ثبت شناسنامه ی برقی عامل تشدیدبحران درکشور

 

                                                                                                                 محمد عوض نبی زاده    

ازنگاه جامعه شناسی، انسانها دارای هویت فردی ,هویت ملی ویا هویت جمعی است که  در هویت ملی ، ارزشهای کیستی ، چیستی ،  نژاد و گوهر،  نسب وتبار ، نام و نشان ، اسم و رسم ،  ماهیت ذاتی ، ریشه وپایه ، هستی هرملت وانسان آشکار می شودو درهویت جمعی مشترکات همتباری وهمخونی ، تاریخی وسیاسی ، فرهنگی با یک فرآیند تاریخی ، از ساختار هایی بدوی قبیلوی می آغازد ودرساختار های سیاسی قانونمند ملی به نام  ملت عرض وجود می نماید ، اکنون دولت افغانستان میخواهددرج  شناسنامه برقی را در دستور کار خود قراردهد که اجرای این کاربه خاطرموجودیت ملیت ها واقوام غیرمتجانس و چندگانگی ملی کشور ،را  به بن بست سیاسی کشانیده است . زیراهر یک ازملیت ها و اقوام ساکن کشور، دارای تاریخ جداگانه ای وابسته بخود بوده وبه آن تاریخ وهویت قومی وتباری خویش افتخار می کنند بنا برین دولت بایدبه هویت ملی همه ملیتهای ساکن این کشوراحترام گذارد  ودرشناسنامه ی برقی ، هویت ,تبار ونسب هرشهروند کشوررا درج نماید.  

 اگر دولت با حرکت های سیاسی ساختگی بخواهدهویت قوم افغان را بالای دیگر ملیت ها تحمیل کند ، سخت در اشتباه  است که ثبت هویت افغان درشناسنامه برقی عامل تشدیدبیشتربحران درکشورخواهد ګردید.در افغانستان ؛ چون هیچ‌یک از دولت‌ها ، بر پایه‌ی آراء عمومی و آزاد مردم استوار نبوده‌ ودر طول تاریخ، حاکمیت خاندانی و قبیله ای، به‌گونه‌ای در تاروپود علایق خویشاوندی و عشیره‌ای تنیده است که نه تنها اقوام رانده شده از قدرت را نمی‌تواند بر محوریت خود گرد آورد؛ بلکه نتوانسته حتّی بخش عظیمی از قوم (پشتون) را نیز تحت پوشش قرار دهد.به هر حال، عنصر قومیت ، همیشه بخش عظیمی از جامعه‌ی افغانستان را به حاشیه رانده و نوعی مشارکت‌زدایی، سرخوردگی و ، نارضایتی آنان از نظام سیاسیِ حاکم را فراهم آورده  است ودر نظام جدید نیز ، آقای کرزی و اشرف غنی نتوانستند، مقبولیت عمومی و اعتماد همه اقوام افغانستان را جلب نمایند، زیرا روحیه قبیله‌گرایی چنان در تاروپود افراد قوم حاکم تنیده است که به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند از آن عبورنمایند.

. از انجاییکه حدت سرزمینی شرط اصلیِ ایجاد تعلّق ملّیِ ساکنان یک سرزمین است، که این پروسه در افغانستان تحقق پیدا نکرده ودرگیری، درافتادگی، کشاکش‌ها و فزون‌طلبی‌های رقبا و مدّعیان قومی، که فرصت هم‌اندیشی و هواخواهیِ ملّی را از ساکنان این سرزمین گرفته است. لذا مردم افغانستان در بُعد جغرافیایی، دچار بحران هویتی است و هیچ‌یک از اقوام ساکن در افغانستان، نسبت به مناطق دیگر اقوام، احساس مسئولیت نمی‌کنند، بلکه صرفاً خود را ملزم به‌دفاع از ولایت , محل سکونت و قوم خود می‌داند و احساس ملی و تعلق خاطر به کل سرزمین افغانستان، در بین باشندگان این سرزمین، وجود نداشته وتاهنوز شکل نگرفته است؛ بدین ترتیب برای تذكره ها کلمه افغانستان كفايت مي كند ديگر نيازي براي طرح كلماتي كه نوشتن آن حكايت از اختلاف و زور آزمایي و برتري طلبي قومي كند نیست چون در تذكره عنواني به نام (جمهوري اسلامي افغانستان)داریم  درحاليكه تعويض هويت اتنيكی اقوام به مفهوم شرط ايجاد «ملت» نبوده بلكه ميتواند سرآغاز جنگ های بين القومی جديد و تجزيه احتمالی افغانستان باشد.

تابعیت و ملت دو چیز متفاوتند. تابعیت تعلق شخص را به یک کشور و دولت معین نشان می دهد در حالیکه ملت مجموعه ای از اقوام افغانستان متشکل از اقوام پشتون، تاجیک،‌ هزاره، ازبک، ترکمن،‌ بلوچ،‌ پــــشه اي، نـورستاني، ايماق، عرب، قرغيز، قزلباش، گوجر، بـراهويی و سايـر اقـوام مي باشد.» در اینجا سخن از «ملت افغانستان» در میان است نه ملت افغان بنا برین میان ترک تابعیت و سلب تابعیت باید تفکیک قایل شد وترک تابعیت اختیاری است اما سلب تابعیت امر ساده ای نیست و شرایط خاص خود را دارد ولی نظر به تعریف سر در گم ماده 4 قانون اساسی چون ملت افغانستان افرادی تعریف شده اند که دارای تابعیت افغانستان اند روشن است به محض برآمدن از تابعیت افغانستان به گونه اتوماتیک از ملت افغانستان هم خارج می شوند. چون ملت افغانستان اصل است و اطلاق کلمه افغان بر آن فرع است. یعنی باید تکیه بر اصل شود نه بر فرع. هرگاه بحث تابعیت در میان باشد  ما فاقد دولت ملی هستیم و با توجه به اینکه هنوز ملت نشده ایم هر گونه سخن گفتن از هویت ملی ای که هنوز وجود ندارد پیش از وقت است. بنا برین نظر به تعاریفی که از ملت افغانستان و کشور افغانستان در قانون اساسی داده شده است همه ما افغانستانی هستیم نه افغان که با درج واژه افغان بجای تمام اقوام کشور موضوعی است که نه تنها از سوی جامعه شناسان با واکنش روبرو شده وبرخی از سیاسیون نیز هشدار داده اند که از جانب حلقاتی در داخل حکومت توطیه سیاسی برای تشدیداختلافات قومی روی دست است که فتنه را چاق میکنند .

