بشر به سوی رشد تمدن میرود ویا افول تمدن!


پنجاه قرن از اولین تمدن گیلگمش درسومر میگذرد ، دراین گذر زمان انسانها از توحش وچادر نشینی به سوی شهرنشینی ویابه تمدن بالای بشری امروز رسیدند. ارزشهای بزرگ معنوی مادی پی درپی از سومر ،مصر، ایران ،هند ،چین وبعدن دریونان باستان وایتالیا و سپس دراینجا جوان و به بلوغت رسید وازاین طریق جهان گیر شد . دراین تمدنهای گذشته درپهلوی تمام ارزشهای معنوی که ثقل معنویت بشری را تشکیل میداد” دین ” وخداشناسی بود. هزاران خدا ودین از موجودات زنده وغیر زنده وحیوانان اهلی وغیر اهالی به شمول خزندگان وپرند گان  خدای انسان بود وبه ان معتقد بودند .تنها در ایتالیا سی هزار ودر هند سی میلیون خدا ودین وجودداشته است.درجهان درحالی حاضر ازجمله ” 2500″ خدا ی اسمانی وزمینی باقی مانده وپیرو دارد. بر خلاف خدایان یونانی ومصری ، خدایان رومی ها شکل ادمی نه داشتند ؛انان انرا ارواح ویا “نومینا” می نامیدند. دراسیا افتاب و مهتاب وسایر ستاره و همچنین “گاونر” نخستین خدایان انسانها بو ده اند. دراین مدت مردم در هرمورد خدای جدا گانه داشت و خداهای شان درتمام عمال شان حاکم واگاه بود. هر جشن وهر عمل وپدیده اجتماعی خدا داشت . درهرسال پیش ازیکصد روز مقدس بود وبه احترام خدایان خویش تجلیل میاوردند.جشنهای امروزی مذهبی همه وهمه ،باشکل جدید وادامه دهنده جشنهای دوران قدیم میباشد.این دینها ائینهای تباه کننده یی داشتند که ادمیان را سخت دل بی رحم تربیه میکردودر وحشت فرو میبرد . هر دین وخدای جنت ودوزخ جداگانه دارند. انسانها برای اینکه رضایت خدا خودرا بدست اورند ودرجنت بروند واز مشقتهای روزگار وپریشانی ودفاع درمقابل حوادث بی رحم طبیعت رهایی یابند، برای خدایان خویش انسانرا قربانی می دادند ،در جمله فرزندان وهمچنان حیوانها چهارپای هم شامل میشود. بهترین دختر وپسر خودرا نذر و قربانی میکردند. این انسانهای سیه روز چه کردار وخشمی وغضب را به شان خدایان نسبت نه می دهند! وبرای خود چه غمهای نیست که نه ساخته اند. چه زخمهای دلخراش وچه اشکهای ماتم زده در دیدگان فرزندان خویش این خدا باورها جاری نه ساخته اند! در نظر دینداران تنها سرهای چه مرد وزن درحجابها پیچیده دربرابر تندیتسها که به نام خدا فرود می اوردند ومیاورند ویا به هر محراب نماز میگذارند ودر اب و به خاک می افتندیک امرمقدس است ، که خو ن انسانهای همنوع وهم دین وطریقه خویش را در محرابها و منازل مقدس بریزند، برای اینکه تا اندیشه خودرا ارام و درمقابل پاداش نیکو برای دنیایی بعدی بدست اورند.
