بعضی ها میگویند امریکا در سیاستش نسبت به افغانستان اشتباه کرده است

اشتباه وقتی رخ میدهد که بنابر اطلاعات غلط یا به اثر کدام خوشببنی یا بد بینی به کاری اقدام گردد که عواقب ان نه پیشبینی شده باشد ونه به ان وقع گذاشته شود.
در صورت داشتن معلومات کافی وشناخت کامل از وضعیت نظامی- سیاسی وجغرافیایی افغانستان،سران وبه اصطلاح رهبران جهادی تا قوماندانها وعمق نفوذ استخباراتی دربین ایشان امریکا در اتخاذ سیاستش درمورد افغانستان دچار اشتباه گردیده است؟
ایا ادامه چهل سال سیاست جنگی واستخباراتی توسط افراد وگروههای دست داشته تعویض ناپذیر تا روز مرگ اشتباه بوده یا یک اصل در سیاست امریکا در مورد منطقه وافغانستان ؟
اگر اشتباه است با موجودیت موسسات متعدد تحلیل استراتژیک وشبکه دوانی های استخباراتی تا میان خانواده ها چرا به تکرار اشتباه ادامه داده میشود؟
از آغاز عملیات نظامی امریکا وناتو در افغانستان سه رئیس جمهور براریکه قدرت در قصر سفید جا گرفتند چرا این هرسه یکی پی دیگر به همان راه خون وویرانی ادامه میدهند؟
برای تسلسل مطلب چند سطر از گذشته :
باحمله به برجهای تجاتی جهان، استراتژیستهای امریکا درمبارزه با تروریسم سه نوع دولت هارا مشخص ساختند:
۱- دولتهای ضعیف .
۲- دولتهای حامی تروریسم (مثل افغانستان).
۳- دولتهای سرکش (مثل ایران ، عراق وکوریای شمالی) .
هرسه نوع دولتها زیر استراتژی ضربه قرارداده شدند وجمیع شبکه های تبلیغی واستخباراتی امریکا به شمول سفارت خانه های ان در خارج پروپاگند وسیعی را در مورد پیش بردند.
انها گفتند دردولت های ضعیف تروریستها نفوذ میکنند ، دولت های قوی حامی تروریسم امکانات فراهم میکنند ودولتهای سرکش با سلاح کیمیاوی وذروی تروریستهارا به قدرت خطر ناک مبدل میسازند.
طبق این استراتژی اولین حمله نظامی به افغانستان صورت گرفت بعد وسعت عملیات به جانب عراق معطوف شد ، تحت همین استراتژی تونس، لیبیا ، مصر ، لبنان وسوریه در هاله تبلیغات دراورده شد ه بهار عرب وسیله نابودی دولتهای به اصطلاح استراتژیستهای امریکا ( سرکش) قرار داده شد که هدف از سقوط دولتهای مخالف کنترول بر مناطق نفت خیز بود . برای پیشبرد این سیاست چهل هزار داعشی را از ۱۱۰ کشورجهان از مسیر ترکیه به سوریه وعراق مارش کردند که دامنه ان تا افغانستان کشانیده شد. اینها تاکتیکهای سنجیده شده است یا اشتباه؟ خونها میریزد ، طفل وزن ومرد آواره میشوند ، شهرها ویران میگردد، حوادث در تلویزیونهای جهانی انعکاس داده میشود اما امریکا نمی بیند واشتباه میکند.
