زلمی خلیلزاد چه میخواهد ؟  

                                  نوشته ی : فروغی

       پروژه ی صلح با طالبان به یک خیمه شب بازی می ماند – به تیاتری فریبنده و اغواگرانه که در پشت پرده ی آن ، هدفی جزادامه ی بی ثباتی ، ادامه ی اشغال افغانستان و در نتیجه ادامه ی بهره برداری سودجویانه از منابع غنی زیر زمینی کشور ما وجود نخواهد داشت .

        ساده لوحانه است تصور نماییم که با تلاشهای پشت پرده و پیش پرده ی زلمی خلیلزاد نماینده خاص امریکا ، دنیا گل و گلزار شده ، جنگ و برادرکشی در افغانستان ، به پایان خواهد رسید ؛ قشون بیگانه افغانستان را ترک خواهند گفت و باحضور نیرومند طالبان و سایر گروههای افراطی – مذهبی در قدرت ، دیموکراسی و مردم سالاری در کشور به پا خواهد ایستاد . نه بابا …!

       هرگاه اقدامات اغواگرانه و بازی موش و گربه ی خلیلزاد با طالبان برای برخی ها خوشبینی و تصورات انسانی آرزومندانه ی را ایجاد نموده باشد ، متاسفم که من آن را نمی پذیرم .

       زیرا کارشناسان مسایل افغانستان با آگاهی از سابقه ی کار آقای خلیلزاد در افغانستان ، کوشش های کنونی وی را نیزهمانند کوششهای قبلی شان چون ایجاد و حمایت گروههای جهادی – افراطی اسلامی ، ایجاد بی ثباتی ، بی اتفاقی و جنگ در افغانستان ،  ناکام و تنها به نفع دولت امریکا می دانند .

       آقای خلیلزاد همانگونه که رونالد ریگن را در ایجاد و تقویت گروههای جهادی – اسلامی یاری رسانده ، بخاطر راه اندازی پروژه ی یونیکال و به قدرت رساندن گروه طالبان نقش اساسی داشت ، در ایجاد و تطبیق پروژه ی بن ، بقدرت رساندن حامد کرزی و مولتی میلیونر کردن خود ، اطرافیانش ، خانواده ی حامد کرزی و رهبران و قوماندانان تنظیم ها وترویج و گسترش فساد در افغانستان ، نیز نقش مهم و سازنده ای داشته است .

      آقای خلیلزاد همانگونه که خود باربار باصراحت تذکر داده اند ، ففط برای تحقق منافع امریکا در افغانستان و منطقه می کوشند نه برای منافع ملت مظلوم افغانستان .

     طی این چهل سال ، هرگام آقای خلیلزاد منافع سرشاری برای امریکا درقبال داشته است نه برای افغانستان . بهره و نصیب ما از هرگام و اقدام شان طی این چهل سال ، جنگ ، ویرانی و کشتار میلیون ها انسان هموطن ما بوده است .

      باساس گزارش های منابع معتبر بین المللی ، برخلاف تبلیغات و شایعه پراگنی های ” سیگار  ” و دولتمردان امریکایی درباره ی مصارف گزاف امریکا در جنگ افغانستان ، تنها با بهره برداری از منابع سرشار یورانیوم و لیتیوم افغانستان که سالهاست با انگلیس ها یکجا از آن سود می برند و تجارت مواد مخدر افغانستان ، چند برابر مصارف شان را به چنگ آورده اند .

      متکی به این حقایق ، هرچند نمیتوان به صادقانه بودن و موثر بودن تلاشهای آقای خلیلزاد باور داشت ؛  با آنهم امیدواریم تلاشهای ایشان کم از کم به آتش بس با بخش بزرگی از طالبان که دیگر به مهره های سوخته ی ” سی آی ای ” و ” آی اس آی ” مبدل شده اند ، منجر گردیده و با ایجاد هرنوع حکومتی که دل شان می خواهد مدتی به آرامش نسبی دست بیابیم .