در چهلمین روز پس از شروع جنگ

ولادیمیر زویف

(Vladimir ZOUEV)

http://www.sovross.ru/articles/1641/37153

مترجم: ا. م. شیری

۲/ ۱٠/ ۱٣۹۶

در ماه ژوئن سال ۱۹۴۱ خبرنگار عکاسی مجله آمریکایی «لایف» (زندگی) مارگارت بورک وایت به مسکو آمد. سفر او با تخلف آلمان از معاهده عدم تجاوز همزمان بود. او تنها عکاس خارجی بود، که هنگام شروع جنگ کبیر میهنی در مسکو حضور داشت. این اولین سفر مارگارت بورک به مسکو نبود.

در سال‌های ٣٠ مارگارت از اتحاد جماهیر  سوسیالیستی شوروی- کشور به سرعت در حال صنعتی شدن دیدن کرده بود، به او اجازه عکس گرفتن از کارخانه‌های در دست احداث داده شده بود. از این رو، وی اولین عکاس غربی بود که اجازه رسمی کار در کشور شوراها را دریافت کرد و سپس، از طرف مجله لایف بعنوان عکاس به کار دعوت گردید.

اما حالا، با ورود جنگ به خاک اتحاد شوروی، قاعده عکس گرفتن در مسکو  بشدت سخت گردیده و برای عکاسی غیرمجاز و همینطور، برای دوربین غیرمجاز محاکمه در دادگاه پیش‌بینی شده بود.

اما مارگارت اجازه عکاسی اخذ نمود. به وی برای عکس گرفتن به مجله معتبر آمریکایی عملا اختیار کامل داده شده بود. اقامت مارگارت بورک وایت در اتحاد شوروی دو ماه بطول انجامید. او  در این مدت عکس‌های واقعا منحصربفردی گرفته بود (تعدادی از عکس‌ها در این http://gorod.tomsk.ru/index-1229582779.php).

عصر روز ٣۱ ژوئیه سال ۱۹۴۱ ستاره اقبال او بعنوان عکاس درخشید. برای اولین بار در تاریخ اتحاد شوروی به یک خبرنگار خارجی از یک کشور سرمایه‌داری نه تنها اجازه ورود به اتاق کار معمایی‌ترین رهبر از دید غرب، حتی، اجازه عکس گرفتن از وی در این لحظات دشوار، در چنین فضای ناهنجار داده شد. این عکاس توانست همه آنچه را در وجود استالین احساس کند و درک نماید، که کمتر کسی قادر به دیدن آنها بود.

در اواسط ماه ژوئیه سال ۱۹۴۱ در جبهه‌ها اوضاع برای ارتش اتحاد شوروی همچنان نامساعد بود. عملیات جنگی در ۱۲٠ کیلومتری لنینگراد، در مناطق سمولنسک و مشرف به کی‌یف ادامه داشت. دشمن برای تصرف این دو مرکز اداری خطر مستقیم ایجاد کرده بود. نیروهای اتحاد شوروی متحمل تلفات جدی می‌شدند، به سازماندهی مجدد و تکمیل پرسنلی و تسلیحاتی خود نیاز داشتند. در همین حال، مشخص گردید، که صنایع بعلت شروع انتقال بسیاری از مؤسسات از مناطق خطرناک به شرق کشور در آینده نزدیک نمی‌توانند نیازمندی‌های رو به افزایش نیروهای مسلح را تأمین نمایند…

انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها در ماه‌های اول جنگ، بدون ارائه کمک واقعی به اتحاد شوروی، اوضاع جبهه‌های جنگ اتحاد شوروی و آلمان را بدقت زیر نظر داشتند. شایان ذکر است، که در این کشورها نیروهای متنفذی با این دیدگاه وجود داشتند که بگذار آلمان و اتحاد شوروی درگیر جنگ شوند و تا زمانی که آنها همدیگر را کاملا تضعیف می‌کنند، باید منتظر بود و سپس می‌توان شرایط خود را به آنها دیکته کرد.

