سرخورده گی و سردر گمی سیاست امریکا در قبال افغانستان

                نوشته ی : فروغی

     زلمی خلیل زاد با اظهارات نفاق افگنانه و غیردیپلوماتیک اخیراش با آریانا نیوز، ناکامیها و سرخورده گی های سیاست ناکام و تقریبن شکست خورده ی ایالات متحده ی امریکا برهبری دونالد ترامپ را در افغانستان بیشتر به نمایش گذاشت .

    او که حالا نه سفیرامریکاست و نه کارمند رسمی وزارت جنگ آن کشور ، با فارسی پر ازاشتباه خویش ، گاهی  در نقش یک افغان و زمانی بطور غیرمستقیم در نقش نماینده ی خاص حکومت جمهوریخواه امریکا ، با زبان زور صحبت نمود و خواست فقط این پیام را بدهد که تصمیم گیرنده ی اصلی در تمام قضایای مهم و حتا غیر مهم افغانستان امریکاست و بس .  

    زلمی خلیل زاد که در سقوط رژیم مذهبی طالبان و ایجاد حکومت فاسد مورد حمایت امریکا نقش مستقیم داشت ، اینبار بازهم با همان کرچ بلند ، آنچه را که سفیر امریکا در افغانستان و معاون رییس جمهور امریکا  نتوانسته بودند بگویند با پر رویی گفت و قضایای داخلی افغانستان را پیچیده تر از پیش نمود .

    اوبا صراحت گفت که : سیاستمداران افغانستان اکثرن محاسبه ی نادرست مینمایند . بجای دو جمع دو چهار ؛ دو جمع دو هشت یا دوازده میسنجند …

    او با قاطعیت اخطار داد که دیگر صبر امریکا لبریز شده است … باید هرطوری میشود به زودترین فرصت ممکن به غایله ی بلخ پایان داده شده و والی جدید به کارش آغاز نماید .

    آقای خلیلزادگفت : « صبر و حوصله هم از خود اندازه دارد . کاری نکنند که غلط حساب کنند . سیاسیون درست حساب نکرده اند . بعضی اوقات دو دو نزد آنان هشت و یا دوازده شده است . براساس احساسات و غرور شخصی فیصله میکنیم و نه به اساس حسابی که دو دو چهار میشود .»

    او با بیان بی ترس، از انفجار بمب بالای سر دوستم و درنتیجه کنارزدن وی از صحنه ی قدرت ، خواست تا عطامحمد نور را نیز متوجه آینده ی سرپیچی اش از امر ارگ نماید .    

    اینگونه اظهارات زورگویانه ، نفاق افگنانه و مداخله گرانه ، که تنها میتواند ثبوت روشن مداخله در امورداخلی افغانستان باشد ،  آتش معرکه ها را  بیشتر شعله ور نگه میدارد تا اینکه به معرکه ها وغایله ها نقطه ی پایان بگذارد .

    طوری که معلوم میشود سیاست امریکا در قبال افغانستان دچار سردرگمی و حتا نزدیک به ناکامی شده و با موانع و مشکلات سختی روبرو گردیده است .

    شاید فعال شدن بیشتر بازیگران منطقوی ، ادامه ی خونریزیها و انتحاری های گروهی پیهم و درنتیجه بالاگرفتن خشم مردم علیه حکومت دست نشانده ی کابل و حامیان امریکایی شان ، این سر در گمی را  عمق وگسترده گی بیشتر بخشیده ، روند ناکامی سیاست امریکا در قبال افغانستان را سرعت بیشتر ببخشد .

  بی مورد نیست که روزنامه ی نیویارک تایمزاخیرن مقاله ای انتشار داده است زیر این عنوان که :

 « ما برنده ی جنگ افغانستان نخواهیم بود ؛ چون نمیدانیم که چرا آنجا هستیم .»

    دولت امریکا که خود در ایجاد بنیادگرایی اسلامی در افغانستان ، تقویت القاعده و پیروزی طالبان و بعدن سقوط آنان و ایجاد دولت مافیایی ــ تنظیمی حامدکرزی  نقش مستقیم داشته است ؛ اکنون با دشواری های زیادی روبرو شده است .

    گسترده گی فساد در درون دولت ، تقویت روزافزون طالبان و داعش ، گسترده گی جنگ و بی ثباتی ، گسترش کشت و قاچاق مواد مخدر و بیشتر شدن اختلافات قومی و مذهبی ازنتایج زیانبارهفده سال تسلط امریکا بر سیاست و اقتصاد افغانستان است .

   درست است که امریکا خود در ایجاد مراکز قدرت و مولتی میلیونر کردن قوماندانان و رهبران گروههای مختلف جهادی و غیر جهادی نقش داشته و میتواند آنان را زیر کنترول داشته باشد  ؛ اما بازیهای منطقوی و فعال شدن روزافزون قدرتهای منطقه ، میتواند معادلات امنیتی ــ اقتصادی را برخلاف میل امریکا در افغانستان رقم بزند .

   در چونین شرایط  برمردم ماست تا دستخوش اظهارات نفاق افگنانه ی کسی نشده ، باهم نزدیکتر و یکپارچه تراز پیش شوند تا در پرتو بیداری و یکپارچه گی شان بتوانند بر تمام دشواریها فایق آمده به بی ثباتی ، فساد و بیعدالتی نقطه ی پایان بگذارند .