سرنوشت مردم افغانستان در گرو چانه زنی های زمامداران حکومت وحدت ملی

نویسنده :  مهرالدین مشید

به همگان آشکار است که دلیل کلان بیزاری و خشم نفرتبار مردم از حکومت پیشین موجودیت فساد اداری و سکوت آقای کرزی در برابر مفسدان و پشتیبانی قاطع از آنان در ادارههای عدلی و قضایی کشور بود. بی تفاوتی حکومت قبلی در پیوند به مفسدان مردم افغانستان را چنان به ستوه آورده بود که برای تحول تازه در کشور لحظه شماری می کردند تا با تاسیس حکومت مقتدر و کارا اندکی از دشواری های دست و پاگیر آنان کاسته شود و شاهد ایجاد اصلاحات بنیادی برای محو فساد و استقرار حکومت قانون در کشور باشند.

رییس جمهور غنی در آغاز کارش برای مردم وعده داد که بعد از چهل و پنج روز کابینۀ جدید ساخته خواهد شد. هر چند مردم در همان روز های آغازین می دانستند که دشواری های حکومت  برای ساختن کابینۀ جدید مشکل تر از “هفت خوان رستم” است؛ اما باز هم مردم منتظر ماندند تا دستی از غیب بیرون شود و بالاخره عبور ازهفت خوان رستم را برای گزینش کابینۀ جدید ممکن بگرداند؛ اما اکنون که 45 روز میعاد قبلی به سر رسیده و هنوز هم از کابینه خبری نیست؛ بل برعکس هر روزی که می گذرد، بر فاصله های انتظار مردم بیشتر افزوده می شود.

شک و تردید ها در پیوند به تشکیل کابینۀ جدید زمانی بیشتر شد که رسانه ها از اختلاف نظر شدید رییس جمهور و رییس اجرایی بر سر تشکیل و گزینش اعضای کابینه خبردادند. رسانه های کشور افشا کردند که به دلیل اختلاف‌‌ نظرها، با برگزاری 13 نشست‌ روی تشکیل کابینۀ جدید بازهم توافق صورت نگرفته و در حال حاضر حل این معضل به اشرف غنی و عبدالله واگذار شده است.نمایندۀ رییس جمهور در کمیتۀ تشکیل کابینه گفت که نمایندگان عبدالله عبدالله در این کمیته، خواستار تقسیم پنجاه درصدی تمام کرسی‌های کلیدی دولتی اند که این خلاف قانون اساسی و توافق‌نامۀ تشکیل حکومت وحدت ملی می‌باشد. وی هشدار داد، این خواست‌ها نتیجۀ مطلوبی را به ‌دنبال نخواهند داشت.

وی افزود که نمایندگان رییس اجرایی تأکید دارند، در قدم نخست، پست‌های وزارت‌ ها، کنسول‌گری‌ها، ولایت‌ها و سفارت‌ها میان دو تیم مساوی تقسیم شوند، بعد روی انتخاب افراد در این پست‌ها بحث صورت گیرد. وی به مشارکت عادلانه تاکید کرد و خواست نمایندههای عبدالله را خلاف توافقنامۀ حکومت وحد ملی عنوان کرد؛ اما نمایندههای عبدالله مدعی اند که بر بنیاد توافقنامه مقام های ادارههای کلیدی باید بین دو تیم مساوی تقسیم شوند.