لشکر کشی امریکا در افغانستان با شعارهای باز سازی، امحای القاعده تامین امنیت صورت گرفت ، نزده سال در حال سپری شدن است، کدام باز سازی بنیادی، امحای کدام شبکه القاعده و تامین امنیت در کجا؟
تحلیلگران امریکا در افغانستان بر همه چیز ناظر وحاکم اند، رفت وامد های متعدد مراجع گوناگون امریکایی از نظامی ها تا کنگرس مین ها ودپلماتهای بلند پایه، بازرسی های متعدد از مسئولین نظامی امریکا درافغانستان توسط مجلس سنا باید مراجع مسئول را درمورد اوضاع دو طرف جنگ بقدر کافی اگاه ساخته باشد، بااین همه اگاهی ها وگزارشگیری ها بازهم مرتکب اشتباه میشوند ؟
یکبار جورج دبلیو بوش اعتراف کرد اشتباهش دران بود که خواست دموکراسی را در کشور عقب مانده افغانستان تطبیق نماید ایا جریان این اشتباه ادامه ندارد ؟
نفس دموکراسی اشتباه نیست اما وسایل وابزار تحققی ان چه بوده است؟
جنگجویان جهادی فاقد فرهنگ دموکراسی پذیری با برداشت نادرست از دموکراسی به نفع اعمال وکردار خودشان، رهبران وکادرهای جهادی ومذهبی نمای غیر معتقد به دموکراسی وحقوق بشر ، قوماندانان یا اژدهاهای سیری ناپذیر از مال وخون مردم وتلاشهای اول خلیلزاد برای بر سر اقتداری طالبان که کمترین موسسه غیر دموکراتیک شان ( امر بالمعروف) بودکه نزد امریکا ابزار تحققی نظام دموکراتیک دانسته شدند این یک امر عمدی وقصدیست یا اشتباه؟
پول ، امکانات زرو زور وسلاح نزد همین ها ریزرف شده از ناز ونعمت تجاوز به سطح بلند زندگی مادی رسانیده شدند تا بحیث یک قشر جدید سیاسی حاکم بر جامعه وفرمانبردار برای امریکا در پرتو دمو کراسی اشتباه آمیز جورج دبلیو بوش ممثلین حاکمیت وقدرت در کشور باشند.
نتیجه چه شد؟
حکومت بی ثبات وفاقد کفایت وشایستگی، پارلمان مربوط به زور سالاران وچاقو کشان وقاچاقبران (به استثنای عده معدود) با عدم حضور دایمی در کار جلسات، احیای مجدد مزخرفات در دین ومذهب والوده ساختن مردم نا اگاه کشور به ان، تشدید اختلافات قومی وسمتی . اینهااند نتیجه کار.
کدام حزب دموکرات وصاحب اندیشه مردمی ووطنپرستانه از حمایت دموکراسی امریکایی برخوردارشده وبه ان مجال وتوان سرتاسری شدن داده شده است؟
ضربات پیهم تبلیغی از طریق شبکه های تلویزیونی ورادیویی مزدور علیه کسانیکه ملی می اندیشند ودر پی بیداری ملت اند، برخلاف پیش کشیدن ومجال دادن به جنگ افروزان وویرانگران اینها همه پلان شده است یا اشتباه ؟ یا پروژه های پیش گرفته شده غرض دوام بحران ؟
بارها تحلیلگران امریکایی به قدرت رساندن جمعیت اسلامی را پس از حضور نظامی شان درافغانستان انتقاد کرده اند ولی هنوز دست حمایت شان بیشتر از هر تشکل سیاسی دیگر برسرانها سایه می افگند ، حزب اسلامی حکمتیاررا حضور فعال در جامعه داده اسم حکمتیاررا از لست سیاه بیرون کرده اند دست کشیدن بسر دونیروی ویرانگر که هنوز اثار ویرانی شان در شهر زنده است یک استراتژی سنجیده شده است یا اشتباه؟
این یک استراژی است زیرا امریکایی هامیخواهند شکل گیری سیاسی بعدی افغانستان نه بر بنیاد احزاب ملی گرا بلکه بر بنیاد احزاب مذهبی محل گرا وسمتگرای دارای سوابق نیک با خودشان تنظیم گردد ودراین شکل دهی متضادها، منافع عمومی جامعه زیر پوشش منافع محلی وسمتی قرارداده شود تااین تضاد برای همیشه دست مایه تداوم دخالت ونفوذ ایشان بوده بتواند.ایا این هم اشتباه است یا سیاست سنجیده شده ودور نمایی؟
با هر سفر مقامات امریکایی در مقاطع مهم حادثه ای نطفه بندی میشود وبه ثمر میرسد.این هم اشتباه است یا ساست جاری ان کشور درافغانستان؟
کی نمیدانست که حکومت دوسره راه به منزل نمیبرد؟ کی نمیداند که مداخلات سفارت امریکا درکار انتخابات از جریان رای دهی تا شمارش اراء وبعدآ اعلان نتایج ان سمت ومسیر این پروسه ملی را ازملی شدن به امریکایی شدن بر نمی گرداند ؟
رفت وامدهای مکرر جان بس به کمیسیون مرکزی انتخابات وسخنان نانسی پلوسی در مورد مدیریت اینده افغانستان به مثابه اذان قبل ازوقت اشتباه است یا بیان حقیقت نیت کاخ سفید ؟
هیچکدام اشتباه نیست ، سیاست و استراتژی همینطور برنامه ریزی شده است نباید فریب خورد.
