تشدید بحران درجزایررهبری جامعه ی هزاره

                                                         محمد عوض نبی زاده     

هر سازمان و جامعه، رهبرانی ،دارند که همه ی تصامیم ، حاصل فکر و تلاش جمعی آنها بوده که ، مقام آنها در سازمان و جامعه  بنام بورد تصمیم گیری یاد می شوند.در سیستم رهبری خرد جمعی و رهبری جمع محور، ګروهی از نخبګان جامعه، به صلاح دید اکثریت، در رأس  امورقرار می گیرند و زمانی که کلیت تشخیص بدهند جابجائی جدید انجام میشود . خلاء سیستم تصمیم گیری می تواند مدتها استبداد فردی را بر جامعه شدت دهدو رهبرانیکه  گذشته‏اش را انتقادی کنندو بر تجربه‌های منفی حوادث انگشت بګذارد و از ابراز ندامت از اشتباها‌ت ابا نورزدرهبران واقعی جامعه ی خود هستند. امادر افغانستان کنونی ، افزایش ، آگاهی مردم بدلیل ظهور رهبران جوان حساسیت های تندی را در ذهنیت رهبرانی سنتی جامعه ایجاد نموده است ، برای جلوگیری از نهادینه شدن این کابوس،  رهبران سنتی علاوه بر تقابل با موج نو رهبریت ، در یک رقابت تلخ روبرو ګردیده اند.پیدایش رهبران  جوان درمیان جامعه ی افغانستان و بخصوص درجامعه ی هزاره باعث تشدیدبحران  میان جزایر کوچک رهبران و تزلزل درانحصارقدرت رهبران سنتی جامعه ی هزاره ګردیده  اند . در حالیکه هزاره ها تنها ازطریق نسل آگاه که پای درکشمکش های گذشته نداشته باشند  در سنگرهای دفاع هویتی  ازعزت وناموس این تبار واتحاد همگانی شان میتواند نقش مفیدی را بازی وازسیستم فردی رهبری به رهبری جمعی ګذارنماید.

هر چند  درگذشته جابجایی رهبریت در درون هزاره ها پر تنش و خشونت بار بود ولی اولین جابجایی ها در جریان جنګهای داخلی میان ګروه های متخاصم جهادی در داخل هزارستان مرکزی  ودومی در جریان جنبش تبسم در خزان 1394 آغاز شد، که بخوبی موجودیت شکاف را در میان نخبګان و مردم هزاره اشکار ساخت،که  می توان درین جا بجایی ها تقصیر را به دوش مردم انداخت و گفت که مردم آگاه  و یکپارچه نیستند و یا اینکه رهبر نا کارااست.رهبران سنتی هزاره، جزیره های کوچکی را در متن جامعه ی هزاره ، ایجاد کردند وخونین ترین نبردهای درون هویتی که در مناطق هزاره نشین مرکزی در آن زمان میان جزایز کوچک رهبران وقت  رخ داد، که زمینه ای سربرآوردن جزیره های نوین قدرت را در این قلمرو فراهم میساخت، و این نبردها بخاطرجابجایی رهبری و وابستگی جامعه هزاره ، به طیف روحانیت، برگشته از قم  که روحانیت نجف را زیر سوال میبرد، و نجف خوانده ها برای حفظ موقعیت سنتی خویش دست به مقاومت در برابر روحانیت جدیدی از قم برگشته زدند که نتیجه اش در گیریهای خونین دهه های پنجاه و شصت  خورشیدی بودکه منجر به تلفات بزرګی انسانی و مالی ګردید.چنانچه در سالهای آغازین جهاد پس از آزادسازی مناطق هزاره نشین مرکزی ,تنظیم شورای اتفاق اسلامی  متشکل از شخصیت ها و نخبګان مناطق هزاره نشین  ساختارهای اداری را در قالب ولایت ها و ولسوالی های مختلف دارای ادارات لازم دولتی به وجود آورد .اما در ایجاد شورای اتفاق اسلامی برخی از ویژگی های سیاسی کشور ، در نظر گرفته نشده بود و همین امر سبب گردید که اختلافات ومنازعات داخلی به وجود آمد که تا هنوز جامعه هزاره را تحت تاثیر قرار داده است. شورای اتفاق اسلامی  به عنوان یک ساختار وحدت طلبانه همه جریان ها و اشخاص موثر سیاسی را در یک محور در مناطق هزاره نشین مرکزی جمع کرده بود که بعدا  شورای ائتلاف احزاب نه گانه و سرانجام حزب وحدت اسلامی افغانستان از بدنه اصلی ان  تشکیل شد .

