بادۀ عشق

رسول پویان سودازده یی شـوق وصالم کردی درغمکده پر ز شوروحالم کردی در…

قوانین ضدپناهندگی در قرن بیست و یکم! 

        بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com  یک سازمان کمک‌رسانی هشدار داده با افزایش پناه‌جویانی که…

بَستۀ پیمانِ مِهرِ پاکْ‌مادر گشته‌ام

 (غزلِ منتشرنشدۀ احسان طبری برای مادرش به همراه کلیپِ خوانش…

آی اس آی چتر فعالیت تمامی گروه های تروریستی

نویسنده: مهرالدین مشیدآمریکا مبارزه با تروریزم را از پاکستان آغاز…

چه مرگبار حالتی چه تیره گي و ذلتی

چه مرگبار حالتی چه تیره گي و ذلتی به گوشها  نمیرسد…

در حاشیه روایت های پسین و پیشین فرار غنی

نویسنده: مهرالدین مشیدبا این ضرب زبانی ها نه غنی و…

دلیل رمانتیسم،- نوستالژی یا شوق دیدار بود

  Romantism آرام بختیاری شوق یا رنج دیدار با: وطن، معشوق، اوتوپی،…

خواندن ذهن یک عروس دریایی توسط محققان

محققان موسسه فناوری کالیفرنیا(کلتک-Caltech) موفق شدند با استفاده از…

خلق خسته

رسول پویان ز جان خـستۀ خلق وطـن چه می خواهید زپاره های…

رمان «قرار ما، لارناکا»، به قلم خانم آذر محلوجیان! 

بهرام رحمانی  bahram.rehmani@gmail.com  «قرار ما، لارناکا»، رمانی درباره یک ترور سیاسی است…

اطلاعيه انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

برحسب پلان قبلى قرار بود تا بتاريخ يازدهم دسامبر سال…

قضاء وچگونگی آفرینش عدالت

پژوهش ونگارشی ازسخی صمیم:   قسمت (هجدهم)   ***  چگونگی مشروعیت تقییداختیار برارادهٔ آزادانسان وسیلهٔ قانون:  منظوروهدف من درین…

فیسبوک چلونکی های دیروزـ مدافعان طالبان امروز

   نوشته ی : فروغی       اصطلاح فیسبوک چلوونکی که ازچندسال به اینسودرمیان…

سازمان های استخباراتی کشورهای اطراف افغانستان

نوشته کریم پوپل مورخ ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۱ قسمت اول  اهداف این کشورها افغانستان…

سرکوب داعش توسط طالبان، تخیل یا واقعیت؟ 

عبدالاحمد فیض با بقدرت رسیدن طالبان باورهای کاذبی دراذهان بوجود آمد…

وطن‌ام

چی کشوری بود زاداگاه‌ام تاجِ سری بود ققنوس‌ها آن‌جا آبنوس‌ها آن‌جا میهن‌ام چی جنتی بود سپیدار آن‌جا شاخ‌سار…

بخاطر بزرگداشت از روز بین المللی مبارزه علیه خشونت و…

پیام انجمن حقوقدانان افغان در اروپا ۲۵ نوامبر ۲۰۲۱ م. تاریخ…

داستان «مرد جوان و موش»

نویسنده «ويليام سارويان» مترجم «آرزو کشاورزی» یک هفته نوشیدن مشروب، مرد…

آوای زن

صدای ما در میهن  که فریادش طنین همصدایی هاست میگوید  مگر زن…

من صدای آن زنم

نسبت روز جهانی مبارزه در برابرخشونت علیه زن هر چندی که…

«
»

خیام و زمان

دکتر بیژن باران

زمان چیست؛ از کجا آمده؛ به کجا و به چه سو  رود؛ چرا برگشت ناپذیر است؛ آیا آغاز و پایان دارد؟ رابطه زمان ذهنی با کیهانی چیست؟ زمان اندازه گیری فاصله 2 رویداد است؛ بین ماه نو، فصول سال، گردش شب و روز. فضازمان چه صفاتی دارد؟ در ابعاد فضا، می توان جلو عقب رفت. تجربه هر رونده این را نشان دهد. ولی زمان فقط سوی رو بجلو دارد. باید در طبیعت روندهای برگشت ناپذیر یافت. هاوکینگ نوشت: پیکان زمان در جهت فزاینده برگشت ناپذیر آنتروپی ترمودینامیک و گسترش کیهان است. 