در ماه ژوئن سال ۱۹۴۱، در روزهای اول جنگ کبیر میهنی، کمیسر امور خارجه، ویچسلاو مولوتف سه بار با کریپس، سفیر انگلیس در اتحاد شوروی ملاقات و گفتگو کرد. در نتیجه کار آنها در روز ۱۲ ژوئیه تفاهم‌نامه بین دولت اتحاد شوروی و بریتانیای کبیر دایر بر اقدام مشترک در جنگ علیه آلمان امضاء شد. اما تا کمک واقعی انگلستان به اتحاد شوروی هنوز فاصله زیادی در پیش بود. زیرا، کارشناسان نظامی در لندن با تعیین پنج- شش هفته زمان برای تارومار شدن کامل ارتش سرخ کارگران و دهقانان، بر این تصور بودند، که اتحاد شوروی نمی‌تواند مدت زیادی در مقابل ارتش آلمان مقاومت کند.

آمریکایی‌ها هم برآورد مشابهی داشتند. با این تفاوت که کارشناسان نظامی آمریکا مدت باز هم کمتری را برای مقاومت روسیه در مقابل تجاوز تعیین می‌نمودند. رئیس جمهور فرانکلین دلانو روزولت این ارزیابی را غیرقابل باور تلقی می‌کرد. او برای کسب اطلاعات از دست اول تلاش می‌نمود. از این رو، هیأتی را به سرپرستی نماینده و دوست شخصی خود، هری هاپکینز به اتحاد شوروی فرستاد.

بعد از ظهر روز ۲۸ ماه ژوئن سال ۱۹۴۱ هاپکینز به مسکو  رسید و عصر همان روز با استالین ملاقات کرد. نماینده روزولت در این دیدار به اطلاع فرمانده کل قوا رساند، که رئیس جمهور آمریکا بر این باور است که «هیچ چیزی مهمتر از پیروزی بر هیتلر و هیتلریزم وجود ندارد» و ایالات متحده آمریکا آماده است تمامی کمکهای ممکن به اتحاد شوروی را در کوتاه‌ترین مدت عرضه نماید.

در جریان گفتگوها اولویت‌های این کمک‌ها، بویژه، در زمینه عرضه تسلیحات ضدهوایی، مسلسل‌های کالیبر بزرگ و تفنگ مشخص شد. چشم‌انداز تحویل نیز با احتساب طولانی شدن جنگ تعیین گردید (بویژه، در خصوص تحویل بنزین با اکتان بالا و آلومینیوم برای ساخت هواپیما). علاوه بر این، موضوع تحویل خود هواپیماها، مقدم بر همه، همه بمب‌افکن مورد مذاکره قرار گرفت.

استالین به هاپکینز اطمینان داد، که اتحاد شوروی پایدار است؛ و در عین حال، او از اعلان جنگ ایالات متحده آمریکا بر علیه آلمان و باز کردن جبهه دوم استقبال می‌کند.

هاپکینز پس از آشنایی با موقعیت در محل، مذاکرات خود با رهبر اتحاد شوروی را بسیار مثبت توصیف نمود و با در کمال قاطعیت اظهار اطمینان کرد، که هیتلر موفق نخواهد شد. رئیس جمهور روزولت مطمئن گردید که، اتحاد شوروی برای نبرد با آلمان تا پیروزی آماده است.

گزارش هاپکینز به رئیس جمهور و دولت آمریکا نقش بسیار مثبت در شکل‌گیری سیاست ضد هیتلری پیگیر دولت فرانکلین روزولت و سازماندهی عرضه منظم کمک‌های نظامی آن به اتحاد شوروی ایفاء کرد.

مأموریت هاپکینز تأثیر مطلوبی در همکاری سه جانبه ضد فاشیستی گذاشت. ۲ اوت سال ۱۹۴۱ بین اتحاد شوروی و ایالات متحده آمریکا تبادل یادداشت صورت گرفت؛ طرف آمریکایی تصمیم دولت آمریکا مبنی بر عرضه کمک‌های ممکن اقتصادی به اتحاد شوروی را اعلام کرد.