ګرچه تحصیل‌کردگان هزاره  در (دهه ی پنجاه خورشیدی) از لحاظ آگاهی‌های سیاسی، بیشتر ایدیولوژیک فکر می‌کردندو این وابستگی‌های ایدیولوژیکی، باعث نفاق درونی میان هزاره‌ها شده و آنان را به کتله‌های کوچک  تقسیم کرده بود در آن زمان عده ای ترجیح می‌دادند که به جمع مسلمان‌ها و عده ای باشعله‌ی‌ها ، وتعدادی هم ، با پرچمی‌ها و خلقی ها رابطه داشتند ، شاید با این کار دردهای انبارشده‌ی سالیان دراز در ذهن شان را،تسکین میدادند و نخبگان  چپ هزاره مانند آقایون سلطان علی کشتمند، کریم میثاق، محمد عوض نبی‌زاده , سید دادو مصباح ,داکتر اکرم یاری، داکتر صادق یاری و دیګران در جریان‌های چپی اعم از خلقی و پرچمی و شعله ای نقش داشتند .وتعدادی از علمای دینی و دانشجویان مسلمان جامعه‌ی هزاره  ، مانند علامه اسماعیل مبلغ، استاد حسین نهضت، استاد یوسف بینش، میرزا شاه فضیلت، قسیم اخگر، سید اسدالله نکته‌دان، علی یاور وفا، سید سلطان پیکار، سیدعسکر موسوی، حسن مزیل، سید موسی علی پور، ضیا یاسر، عبدالله واحدی، اسماعیل لنگری، عظیم لنگری، فرید مقداد، میرآقا حقجو ودیګران در جمع مسلمانهاحضور داشتند و روحانیان روشن‌اندیش شیعه آیت‌الله میرحسین صادقی پروانی، عبدالعلی مزاری، سید عباس حکیمی، ضامن‌علی واحدی، محمد کریم خلیلی، حیات الله بلاغی، عزیزالله شفق، بصیر مالستانی  نیز در ایجاد ګروه های اسلامی  نقش عمده ګرفتند.

از انجاییکه یکصدو بیست و چهار قبل هزاره ها در زمان استبداد امیرعبدالرحمن  ,هویت  وباورهای انسانی خویش رااز دست داد ، ولی  بعد ازتحمل  سال‌ها درد و رنج باالاخره زمانی خود را دوباره بازسازی کرد و در مقابل استبداد سیاسی، انحصارگری‌های قومی، ظلم و تبعیضات اجتماعی ایستاد و یکبار دیگر به عنوان یک قوم با هویت مشخص فرهنگی و آرمان‌های بلند انسانی تبارز کرد که این کوشش‌ها باعث شد تا در کنفرانس بن ۱۹ درصد سهم‌گیری در قدرت برای هزاره‌ها در نظر گرفته شود ولی با کمال تاسف نقش خود را به عنوان یکی از چهار بازیگر اصلی صحنه قدرت در سطح ملی و بین‌المللی از دست داده و دوباره به انزوای تاریخی خویش خزیده واکنون نیز، با نسل کشی وسیاست حذف، توسط اخلاف امیرعبد الرحمن مواجه بوده  است .به نظر می‌رسد که عامل محوری عقب‌گرد مردم هزاره در خلع سلاح شدن تسلیحاتی , ایمانی و اعتقادی شان  است.چون هزاره ها بعد از سقوط  حکومت طالبان خلع سلاح اعتقادی و ایمانی و نابود شدن باورهای جمعی و متلاشی نمودن همبستگی اجتماعی و کشتن اعتقاد به دفاع و بقا، شدند که حالامورد بی‌اعتنایی‌های ارباب قدرت و ثروت قرار ګرفته تانخبګان مردم هزاره را ناتوان در اخذتصامیم کلان کشورجلوه دهند.