پس از این واکنش ها رییس اجراییه در هنگام سخنرانی در دانشگاۀ نظامی مارشال قسیم گفت: در کابینه یک تحول اساسی به میان می آید؛ اما نگفت که چگونه تحولی و از چگونگی آن چیزی نگفت؛ اما مردم با توجه به رویکرد های قبلی رییسان جمهور و اجرایی چندان دل خوشی از بازی های سیاسی آنان ندارند و هر از گاهی پر از فراز و فرود های حتی گاه مشکل پیما بوده است. این در حالی است که هر دو طرف ادعای حقانیت کرده و یکی دیگری را متهم به نقض توافقنامه و پشت پای زدن به توافقات قبلی می نمایند؛ اما دو طرف کوشش می کنند که اختلافات را جدی نشان نداده و دلیل زمانگیر بودن را اصل شایسته سالاری و گزینش افراد نیکنام، متخصص و کارآگاه عنوان می نمایند که هدف اساسی آن را تشکیل کابینۀ خدمتگذار برای حکومتداری خوب و پاسخگو نه تنها برای مردم افغانستان؛ بلکه برای جامعۀ جهانی نیز تشکیل می دهد. هرگاه چنین باشد،  بهتر و بل صدها بار بهتر و اما مردم نگران اند و در ضمن به وعده و وعیدهای مقامات هر روز کم باور تر می شوند؛ زیرا از این که باوجود کم کاری های وزرا و والیان سرپرست و خراب شدن اوضاع امنیتی کشور بویژه در شهر های کلان مقامات حکومت وحدت ملی بازهم تعلل کرده و برای تشکیل کابینۀ جدید موفق به اتخاذ تصامیم محکم و جدی نمی گیرند. این خود مایۀ نگرانی است و بر وسوسه های مردم بیشتر می افزاید. آشکار است که کاهش روز تا روز اعتماد مردم نسبت به حکومت به گونۀ سیر نزولی نه تنها بر روحیۀ مردم تاثیر نابجا می گذارد و بر نگرانی های شان می افزاید. از شور و جذبۀ آنان برای تشکیل یک حکومت موفق و مسؤول کاسته می شود؛ بلکه از این بدتر نوعی بی اعتمادی همراه با نگرانی ها بر تمامی عرصه های زنده گی مردم سایۀ شوم افگنده است. این نگرانی ها موازی با بلند رفتن بدامنی ها در موجی از حملات انتحاری وانفجاری، افزایش نرخ ها، بیکاری روز افزون، دلهره گی ها و بی تابی های مردم ادامه دارند؛ اما برعکس زمامداران خود را “شیرغلط ” زده با مخفی کاری های زیرکانه تیغ از دمار مردم بیرون می نمایند.

در حالی که این دلیل آشکار ناتوانی و کوتاه آمدن هر دو تیم برای ساختن یک حکومت موفق و برخوردار از اعتماد مردم می دانند؛ بویژه زمانی که اظهارات سخنگویان را می شنوند که حاکی از ناسازگاری ها و عدم توافق بر سر تقسم بندی مقام های ارشد دولتی است. واضح است که این حرف ها بصورت کلی از روی چانه زنی های پنهان نماینده گان هر دو تیم در کمیتۀ گزینش وزیران پرده بر می دارد؛ بویژه زمانی که نمایندۀ اقای غنی به صراحت ابراز نمود که دعوا بر سر تقسیم قدرت در تمامی عرصه ها از بالا تا پایین است. برداشت مردم بصورت طبیعی از این اظهارات جز نگاۀ نفی شایسته سالاری و تخصص گرایی چیز دیگری نمی تواند، باشد؛ زیرا نگاۀ سهمیه یی بصورت آشکار ضد ساختار یک کابینۀ کارا و متشکل از افراد شایسته است. در این صورت هردوتیم بیشتر به دنبال نصب مهرههای مورد نظر شان خواهند بود و بیش از آنکه به ابعاد انسانی و ظرفیت ها و شایستگی های افراد برای گزینش کابینه بیاندیشند، به گزینش مهرههای از پیش تعیین شدۀ تیمی تمرکز می نمایند. از سوی دیگر نگاۀ سهمیه یی بصورت واضح ارزش های یک حکومت شایسته سالار را به کلی تقلیل داده و بصورت واضح با اصول های شایسته سالاری در مغایرت  قرار دارند.

