دگرگون

امین آریبل

برگ بیدار شد و بال گل از خانه پرید
نگه ناز شگفتن هله شد ، دانه پرید

سینه ی سبز هوا را گهر افشاند چمن
گیسو آزاد شد و بار غم از شانه پرید