درشرایط کنونی نیز ، تا شیوۀ تفکر عامه مردم در باره ی رهبری جامعه تغییر نکند وضعیت را نمی توان با مدیران متعهد تغییر داد ؛.جامعه هزاره نیاز به یک سنگر گاه فکری و سیاسی دارند ، چون گروه های سنتی هزاره توان انسجام هزاره ها را از دست داده و در جایگاه قرار ندارند که از منافع عمومی هزاره ها دفاع نمایند ، دیر ویا زود اینگونه هزاره ها درک می کنند که دیگر زندگی کردن با فورمول ثواب الدین مخکش ها و بهاره  جلالی ها برای شان ننگ است و باید از آن عبور کرد اردو کشی وآمادگی های جنگی نشان میدهد که پس از سقوط داعش درعراق وشام، قدرت ها ی جهانی در مکان دیگر، برای رویا رویی سیاسی وجنگی، آماده میشوند. جنگ درافغانستان جنگ مذاهب نیست بلکه جنگ بالای منافع٬ حفظ و بقای اقوام است!ګرچه صلابت و حضور سنگین هزاره ها در پایتخت  کشور ، طراحان فتنه گر را هراسان نموده است.ولیهزاره ها برای حفظ قدرت باید بالای  نیروی نرم فرهنگی و انسانی و قدرت نیمه نرم اقتصادی و سیاسی ونیروی سخت نظامی و تسلیحاتی تمرکز نمایند چون هزاره ها به عنوان هدفی آسان برای گروه های تروریستی مطرح بوده وگروهکهای تروریستی  با هدف ایجاد نفاق قومی و مذهبی، چنین حملاتی را انجام می دهند.بنا برین جهت خنثی نمودن حملات ګروهای تروریستی  لازم است تا متولیان امور مساجد و اماکن مذهبی راه‌هایی ورودی به مناطق هزاره‌نشین را توسط نیروهای داوطلب مردمی کنترول واز ورود افراد مشکوک جلوگیری وهیچ کس بدون تلاشی وارد مناطق هزاره‌نشین نشوند و مردم امنیت‌شان را خود به دست گیرندو عاقلانه و عاملانه از کشتار و قتل‌عام هدف‌مند بعدی جلوگیری کنند زیرا  سناریوی هزاره کشی با ابعاد مختلف و نگرش “نفرت تباری” با شتاب بیشتر در مسیر و نام دیگر، ازمردم هزاره قربانی می گیرد .

در حالیکه جزایر کوچک رهبران هزاره برای جلوگیری از تکرار این سناریوی خونین، گام عملی برنمی دارند و فقط آه می کشند و وارثین قربانیان  بنا برسنت تعزیه داری به سر و روی خود می زنند.اما هزاره ستیزان، در وجود طالبان، داعشیان، کوچیها  و ستون پنجمی های ارگ افغانستان، طبق همان استراتژی گام به گام “هزاره کشی” به پیش می روند. بنا برین نخبګان هزاره باید به تمام سلیقه های فکری متفاوت شان پایان دهند وبرای دفاع از مال و جان مردم خود آماده شوند. چون میدان بازی بعدی قدرت ها توسط داعش درافغانستان خواهد بو دکه دراین بازی خونین قدرت های جهانی ,هزاره هااز منظر تباری ومذهبی، بمثابه قربانیان این بازی مد نظراست.حالا این بستگی به آگاهی، احساس و درک هزاره ها دارد که چګونه  برای بقا  خود به عنوان یک پیکرواحد از شرف، عزت و بقا، خوددفاع نمایند، اما هزاره ها فرصت زیادی دراختیار ندارنددرغیرآن تاخیرنوشداروی بعد ازمرگ سهراب خواهد بود زیرادرافغانستان کنونی هرجا سايه ی مرگ افراد ملکی را همراهي وتهديد ميكنند که هرساکن این کشوردرهیچ جا احساس آرامش ندارند. بدین ترتیب هزاره هابرای جلوګیری ازقربانی شدنها باید هر چه زودتر خود را برای روزهای خونین تر همراه با دشواریهای بیشتر در نبرد عاقلانه وهدفمندعلیه ګروه های تروریستی داعش و طلبان اماده نمایند.و جزایر کوچک رهبران متفرق هزاره باید دست اتحاد و همګرایی را بسوی همدیګر دراز نموده و یک رهبری جمع محور را ایجاد و از خود زنی های بی مورد دست بردارند.

