فضیلت سیاسی و افغانستان

در نخست بدانیم٬ ماکیاولی در شهریار و گفتارها٬ در واقع…

بهای سنگین این خاموشی پیش از توفان را طالبان خواهند…

نویسنده: مهرالدین مشید طالبان بیش از این صبر مردم افغانستان را…

گلایه و سخن چندی با خالق یکتا

خداوندا ببخشایم که از دل با تومیخواهم سخن رانم هراسانم که…

(ملات گاندی در مورد امام حسین

باسم تعالى در نخست ورود ماه محرم و عاشوراء حسينى را…

جهان بی روح پدیداری دولت مستبد

دولت محصولی از روابط مشترك المنافع اعضاء جامعه می باشد٬ که…

ضانوردان ناسا یک سال شبیه‌سازی زندگی در مریخ را به…

چهار فضانورد داوطلب ناسا پس از یک سال تحقیق برای…

پاسخی به نیاز های جدید یا پاسخی به مخالفان

نویسنده: مهرالدین مشید آغاز بحث بر سر اینکه قرآن حادث است و…

طالبان، پناهگاه امن تروریسم اسلامی

سیامک بهاری شورای امنیت سازمان ملل: ”افغانستان به پناهگاه امن القاعده و…

  نور خرد

 ازآن آقای دنیا بر سر ما سنگ باریده عدوی جان ما…

عرفان با 3 حوزه شناخت/ ذهن، منطق، غیب

دکتر بیژن باران با سلطه علم در سده 21،…

شکست مارکسیسم و ناپاسخگویی لیبرالیسم و آینده ی ناپیدای بشر

نویسنده: مهرالدین مشید حرکت جهان به سوی ناکجا آباد فروپاشی اتحاد جماهیر…

سوفیسم،- از روشنگری باستان، تا سفسطه گری در ایران.

sophism. آرام بختیاری دو معنی و دو مرحله متضاد سوفیسم یونانی در…

آموزگار خود در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی را دریابید!

محمد عالم افتخار اگر عزیزانی از این عنوان و پیام گرفتار…

مردم ما در دو راهۀ  استبداد طالبانی و بی اعتمادی…

نویسنده: مهرالدین مشید افغانستان سرزمینی در پرتگاۀ ناکجاآباد تاریخ مردم افغانستان مخالف…

ترجمه‌ی شعرهابی از دریا هورامی

بانو "دریا هورامی" (به کُردی: دەریا هەورامی) شاعر، دوبلور و…

تلویزیون حقوق ناشر یک اندیشه ملی و روشنگری 

نوشته از بصیر دهزاد  تلویزیون حقوق در پنجشنبه آینده،  ۱۱ جولای، …

افراطیت دینی و دین ستیزی دو روی یک سکه ی…

نویسنده: مهرالدین مشید در حاشیه ی بحث های دگر اندیشان افراط گرایی…

د مدني ټولنې په اړه په ساده ژبه څو خبرې

 زموږ په ګران هېواد افغانستان کې دا ډیر کلونه او…

از پا افتادگان دور جمهوریت

در خارج چه میگویند ؟ انهاا طوری سخن میرانند که افغانستان…

آیا طالبان آمده اند ، تا ۳۴ ملیون شهروند افغانستان…

نوشته: دکتر حمیدالله مفید. بزرگترین دشواری که در برابر جهان اسلام…

«
»

بازهم افتضاح شیرپور یا به تعبیر مردم (شیرچور)

نویسنده: مهرالدین مشید

 

