جهان گشایی وسیطره استعماری انگلیسها در کشورهای جهان

قسمت پنجم  وپایانی :.

انگلیسها بعد از جنگ دوم جهانی:

امپراتوری انگلیسها ،بعد از جنگ دوم جهانی وشکست فاشیزم هتلری که توسط اردوی سرخ اتحادشوروی با کمک متفقین غربی  صورت گرفت،از هم متلاشی گردید. با مبارزه وپشتبانی دولت اتحادجماهیر شوروی سوسیالیستی  ،جنبشهای کارگری وصلح ،رهایی بخش ملی وضد امپریالیستی برای ازادی کشورهای تحت استعماردرجهان ، تعداد زیادی از مستعمرات  کشورهای اروپایی مربوط انگلستان وفرانسه ازادی واستقلال خودرا دراسیا ، افریقا وامریکا بدست اورده ویا بشکل دومینون ان باقی ماندند.  جهان به دوقطب  سوسیالیزم وکاپیتا لیزم تقسیم و جنگ سرد میان هردو اغاز کردید.

انگلیسها بنابر عادت همیشه گی خود درجناح ضد مردمی وبه طرفداری نظام سرمایداری با سیاستهای جدید استعماری واستثمارگرانه به طورمستقیم وغیر مستقیم ، تسلط اقتصادی وسیاسی خودرا درعدهء ازکشورها  حفظ نمودند.

انگلیسهاپیش از شناخت ازادی واسقلال کشورهایکه در  قلمرو امپراتوریش قرارداشت،منازعه های منطقوی رادرمناطق مربوطه انها براساس عقاید مذهبی ، سرحدی وقومی  بوجو اورده بودند، تا اینکه دراینده برای اجرای رویکرهای سیاسی، نظامی واقتصادی برای تامین منافع جیوپلوتیکی خود علیه رقیبان خود استفاده نمایند. این کشورها عبارت :افغانستان وپاکستان درمور خط سرحدی دیورند، هندوپاکستان بالای منطقه کشمیر؛همچنان اسرائیل وفلسطین، قبرس یونانی وترکیه، لبنان وسوریه ،سودان ومصر، بحرین وایران  و تقسیم کردها در سه کشور عراق ، ترکیه وسوریه وغیره حوادث جاری حاضر درافریقا واسیا ناشی از امضای قراردادهای    “ورسای پاریس” بعدازختم جنگ اول جهانی میان متفقین ،المان وعثمانیها و  “سایکس ــ پیکو”درسال 1916 میان انگلیس وفرانسه صورت گرفت، میباشد. قرارداد های متذکره تنش وزخم خونین حلاج ناپذیر رادر بدن تمام کشورهای ذیربط با سپری شدن یک قرن واندی بجا گذاشته که درد و رنج جانگاه ان هزاران انسان را  نابود و به کام مرگ  فرستاده است، بالخصوص منازعه فلسطین واسرائیل که به زخم خونین سرطانی   درپیکر عربهای فلسطین  تبدیل شده است.

انگلیسها این روبای پیرومکاربرای سیاستهای نیولیبرالیزم ، یکجا به کمک وپشتبانی برادر بزرگ خود امریکا با تجربه های ننگین وفساد منشانه خویش ؛  دسایس ازمندانه را در کشورهای نفت خیز شرق میانه طرح ریزی نمود، تا بتواننداز هروسیله وطرقی  ارزوهای خود را براین حوزه نفتی خیز جهان براورده سازد ودرانجا دوباره حاکم شوند ؛ امروز همه جهانیان شاهدعملکردهای ضد انسانی وبشری انها در کشورهای عراق ، لیبی وسوریه میباشند که خلق زحمکش این کشورها قربانی اهداف امپراتورمأبانه سران کشورهای امریکا وانگلیس و هم رکابان  جهانی انهاشده اند؛ این غایله  هنوزهم ادامه دارد.  

چنانکه “رابرت اف کندی “پسر کندی بزرگ رییس جمهور فقید امریکا درمضمون خود زیر عنوان « چرا اعراب حضور ما را درسوریه نمی خواهند!» ،پرده از رویکردهای نظامی واقتصادی رهبران امریکا را با کمک دستگاهی جاسوس سیا  در شرق  میانه با براه اندازی کودتاها که باعث سرکوبی دولتهای این خطه  شده هست ، با اسناد به وضاحت توزیع وانرا افشا ساخته است .