Onderkant formulier

ویسنده :انجینر یونس رحمتی!
خدمات سید منصور نادری را باید پاس داشت!!
خانواده محترم سید منصور نادری باردیگر زیر تیغ تبلیغاتی جلادان حفیظالله امین قرار گرفته اند.تو گویی که این امینی های سفاک بطور سیری ناپذیر هیچگاه از نوشیدن خون سیراب نمی گردند.
درین روز ها یک موج شدید تبلیغاتی وسازمان یافته توسط گروه های وابسته به باند امین علیه خانواده شریف کیان براه افتیده است.
این موج ادامهٔ همان بهمنی است که فقط پس از پیروزی انقلاب هفت ثور خانواده«سید کیان» را درهم پیچید وجمعی کثیری ازافراد خانواده از جمله مرحوم رونق شاعر مردمی وطن را در کام مرگ فرستاد.
باند خونخوار امین که در ولسوالی دوشی وماورای کیان لانه گرفته بودند ودر هوای طوفانی هفت ثور وبدستور جلاد تاریخ حفیظ الله امین شمشیر از نیام برکشیده در گام اول به شکار خانواده سید کیان ودر قدم بعدی به شکار همرزمان پرچمی شان اغاز نهاده ،جمعی را راسأ تیرباران ،جمعی را وارد پولیگونها وتعدادی را وارد زندانها ساختند.
یکی از جلادان که این گروه تبهکار را هدایت مینمود وموج کنونی تبلیغاتی را علیه خانواده سید کیان براه انداخته است ،چهره معروف امینی بنام« امام نظر موج‌«میباشد.
امام نظر موج در زمان حمکروایی امین خون آشام به کشتار صد‌ها تن از رقبای سیاسی وروشنفکران در مزار شریف دست زد وچهره سیاه وخون آلودی از خود به نمایش گذاشت.این« موج » بنابر خصلت ذاتی وعادت آدمخواری دوباره سرکشیده وعزم به ترور شخصیتی داشته وبا اتهامات واهی وپادر هوا لیست از قربانیان خانواده نادری را که در نتیجه تصادمات وحادثات طبیعی جان باخته اند،ردیف بندی نموده وآنرا به خانواده آقای نادری منسوب میدارند.
بطور نمونه ، حقیقت لیست های کاسازی شده وجعلی این باند تبهکار چنین است:
سید مراد وقوماندان عمرعلی با چند تن دیگر در یک تصادم قطاراکمالاتی وزارت دفاع در دشت خواجه الوان در اثر تصادم موتر شهید گردیدند.نوروز برادر سید مراد در سنگر کوهی در سالنگ شهید شد .شاه قدم امر امنیت قوماندانی امنیه ولایت بغلان که یکی از نخبگان زمانش بود با امیر رسول بغلانی ،ریس دستگیر، صمد پویا ،سخی طاهر سکرتر اقای سلطانعلی کشتمند .داکتر نصرالدین اشرفی ،جگرن مقام الدین وقربان افغان دراثر سقوط طیاره شهید شدند ‌.عین الدین ده ملا توسط باند امین درخانه ارباب گلمیر کشته شد .سید احمد شاه نام درجنگ سمنگان شهید شد .سید جماالدین نام اقارب سید منصور در اثر تصادم موتر شهید شد‌ .این مشت به مثابه نمونه خروار از دسیسه باند وحشی امین مقیم کانادا پرده برداشته امید است تا ارگانهای مدافع حقوق بشر این موضوع را پیگیری نموده وبا عاملان ان رفتار جدی نماید.
خانواده نادری را باید در آزمون زمان پیدا کرد.این خانواده بعد از ششم جدی ودرست پس از واژگون شدن حاکمیت امین جلاد به خدمت گذاران جامعه تبدیل گردیدند.