چشمها باز وگوشها شنواست .این حلقات گسترده شده دام های امریکایی اشتباه نیست ناشی از دور نمای راهبردی طولانی برای منطقه است وسرزمین ما ومردم ماصید گیر مانده درین دامها.
امریکا ورئیس جمهور بی ثبات فکری ان سر حقه پیش گرفته اند ، گاهی از حضور دراز مدت نظامی واستخباراتی نام میبرند اما همینکه راه مذاکره با طالب باز میگردد بصورت توطئه امیز از خروج زود هنگام قواء نام میبرند.
روزی نه شد که باحفظ تبلیغات مخالف پاکستان ان کشوررا مورد تهدید عملی( وضع تعذیرات وغیره) قراردهند ،درعمق سیاستهای استخباراتی پاکستان نفوذدارند، ازراهبرد ان در مورد افغانستان بهتر از هر کشور جهان آگاه اند اماان ناز پرورد خوان تنعم خویش را طی ۷۰ سال حمایت کرده اند ومیکنند ۷۰ سال اشتباه برای یک قدرت معظم جهانی که مدعی اداره ورهبری جهان است قابل دقت نیست؟
از شمال شرقترین نقطه افغانستان تا جنوب غربترین ان که سرحد بیش ازدو هزار کیلومتر مشترک میان افغانستان وپاکستان است ، شب وروز تروریستان در رفت وامد اند وازین رفت وامدها ۴۰ سال میگذرد .این تروریستها مردم عام را میکشند وگاهگاهی بر قوای امریکایی هم حمله میکنند ، فابریکه طالب سازی درپاکستان بحیث دستگاههای همیشه فعال تروریست تولید میکند،تا این مراکز مسدود نگردد وقرارگاههای طالبان در سرزمین پاکستان از فعالیت انداخته نشود کمی وکاستی در عملیات تروریستی درافغانستان رخ نمیدهد . درین مورد تدبیری از طرف مراجع امریکایی اتخاذ نشده اما برخلاف تمام مساعی بسوی سرحدات امن شمال کشور معطوف و درانجاها تروریستان انتقال داده شده اند این عمل نه اشتباه بلکه استراتژی سنجیده شده چهل ساله است .
س.آی.ای. دردوران جهاد توسط قایقهای کوچک با عبور از دریای امو قرآنهای ترجمه شده به زبان ازبیکی را به ازبکستان انتقال میداد تا مردم ان کشوررا به شورش وقیام وادارد مجاهدین عاملان این عملیات بودند ، حالا بدوام همان هدف داعش را دران مناطق جابجا ساخته اند. ایا این هم اشتباه است یا استراتژی سنجیده شده طویل المدت که ازان زمان تاکنون چندین رئیس جمهور وچندین رئیس سی.آی.ای.وچندین وزیر دفاع درامریکا تبدیل شده اند اما استراتژی همان است که چهل سال قبل طرح سده بود.
اگر قدرت استخباراتی وساز وبرگ نظامی ودالری امریکا عقب مجاهد وطالب وداعش قرار نداشته باشد به اثر جنایاتیکه اینها در حق مردم کرده اند خود مردم انهارا چون خاکروبه ها از مناطق شان میروبند اما زور وامکانات امریکاست که شیمه خیزش مردم را گرفته است.
بیش از ۷۰ سال است که عقاید مردمان کشور های اسلامی را امریکا گروگان گرفته وان را در خدمت منافع نفتی واهداف استراتژیکی اش دراورده است .چنین پلانهای طویل المدت ودوام انها تا دهها سال اشتباه بوده میتواند ؟
همه برابر با منافع امریکا توسط موسسات بزرگ استراتژی سازی مطرح میگردد وتوسط قوای نظامی وفعالیت استخباراتی عملی میشود . افغانستان شامل همین استراتژی است نه مشمول کدام اشتباه غیر اگاهانه وسهوی.

محمدولی