روسها خطاب به خارجی ها

ده مورد برای دانستن و فهمیدن

رسانه های گروهی در نشرات خود این گونه پروپاگندهایی را به چاپ میرسانند که خارجی ها نزد ما می آیند و اظهار میدارند که تا هنوز روسیه را کشور عقب مانده، متجاوز و غیر شفاف میپندارند و ازاین حالت هم بد تر فکر میکنند: وقتی میخواهی که برای شان موضوع را توضیح و تشریح بداری که روسها کی ها اند و روسیه چطور زنده گی دارند در صورتیکه شخصاً آنجا قرار داشته باشید، یعنی نه عقب تپه های موانع در آنصورت ایشان با عالم بی باوری به تو نگاه میکنند و متوصل به سوالهایی میشوند، طور نمونه میپرسند. ما یولی تیماشنکو را زندانی کردیم، حرف از همینجا شروع میشود:

آیا ممکن است که در روسیه زبان پرتگالی تدریس شود و …

حال دیگر به آنچه ضرورت است تا آنرا که روسها حتماً به خارجی ها توضیح بدهند و به اطلاع شان برسانند که اول بخوانید( یعنی معلومات خود را کامل کنید) و بعداً امضاء کنید. یعنی بعداً به پروپاگند های راست و دروغ بپردازید.

اول:باید گفت که ما تنها ملیت روس نیستیم، بلکه ما ملتی استیم دارای شهروندی روسیه که در زبان روسی برایش روسها میگویند و نه روسی. ما کشور دارای اقوام و ملیت های زیادی همراه با مذاهب و فرقه های زیادی استیم که این را بدانید و خوب بدانید.

دیگر اینکه ما کاسمو پولیت نیستم. این را هم باید بدانید.

روسها از واژه روس گرفته شده است و مربوط به زمانه هایی است که کسانی و یا کشور هایی بوده که ایشانرا مسکن گزین ساخته اند. مانند روسهای امروز بلاروس واکرائین علاوتاً در روسیه فدراتیف تاتار ها، باشکیر ها، یهودی ها و … که ایشان روس نیستند مگر شهروند روسیه استند. از همه مهمتر اینکه باید شما اینرا بدانید که در پاسپورت های ما ماده یی بنام ملیت یا قوم وجود ندارد. هرکدام حق دارد که هر ملیت را خواسته باشد برای خود انتخاب کند. طوریکه در قسمت انتخاب دین، مذهب و عقاید دیگری برخورد بلمثل صورت میگیرد.

دوم:ما در روی جاده ها و میترو بروی شما لبخند نمیزنیم بخاطریکه در کلتور و فرهنگ ما این کار بی احترامیست و چنین طرز برخورد ما معنی نزدیکی به شما را نشان میدهد. اما یک چیز برای ما فهما نیست که این قدر علاقه شما به بوسیدن از کومه های یکدیگر در وقت خوش آمدید برای چه؟ و چه معنی دارد.

باوجود این همه نویسنده مضمون به اروپا سفر هایی داشته است و مینویسد که من هیچ جا و از هیچ کس لبخند بدون دلیل را ندیده ام.

سوم: ما به هیچ وجه طرفدار توحین، تحقیر و آذرده ساختن شما نیستم، ما فقط آرزو میکنیم که از قوانین و اصول ما مراعت و واقعیت ها را بی طرفانه نگاه کنید و کوشش شود که غرض نابود ساختن مذهب مسیحیان آگانه عمل ننمائید.

ما خواهان آن استیم که فرزندان ما برای ما نواسته بدنیا بیاورند و نواسه های ما کرواسه ها بدنیا بیاورند…

چهارم: میتوان گفت که تجاوز گری ما در تصورات و اذهان شما لانه دارد، شما شاهد بودید که در یکجا شدن کریمیا با روسیه یک مرمی هم شلیک نشد، این بخاطریکه روسیه یک کشور نه بلکه سرزمینی است با زبان مشترک، تاریخ مشترک، کلتور مشترک شان ایشانرا متحد و متشکل ساخته و میسازد. بدین اساس شکایات رهبران شما که روسها را به اوکرائینی ها روبرو میسازند برای ما فقط یک جنگ زرگری است و بس طور نمونه میتوان واقعه اسکاتلند را یاد آور شد که امکان از هم پاشیدن بریتانیای کبیر متصور بود.

نمیتوان شد که تلاش مردم جنوب امپراطوری سابق روس را رد و سرزمین اوکراین حمایت نکرد، این شکل گیری بار دوم است.