انها در راستای صلح وامنیت وفضای اخوت وبرادری در قلمرو ولایت بغلان کارهای بزرگ وانسانی را بسر رسانیده در تامین شاهراه های اکمالاتی وتامین امنیت کاروانهای آذوقه رسان شهریان کابل نقش فراموش ناپذیر داشتند.
خانواده نادری از جمله محترمین سید منصور نادری ،سید سعدی نادری وکلای پارلمان عصر داکتر نجیب الله سید حسام الدین حقجو مشهور به قوماندان عمومی ،سید جعفر نادری والی ولایت بغلان وبویژه سید ظاهر اکبری آمر سیاسی فرقهٔ هشتاد ،داکترشهاب الدین سفیر افغانستان در تاشکند ،همه وهمه از خدمت گذاران راستین زمان شان ومدافعین سرسخت رژیم ترقیخواه افغانستان بودند وصلح وامنیت را در قلمرو حاکمیت در حوزهٔ مسئولیت شان چیره ساخته بودند.
آنگاه که کابل در آتش جنگ تنظیمی میسوخت،خانواده نادری، بغلان وسمنگان را به مراکز صلح در آورده واز جان ،مال شرف وناموس مردم ومهاجرین کابل دفاع مینمودند.
در زمانی بعد از سقوط حاکمیت داکتر نجیب ،آنگاه که چور وچپاول درموسسات دولتی افغانستان،دارایی های عامه وغضب زمینهای دولتی بیداد میکرد،برعکس حتی یک پرزه از موسسات دولتی تحت قلمرو حاکمیت سید کیان ،به سرقت نرفت،چپاول نشد وبطور امانت از آن پاسداری بعمل می آمد.
آنهنگام که ماشین دولتی در نتیجه جنگ های تنظیمی از حرکت افتیده بود،در قلمرو حاکمیت خانواده سید کیان،چرخ دولت ،کارخانه وماشین همه وهمه در حرکت بودند وده ها هزار مامور وشهروند کشور از فضای کار وزندگی مصئون وامنیت فیض میبردند.
منتقدین سیاسی،حمایت خانواده سید کیان را از کاندیداتوری اشرف غنی وحضور در رژیم را یکی از لغزشهای سیاسی این خانواده پنداشته اما انها اظهار میدارند که در گرمایش هوای انتخاباتی آنها تنها با نیمرخ اشرف غنی آشنا بودند.اینکه لاجرم کشتی سرنوشت این خانواده بکجا ره میکشد،بحثی ایست که تاریخ جوابش را خواهد گفت.
اما در تصویر کلی کارکرد های این خانواده تا انجا که دیده میشود خانواده سید کیان بویژه پس از واژگونی امین جلاد مستدام در خدمت جامعه ووطن قرار داشته وهمین امر سبب شده است تا هواداران وجلادان باند امین بخاطر انتقام بی پایان، این خانواده را آماج قرار دهند.
باید خدمات خانواده کیان را پاس داشت وبه اصالت انها نگاه کرد !
با احترام
انجینر یونس رحمتیویسنده :انجینر یونس رحمتی!
خدمات سید منصور نادری را باید پاس داشت!!
خانواده محترم سید منصور نادری باردیگر زیر تیغ تبلیغاتی جلادان حفیظالله امین قرار گرفته اند.تو گویی که این امینی های سفاک بطور سیری ناپذیر هیچگاه از نوشیدن خون سیراب نمی گردند.
درین روز ها یک موج شدید تبلیغاتی وسازمان یافته توسط گروه های وابسته به باند امین علیه خانواده شریف کیان براه افتیده است.
این موج ادامهٔ همان بهمنی است که فقط پس از پیروزی انقلاب هفت ثور خانواده«سید کیان» را درهم پیچید وجمعی کثیری ازافراد خانواده از جمله مرحوم رونق شاعر مردمی وطن را در کام مرگ فرستاد.
باند خونخوار امین که در ولسوالی دوشی وماورای کیان لانه گرفته بودند ودر هوای طوفانی هفت ثور وبدستور جلاد تاریخ حفیظ الله امین شمشیر از نیام برکشیده در گام اول به شکار خانواده سید کیان ودر قدم بعدی به شکار همرزمان پرچمی شان اغاز نهاده ،جمعی را راسأ تیرباران ،جمعی را وارد پولیگونها وتعدادی را وارد زندانها ساختند.