چنانکه دراین نامه از کودتای نا فرجام سال 1957 در سوریه ، طرح کودتای سیا در اردن ایران عراق ومصر که زیر نظر الن دالس رهبری میشد از جمله دسایس امریکایان در خاورمیانه  نام برده است.  اولین مداخله مستقیم درسوریه درسال 1949که نسبت مخالفت “شکری ال قوتلی” رییس جمهور منتخب سوریه بخاطر عدم تائید خط لوله نفتی که از سرزمینهای عربی میگذشت وپروژه امریکایی  بود تا چاه های نفت عربستان را به بنادر لبنان از خاک سوریه متصل نماید، مخالفت نموده بود. با دخالت نافرجام امریکای ها ال قوتلی که درجنگ سرد بی طرف بود بعدازین رویکرد به جانب شوروی قرار گرفت ، این موضوع بهانه شد برای سیا که تا دوباره کوتادی را به سوریه سازماندهی نمایند. این بار کارمندان سیا” کیم روزولت وراکی استون”را به دمشق اعزام کردند؛ این دونفر دوسال پیش نیز کودتای را علیه داکتر مصدق درایران سازماندهی کرده بودند ،بعد از سرنگونی مصدق در«عملیات اژاکس»استون وروزولت محمد رضا ه رابه قدرت رسانید. با براه اندازی ودسایس پیاپی در سوریه  عراق ولبنان دردوران جنگ سرد توسط سیا بالاخره بعد از اغاز بها رعربی که درسال 2001شروع شد چاقوی سیادوباره دسته یافته داخل دسایس تازه علیه کشور سوریه و دولت بشار اسد کردیدکه چنین طرح ریزی شده بود:” این جنگ درسال 2000 هنگامی اغاز شد که قطر پیشنهاد ساخت لوله ای 1500کیلومتری با هزینه 10 میلیارد دالاری از عربستان سعودی ، اردن ،سوریه وترکیه را مطرح نمود. قطر در حوزه گاز پارس جنوبی گنبد شمالی شریک ایران است که غنی ترین منبع گاز جهان است و درهمین حال گاز قطر فقط در صورتی می تواند به بازار های اروپا برسدکه به شکل مایع درامده وازطریق دریا انتقال یابد. خط لولهء پیشنهادی، قطر را ازطریق ترمینالهای توزیع درترکیه،مستقیمأبه بازار های انرژی اروپا متصل مینمودومبالغ هنگفتی به عنوان حق ترانزیت نصیب ترکیه میشد. این خط لوله تسلط پادشاهی های سنی خلیج فارس رابر بازارهای گاز تامین مینمود وقطر نزدیک ترین دوست امریکا درجهان عرب را تقویت مینمودو قطر میزبان دو پایگاه عظیم نظامی ودفتر فرماندهی مرکزی امریکا در خاورمیانه است.”

براساس این پلان ار وپا که 30 فیصد گاز مورد نیاز خویشرا از روسیه وارد مینماید ارزو داشتند تا این خط لوله احداث تا ازاین گاز ارزان قیمت مستفید ودرپهلویش پوتین را در اهرم اقتصادی سیاسی خفه کنند. هدف ژئوپولتیک کشورهای عربی بالخصوص شاه عربستان عبارت از تسلط بالای شیعیان عراق ، مهار کردن اقتصادایران وسوریه که هم پیمان هستند  وهم چنان حمایت شاه عربستان از دولت سرنگونی یمن و قتل عام حوثی ها که مورد پشتبانی ایران قراردارد ، میباشد.

بر اساس مولف های فوق امریکا وشرکای اروپایی وعربی اش  درسوریه با بذری گروهای بنیاد گرایی جهادگرایی اسلامی که امروز بنام داعش، القاعده وجبهه النصر وغیره نامگذاری شده اندو منطقه را بسوی جنگ عام تام فرقه یی  بین سنی وشیعه صرف بخاطر« لول نفت وگاز قطر » که میخواستند از طریق خاک سوریه وترکیه بجانب اروپا بکشند، کشانیده اند.

چنانکه اف کندی در نامه خود تذکارداده است:” این خواست عربستان ،قطر وترکیه که پشتبانی امریکا وکشورهای اروپایی را همراه داشت ،ازجانب بشار اسد مورد پذیرش قرار نگرفت.  بنابراین زمینه تخم نفاق وبا چکیدهای بهار عربی زیر نام ارتش ازاد سوریه که از اعضای ارتش سوریه که سنی مذهب بودند، یکجابا اعضای عساکری سرنگونه شده دولت صدام و سایر جهادیون که برضد دولت بشار اسد میرزمیدند با پشتبانی مالی قطر وتربیه نظامی  توسط نظامیان امریکا وانگلیس درکشور قطر پرورش داده شده وبه جنگ ارسال کردیدند.”