 مقدمه

این مقاله زیرعنوان “افتضاح شیرپور” درشماره ها ی 51و52 مجلۀ صبا در سنبله  سال 1382 هجری شمسی زمانی به چاپ رسیده بود که منطقۀ شیرپور، این قلعۀ تاریخی ونظامی زمان امیر شیرعلی خان و یادگار حملۀ دلاورانۀ وزیر محمداکبرخان به جان مکناتن است . بابی توجهی تمام به ارزشهای تاریخی، افتخارات ملی وقهرمانیهای رادمردان راه آزادی ومبارزان ملی کشوراز طرف عده یی ازمقامات بلندپایۀ دولتی به صورت بی شرمانه برای خود این مقامات دولتی شامل اطرافیان رییس جمهور، وزیران، معینان، نزدیکان وخویشاوندان آنها توضیع کرده شد. ساکنین اطراف  این قلعۀ تاریخی به زوروجبرازخانه هایشان بیرون کشیده شدند وخانه های آنها ویران گردید. باتاسف که دربرابراین حادثۀ جانخراش، مقامات دولتی برخوردجدی نکردند وبایکنوع حرکت خاموشکن به مثابۀ تابلیت مسکن درچوکات بشکل کمیسیون رسیده گی به” افتضاح شیرپور!”! این عمل خلاف قانون را نه تنها توجیه قانونی کردند؛بلکه به این خلاف ورزی جنبۀ قانونی نیزدادند. درنتیجه قانون ستیزی را به قانونمداری تعویض کردند .

این حادثه زمانی به وقوع پیوست که  به اصطلاح نوردموکراسی” ملعمه یی ” درکشوردرحال روشنی بود و این عمل دموکراسی نوپا وهنوز به فلق نرسیده رانه تنهاسخت زیرسوال برد، بلکه درنقض این دموکراسی بیشترکسانی سهم گرفتندکه بیشترازدیگران به اصطلاح صبو کشان درمیخانۀ دموکراسی تیپ افغانی به گونۀ غربی بودند وهستند. این بیچاره ها که به صدوردموکراسی باوردارند، ولی بی خبرازاینکه  نمونه های دموکراسی را ازکشوری بدون رشد زمینه های فرهنگ دموکراسی دریک کشوردیگرنمیتوان تحمیل کرد. این بیچاره ها نه تنها به شعارمیان تهی دموکراسی وفادارماندند، بلکه خانۀ نوپای با اصطلاح دموکراسی افغانی را برای اولین باربه دست های خود ویران کردند. دراین حادثۀ المناک مجاهدان کرام که روزی درشعارحکومت اسلامی صدفیصد میخواستند وهنوزازتقسیم زمینهای شخصی ودولتی دراطراف کابل چون دامنه های تپه خیرخانه مینه ( قطعۀ 055، پروژۀ پنجم خیرخانه ،قصبه، کوتل خیرخانه، عقب گارد ملی ونواحی دیگر) وجاهای دیگربیکارنشده بودند که این طعمۀ چرب تر هرکدام را دیوانه وار به سوی خود جذب کرد، چنان هوای نفس به ایشان غلبه کرد که نه تنها از راۀ خود به صورت کامل عدول کردند، بلکه با همدستی بالیبرالها ،تکنوکراتها وشاه طلبان این دشمنان آشتی ناپذیر دیروزی شان دریک اتحاد ناهمگون به قول مولانای روم “چون موزیان به دور طعمۀ مردارگردن به گردن شدند” با یکدیگربه صورت کذایی برای گرفتن طعمه حرام  مهر ورزیدند.

به قول شاعر”من ازبیگانگان هرگز ننالم        به من هرآنچه کرد آن آشناکرد”

وارثان دروغین مجاهدان چنان دراینکار ازدیگران پیشی گرفتند که پولهای به دست آمده ازفروش زمینهای شخصی  ودولتی وسلاحهای جهاد همراه با معامله گریهای دیگر مصارف کاخها و ویلاهای آنها را تکمیل نکرد و ناگزیرشدند که دست به قماربزرگتربزنند ودرمیدان دیگری خود را بیازمایند، باتاسف که دراین میدان بیشترازدیگران بازنده شدند و درنتیجه “متاع بزرگ جهاد را به یک دو باختند”.

