداشتن فشار ها  میسر گردد و هم برای طالبان زمینۀ نفس کشیدن میسر شود. هرگونه تلاش صلح در شرایط کنونی با طالبان جفا به حق مردم افغانستان و خون هزاران شهید بیگناۀ کشور است که بوسیلۀ حمله های وحشیانۀ انتحاری طالبان و داعش هر روز به شهادت می رسند و پارچه های گوشت ها و اعضای بدن شان در دیوار ها و درخت هر از گاهی نمایان است. صلح با طالبان زمانی میسر می گردد که امریکا تعزیرات شدید بر نظامیان پاکستان وضع کند و لانه های آنان را بسوزاند و رهبران شان را به دام افگند؛ زیرا نظامیان پاکستان و تروریستان دو روی یک سکه اند و تمامی نظامیان پاکستان در لندن، واشنگتن و دوبی کاخ ها دارند و نه در پیکنگ و مسکو. حالا که واشنگتن تصمیم نه در برابر طالبان را گرفته است. کابل باید واشنگتن را برای ضربه زدن های شدید و پیهم یاری و همکاری کند؛ اما برعکس کابل با سیاست های بازار زده و بی نتیجۀ خود فضای نفس کشیدن به تروریستان و حامیان آنان را فراهم می کند. شگفت آور این است که این هیآت پس از بازگشت از پاکستان حتا حرفی به گفتن هم نداشت تا با مردم افغانستان شریک کنند. این نشانۀ آشکار بر این است که سفر شان بدون دستاورد بوده و باز هم اسلام آباد به قول معروف”چهارمغز کورکی” را در جیب این هیآت افگند و این هیآت را به دنبال نخود سیاه به کابل فرستاد. مردم افغانستان از حکومت می خواهند که بناید با بازی های سیاسی خام و از بتۀ  آزمون موفق بیرون بدر نشده خون های هزاران انسان مظلوم این کشور را به بازی بگیرد و سرنوشت این ملت را در بازی های ناتمام و بی نتیجه بار بار در بتۀ آزمون نادرست قرار بدهد. مردم افغانستان از حکومت می خواهند تا با اتخاذ سیاست های شفاف و واقعی دراز راۀ دشواری های کنونی را کوتاه بسازد و دست کم اندکی از کوله بار ها را که از سال ها بدین سو بر شانه های این ملت سنگینی می کند، اندکی از آنان کم کند. در غیر آن بر مصداق این ضرب المثل ” مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان ” بسنده کند. 

14 دلو سال 1396