پنجم: ودکا ( مشروب الهکولی) این در کُل از ما نیست اگر روسها آنرا دستاورد ملی خود میدانند، در مصروف الکهول روسیه در جهان جای سیزده هم را دارد در صورتیکه فرانسه جای سوم را دارد.

ششم: اقتصاد ما : اقتصاد ما به سقوط و ورشکستگی روبرو نیست، ما از گرسنه گی جان نمیدهیم. هرکدام از متقاعدین شهری روس آپارتمان، باغچه و خانه گک تابستانی در بیرون از شهر دارد. برای ایشان سالانه تعرفه رایگان استراحت در استراحت گاه ها و کرورد ها اختصاص داده میشود. صرف با یک ملاحظه که در فصول گرماگرم استراحت مردم و رخصتی های عمومی نه بلکه در فصول دیگر.

خدمات اولیه طور رایگاه به منزل ایشان می آید، ایشان به بیمه یی که دارای پرداخت قیمت باشد ضرورت ندارند، تداوی، بستر و همه خدمات رایگان صورت میگیرد. او از ترانسپورت شهری و تکسی های که غرض خدمات عامه توظیف گردیده است، استفاده رایگان میکنند. ما مردم با حوصله استیم و ما میدانیم که روزهای سخت یعنی چه؟ و آنرا مقایسه با امروز کرده میتوانیم.

حال مشکل ما با تحریمات وضع شده از طرف غرب را فراموش کرده نمیتوانیم و اینرا هم فراموش کرده نمیتوانیم که 26ملیون انسانرا در جنگ دوم جهانی که ما آن جنگ را جنگ بزرگ میهنی یاد میکنیم. که جانهای شیرین خود را از دست داده اند. بدین اساس تحریمات، تهدیدات و محاصره کردن ها ما را به زانو در آورده نمیتواند، برعکس فشار های بیرونی مارا متحد و متشکل میسازد و اگر خطر مواد خوراکه احساس کنیم ما آنرا از باغچه های خود بدست می آوریم.

هفت: دیموکراسی: دوستان! دیموکراسی حاکیمت مردم نیست، بلکه دیموکراسی آنست که رهبران کشور را مطابق میل و خواست مردم سوق و اداره کنند.

پوتین یک بار وطن را نجات داد و در حال حاضر هم نجات میدهد. همه آنانیکه ( دیگر اندیشان) که روی پولهای شما، مانند مالیه دهندگان حساب میکنند ما ایشانرا ستون پنجم میشناسیم و به حقارت به ایشان نگاه میکنیم. روسیه هیچ وقت مانند شما نه به پول خود نه به انستیتوت های دولت در باره سرنگونی و ذوال حاکمیت ها فکر نکرده اند، بخاطریکه رهبران ما متکی به مذهب عیسوی استند و به مردم خود باور دارند.

کپیتالیسم مذهب ما نیست، ما به انسان نا موفق آرزوی نیک میکینم و شما ایشانرا تحقیر و توهین میکنید. ما در جمع زنده گی میکنیم و شما طور انفرادی جدا جدا برای خود زنده گی میکنید. تشکل شما روی آشیا و اجناس مقبول صورت میگیرد و تشکل ما روی روح و روان مقبول و پسندیده صورت میگیرد.

هشتم: اگر پرابلمی در روسیه وجود دارد آن فقط دو پرابلم است ( نیک ها و بد ها) یعنی کودن ها و مامورین دزد. ما تنها دور پوتین جمع نمیشویم، بلکه ما در گروپهایی گرد هم می آئیم، برای اینکه دوران بازگشت پیوند مامورین را با مردم تامین کرده باشیم تا کشور را طور واقعی در مجموع نجات داده باشیم. انترنت درین راستا ما را بسیار کمک میکند و زمینه را مساعد ساخته است.

نهم: اگر روسیه متحدین و دوستانی دارد، آنان قوای مسلح و قوای بحری آن است. این راما از تجارب تلخ خویش بدست آورده ایم. ضرب المثلی است ( کسانی که قوای مسلح خود را اعاشه نمیکند، او بیگانه گان را اعاشه میکند.)

دهم: ما شما را دوست داریم اما دوست نداریم آن تلاش های شما را که میخواهید مارا مانند خود بسازید و تجدید تربیت نمائید. ما در حال تغیر استیم، دیگر ما در واگونها ریل خواب نمیکنیم و پولهای خود را در سنتراج خویش مخفی نمینمائیم. مسکو یکی از پایتخت های بسیار بسیار زیبا، مقبول، پاک و دیدنی در اروپا است.

ما آرزوی آن طور زنده گی را که در اروپا است بسر نمیپرورانیم و برای ما بی تفاوت است که راه ما خوش شما نمی آید.

ا.دهقان

منابع: خارجی