توطئه روحانیت در نابودی سه جنبش جمهوری خواهی در تاریخ معاصر ایران

نخست: نقش روحانیون در انهدام جنبش “جمهوریت” در زمان صدارت و سردار سپاهی رضاخان:
تاریخ مستند می نگارد که رضا شاه آرزوی “جمهوریت” نوع اتاتورک را در نظر داشت در حالیکه روحانیت طرفدار سلطنت بودند. سردارسپه (رضا شاه) از این موارد ناراحت بود و لذا بدین منظور به قم رفت و در آنجا با آیت‌الله آقاجمال اصفهانی، آیت‌الله نائینی و آیت‌الله حائری، و مدرس و…دیدار کرد و با هماهنگی آنها و به خواست آنان مبنی بر توقف “جمهوریخواهی” پاسخ مثبت داد و آنها نیز در عوض قبول کردند که وی احمد شاه را خلع و خود سلطنت کنند.
سردارسپه در روز 13 فروردین بیانیه‌ای با امضای رئیس‌الوزرا و فرمانده کل قوا (هردو مقام خود) در انصراف از جمهوریخواهی منتشر کرد؛ که پس از آن با برنامه ای که در قم هماهنگ شده بود، علمای قم نیز تلگرافی مخابره و در آن به ملت ایران اعلام کردند که چون در تشکیل “جمهوریت”، بعضی اظهاراتی شده بود که مرضی (مورد پسند) عموم نبود و با مقتضیات این مملکت مناسبت نداشت لذا در موقع تشرف حضرت رئیس‌الوزرا ( رضا خان ) به قم، نقض این عنوان و الغاء اظهارات مذکور و اعلام آن به تمام بلاد را خواستار شدیم و اجابت فرمودند. بدین‌ترتیب پرونده نخستین دستیازیدن به “جمهوریخواهی”سرانجام بسته و سرکوبی روشن اندیشان بوسیله روحانیت و سلطنت شروع شد و علی اکبر دهخدا کاندیدای مردمی جمهوری، به مدت دو سال و نیم به چهارمحال بختیاری تبعید شد..
سر انجام طبق برنامه های ریخته شده فی مابین روحانیت و رضا خان,  در سوم اسفندکودتای سلطنتی اعلام شد ورضاخان با خلع احمد شاه قاجار به سلطنت رسید و از آن پس با قزاق ها مراسم عزاداری درتکیه ها برقرار کرد و خود نیز (رضا شاه) در مراسم ها شرکت می کرد و برای بدرقه روحانیون که از قم به نجف میرفتندشرکت می کرد. ا و همچنین آخوند ابولقاسم کاشانی را به مجلس .راه داده و وی نطق های پرشور و آتشینی در مجلس در حمایت از سلطنت رضاخان سر می داد.
 دومین نقش اصلی روحانیون در کودتای 28 مرداد و بر گرداندن سلطنت بود:
تاریخ ثابت کرد که فقدان پشتیبانی روحانیت از کودتای 25 مرداد 1332 بوسیله محمد رضا شاه و بیگانگان بر علیه دولت ملی مصدق موجب شکست آن کودتا شد.
شاه از ایران گریخته بود و دکتر فاطمی وزیر امور خارجه واز هواداران نهضت جمهوری، به تمام سفرا و وزرای مختار و کارداران ایران در خارج اعلام کرد شاه از سلطنت برکنار شده است و نباید مورد استقبال قرار گیرد و همچنین کاخ‌های سلطنتی را مهر و موم کرد و روز 25 مرداد 1332 میتینگ بزرگی در میدان بهارستان درباره فرار شاه تشکیل شد، دکتر فاطمی در این میتینگ خواستار لغو نظام سلطنتی ایران شد. زمزمه جمهوریخواهی پس از فرار شاه در روزنامه‌ها بخصوص از سوی جناح دکتر فاطمی با درج تیترهایی مبنی بر شکست کودتاانتشاریافت، مردم خواستار برقراری حکومت جمهوری در ایران شدند. رادیو تهران ساعت 2 بعد از ظهر، از تمامی احزاب خواست در میدان بهارستان گرد هم آیند. جمعیت فریاد می‌زدند: ما جمهوری می‌خواهیم .
بیگانگان کاملا به این موضوع واقف شده بودند که شاه نمیتوانست دکتر مصدق، بازدارندۀ چپاول آنها را از میان بردارد و در نتیجه از طریق مهره دیرینه خود آخوند کاشانی دست بکار شده و با گرفتن رضایت مرجع تقلید ایت االه بروجردی به کودتا گران پیوستند و با بکارگیری اوباشان و همکاری عوامل بیگانه در ارتش کوتای 28 مرداد را به موفقیت رساندند و رهبر جمهوریخوان دکتر فاطمی را پس از ضرب و شتم تیرباران کردند.
سومین تلاش روحانیان در انقلاب سال 1357 بود.
مستندات تاریخی نشان میدهد که اکثریت مردم ایران از هر قشر و گرایش سیاسی در این رخداد تاریخی شرکت داشته اند و اهداف برقراری دمکراسی و جمهوری و مبارزه با فساد، مهمترین خواسته های مردمی آنان بود. در این میان روحانیون فقط یک قشر از فعالان بودند و بسیاری از فعالان و مبارزان سیاسی دیگر پیشتر و بیشتر از روحانیون فعالیت داشتند.
لیکن معمای تاریخی که بوجود امد این بود که چگونه فقط روحانیون بر مسند حکومت نشستند و پس از ان به کشتار و نابودی دگراندیشانی که برای دمکراسی و جمهور مردم فعالیت میکردند پرداختند؟
متاسفانه بسیاری از مدارک در مورد این رخداد تاریخی سال ۱۳۵۷ هنوز بر ملا نشده ولی اندک مدارکی که آشکار میشوند تکیه بر این می کنند که اینبار نیز روحانیت با بیگانگان در راه نابودی دمکراسی و جمهوریت در ایران در خدمت بیگانگان قرار گرفته و نقش عظیمی در این مورد با معاملات پنهانی خود در پاریس و تهران داشته است.
مردمی که تاریخ خود را ندانند مجبور به تکرار ان هستند، آیا سه بار برای ما کافی نیست؟
منابع: بریان لپینگ، سقوطامپراطوری‌ انگلیس‌ و دولت دکتر مصدق، ترجمه محمود عـنایت
روزشمار تاریخ ایران، باقر عاقلی
تاریخ سیاسی معاصر ایران،دکتر جلال الدین مدنی
سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ كمبریج،
علما و رژیم رضا شاه،
حسین سالاری