در ماه اوت همان سال نیز انتشار عکس‌های گرفته شده توسط مارگارت بورک از زندگی کشور در حال نبرد اتحاد شوروی در مجله «لایف» آغاز شد. آمریکایی‌ها با چشم مارگارت انسان‌هایی را دیدند که مثل آنها، همه روزه به کارهای دشوار در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها مشغولند. آنها رهبر این کشور را در لباس ساده سربازی، با چشمان خسته دیدند، که از خردمندی و اعتماد به نفس آرام او به درستی کار خود گواهی می‌داد.

این شخص، زاده یک خانواده کفاش بود، که به حکم سرنوشت و انقلاب در بالاترین نقطه هرم دولتی جای گرفت، اولین کشور کارگران و دهقانان در تاریخ جهان را رهبری کرد.

در سیمای او هیچ نشانه اهریمنی وجود نداشت، آمریکا، هم به وی و هم به آن اطمینان داشت، که کشور تحت رهبری او قادر است طاعون فاشیسم شایع در اروپا و خطرناک برای قاره آمریکا را ریشه‌کن سازد.

***

او مثل حقیقت ساده بود و عزم راسخ برای پیروزی داشت. حادثه روی داده در جریان اولین دیدار وزیر امور خارجه انگلیس، آنتونی ایدن از اتحاد شوروی در ماه دسامبر سال ۱۹۴۱، هنگامی که موجودیت کشور شوراها به حادترین مسئله تبدیل شده بود، گواه این مدعاست. وزیر انگلیسی هنگام ملاقات با استالین اظهار عقیده نمود، که مبارزه با آلمان در جبهه‌های جنگ شوروی و آلمان بسیار سخت و طولانی خواهد بود.

ــ او افزود، زیرا هنوز هم هیتلر در اطراف مسکو می‌جنگد و تا برلین راه زیادی در پیش است.

استالین به آرامی اظهار داشت: مهم نیست. روس‌ها تا کنون دو بار به برلین رسیده‌اند. بار سوم هم خواهند رسید. و حوادث بعدی صحت اظهارات یوسف ویساریونویچ استالین را ثابت کردند.

شکست‌های مراحل آغازین جنگ نتوانست روحیه ظفرنمون ارتش سرخ و خلق‌های اتحاد شوروی را بشکند. این عدم موفقیت‌ها به هیچوجه قابل مقایسه با شکستهای متحمله طی چند هفته در لهستان، فرانسه و سایر کشورهای اروپایی نبود.

اتحاد شوروی مجبور شد مدت طولانی نه فقط بر علیه آلمان فاشیستی، حتی بر علیه اقمار یازده‌گانه آن به تنهایی مبارزه کند. بر علیه قدرت نظامی و اقتصادی آنها مبارزه نماید. اما کشور تحت رهبری یوسف استالین دوام آورد!

سیاست آمریکا و انگلیس در روند جنگ، آمادگی سرباز اتحاد شوروی برای نبرد با فاشیسم تا پیروزی را به نمایش می‌گذاشت.

فقط در ۶ ژوئیه سال ۱۹۴۴، یازده ماه قبل از پیروزی، انگلیس و آمریکا جبهه دوم را باز کردند. هیتلر بر تفاوت‌های ملی و دینی خلق‌های اتحاد شوروی امیدوار بود. اما اتحاد شوروی یکپارچه بود و همه خلق‌های کشور از میهن سوسیالیستی خود با رشادت دفاع می‌کردند.

کشور شوراها بطرز شایسته‌ از سهم شخصی استالین در پیروزی قدردانی کرد. او لایق عنوان قهرمان اتحاد شوروی، دریافت دو مدال «پیروزی» و نشان درجه یک سوروف بود.