زمان کمیت فیزیکی مانند دما است که با ساعت شمارش لحظات اندازه گیری شود. زمان، ترازوی سنجش دیری و زودی حوادث است. پس زمان جریانی پیوسته، انقطاع ناپذیر، رونده، بی آغاز و بی انجام است که طی آن، حوادثی برگشت ناپذیر از گذشته به حال تا آینده رخ دهند. 

زروانیسم و میترایسم موجودات/ ارواح انسانگونه عاطفی را بر رودها، کوه ها، اجرام سماوی، خورشید، ماه مقیم کردند. این ارواح غیبی و پایه مادی شان سرنوشت/ فعالیت انسان و جامعه، تغییرات زمین و آسمان را در کنترل داشتند. این 2 دین زمان ذهنی انسان را با تخیل بر زمان کیهانی سوار کردند. در ادیان بعدی عبادت این موجودات منجر به وعده پاداش در روز جزا شد. 

همه باورهای ادیان گذشته با سلطه ادیان نوین، ناتوان و متروک شدند. نیروهای مطلق میترا، اهریمن، زروان در تحمیل جبری سرنوشت بر انسان تبخیر شدند. لذا روح انسان پس از مرگ برای عقوبت در جایی ناشناس نگهداری شود. ولی این سامان بر خلاف آنتروپی فزاینده کیهان است.                                                                                                                                                                                                                 علم و قانون انگاره های دینی را به ناحیه باور مغز تبعید کرده؛ رشد صنعت 300 سال گذشته را ببار آوردند. 

رباعیات تفکّر، دیدگاه، فلسفه مادی خیام را تصویر کنند. در آنها استعارات بصری، ضمایر شخصی حس پذیر، صفات عاطفه برانگیز برای زمان بکار رفته اند. این استعارات ذهنی هم‌گرایی زمینی و نجومی را هم دارند. او کوشید تا به کمیّت زمان، کیفیّت شادی، دوری از الم، علم جویی را سوار کند. شاد زیستی شعر خیامی در شعر پیشا‌خیامی و پسا‌خیامی را باید ردگیری کرده تا منبع و پیروان زندگی شاد پیدا شوند. 

تا هزاره دوم میلادی برای مردگان خوراک گذاشته می شد. اکنون گل گذاشتن بر مزار و خواندن ورد برای آمرزش آنها رسم است. این ثنویت نیک/ بد، ایقان مطلق، متافیزیک هنوز هم ادامه دارد. در 300 سال گذشته مقررات، قوانین، تکرارها در طبیعت سریعتر کشف شدند. عدم قطعیت هایزنبرگ اجبار زروان و لاپلاس را نفی کرد.

وقتی اگوستین قدیس در باره زمان در غور بود، نوشت: “خوب می دانم که چیست؟ مشروط بر آن که کسی از من نپرسد. اما اگر از من بپرسند و توضیح بخواهند. از پاسخ دادن عاجزم.” زمان، مفهومی عام است که در ادبیات، علم، فلسفه، زیست شناسی بررسی شد.

ش. سهروردی زمان را مانند ابن سینا تعریف کرد: «زمان را نه بدایتی بود و نه نهایتی بلکه ازلی و ابدی است، چون زمان منقطع نشود”. نیوتن زمان را مستقل از و مقدم بر وقایع خواند: «زمان مطلق، یعنی زمان واقعی و ریاضی به خودی خود، به مقتضای ماهیت اش، بدون ارتباط با هر شئی خارجی به طور یکنواخت روان است.” لایبنیتز گفت: «زمان مستقل از وقایع وجود ندارد؛ زیرا زمان از وقایع و ارتباط آنها با یکدیگر تشکیل یابد.” ویکی پیدیا.

روندهای گسترنده نیاز به انرژی بینهایت داشته تا به وضع آغازین برگردند. لذا برگشت ناپذیر اند. برای کیهان گسترنده هم مصداق دارد. چون آنتراپی غالب افزاینده است. کیهان از گاز داغ آغازین به پیدایش کهکشانها با سحابه های گاز، ذرات، ماده تاریک بسوی بینظمی رود یعنی گذار از سامان به آشوب برگشت ناپذیر است. روند افزایش آنتروپی/ بینظمی کیهان پاسخ خوبی برای پیکان زمان افزاینده است. هر دو، زمان حس پذیر و آنتروپی نامریی، چون جرم ناشی از انرژی در کیهان زیاد شوند. بینظمی افزاینده است گرچه نتوان دید. 