یکی از جلادان که این گروه تبهکار را هدایت مینمود وموج کنونی تبلیغاتی را علیه خانواده سید کیان براه انداخته است ،چهره معروف امینی بنام« امام نظر موج‌«میباشد.
امام نظر موج در زمان حمکروایی امین خون آشام به کشتار صد‌ها تن از رقبای سیاسی وروشنفکران در مزار شریف دست زد وچهره سیاه وخون آلودی از خود به نمایش گذاشت.این« موج » بنابر خصلت ذاتی وعادت آدمخواری دوباره سرکشیده وعزم به ترور شخصیتی داشته وبا اتهامات واهی وپادر هوا لیست از قربانیان خانواده نادری را که در نتیجه تصادمات وحادثات طبیعی جان باخته اند،ردیف بندی نموده وآنرا به خانواده آقای نادری منسوب میدارند.
بطور نمونه ، حقیقت لیست های کاسازی شده وجعلی این باند تبهکار چنین است:
سید مراد وقوماندان عمرعلی با چند تن دیگر در یک تصادم قطاراکمالاتی وزارت دفاع در دشت خواجه الوان در اثر تصادم موتر شهید گردیدند.نوروز برادر سید مراد در سنگر کوهی در سالنگ شهید شد .شاه قدم امر امنیت قوماندانی امنیه ولایت بغلان که یکی از نخبگان زمانش بود با امیر رسول بغلانی ،ریس دستگیر، صمد پویا ،سخی طاهر سکرتر اقای سلطانعلی کشتمند .داکتر نصرالدین اشرفی ،جگرن مقام الدین وقربان افغان دراثر سقوط طیاره شهید شدند ‌.عین الدین ده ملا توسط باند امین درخانه ارباب گلمیر کشته شد .سید احمد شاه نام درجنگ سمنگان شهید شد .سید جماالدین نام اقارب سید منصور در اثر تصادم موتر شهید شد‌ .این مشت به مثابه نمونه خروار از دسیسه باند وحشی امین مقیم کانادا پرده برداشته امید است تا ارگانهای مدافع حقوق بشر این موضوع را پیگیری نموده وبا عاملان ان رفتار جدی نماید.
خانواده نادری را باید در آزمون زمان پیدا کرد.این خانواده بعد از ششم جدی ودرست پس از واژگون شدن حاکمیت امین جلاد به خدمت گذاران جامعه تبدیل گردیدند.
انها در راستای صلح وامنیت وفضای اخوت وبرادری در قلمرو ولایت بغلان کارهای بزرگ وانسانی را بسر رسانیده در تامین شاهراه های اکمالاتی وتامین امنیت کاروانهای آذوقه رسان شهریان کابل نقش فراموش ناپذیر داشتند.
خانواده نادری از جمله محترمین سید منصور نادری ،سید سعدی نادری وکلای پارلمان عصر داکتر نجیب الله سید حسام الدین حقجو مشهور به قوماندان عمومی ،سید جعفر نادری والی ولایت بغلان وبویژه سید ظاهر اکبری آمر سیاسی فرقهٔ هشتاد ،داکترشهاب الدین سفیر افغانستان در تاشکند ،همه وهمه از خدمت گذاران راستین زمان شان ومدافعین سرسخت رژیم ترقیخواه افغانستان بودند وصلح وامنیت را در قلمرو حاکمیت در حوزهٔ مسئولیت شان چیره ساخته بودند.
آنگاه که کابل در آتش جنگ تنظیمی میسوخت،خانواده نادری، بغلان وسمنگان را به مراکز صلح در آورده واز جان ،مال شرف وناموس مردم ومهاجرین کابل دفاع مینمودند.
در زمانی بعد از سقوط حاکمیت داکتر نجیب ،آنگاه که چور وچپاول درموسسات دولتی افغانستان،دارایی های عامه وغضب زمینهای دولتی بیداد میکرد،برعکس حتی یک پرزه از موسسات دولتی تحت قلمرو حاکمیت سید کیان ،به سرقت نرفت،چپاول نشد وبطور امانت از آن پاسداری بعمل می آمد.
