داستان شب ، این قسمت روح الله زم !

علی یونسی، وزیر پیشین اطلاعات حکومت اسلامی چند روز پیش گفت : استفاده از «پرستو» در وزارت اطلاعات ممنوع شده است و رهبر حکومت اسلامی هم این موضوع را «به‌شدت منع» کرده است…رهبر فرموده به جای پرستو از غازهای وحشی استفاده کنید …

درمورد پروژه روح الله زم نکاتی یادتان بماند . نحوه دستگیری و عکسها و چشم بند و خبر … شباهت زیادی به نمایش دستگیری اوج آلان رهبر پ کا کا داشت … در جریان دستگیری اوج آلان صحبت از کوبیدن سر جنبشی به طاق بود ، که با همکاری موساد و 2 سازمان امنیتی دیگر محقق شد. موضوع روح الله زم البته نه آن وزن را دارد و نه آن محتوا را . منم دقیق نمیدانم از داخل ایران تا قلب پاریس چطور شروع شد و مهم هم نیست …

اما در جمع کردنش تصفیه حسابهای فردی یا جناحی جایی ندارد بیشتر تاثیرگذاری روی جو عمومی ایرانی ها مد نظرشان است به خصوص که سازمان امنیت فرانسه در فیگارو گفته ما هم بودیم . بقیه رسولهای داخلی فقط میگن «عملیات حرفه‌ای، هوشمندانه و پیچیده» برای «هدایت روح‌الله زم به داخل کشور و بازداشت … پروژه الماس فریب ، ریگی و فولادوند هم زدند تنگش تا حسابی چاق و چله و قوی شود …


بالای 80 درصد مخاطبهای معترض امروزی تا قبل از دستگیری روح الله زم از آمد نیوز امام زاده ساخته بودند و هنوز عده ایی بالای جنازه این پروژه روضه میخوانند و گریه میکنند ، هرچی هم بگی این پروژه ها همینطوری خلق نمیشن و لجستیک نمیشن و پیش نمیرن و جا باز نمیکنن…ولی انگار همان خیلی ها به انواع تئاتر و اسکول شدن نیاز دارند .

گاندو نام مجموعه تلویزیونی است که بنا به سفارش نهادهای امنیتی حکومت اسلامی ایران تولید شد . در قسمتی دیدیم که چگونه هواپیمای مسافربری را ازمرز برمیگردانند تا چند دلاری بدون هماهنگی خارج نشود.قبول کنیم آنها به اندازه ایی قوی هستند که اگربخواهند اختلاسهای چند میلیارد دلاری راهم جلویش را بگیرند و یا برگردانند ، میتوانند … اگر که بخواهند …

حالا یک گاندو هم در دنیای واقعی داریم که سرویسهای امنیتی جهانی میگن ما هم بودیم . در قسمتهای قبل دستگیری ریگی تروریست خفن در شرق را داشتیم که بعد از اعدام ریگی شرق به ارامش رسید به روح امامشان … با پایان فولاد وند نهاد پادشاهی پاره شد ، سردار مدحی تا قلب کاخ سفید نفوذ کرد و این آخرین که اسمش روح الله زم است با پیچیدگی و مهارت و اینا…

روح الله زم درپاریس مشغول ” مبارزه ” با رژیم بود که یهویی از دفتر آیت الله سیستانی در عراق با ایشون تماس میگیرن و میگن قصد داریم 15 میلیون دلار بابت مبارزه با خامنه ای به تو بدیم ، چون خامنه ای خیلی نامرد و مارمولک و بدجسنه . زم میگوید راضی به زحمت شما نیستم حالا این چه کاریه ؟

بعدش ولی به خاطر مبارزه راهی عراق و دفتر آیت الله سیستانی میشود . سیستانی میگوید این 15 میلیون دلار نوش جونت پسرم . فقط شرمنده 417 دلارش کمه که تا شب میدم . زم ناراحن میشه و احساس میکنه بهش خیانت شده با عصبانییت قصد داره عراق را ترک کنه که رسول و ممد از بچه های وزارت که کل عراق رو تحت کنترل و نظارت دارن … متوجل زم میشن و از یه دکه کنار خیابون یه بلیط برای روح زم طوری میگیرن که پروازش هنگام عبور مجبور بشه از شیراز عبور کنه ، و روی آسمون شیراز هواپیمان رو مجبور به فرود اضطراری میکنن و زم دستگیر میشود …


درعنقوان جوانی داستانهای پلیسی جنایی علاقه داشتم عمدتا از پرویز قاضی سعید میخواندم ، حالا هم جیمز باند و تخیلات موازی سرگرمی بدی نیست . ولی داستانهای شب حکومت اسلامی ایران جذابیتی نیست . از همان قدیم اینطور بود با کارهای تخمی مثل توبه نصوح ! اصولا در کارهای تولیدی هنری حکومتی ارتباط با مخاطب راحت انجام نمیشه . کارهای سفارشی مثل گاندو یا ماجرای نمیروزی زیاد ساخته اند و مخاطب را در گوشه ای مجبور میکنند که ببیند . اگر فضای بازی باشد تا مخاطب روی تناقضات تولید شده حکومت انگشت بگذارد ، شما روی موجها سرگردانید . یک فرضیه دیگر هم این است که تولید کننده به تناقضات تولیدی حاکمییت اسلام اشراف مکفی دارد فقط سقف ذهنی مخاطب را با رضایت خود مخاطب پائین میکشد ، تا دیگر کسی به ” چرایی ” اتفاق فکر نکند . حالا همه روی چگونگی فوکوس دارند .

 وقایع سیاسی اینطوری پیش میرود . کاش من هم گوسفند بودم ، حداقل تنها نبودم .

از شیطان پرسيدند : چرا از بهشت حکومت اسلامی ايران فرار کردی؟


در پاسخ گفت : مهارتهای دزدی، ريا ، کلاهبرداری، حيله گری، دروغ و رشوه خواری، اختلاس … را به آنها آموختم و بوسيله اينها کاخ و ماشين و مزرعه و ویلا خريدند و ساختند و بر روی آنها نوشتند : هذا من فضل ربی …

نمک نشناسها منکر من شدند …

 


17.10.2019
اسماعیل هوشیار