گزینه طبیعت گرایش به بینظمی است. این را در خزان هم می توان دید. پیکان زمان رو به آینده است. یک روند در فیزیک و حیات این است: چیزها به بینظمی گرایش دارند؛ یعنی انتروپی رو به افزایش است. روندهای سوگرا از سامان به بینظمی اند. نمونه روند برگشت ناپذیر: پخش دود در اتاق، انتشار صدا بر زمین، خرد شدن فنجان، شکستن تخم مرغ در تابه. 

تا سده 20 زمان مطلق، جهانشمول، در جهت مثبت بود. همه تاریخ با آن بنا بر تقویم و ساعت نوری، ماسه ای، مکانیکی، اتمی فزاینده بود. آینشتاین گفت: سرعت نور برای هر ناظر ثابت است؛ هر ناظر با سرعت خود زمان خود را دارد. لذا برای هر ناظر زمان نسبی و خصوصی است. زمان مطلق نبوده؛ بنا به نسبیت عام، زمان نسبی برای ناظری سریعتر، کندتر شود.

زمان برای خیام کمیت اندازه پذیر بود که با ایجاد تقویم جلالی دقیق شد. او مفهم دم، دقیقه، لحظه گذران را عالی در رباعیات گنجاند. “قافله عمر” یعنی سکانس لحظه ها از مبداء تا مقصد است. پس زمان فاصله 2 رویداد، افزاینده، رو بجلو ست. این 3 صفت زمان را هاوکینگ در کتاب تاریخچه زمان بیان کرد: فاصله 2 رویداد، همسو با افزایش آنتروپی و گسترش کیهان. 

خیام اصطلاحات زروانی زمانه، سرنوشت، سپهر در کنترل انسان، سعد و نحس، حرکات سیارات، فلک را مکرر بکار برد. تغییر فصول، شب و روز، زندگی و مرگ، زود و دیر را عالی رباعی کرد. زمان بیکران را به آسمان و فلک ربط داد. او اجل انسان را کرانه مند، محدود، فرصت دانسته؛ پند خوشباشی و علم جویی دهد. خیام واژه های زروانی زمانه، دم، عمر، قضا، قدر، اجل، بخت، تقدیر، فلک، چرخ را بکار برد:

کم کن طمع از جهان و می زی خرسند./ از نیک و بد زمانه بگسل پیوند.

ای دل چو زمانه می کند غمناکت./ ناگه برود ز تن روان پاکت.

بر پشت من از زمانه تو میاید./ وز من همه کار نانکو میاید.

می خور که زمانه دشمنی غدار است./ دریافتن روز چنین دشوار است

ایام زمانه از کسی دارد ننگ./کو در غم ایام نشیند دلتنگ.

برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم./زان پیش که از زمانه تابی بخوریم

کاین چرخ ستیزه روی ناگه روزی./چندان ندهد زمان که آبی بخوریم

خورشید به گل نهفت می نتوانم./ و اسراز زمانه گفت می نتوانم

مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان./ می خواه مروق به طراز آمدگان.

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست. / کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت./چون آب به جویبار و چون باد به دشت.

آمد به زبان حال در گوشم گفت. / دریاب که عمر رفته را نتوان یافت.

جهان خیام چون نیوتن و آینشتاین مشحون از حقیقت، یقین، شک بود. تا نیوتن زمان مطلق بود؛ با سرعت ناظر نسبی شد. این جهان پیشا-هایزنبرگ عدم قطعیت، احتمال، تصادفات نداشت:

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست./ نتوان به امید شک همه عمر نشست.

عمریست مرا تیره و کاریست نه راست./ محنت همه افزوده و راحت کم و کاست.

گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است./ ور بر تن تو عمر لباسی چست است.

در خیمه تن که سایبانی ست ترا.

می نوش که عمر جاودانی اینست./ خود حاصلت از دور جوانی اینست.

چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ./ پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ .

ما را ز قضا جز این قدر ننمایند. / پیمانه عمر ما است می پیمایند.

این قافله عمر عجب میگذرد./ دریاب دمی که با طرب میگذرد.

چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد./دل را به کم و بیش دژم نتوان کرد.

عمرت تا کی به خودپرستی گذرد./ یا در پی نیستی و هستی گذرد.

می نوش که عمریکه اجل در پی اوست/ آن به که به خواب یا به مستی گذرد.

هشدار که سرمایه سودای جهان/ عمرست چنان کش گذرانی گذرد.

 در پای اجل یکان یکان پست شدند./ خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر.

دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند.

برنامده و گذشته بنیاد مکن./ حالی خوش باش و عمر بر باد مکن!

از آمدن و رفتن ما سودی کو؟/ وز تار امید عمر ما پودی کو؟

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه؟/ وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه؟ 

زان پیش که ناگه شود از باد اجل/ پیراهن عمر ما چو پیراهن گل.

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم./ وین یکدم عمر را غنیمت شمریم.

فردا که ازین دیر فنا درگذریم.

پرکن! قدح باده که معلومم نیست. /گر بر فلکم دست بدی چون یزدان.

برداشتمی من این فلک را ز میان/ از نو فلکی دگر چنان ساختمی

کازاده بکام دل رسیدی آسان/ نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است/ با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل.

بر هیچ کسی راز همی نگشایند./ ما را ز قضا جز این قدر ننمایند.

پیمانه عمر ما است می پیمایند.

بر من قلم قضا چو بی من رانند./ پس نیک و بدش ز من چرا میدانند؟

دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود./ غم خوردن بیهوده نمیدارد سود.

در گوش دلم گفت فلک پنهانی./ حکمی که قضا بود ز من میدانی؟

گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است./ ور بر تن تو عمر لباسی چست است.

در گردش خویش اگر مرا دست بدی.

پیکان و قافله زمان از مبداء به مقصد هم در مکان هم در زمان طی شوند. قطار دقایق برای زمان مطلق نیوتن و پیکان زمان نسبی ناظر در فضازمان آینشتاین را خیام “قافله عمر” نامد که از گذشته، اکنون، آینده از بدایت تا بینهایت/ بیکرانه رود؛ بدون دسترسی به آغاز و پایان زمان. 

بعد زمان جاریست؛ برگشت در آن ممکن نیست. دقایق روند؛ آینده هم بگذرد: “رفتند و رویم دیگر آیند و روند.” زمان گذران مستقل از من جاری ست: “چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید.” خیام شکستن کوزه بسامان را در ایجاد آشوب، بینظمی، آنتراپی بیند که نتوان اجزا را بهم چسباند: “روزی که نیامده‌ ست و روزی که گذشت.” 

افزایش آنتراپی استعاره شد: از کوزه بسامان گذشته به شکسته در آینده رسد. ولی آنتروپی زیادتر شکسته به نظم سالم بر نگردد. بنا بر قانون 2 ترمودینامیک شکسته سالم نشود. پس زمان در بعد فزاینده تابع فزایندگی آنتروپی و گسترش جهان با انرژی تاریک است. زمان در جهت افزایش بی نظمی و گسترش جهان است. کاخ سامان داشته؛ خرابه آنتراپی بیشتر دارد. 

چون جهان بسوی بینظمی رود؛ امکان سامان یا معاد نیست. زیرا نقض آنتراپی بوده؛ پیکان زمان در جهت افزایش بینظمی است. پس از کاخ گذشته، خرابه آینده در جهت گسترش گیتی ممکن است. ولی از خرابه به کاخ در جهت منفی زمان ممکن نیست. خیام آرایه ایهام “گور” در بستر زمان تصویر کرد: بهرام که گور می گرفتی همه عمر./ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت. گاهی زمان را عینی در گذشت زمان بر کاخها بیان کند: “آن قصر که با چرخ همیزد پهلو.” برگشت ناپذیری زمان تم مکرر خیام است:  

این قافله عمر عجب می گذرد. 

دریاب که عمر رفته را نتوان یافت. 

امروز ترا دسترس فردا نیست./ و اندیشه فردات به جز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست./ کاین باقی عمر را بها پیدا نیست.