بنابراین جنگ که امروز بنام دفاع از ازادی و پشتبانی مردم و ارتش سوریه صورت میگرد، بُنه وسنخ ان به گذشته های دور درزمان جنگ سرد برای منافع اقتصادی و جیوپولتکی درخاورمیانه بوسیله دستگاهی جهنمی سیا پایه گذاری وامروز دوباره مشتعل ومنطقه را به خون خاک کشانیده که باعث کشتار صدها هزار انسان و 7 میلیون اواره مردم  خاورمیانه درکشورهای جهان شده است. طوریکه در نامه رابرت اف کندی(پسر)  چنین امده است:«پدران بنیانگذاران امریکا، به ما درمورد ارتشی ثابت، دخالتهای خارجی، وبقول جان کوینسی ادام “فراتر از مرزهای ملی رفتن به بهانهء یافتن ونابود ساختن هیولاها، هشدا ردادند”، ان مردان خردمند متوجه بودند که امپریالیسم درخارج مرزها با دموکراسی وحقوق مدنی درخانه مغایر است. منشور اتلانتیک پژواک ایدال اصلی امریکای انان بود که براساس ان هرملتی باید حق تعیین سرنوشت خودرا داشته باشد. درخلال هفت دههءگذشته، برادرا دالس، باند چنی، نئوکانها وهمپالگی هایشان اصول اساسی ایده الیسم امریکایی را به سرقت برده وارتش ودستگاه امنیتی مارا درخدمت منافع تجاری وشرکتهای بزرگ ،شرکتهای نفتی وپیمانکاران نظامی ما که ازاین رهگذر سود های هنگفتی برده اند، بکار گرفته اند.»

انتشار اسنادو شواهد دیگری مبنی بر تحقیقات  از جانب هئیت بررسی جنگ عراق که با حمله ارتش انگلیس وامریکا زیرنام نابودی سلاحهای هستوی به ان کشور صورت کرفت، نشان میدهدکه این اقدام توطیه برای سرنگونی صدام و تسلط بالای ذخایر نفتی و حضور فعال نیروهای نظامی وسیاستهای  امریکا درشرق میانه صورت گرفته که انرا جنایت نابخشودنی رهبران وقت از جمله تونی بلر نخست وزیر انگلستان وجورج بوش رئیس جمهور امریکا  میدانند. چنانکه گزارشگر سازمان ملل متحد درمورد بررسی جنگ عراق ” سرجان چیلکات ” وهمچنان “بن بری” سرتیپ بازنشسته ومسوول تحقیقات درونی نیروهای مسلح بریتانیا درمورد جنگ عراق چنین ابراز داشته اند :” ماموریت بریتانیا در بصره تقریبأ به شکست انجامید وبه اعتبار واعتماد به نفس نیروهای مسلح این کشور ضربه زد”. دراین گزارش امده است :” خانواده 179 نظامی بریتانیایی که درجنگ عراق کشته شدند امیدوارند گزارش تحقیقات چیلکات ضعفها واشتباهات این عملیات را روشن کند.”

این مقال که برشالودهء اسناد وشواهدی تاریخی تهیه کردیده، حادثه ها ،جریانهای دلخراش ،استکبارانه واستثماری جهان سرمایداری که درمسیر یک قرن واندی بالای مردم جهان براساس تعصب کور ملی واهداف ایدیالوژیکی بی رحمانه تحمیل کردیدوباعث قتل ومهاجرت میلیونها انسان  شد،  برای اینست تا  نسل امروزو فردا با روشنگری و دانش مترقی چهره های اصلی رهبران ونخبه گان جهان مدرن امپریالیستی  که امروز داد ازدفاعی حقوق بشر وازادیهای فردی میزنند و گلوی خودرا برای ان پاره  وباداروسرکرده جهان مدرن معرفی میکنند ،اگاه شوند وبدانند ، این قدرتمندان چگونه  این همه ثروت هنگفت را برای رفاهی خویش  بدست اورده اند !تاماهیت ومضمون نظامهای لیبرالیستی را از لحاظ تاریخی ومنطقی درک نمایند که چگونه ،  برای حفظ ومقام خویش برضدنظامهاو نیروهای مترقی وعدالت اجتماعی  که ازمنافع زحمتکشان  وطبقه کارگردفاع می نمودند ، درروند تاریخی مورد اماج تبلیغات سرد وعمل گرم خویش قرارداده وبرای از میان بردن ان ازهیچ نوع عمال ضد انسانی زیر نام ازادی ودموکراسی دریغ نه کردند ؛ خوشبختانه امروز با انتشارانبوهی اسناد، دسایس وتوطیه های شان افشا وهویدامی شود.

این گذری تاریخی مارا  مصمم وراسخ تر میسازدکه برای یک جامعه انسانی فارغ از استثمار انسان ازانسان وبا درک جبر اگاهانه  مطابق قوانین عینی جامعه بشری بسوی اختیار اگاهانه که دران عدالت اجتماعی بوجوداید، مبارزه نمود.  پایان

علی رستمی  کشور المان برج جون 2016.

ماخذ:

تاریخ جهان نو جلد اول،دوم وسوم ،مولف: جواهر لعل نیرو

تاریخ اروپا از اغاز الی قرن بیست، مولف :عباسقلی غفاری فرد

افغانستان درمسیر تاریخ جلد اول مولف شاد روان غلام محمد غبار

نوشته های کارل مارکس در باره استعمار دراسیا

نوشته رابرت اف کندی(پسر) گرفته ازنشرات انترنیتی بنام” اخبارروز”