دگر

هرروز درين مُلك رنج والم دگراست
شب درانتظاركه فردابازچه ماتم دگراست
هزاران داغ دارددل هرخوردوبزرگ
يك مصيبت تمام نه،بازبينى غم دگراست
سياست بازان هرروزرنگى برنگى
درپى كسب مقام،پيوسته پى چم دگراست
سرنوشت خورده رغم بدست ناپخته
گره درگره درپيش بسا پيچ وخم دگراست
خُرده ماران گشته اژدها و افعى
بس خون مكيده ،كنون پى نعم دگراست
بس كه اينان شدندتهى زاحساس
دردل ودماغ جزشروفسادنه فهم دگراست
دبير ، زكدامين دردورنج شكوه كنيم
زينگونه ناهنجاريهابه صدهاقلم دگراست
درس
ازسى سال واندى بهرعبرت درس نگرفته ايم
بعد سال ها، مسيردرست درپيش پس نگرفته ايم
هنوزتداوم جنگ و معركه ، دربدرى و نفاق
دست ازين شروفساد و كارهاى نحس نگرفته ايم
سالها زين تخريب وويرانى مُلك وكاشانه
جزرنج وماتم،به خوشى حتى يك نفس نگرفته ايم
پيوسته بنام رهبر،ولى پيرواجنبى وبيگانه
قاعدملى ودلسوزبرحال ملت هيج كس نگرفته ايم
ظالم وفاسدهرروزشودچاق تربرنگى دگرى
بهردستگيرى مظلوم ،دادخواه ودادرس نگرفته ايم
هنوزم كه هنوزاست روان درراه شروفساد
درره خيروثواب گوش به حرف يك كس نگرفته ايم
دبير،چه سازوبرگى است درين مُلك ووطن
كه نه ازخودوديگران بهرخيرهيچ درس نگرفته ايم
دبير٢٠١٤هالند