گفتنی است  که قیمت تعیین شدۀ هربسوه زمین شیرپورمعادل 11500 دالرامریکایی ازطرف کمیسیون موظف از طرف رییس جمهورو باوجودفیصلۀ مدعی العموم کشور وبعد ها تعدیل آن ازطرف رییس جمهورهنوزهم به بیت المال پرداخته نشده است.

افتضاح شیرپور 

جانفشانی های ملت ما طی  دونیم دهه تنها بخاطر خدا بود که از هیچ کس پاداشی نمیخواستند و فقط با خون ها پاک خود به سوی شفق تاریخ، خط خونین را کشیدند. افسانه عشق را در سرزمین عشاق بخوانش گرفته بودند و داستان ناتمام رهایی انسان را از بند بندگی ها در مدرسه آزادی به تجربه جدیدی گذاشته بودند. با این همه خود گذریهای بی بدیل یک چیز در پس پرده های قلب آنها میطپید و در نا خوداگاه آنها رسوب کرده بود که یاران شان هرگز راه همرزمان شان را فراموش نخواهند کرد. بازماندگان شان را گرامی خواهند داشت و خوبترین چیز را در اختیار آنها قرار خواهند داد. پس از پیروزی ها، روزگاری در اذهان آنها تداعی میکرد  که خود به خود تامین کننده نیاز های معنوی و مادی آنها خواهد بود. بی خبر از آنکه یارانشان روزی چنان به جان هم می افتند، برسر و گردن یکدیگر می پرند و برای کسب مال و ثروتهای افسانوی و دستیابی به قدرت وارد رقابت میشوند که بالای همه چیز مهر فراموشی میزنند، در نتیجه از خود بیگانگی در برابر قدرت و ثروت عزیزترین چیز ها را از دست میدهند. به تعبیری حوادث و وقایع یکی پی دیگری می آیند. هر حادثه قهرمانان و بازیگران خود را به صحنه می آورد، در این تیاتر خونین ملت ما در عین نقش هایشان به مثابه تماشاچیان واقعی، رویداد ها را مستقیمآ زیر نظر داشته و دارند.

سیاستمداران و نظامیان که اکثرآ غرق قدرت جویی و ثروت آفزایی میشوند، کمتر قادر میگردند تا زشتی ها و زیبایی عملکرد های خود را ببینند. گویی این ها فکر میکنند که مردم متوجه اعمال شان نبوده، شاید هم تکیه بر قدرت علتی باشد که خود را از پاسخگویی در برابر مردم، در آینده های نزدیک در امان احساس کنند. اینگونه نا دوراندیشی ها به ویژه برای کسانی شگفت آور است که خود را در برابر رقبای زیادی روبرو می بینند، و در آینده هم میخواهند، به حیث اشخاص صادق و پرهیزگار طرف قبول مردم قرار گیرند و در صحنه سیاسی کشور در رده های بالایی بدرخشند.

هر روز در کشور ما رویداد جدیدی رخ میدهد، سیاستمداران در آزمون تازه تر قرار میگیرند و مردم برای انتقاد و انتقام لحظه شماری مینمایند. ملت ما در همان آغازین که جنبش خود جوشی را بر ضد تهاجم ارتش سرخ به راه افگنده بودند. نسبت به رهبران شان کم باور بوده و حوادث بعدی که بیانگر اختلافات شدید گروهی میان رهبران جهادی است، با وارد شدن قوماندانان به مثابه رقبای رهبران سیاسی و خود سریهای اینها در طول جهاد نه تنها ارزشهای واقعی جهاد را سخت زیر سوال برد بلکه تاسیس حکومت اسلامی را در کشور ما نیز به یاس مبدل کرد. با اینهمه ملت ما امیدوار بود که شاید به تدریج رهبران و قوماندانان از آزمون های گذشته آموخته باشند و به پول های فراوانی که از خون مجاهدین برای خود ذخیره کرده اند بسنده نمایند. و آن پولها عطش ثروت آفزایی شانرا سیراب کرده باشد. اما برعکس هر روزیکه زمان به شتاب شگفت آوری به پیش میتازد، رهبران و قوماندانان ازین تجربه ناکامتر بدر می آیند، حس افزون طلبی آنها بیشتر میشود، به شمار خانه ها و اپارتمانهایشان افزوده و روابط تجاری و مناسبات آنها با کمپنی های قراردادی عمیق تر میگردد. به این هم بسنده نکردن تا آنکه افزون طلبی های این عزیزان افتضاح شیرپور را به بار آورد.