هاوکینگ 2021-1942 انگلیس با 2 کتاب پرفروش “تاریخچه زمان”، “طرح بزرگ” ش با پوپ در باره پیدایش جهان مناظره کرد. پژوهش اصلی وی کیهان‌شناسی، گرانش کوانتومی، رابطه سیاهچاله ها، قوانین‌ ترمودینامیک است. او نشان داد: سیاهچاله‌ را زوج‌های ذرات مجازی که در “افق رویداد” آن تشکیل شده بعد از مدتی نابود کنند. 

همین زوج ذرات افق رویداد سیاهچاله ها امواجی به نام تابش هاوکینگ یا اشعه ایکس از خود بتابانند. در 1970 ثابت کرد: اگر نسبیت عام درست باشد؛ جهان دارای آن مقدار ماده دیدنی باشد، باید انفجار بزرگ در گذشته یک تکینگی کلان باشد. او نوشت که نظریه، انگاره، تئوری 3 ویژگی دارد: در آزمایشگاه اثبان نشود. با ریاضیات بی نقص باشد. پیش بینی آن مشاهده شود. نمونه: تئوری تکامل داروین، تئوری نسبیت آینشتاین، تئوری مهبانگ. 

لذا بین نظر فرد، نظریه علمی، نظرات نخبگان تفاوت باید گذاشت. عرفان نظر قطب و مکتوبات یک مکتب با چاشنی مغلطه قضایا، مفروضات، حجت/ استدلال منطق استنتاجی است. ولی با روش علمی جهانشمول، تجربه پذیر، دقیق نیستند. نظرات عرفانی 3 ویژگی تئوری را نداشته؛ پذیرای مهندسی ابزار و ساختمان نیستند. همه در سطح حرف در این چند هزار سال مانده اند.

هاوکینگ زمان را 2 نوع، تابع آنتروپی و انرژی تاریک تقسیم کرد. او زمان ذهنی را تابع آنتروپی خواند. در کیهان هر دو در حال افزایش و برگشت ناپذیرند. لذا زمان هم مانند این دو پدیده رو به افزایش و برگشت ناپذیر است. آغاز، برگشت ناپذیری، پایان زمان را در “تاریخچه زمان” بررسی کرد: زمان با مهبانگ آغاز شده؛ بخاطر افزایش آنتراپی و گسترش انرژی تاریک فزاینده بوده؛ در زمانی دور با جمع شدن کیهان به پایان رسد. 

پایان زمان تابع انرژی تاریک ضامن شتاب گسترش کیهان است. با یکی از 3 سناریوی زیر، آیا زمان پایان یابد؟ اگر کیهان در نهایت 1-چند پاره شود؛ 2- انرژی تاریک ضعیف شده؛ کیهان جمع شده تا مه فروپاشی ضد مهبانگ روی دهد؛ 3- تا ابد گسترش یابد. کمیت زمان در تکامل کیهان پدید آمد. آیا زمان مانند کیهان نهایت دارد یا بقول آینشتاین ایستا و بینهایت است؟ کیهان از وضع چگال/ کامپکت یا مهبانگ به رشد شتابنده رسید. پیش از آن زمان نبود. 

در کهکشان شتابنده، ستارگان چرخان، سیارات گردان تجربه زمان گوناگون است. گذشته، حال، آینده هر چیز نسبی است. با وحدت نسبیت عام و کوانتوم مکانیک زمان موهومی نیز بکار رود که 2 جهت مثبت و منفی دارد. در مقابل، زمان واقعی و ذهنی گذشته و آینده دارد. زمان ذهنی احساس گذشت زمان در خاطرات است که فرد گذشته را بیاد آورده؛ با دیگران در میان گذارد. توماس کیچینگ 

منجم سوییسی، زویکی 1898-1974 ساختار ستارگان ابرنواختر، نوترونی، اختروش دوقلو را برای تخمین عمر و اندازه کیهان با تلسکوپ بررسی کرد. او با رصد خوشه های کهکشانی عدسیگری آینشتاین یعنی خمیدگی نور در فصازمان میدان گرانش جرم سماوی را ثابت کرد. در 1933 او گفت: کیهان 95% ماده و انرژی تاریک بوده؛ 5% بقیه ماده ساخته از اتم و انرژی حس پذیر است. او در خوشه های کهکشانی ترکیب ماده تاریک را بکار برد که مانع از پراکندگی اجرام یک کهکشان شود. 

