جمعیت اسلامی افغانستان در کوره ی آزمایش

                      نوشته ی : فروغی

     کشمکش در مورد برکناری یا استعفای عطا محمد نور والی بلخ ، میتواند آزمایش مهمی باشد برای پخته گی و یا عدم پخته گی جمعیت اسلامی افغانستان که یکی از احزاب بزرگ و با اهمیتِ برآمده از درونِ دوران جنگ سرد به حساب می آید .

      شاید این کشمکش ، اسباب انسجام و نزدیکی بیشتر میان جزایر از هم دورِجمعیت را فراهم نماید و شایدهم سبب جدایی بیشتر میان سران و سرکرده گان آن حزب شود .

    هرگاه آنان بجای اندیشه ی سیاسی ، هنوز هم خویشتن را در نقش پهلوان پنبه های دوران جنگ و جهاد ببینند ، تکانه های تکان دهنده تری در انتظار شان خواهد بود – تکانه هایی که حتا منجر به تجزیه و پارچه پارچه شدن جمعیت به جزایر کوچک تر و بی اثر تر خواهد شد .

     اما هرگاه همانند یک حزب سیاسی از خِرَد جمعی و واقعیتهای عینی اجتماع افغانی درس گرفته ، منافع ملی و وطنی را برمنافع حزبی ، سمتی و خواستهای رهبران یکه تاز و قوماندان مشرب شان ترجیح بدهند ، نه تنها در برابر تکانه ی حاضر مقاومت خواهند نمود ؛ بلکه با دشواری ها و تکانه های آینده نیز بخوبی به مقابله خواهند پرداخت .

    حقایق نشان میدهد که جمعیت اسلامی همانند احزاب اسلامی دیگر چون حزب اسلامی حکمتیار ، وحدت اسلامی ، حرکت اسلامی ، اتحاد اسلامی و دیگران تا هنوز نتوانسته است از دایره ی تنگ سمتی ، زبانی ، مذهبی و قومی ، بیرون آمده ، برنامه ی علمی و مدونی  برای تکامل و رفاه کل جامعه و تامین ثبات و صلح دایمی در کشور ارایه نمایند .

     آنان همانند سایر رهبران و قوماندانان جهاد یا بدلیل تصاحب بیشتر  قدرت و یا بخاطر زراندوزی بیشتر ، چونان درگیر مسایل درونی خود شده اند که تا هنوز نتوانسته اند با ایجاد کنگره ی حزب ، تنظیم جمعیت اسلامی دوران جهاد و جنگ سرد را به حزب سیاسی جمعیت اسلامی دوران دیموکراسی که توان مبارزه در برابر تروریزم و سیاستهای تبارگرایانه ی ارگ را داشته باشد ، مبدل نمایند .

      حقیقت این است که جمعیت اسلامی و هر تنظیم و حزب دیگر ی که بخواهند در سایه ی هاله های سیاه قومی ، سمتی ، زبانی  و مذهبی به حل دشواری های موجود بپردازند ، گام به بیراهه می گذارند .

     آنان باید بپذیرند که هیچکدام تا هنوز لیاقت و استحقاق نماینده گی مردم را دریافت ننموده اند . و هرگاه چونان بیندیشند ، مطلق در اشتباه استند .

    این که دیروز و یا امروز اقوام مظلوم کشور ، خود شانرا از ترس گروههای مخالف مسلح در پشت آنان پنهان نموده اند ، هرگز به معنای اعطای حق رهبری و نماینده گی به آنان نبوده و حق ندارند از آن استفاده ی سو نمایند .

     جمعیت اسلامی باید بداند که هر تنظیم و حزبی که از باور های مردم علیه همدیگر استفاده ی سو نماید ،  بازنده ی میدان سیاست و دولتداری در آینده خواهد بود .

    بدست آوردن اعتماد و باورمردم ، پیش از همه به برنامه ی علمی و مدون و نیت و عمل صادقانه برای خدمتگذاری و رفاه کل مردم نیازمند است .

     رهبران و قوماندانان تنظیم ها و احزاب جهادی – به خصوص جمعیت اسلامی باید بدانند که نقش آنان به حیث جنگجویان دوران جنگ سرد به پایان رسیده است . وحالا دوران کسب اعتماد مردم از راه طرح و تطبیق برنامه های مدون علمی – سیاسی برای خدمتگذاری و رفاه مردم و اجتماع ماست .

     تنها با کسب اعتماد مردم است که میتوان همگام با مردم دربرابر تروریزم وبرنامه های خطرناک مافیایی گسترش جنگ در شمال و کل کشور به مبارزه پرداخته ، به پیروزی های چشمگیر دست یافت .