این واقعه در زمانی صورت میگیرد که کمیسون قانون اساسی در حال نهایی کردن کار خود بوده تا آنرا به مجلس لویه جرگه که کارش دو ماه بنابر دلایلی به تعویق افتاده است، پیشکش کند و از سویی هم پروگرام خلع سلاح در پیش و زمان انتخابات رییس دولت نزدیکتر میشود. در این شکی نیست که در چنین حالاتی توطه ها و دسایس برضد مردم محروم ما در کار باشد، اما هرگز نمیتوان به روی حق خوری ها، حق کشی ها و افزون طلبی ها پرده کشید و برای توجیه اعمال خود توطه گریها را بهانه آورد. در حالیکه مردم ما با چشمان باز رویداد ها و عملکردهای رهبران و مقامات دولتی را زیر نظر دارند و حتی از معاملات پیدا و پنهان آنها اگاهی دارند. اینکه نمیتوانند دروازه هر یک را دق الباب و برای آنها گفتنی های خود را خاطرنشان نمایند، این حرفی دیگری است. به هر حال در واقع حادثهء شیرپور انفجاری بود که همچو جریانات را از گذشته ها به این طرف در خود رسوب داده بود.

واقعه شیرپور به دلایل زیادی قابل تعمق میباشد. زیرا که قبل از آن در اکثر نقاط شهر به ویژه در پروژه پنجم خیرخانه مینه تعدادی از قوماندانان خود سر چون داود، ایاز، حاجی صفی، وکیل و غیره ، به امر مقامات بالایی نمرات مردم را اشغال و بالای زمین های مردم امر آبادی را داده بودند و مقامات نامبرده به دادخواهی صاحبان اصلی نمرات زمین قطعآ توجه نکرده و حتی در همچو خودسریها و قانون شکنی ها این گونه افراد را ترغیب کرده اند. حالا چگونه شده است که این ها نمرات شیرپور را که یک جای تاریخی و ملکیت وزارت دفاع بوده جدیدآ برای جمعی از مقامات دولتی بدون درنظرداشت موازین عدالت اجتماعی توزیع کرده اند و شاروالی از توزیع آن اظهار بی اطلاعی مینماید، توزیع آنها را برای خود حق و ویران کردن خانه های بیچاره ها را قانونی میشمارند. اما بر عکس نمرات زمینهایی را که چندین سال قبل از طرف شاروالی توزیع و بنابر موجودیت قطعه نظامی به حال خود مانده بود. زمین های نامبرده را به عوض اینکه برای صاحبان اصلی اش بسپارند، آنها را برای تفنگداران بخشیدند و آنها از فروش نمرات زمین ها صاحبان موتر های لکس گردیدند. شاید دلایلی وجود داشته باشد که مقامات بالایی جلو همچو خودسریهای قوماندانان را نگرفتند.

اما هرگز قانون حق کشی را مجاز نشمرده و حق کشان را از ماخذه در امان نمیدارد. عدالت به مثابه تیغ دو دمی است چون ذوالفقارعلی که بالاخره برای شکستن گردن ظالمان توانایی کافی دارد.