جان اورت در هلند کشف کرد: چگالی ماده تاریک در نزدیکی خورشید دو برابر آن چیزی است که می تواند به دلیل وجود ستاره ها و گازها به تنهایی باشد. بنا به نظریه نسبیت، فشار و جرم در یک جسم گرانش تولید کنند. زیرا تنسر ضربه-انرژی جرم، چگالی، فشار، غلظت در جسم را در بر گیرد. کمیت 3 نوع است: مقدار مانند عدد، بردار جهت دار مانند سرعت، تنسر با مقدار و جهت و صفحه برخورد مانند تنش-کرنش در جسم اند.

الن گوث Guth زاده 1947 در ام آی تی نظریه تورم کیهانی آغازین را داد: گسترش تصاعدی مهبانگ بخاطر رخدادی در 10 بقوه 36- ثانیه آغازین است. علت این ترکیدن ناروشن است. ولی گسترش کیهان با شیفت قرمز یعنی دور شدن کهکشانها، پس از تلاشی یک سیاهچاله آغازین یعنی مهبانگ، رصد پذیر است. در آن زمان کوتاه سیاه چاله ها کهکشانهای کوچک سریع پیدا شدند. در فاز بعد با تصادم با یکدیگر بزرگتر شدند. اکنون با تلسکوپهای فضایی حوادث آغازین رصد شوند.

نظریه تار در پیوند نسبیت عام 1915 و کوانتوم مکانیک است. ماده از اتم آمده؛ هسته اتم پروتون و نوترون داشته؛ با نیروی قوی هسته ای و ناقل گلوآن بهم چسبند. هر کدم از چند کوراک ساخته شده که از تار یا انرژی مویین اند. ذرات جرم دار کمتر از نور سرعت دارند- الکترون، پروتون، نوترون.  همه ذرات بی جرم سرعت نور دارند- فوتون حامل برق-مغناطیس، گلوآن برای نیروی هسته ای قوی، گرویتون گرانش برای اندرکنش جاذبه. 

جهان ۱۱ بعد ریاضی دارد؛ بنا بر ریاضیدان آغاز سده 20م. تکامل در موجودات حسگرهای 4بعد زمان، عمق، پهنا، درازا را پدید آورد. برای تولید مثل، تغذیه، تنفس نیز حسگر صدا، دما، زبری، فشار، بو پدید آمدند. انسان حسگر برای ۴ بعد فضا- زمان  ۷ بعد دیگر مانند ماده و انرژی تاریک، پادماده، چرخش کوراک نامحسوس بوده؛ با ریاضیات تبیین شدند. حتی تخیل انسان محدود به مکان 3 بعدی بوده؛ ولی پدیده ها را بهم در مجاز پیوند زند. نمونه: سفینکس مصر با سر انسان و تن سگ. کالوتسا 1885-1954، 11 بعد واقعیت در تئوری نسبیت و تار کاربرد دارد. ریاضیدان مهم دیگر گاووس 1777- 1855 است.

هابل 1889-1953 منجم در میسوری آمریکا متولد شد؛ در آکسفورد در رشته حقوق تحصیل کرد. در اخترفیزیک و کیهان‌شناسی فرض جهان ثابت را رد کرد. نشان داد: کیهان در حال گسترش شتابنده نه ثابت است. کپرنیک منظومه شمسی و هرشل کهکشان راه شیری را تبیین کردند. ولی دقت هابل در استنتاج منطقی چگونگی پیدایش آنها منجر به نیاز رصدخانه فضایی شد.

او با منطق استنتاجی یک حقوقدان، بنحو احسن در بازخوانی داده های پیشین نجومی به نتایج جدید رسید: 1- طیف کهکشانها شیفت قرمز داشته؛ یعنی آنها از زمین دور شوند. با گسترش کیهان فضا پدید آید؛ در آغاز مهبانگ و نبود ماده معمولی زمان و فضا وجود نداشتند. پس فضا و زمان صفات ماده اند. 2-طیف نور کهکشانی اطلاعات جدید در باره صفات کیهان دارد. 3-سرعت دور شدن کهکشان از زمین را با مشاهدات ش برای محاسبه شتاب آن بکار برد. 4-دورترین کهکشانها بیشترین شیفت قرمز را دارند؛ لذا از زمین تندتر دور شوند. 