ازاین رو مردم بدین باور اند که شاید سرنوشت شان در گرو چانه زنی های زمامداران حکومت وحدت ملی به اسارت رفته است و در تختۀ برد و باخت آنان بصورت بیرحمانه یی به گروگان رفته است. باوجود خوش بینی ها و سبک گیری های و کم گرفتن های دشواری موجود بر سر راۀ کابینۀ جدید آقای عبدالله، سخن از ایجاد تحول در کابینۀ جدید به میان آورد و اما از چگونگی آن سخن نگفت؛ اما مردم در زیر قافلۀ سخنان کوتاه او بار های از دشواری ها را کلانتر از بار های شتر در قافلۀ سیاست یافتند و درک کردند که هنوز این قافله دور است و باید دشت ها، وادی ها و در ههای عریض و پهن پر از چانه ها را طی کند تا پس از آن این قافلۀ ماجرایی حادثه ساز در قلمرو یک جغرافیا و حجم تاریخ یک کشور به سرزمین سوگوار و کوچه کوچه خون الود کابل مرکز کشوری به نام افغانستان برسد و شتر های مست و چربویی  اش به ارگ کابل زانو بزنند و اطراق نماید . مردم تا آن دم خیلی بی صبرانه منتظر اند تا تماشا کنند که این قافلۀ افسانه و سی سانه یی با عبور از” هفت خوان رستم” چانه های نفس گیر و به قول صوفی صاحب عشقری در موجی از طمطراق ها و چارپلاق ها چه مردانی را در رکاب خویش بحیث وزیر حمل می کند و با حضور گرامی آنان، کشور ویران و جنگ زدۀ ما را سرسبز، آبادان و درامن و امان می سازند؛ اما هنوز هم که هنوز است، هر روز بر وسوسۀ مردم افزوده می شود و هراس از آن دارند که این قافله بجای حمل مردان شایسته،نیکنام، کارآگاه، باغرور و وطن دوست؛ برعکس مردان شکمبو، غرقه در فساد، فاقد شرافت، یارغارتگران و غاصبان،  یاور اختطاف چیان و شرکای مافیایی قراردادی ها و کمپنی های امنیتی را با خود حمل نماید که مردم از  بوی گندیده گی آنان به تهوع آیند و شهر را گندیده گی فراگیرد. و چنان گندیده گی که حتی سگ های گرسنه از تعفن آن به کوهها فرار کنند. مردم در این صورت چاره یی  ندارند تا پیش از آن که در بوی و لجن این قافله به هزاران مرض فساد آلود اقتصادی و اجتماعی مصاب شوند. کمر ها را یکسره ببندند و قافله را به آتش بزنند تا از شر آن به کلی آرام و مطمین شوند. هرچند گفته می شود که هر دو رهبر روی ساختار مجدد کابینه به خصوص مسایل امنیتی، اقتصادی و پالیسی های اجتماعی در آستانه برگزاری کنفرانس حیاتی برای افغانستان تمرکز دارند. واشنگتن پست به نقل از مقام ها نوشته است: مشاورین ارشد تعیین شده اند، وظایف وزیران هم مشخص شده و شاید بیست و چهار وزارت خانه به هژده وزارت کاهش یابد. به ادامه نوشته، اشرف غنی و عبدالله عبدالله میخواهند تا وزرا پیش از کنفرانس لندن در ماه دسمبر معرفی شوند. این در حالی است که مردم افغانستان از تاخیر در اعلان کابینه عصبانی هستند؛ اما تعلل سکوت بار هر دو تیم در پیوند به تشکیل کابینه ناشی از به راه افتادن چنین قافله باشد که هنوز بارو بنۀ آن درست بسته نشده است.

از این رو مردم نه تنها سرنوشت شان را در جال چانه زنی های دو تیم در حکومت وحدت ملی می یابند؛ بلکه هراس از آن دارند که بازی های سیاسی هر دو تیم به اینجا خاتمه نیافته و شاخ  و برگ  دیگری پیدا کند و دامنۀ ناسازگاری ها میان هر دو تیم فراختر شود و فاصله ها میان شان افزایش یابد. حالا که بحث روی تشکیل کابینه بعد از 47 روز به نتیجه یی نرسیده  و برعکس پیچیده تر هم شده است که آسان نمایی ها نمی تواند، دوای شفابخش برای آن گردد؛ زیرا مردم نگران اند که چانه زنی ها بر سر تشکیل کابینه اگر به پایان هم برسد. این به معنای سرانجام چانه زنی ها نیست؛ بلکه موج تازه یی از چانه زنی ها بر سر تعیین معینان و والیان و فرماندهان پولیس و رییسان مستقل و نامستقل آغاز خواهد شد و تا زمانی ادامه خواهند یافت که پایان آن درازتر از عمر حکومت وحدت ملی باشد. معلوم است که  چنین برایندی هر لحظه نزدیک شدن به چند قدمی فاجعه را زگنال می دهد و ترس آن می رود که خدای نخواسته  در چند قدمی فاجعه همه چیز نابود خواهد شد.  در این صورت پیش از آن که چانه زنان خوان های پرتنعم و پر زرق وبرق را جمع نمایند.چانه گیر ها از راه خواهند رسید، گلیم چانه زننده گان را جمع و دستان شان را به زنجیر خواهند کشید.  هرچند در این صورت باز هم چانه بازان برنده اند و بیشتر شان با گذرنامه های خارجی افغانستان را ترک نمایند و تنها مردم افغانستان خواهند بود که سرنوشت شان قربانی چانه زنی های هر دو تیم خواهد گردید و در آتش نفاق آنان خواهند سوخت و خدای نخواسته سرنوشت شان به چنگال مزدوران اجنبی به بازی گرفته خواهد شد. یاهو 18 نوومبر  2014