در حالیکه قلعه شیرپور از لحاظ تاریخی جزء آبدات تاریخی کشور بوده و در آوان قرنهای اخیر به ویژه در دوران تجاوز استعمار انگلیس دارای اهمیت خاص و قلعه نامبرده به مثابه سنگر تسخیر ناپذیری بوده، در طول تاریخ که غازیان و مجاهدین از آن به حیث بزرگترین پایگاه مدافعه استفاده کرده اند. به جا بود تا این محل به حیث یک آبده تاریخی بازسازی میگردید، سیاحان از آن دیدن به عمل می آوردند و خاطرات رزم های استقلال طلبانه ملت ما در ذهن شان تداعی و روحیه اشغالگری متجاوزین را سرکوب مینمود. اما بر عکس گیرندگان نمرات شیرپور ترجیح دادند تا بالای قلعه شیرپور کاخها و ویلاها بسازند و جمیع افتخارات گذشتگان را قربانی هوس ها و آرزوهای نا تمام خویش نمایند. از فراز آن کاخها بر کار نامه های شکوهمند دیگران افتخار و بر بازماندگان شهدا و یتیمان جهاد لبخند استهزا زنند.

قوماندانان زمین هایی را که خود سرانه در هر جا اشغال کرده اند. آنها را به کسانی فروخته اند که اکثرآ دارای حویلی ها بوده اند، چون اشخاصی که در شیرپور برایشان نمرات توزیع گردیده که اکثرآ بزرگواران در داخل شهر کابل یک و یا بیشتر حویلی ها دارند چیزیکه شگفت آور است اینکه آقایان خود ارمانی حساب میکنند و برای بقای قدرت هدف خدمت دارندچگونه میتوانند با اینگونه اعمال پاسخگوی مردم باشند.

حادثه شیرپور گویا پرده از روی جمیع خودسریها و قانون شکنی ها برداشت که امروز در وجب وجب کشور ما به ویژه در شهر کابل ادامه دارد. امروز شهر کابل گویی بی صاحب شده، مقامات شاروالی تن به سازش داده و در برابر جمیع موارد خودسریها ابراز سکوت و بی تفاوتی مینمایند. در نتیجه این بی اعتنایی ها قوماندانان را موقع داده تا زمین های دولتی شامل ماستر پلان شهر کابل چون اطراف خیرخانه، دشت چمتله، ده سبز و جاهای دیگر را خودسرانه توزیع و به فروش برسانند. ممکن عاملین همچو موارد نامبرده، امروز با داشتن قدرت مورد بازپرس قرار نگیرند اما فردا ها که به سرعت در حال آمدن است و در آن زمان متکاهای فعلی هم وجود نخواهد داشت، ایشان به پیشگاه خدا و قانون چه به عرض خواهند رساند و چه دلایلی برای برائت خود خواهند داشت. امروز که دادگاه در زیر زنجیر های قدرت و گلوله تفنگ قادر به تصمیمگیری عادلانه دراین موارد نمیباشد. بعید نیست که فردایی آمدنی است که سلسله زنجیر قدرت خواهد شکست و تفنگ ها خالی از گلوله ها خواهند گردید. واضح است که در آن حال عدالت پایگاه نیرومندی برای احقاق حق مظلومان خواهد بود و خطا کاران در نزد عدل الهی و دادگاه مردمی سخت به محاکمه کشانده خواهند شد که در آن وقت هرگز خانه ها، اپارتمان ها و موتر های لکس به یاری شان نخواهند شتافت، آنوقت دادگاه به قضاوت بی مانندی بی رحمانه حکم خواهد راند و برای تحقق عدل در جامعه فیصله خواهد کرد.