او با مشاهدات خود مطرح کرد: با مقایسه رنگهای کهکشانها با یکدیگر، بسیاری اجرام سحابی مریی از اجرام داخل کهکشان راه شیری بزرگ‌تر ند. او این اجرام را «جهان ‌های جزیره‌ای» نامید؛ رابطه‌ای میان سرعت و فاصلهٔ کهکشان‌ها را بدست آورد تا ابعاد عالم را مساحی کند. بنا به قانون هابل کهکشان‌های دورتر بخاطر پراش ماده تاریک جذبکننده سریعتر دور شوند.

بنا به نوسانات کوانتوم مکانیک ریز ذره های کتره ای از خلاء جهیده؛ پس هر لحظه ماده نابود/ پدیدار شود. این جهیدن ریزذره در آزمایشگاه با ماده- پادماده رصد شده. پیدایش جرقه ها به مهبانگ نوینی انجامد که زمان ما پایان یافته؛ زمان نو آغاز شود. آیا سیاه چاله پیش از کهکشان پدید آمد؟ در مرکز هر کهکشان یک سیاهچاله بزرگ تا 100 میلیون برابر خورشید است که ستارگان حول و حوش را بلعیده؛ اسپاگتی پرتو پر سرعت بیرون دهد. 

پس از مهبانگ ماده تاریک، هیدروژن، کهکشان های کوچک آمدند. ماده تاریک کهکشان را ساخته؛ مقدار آن در کجا ست، چه کند؟ بخاطر جاذبه لخته ای بوده؛ داربست ساختار کیهان است. ذات کیهان چیست؟ کیهان از کجا آمد؟ چرا این جوری است؟ جای انسان در آن چیست؟ مهبانگ انرژی را به جفت ماده-پادماده بدل کرد که ماده کمی از پادماده بیشتر بود. این عدم تراز به پیدایش کیهان منجر شد. 

کیهان در مهبانگ یعنی تکنیگی/ بینهایت آغازین- آنتروپی، فضازمان صفر، انرژی تاریک پر انرژی بود. آنتروپی از صفر در مهبانگ افزایش یافت. با پیدایش ماده، زمان، فضا، ماده تاریک جذبی، انرژی تاریک دفعی- عناصر، ساختار کیهان، قوانین فیزیک شکل گرفتند. مهبانگ سامان داشت. سپس با کون و فساد ستارگان در استحاله ماده-انرژی بینظم شد. آنتروپی کم اطلاعات کم دارد. با گسترش کیهان اطلاعات زیادتر شود. آنتروپی در طول زمان زیاد شد. در تکنیگی مرکز سیاه چاله زمان صفر و سطح آن با مقدار آنتروپی آن متناسب است. انرژی تاریک را از اثرش بر ماده، فضا، گسترش شتابنده کیهان می توان دریافت.

یعنی بی نظمی کیهان در طول عمرش زیاد شود. آیا مهبانگ دما صفر درجه داشت؟ اجرام فضایی چرخه عمر از پیدایش، دوام، تصادم/ میرش دارند. سیاهچاله ستاره، سیاه چاله دیگر، گازهای نزدیک، ستاره نوترون مرده را بلعد. نتیجه در سطح یا افق رویداد، خروج نوترینو و پرتوها، ابرنواختر یا حتی ستاره ای با سرعت 3.5 میلیون مایل/ ساعت شود. 

رویدادهای آسمانی همه در گذشته اند که نور و موج گرانش شان اکنون به زمین رسند. کیهان از هر سو یکسان است؛ پس زمان کیهانی تابع صفات تابش زمینه کیهانی اندازه پذیر است. این تابش از آغاز مهبانگ بجا مانده؛ اکنون رصد شود. با این اندازه گیری عمر کیهان 13.8 بیلیون سال بدست آید. 

منابع. ‏2021‏/10‏/30 

رباعی‌های خیام و نظریۀ کیمیت زمان- علی تسلیمی- کتاب آمه ۱۳۹۱ تهران

توماس کیچینگ Thomas Kitching

مه فروپاشی Big Crunch ضد مهبانگ Big Bang

اختروش quasar  تابش زمینه کیهانی cosmic microwave background

بیش‌تر رباعی‌های خیام با یک هشدار و با یک خبر آغاز ‌شود. بعد در مصراع دومی و سومی چیزهایی ‌آید در پیوند به آن خبر تا این که پیام اصلی و فشرده‌ترین در مصراع چهارمی تبلور پیدا کند. Partaw Naderi FB151021