آنهنگام که ماشین دولتی در نتیجه جنگ های تنظیمی از حرکت افتیده بود،در قلمرو حاکمیت خانواده سید کیان،چرخ دولت ،کارخانه وماشین همه وهمه در حرکت بودند وده ها هزار مامور وشهروند کشور از فضای کار وزندگی مصئون وامنیت فیض میبردند.
منتقدین سیاسی،حمایت خانواده سید کیان را از کاندیداتوری اشرف غنی وحضور در رژیم را یکی از لغزشهای سیاسی این خانواده پنداشته اما انها اظهار میدارند که در گرمایش هوای انتخاباتی آنها تنها با نیمرخ اشرف غنی آشنا بودند.اینکه لاجرم کشتی سرنوشت این خانواده بکجا ره میکشد،بحثی ایست که تاریخ جوابش را خواهد گفت.
اما در تصویر کلی کارکرد های این خانواده تا انجا که دیده میشود خانواده سید کیان بویژه پس از واژگونی امین جلاد مستدام در خدمت جامعه ووطن قرار داشته وهمین امر سبب شده است تا هواداران وجلادان باند امین بخاطر انتقام بی پایان، این خانواده را آماج قرار دهند.
باید خدمات خانواده کیان را پاس داشت وبه اصالت انها نگاه کرد !
با احترام
انجینر یونس رحمتیویسنده :انجینر یونس رحمتی!
خدمات سید منصور نادری را باید پاس داشت!!
خانواده محترم سید منصور نادری باردیگر زیر تیغ تبلیغاتی جلادان حفیظالله امین قرار گرفته اند.تو گویی که این امینی های سفاک بطور سیری ناپذیر هیچگاه از نوشیدن خون سیراب نمی گردند.
درین روز ها یک موج شدید تبلیغاتی وسازمان یافته توسط گروه های وابسته به باند امین علیه خانواده شریف کیان براه افتیده است.
این موج ادامهٔ همان بهمنی است که فقط پس از پیروزی انقلاب هفت ثور خانواده«سید کیان» را درهم پیچید وجمعی کثیری ازافراد خانواده از جمله مرحوم رونق شاعر مردمی وطن را در کام مرگ فرستاد.
باند خونخوار امین که در ولسوالی دوشی وماورای کیان لانه گرفته بودند ودر هوای طوفانی هفت ثور وبدستور جلاد تاریخ حفیظ الله امین شمشیر از نیام برکشیده در گام اول به شکار خانواده سید کیان ودر قدم بعدی به شکار همرزمان پرچمی شان اغاز نهاده ،جمعی را راسأ تیرباران ،جمعی را وارد پولیگونها وتعدادی را وارد زندانها ساختند.
یکی از جلادان که این گروه تبهکار را هدایت مینمود وموج کنونی تبلیغاتی را علیه خانواده سید کیان براه انداخته است ،چهره معروف امینی بنام« امام نظر موج‌«میباشد.
امام نظر موج در زمان حمکروایی امین خون آشام به کشتار صد‌ها تن از رقبای سیاسی وروشنفکران در مزار شریف دست زد وچهره سیاه وخون آلودی از خود به نمایش گذاشت.این« موج » بنابر خصلت ذاتی وعادت آدمخواری دوباره سرکشیده وعزم به ترور شخصیتی داشته وبا اتهامات واهی وپادر هوا لیست از قربانیان خانواده نادری را که در نتیجه تصادمات وحادثات طبیعی جان باخته اند،ردیف بندی نموده وآنرا به خانواده آقای نادری منسوب میدارند.
بطور نمونه ، حقیقت لیست های کاسازی شده وجعلی این باند تبهکار چنین است:
سید مراد وقوماندان عمرعلی با چند تن دیگر در یک تصادم قطاراکمالاتی وزارت دفاع در دشت خواجه الوان در اثر تصادم موتر شهید گردیدند.نوروز برادر سید مراد در سنگر کوهی در سالنگ شهید شد .شاه قدم امر امنیت قوماندانی امنیه ولایت بغلان که یکی از نخبگان زمانش بود با امیر رسول بغلانی ،ریس دستگیر، صمد پویا ،سخی طاهر سکرتر اقای سلطانعلی کشتمند .داکتر نصرالدین اشرفی ،جگرن مقام الدین وقربان افغان دراثر سقوط طیاره شهید شدند ‌.عین الدین ده ملا توسط باند امین درخانه ارباب گلمیر کشته شد .سید احمد شاه نام درجنگ سمنگان شهید شد .سید جماالدین نام اقارب سید منصور در اثر تصادم موتر شهید شد‌ .این مشت به مثابه نمونه خروار از دسیسه باند وحشی امین مقیم کانادا پرده برداشته امید است تا ارگانهای مدافع حقوق بشر این موضوع را پیگیری نموده وبا عاملان ان رفتار جدی نماید.