البته این حلقات  حکومتی مرتکب خطای محاسبه و خبط بزرگی شدند که پیامدهای خطرناکی دارد و می تواند کشور را به سوی تباهی و بربادی ببرد. هویت های قومی افغانستان بسیار سخت جان و مقاوم و ریشه دار هستند و ترسِ از میان رفتن شان، یک ترس بی ریشه و بی مورد است. حالا نظر به تنش ها و نا رضايتي هاي پيش آماده در كشور، كه تقريبا يك كتله عظيمي از مردم، با ذكر كلمه #افغان در تذكره شان حساسيت نشان ميدهند،. پس چه ميشود كه دولت  در تذكره نام اقوام افغانستان را درج نمايد که، تامين كننده وفاق ملي در سراسر كشور ميباشد .اما متاسفانه  ارگ ریاست‌جمهوری در راستای یک برنامۀ سیاسی- قومی، توزیع شناس‌نامه‌های الکترونیکی را آغاز کرد. در حالی که چند سال پیش، مجلس نماینده‌گان کشور، قانون توزیع شناس‌نامه‌های الکترونیکی را تصویب کرد، ولی دراین قانون بعداً در ارگ ریاست جمهوری تعدیلاتِ خاصی در آن رونما شد که باعث سروصداهای زیادی در میان شهروندان افغانستان گردید. بدون شک چنین سیاستی به هیچ صورت به نفع ثبات و امنیت کشـور نخواهد بود. در قانون اساسی، برای این گونه موارد، راه هایی وجود دارد که یکی از آن راه ها، برگزاری همه پرسی است؛ اینکه «افغان» هویت ملی هست یا نیست، اینکه عکس کاروان شترها در پس زمینه شناسنامه الکترونیک باشد ، همگی مسایلی هستند که نمایندگان مشروع و منتخب مردم کشورباید تعیین کنند.

با درك حساسيت موضوع تا هنوز هيچ دولتی جرآت نتوانسته است كه در تذكره تابعيت به جای هويت اتنيكی اقوام افغانستان كلمه «افغان» بنويسد. حکومت علنا قانون اساسی کشور را نقض کرده و به اتباع خود اعلام می کند که باید از 14 قوم یکی را انتخاب کنند درحالی که در قانون مشخصا آمده است که 14 قوم و سایر اقوام؛ که سایر اقوام باید تعریف شود.در سرزمینی که زندگی می کنیم این حق هر فرد است وبداند اینجا کجا است و کیست همه باید باور داشته باشند كه هویت ملى را نمی توان از راه نادیده گرفتن واقعیت های آشکار، تحمیل، نمود وبا سرتنبگى، دشنام، نفاق، تهمت و طفره رفتن از حقیقت های تاریخی ایجاد نمود.زمامداران ما بجاى حل مشكل هویتی ما گره دیگری برآن افزوده و در نتیجه هویتی ناقص و غیرقابل تعریف و مغشوشی را براى ما به میراث گذاشتند.هویت معیوب ملى ما سخت نیازمند بازسازى است در راستاى این بازسازى سرنوشت ساز پاسخ به این پرسش بسیار مهم و اساسى است: ما كیستیم و اینجا كجا است؟

تصور ارگ این است که ایتلافی که اخیراً از سوی سران تاجیک، هزاره , ازبیک وپشتون در بلخ و قندهار در برابر حکومت ایجاد شده است، با بلند شدن موضوع درج واژۀ «افغان» در شناس‌نامه‌های دیجیتالی، از هم می‌پاشد؛. صلح با گلبدین حکمتیار (غلجایی) نیز در همین راستا بوده است.  ارگ مطمین است که کرزی، ظاهر قدیر، همایون همایون، انورالحق احدی، جنرال عبدالرازق و دیگر پشتون‌ها، به «حق حاکمیت انحصاری پشتون‌ها در افغانستان» باور دارند و در چنین حالاتی هرگز جانب ایتلاف‌های غیر پشتون‌ قرار نمی‌گیرند. به محض این‌که جنجال‌های قومی از اثر توزیع شناس‌نامه‌های دیجیتالی بالا بگیرد، سران پشتون از موضع آنان حمایت می‌کنند و با این برنامه، اگر به دور غنی بسیج نشدند، حداقل از شدت انتقادهای شان در رسانه‌ها می‌کاهند.در حالیکه هر شهروند این کشور حق دارد که در مورد هویتِ خود نظر بدهد و تا زمانی که این دیدگاه‌ها به اجماع عمومی تبدیل نگشته، نمی‌توان در مورد هویت در کشور تصمیم گرفت. چون«افغان» نام یک قوم خاص است و نباید به کُل شهروندان کشور تحمیل ګردد.         

                                                  –    چهارم – ماه –مارچ– سال – -۲۰۱۸ – میلادی