۲۷ ژوئن سال ۱۹۴۵ استالین به دریافت عالی‌ترین درجه نظامی «ژنرالیسموس اتحاد شوروی» مفتخر گردید.

***

مارگارت بورک وایت به فعالیت‌های حرفه‌ای خود ادامه داد. و اگر او در سال ۱۹۴۱ اولین عکاس غربی در حریم اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی بود، در سال ۱۹۴٣ بعنوان اولین زن گزارشگر جنگی در نیروی هوایی آمریکا مأموریت یافت. آن کشتی که او با آن در حال رفتن به شمال آفریقا بود، مورد حمله اژدر قرار گرفت، اما مارگارت زنده ماند و، با حضور خود در این قاره، در پروازهای جنگی بمب‌افکن‌های آمریکا شرکت کرد. بعدها او کارزار ایتالیا و آزادی زندانیانبوخنوالد را مستند کرد. پس از جنگ از آفریقای جنوبی، هند، کره و ژاپن گزارش می‌داد.

مارگارت بورک وایت مثل اغلب عکاسان (نه تنها در چنین مورد مشهور)، آماده بود برای موفقیت به هر کاری دست بزند. یک بار در هند همین که او از مهاتما گاندی وداع کرد و برای خروج از کشور آماده می‌شد، به وی اطلاع دادند، که او کشته شد. بی‌درنگ به خانه گاندی برگشت، که خویشان و نزدیکانش در آنجا جمع شده بودند و به مناسبات حسنه مارگارت با گاندی آگاهی داشتند. از وی دعوت می‌کنند «همدردی» خود را بشرط نگرفتن عکس بیان نماید. اما قبول این درخواست خارج از توان او بود. بورک وایت دوربین خود را همراه می‌آورد و عکس می‌گیرد، و پس از آن وی را بسادگی بیرون می‌اندازند. او بدون کمترین آزردگی، برای برگشتن به داخل خانه سعی می‌کند.

یک بار دیگر، هنگام جنگ کره، او صحنه اعدام اسیر کره شمالی را مشاهد می‌کرد. خود لحظه اعدام را ثبت نکرد، اما پس از اعدام سر بریده را با یک دست بلند کرد و با دست دیگر از آن عکس گرفت- عکس سر بریده در روی دست در متن تصویر جلاد متبسم تبر بدست.

اما، شاید، بالاتر از همه در این تصویر خود مارگارت بورک وایت باشد که برای عکس گرفتن از قتل وحشیانه کمونیست‌ها- شمالی‌ها به کره اعزام شده بود. او شهامت آن را داشت، همه آنچه را که از وی می‌خواستند، نشان ندهد. و شاید، مسئله در «بی‌روحی» دوربین عکاسی هم نبوده، بلکه، در شهامت و کار حرفه‌ای آن (به سخن دقیق‌تر، وی) بوده باشد؟

در سال ۱۹۵٣ اولین علائم بیماری پارکینسون (لرزش دست و پا. مترجم) را در وجود بورک وایت تشخیص دادند. مبارزه با بیماری مارگارت را به تعلیق موقت کار خود وادار نمود. در سال‌های ۱۹۵۹ و ۱۹۶۱ متحمل چند عمل جراحی شد، که برغم تأثیر مثبت در تحرک وی، در تکلم او تأثیر منفی گذاشتند. متأسفانه، این بطور کلی در طول دوره بیماری او تأثیری نداشت. در سال ۱۹۷۱ مارگارت درگذشت.

۲۱ دسامبر ۱٣۸ سال از ولادت یوسف ویساریونویچ استالین گذشت.

تاریخ، آموزگار بسیار سخت‌گیری است. و فقط فرزندان ناسپاس می‌توانند گذشته خود را نفرین کنند. اما [نام] استالین، همچون دیگر شخصیت‌ها- ولادیمیر کبیر، ایوان گروزنی، پطر اول و ولادیمیر لنین- در صفحه سرخ تاریخ ما ثبت شده است.