بلای جنگ

رسول پویان

فرمانروای مرگ برآرد صـدای جنگ

از کام اژدهــای تعـصـب بــلای جنگ

در جشن شادکامی مردم به جای صلح

از خـون خلـق کـرده مهیا حنای جنگ

غربوشمالوشرقوجنوبوطن خراب

مردم به طرح ونقشۀ دشمن فدای جنگ

گاهی بهانه طالبویکروزداعش است

کذب و دروغ جمله بـود ادعـای جنگ

از حد گذشت دامنۀ جور و ظلم و کین

تاکی بـود بـر همه مـردم جفای جنگ

فابـریکۀ سلاحفروشـان ز خـون خلق

چالان بود تا که رسـانـد غذای جنگ

افراطی و تعصب و سرمایه با هم اند

احساس و عشق دل نبود آشنای جنگ

مسجـد و مـدرسـه بدهـد درس انتحار

ویران کند شهر و بسازد بنای جنگ

یـزدان پاک حـامی صلح و صفا بود

شیطان مگرخزیده بپوستخدایجنگ

طـبّال بـر منافـع خـود طبــل میزنـد

سلطان دهدهدایت کوس ودرای جنگ

درارگ کور و شل غلامان قدرت اند

ازدستلال ولنگ بگیریدعصای جنگ

میهن نه جای فتنه وجنگ نیابتی است

خالی کنید قلـب وطـن از هوای جنگ

10/12/2017