خانواده نادری را باید در آزمون زمان پیدا کرد.این خانواده بعد از ششم جدی ودرست پس از واژگون شدن حاکمیت امین جلاد به خدمت گذاران جامعه تبدیل گردیدند.
انها در راستای صلح وامنیت وفضای اخوت وبرادری در قلمرو ولایت بغلان کارهای بزرگ وانسانی را بسر رسانیده در تامین شاهراه های اکمالاتی وتامین امنیت کاروانهای آذوقه رسان شهریان کابل نقش فراموش ناپذیر داشتند.
خانواده نادری از جمله محترمین سید منصور نادری ،سید سعدی نادری وکلای پارلمان عصر داکتر نجیب الله سید حسام الدین حقجو مشهور به قوماندان عمومی ،سید جعفر نادری والی ولایت بغلان وبویژه سید ظاهر اکبری آمر سیاسی فرقهٔ هشتاد ،داکترشهاب الدین سفیر افغانستان در تاشکند ،همه وهمه از خدمت گذاران راستین زمان شان ومدافعین سرسخت رژیم ترقیخواه افغانستان بودند وصلح وامنیت را در قلمرو حاکمیت در حوزهٔ مسئولیت شان چیره ساخته بودند.
آنگاه که کابل در آتش جنگ تنظیمی میسوخت،خانواده نادری، بغلان وسمنگان را به مراکز صلح در آورده واز جان ،مال شرف وناموس مردم ومهاجرین کابل دفاع مینمودند.
در زمانی بعد از سقوط حاکمیت داکتر نجیب ،آنگاه که چور وچپاول درموسسات دولتی افغانستان،دارایی های عامه وغضب زمینهای دولتی بیداد میکرد،برعکس حتی یک پرزه از موسسات دولتی تحت قلمرو حاکمیت سید کیان ،به سرقت نرفت،چپاول نشد وبطور امانت از آن پاسداری بعمل می آمد.
آنهنگام که ماشین دولتی در نتیجه جنگ های تنظیمی از حرکت افتیده بود،در قلمرو حاکمیت خانواده سید کیان،چرخ دولت ،کارخانه وماشین همه وهمه در حرکت بودند وده ها هزار مامور وشهروند کشور از فضای کار وزندگی مصئون وامنیت فیض میبردند.
منتقدین سیاسی،حمایت خانواده سید کیان را از کاندیداتوری اشرف غنی وحضور در رژیم را یکی از لغزشهای سیاسی این خانواده پنداشته اما انها اظهار میدارند که در گرمایش هوای انتخاباتی آنها تنها با نیمرخ اشرف غنی آشنا بودند.اینکه لاجرم کشتی سرنوشت این خانواده بکجا ره میکشد،بحثی ایست که تاریخ جوابش را خواهد گفت.
اما در تصویر کلی کارکرد های این خانواده تا انجا که دیده میشود خانواده سید کیان بویژه پس از واژگونی امین جلاد مستدام در خدمت جامعه ووطن قرار داشته وهمین امر سبب شده است تا هواداران وجلادان باند امین بخاطر انتقام بی پایان، این خانواده را آماج قرار دهند.
باید خدمات خانواده کیان را پاس داشت وبه اصالت انها نگاه کرد !
با احترام
انجینر یونس رحمتیBovenkant formulier

Onderkant formulier

رویکردها….:  تاریخ باستانی هزاره ها نوشته عباس دلجو—- مقالات مختلف در مورد هزاره ها      یادداشتهای شخصی قلم

  • دهم - ماه –نوامبر- سال – ۲۰۱۷ میلادی