در اینمورد لوکریتوس دانشمند ادیب وشاعر وفیلسوف که درقرن اول قبل ازمیلاد در روم میزیست وبوجود خدایان باور داشت چنین میگوید«.. این خدایان شادمانه دوراز اندیشه یا تیمار ادمیان زیست می کنند وانجا ” ان سوی باره های سوزان جهان” ، دور ازدسترس قربانیها ونیایشها ما، همچون پیروان اپیکور، با پرهیز از امور دنیوی، به نظاره زیبایی وبه جای اوردن دوستی وصلحجویی دل خوش دارند. خدایان کارگزاران افرینش یا سبب سازان حوادث نیستند. ایا دور از انصاف نیست که افراط واشفتگی ورنج وبیداگری زندگی حاکی را به خدایان نسبت دهیم؟ خیر، این کیهانی که ازبسی جهانها تشکیل شده است برخود استوار است، وبیرون ازان هیچ گونه قانونی نیست، طبیعت هرچیز را به دلخواه خود انجام می دهد.” زیرا که را توانایی حکومت بر مجموعه اشیا ودستیابی بر نیروی شگرف ژرفناهای بی پایان است؛ که را یارای ان است که افلاک را به زمان بگرداند و اذرخشی بجنباند که معابد را براندازد وتیری رها کند که بیگناهان را از پا دراورد .از گناهگاران بگذرد؟” تنها خدای “قانون” است؛ وراستیترین پرستش ونیز تنها مایهء ارامش درشناختن ودوست داشتن این قانون.”این هراس واندوه روان را باید… با نظاره وقانون طبیعت دورکرد، نه درپرتوخورشید” ».
امروز درجهان که ما زیست داریم ، دارای دستاوردهای بزرگ انسانی اقتصادی اجتماعی وفرهنگی با رشد علوم وفناوری که به سطح اعلای خود رسیده است ، میباشد. شوربختانه بازهم پدیده های تاریک دوران توحش باائینهای خود، که یک قدم از تمدن دورنیستند؛ دارند دوباره خویش را در جامعه نسبت سیاستهای کج ومریض کشورهای زورداریی امپر یالیستی مطرح وحاکم نمایند. امر سیاست که یک زمانی امر “سازماندهی جامعه” بود، امروز به ریاء دروغ وبه امرشخصی حاکمان زروسیم وتوانگران ثروت سالار تبدیل شده اند. بر شالوده یی این امر برای حفظ منافع خود از وجود عقب مانده ترین افراد بنیادگرایی دینی بهره گرفته وانها را درظلمت تاریکی نگهه داشته ودر باورهای بنیادگرایی شان تشویق وکمکهای مادی ومعنوی مینمایند.کوشش مینمایند توسط اموزگاران کم دانش وعقب مانده از دانش وفهم ودرک درست از هنجارهای دینی دور نگه داشته، انهارا برضد هم دین هم مذهب شان به خصومت و جنگهای فرقه یی قومی زبانی یاری نمایند. تا یکدیگررا به مانند دوران توحش وبربریت که یک زمانی با کارد سنگی ، شمشیر به نام خدا ودین حلال میکردند ، امروز با تفنگ خود کار ،توپ بمبهای پنجهزار تُنه وانتحاری کشتارمی نمایند . این امر برضد ان ارزشهای است که با قربانیهای میلونها انسان پیش ازرنسانس و بعداز رنساسن( قرن وسطی) وانقلابهای جهانی مانند انقلاب فرانسه واکتوبر روسیه وغیره در اروپا وسایر نقاط جهان بدست امده است، قرار دارد. دیگر ان ارزشها به فراموشی سپرده شده و تمدن زدایی جای انرا بارویکردهای مختلفی گرفته است . بهترین وسیله اهداف تمدن زدایی وسایل اطلاعات جمعی وشبکه های غیر مجازی وعلم وهنر که توسط پول ثروت به اختیار شان قرارمیکرد، میباشد؛ شعوری وغیر شعوری میخواهند که پایه های تمدن را ویران وانرا نابود سازند. توطیه عوض راستی ، دروغ عوض صداقت، وطن پرستی را قوم پرستی وجای برابری صلح، مساوات وعدالت اجتماعی را ایده های چور وچپاول وغارت ثروتهای ملی کشورهای نادار وبی دفاع را گرفته است واین غایله ادامه دارد. داعش طالب ، مجاهد و جبهه انصر وغیر وغیره گروهای تروریستی دینی ومذهبی همه همه ساخته وبافته کشورهای ثروت سالار هستند که برای سرکوب تمدن وجنبشهای عدالتخواه وطن پرست تشکیل شده که زیر نام دین وخداباور عمل می کنند وبه این راَه ترغیب میشوند. به گفته سقراط:”اینها خردمند نیستندبلکه سوداگر خردند.” رستمی 20.7.19