زير هر تار ريش تان خطر است

زير هر تار ريش تان خطر است
مكر و تزوير و خدعه سر به سر است

تحت نام خدا و مذهب و دين
كار تان خوب جور و پر ثمر است

ريش بمبو گذاشته ايد تا ناف
قلبتان سخت و پاره ى حجر است

ملت از حرص و حيل تان يكسر
بى وقار و تباه و خون جگر است

گشنه و خسته اند و زار و پريش
قفلك كاخ تان مگر ز زر است

هر يك تان أجير و مهره ى غير
رد پا تان حتى كه در قطر است

گر چى راهى دگر نه مانده دريغ
كندن ريش تان مگر هنر است

زبير واعظى