گرچه به قول معروف دیده گر بینا بود هر روز روزی محشر است چندی قبل دیدیم که چگونه مدافعین تخریب خانه های شیرپور طی کنفرانس مطبوعاتی در پیشگاه مردم که میتوان دادگاه کوچکش خواند از دفاع عاجز آمدند. در حالیکه هیجانات و اضطرابات از سر تا پای شان هویدا بود، بیتابانه از خود دفاع میکردند و برای توجیه این حادثه به خاطر تخطی از حقوق بشر توان دفاع منطقی از خود را نداشتند. چنانچه آقای قانونی در برابر خبرنگاران دلیل برائت خویش را نامه آقای ابراهیمی دانست که او طی نامه یی خطاب به میلون کتاری این گزارش را غیر مستند و غیر واقعی دانسته بود. بعد ها ابراهیمی نه تنها گزارش کتاری را قبول بلکه محترم قانونی را هم به خاطر افشای نامه اش مورد سوال قرارداد.

دراین کنفرانس مطبوعاتی آقای احدی گفت: من مسئله ارتباط توزیع زمین و نقض حقوق بشر را کاملآ رد میکنم، این دو امر جدا گانه میباشد و فکر میکنم که ربط دادن نام من با تخطی از حقوق بشر یک تروریزم سیاسی است و من از تقوی سیاسی و شخصی خود دفاع میکنم. آقای احدی در اول فکر نکرده بود که چگونه ملتی که مردمش در زیر خیمه ها و خرابه به سر میبرد و رهبرانش برای خود حق میدهند برای داشتن خانه در بهترین و قیمت ترین ساحه شهر از یکدیگر پیشی میگیرند. مبارزه با تروریزم را هم هر روز دکلمه میکنند.

محترم قانونی هم در کنفرانس با بیان اینکه گویا او آدم گمنامی نیست چنین گفت: من هرگز از حقوق بشر تخلف نکرده ام و از نماینده حقوق بشر که در کنفرانس وجود داشت به تاکید تقاضا کرد که حرف خود را پس بگیرد و اضافه کرد که: من در دوران 12 سال خدمتم به مردم افتخار این را دارم که حقوق برادران اهل هنود خود را که مظلومترین قشر جامعه میباشند بگیرم، خانه خواهر داکتر نجیب را از یکی از مقامات بلند رتبه مجاهدین گرفتم و به خودش تحویل دادم و همچنین خانه گلاب زوی را به خود وی برگرداندم. آنچه جالب توجه است اینکه چگونه شد تا واقعه شیرپور محترم قانونی و محترم احدی را وا داشت تا کنفرانس مطبوعاتی مشترک را برگزار و برای دفاع از خود بپردازند گرچه این کنفرانس برای اولین بار پس ازدهه اخیر وحدت ملی را تمثیل کرد، اما عامل قوی در این وحدت فیصله کتاری مبنی به برکناری کسانی از قدرت بود که شامل لست منتشره او بودند و متهم به تخطی از حقوق بشر گردیده بودند. دراین شکی نیست که در حصه حق دهی اشخاص مذکور محترم قانونی لطف کرده باشد، زیرا که آنها هم افراد گمنامی نمی باشند. اما ده ها خانه هنوز هم وجود دارد که صاحبان اصلی آنها روز ها در گارنیزیون و حوزه های امنیتی سرگردان هستند و خانه هایشان از طرف غاصبین تخلیه نگردیده اند. این کنفرانس در حالی صورت گرفت که میلون کتاری نماینده سازمان ملل در امور مسکن، وزیر دفاع، معارف و مقامات بلند رتبه شمال را متهم به نقض حقوق بشر در افغانستان کرده و در گزارش خود افزوده بود که آنان زمین های مردم را غصب و برای اقارب خود توزیع میکنند، برای اینکه اعتماد مردم از دولت سلب نشود باید آنان از کار برکنار شوند.

از اثر تخریب خانه های شیرپور 250 تن بی خانه گردیدند که ساکنین آن از لت و کوب، مجروح شدن کودکان زیر آوار گردیدن اموال و مواد خوراکه شان شکایت فراوان داشته و به صورت عینی خبر نگاران را در جریان آنچه واقع شده بود قرار دادند. اما عاملین این واقعه هر یک برای برائت خود به خبرنگاران حرفهای داشتند. بگونه مثال بصیر سالنگی سابق قوماندان امنیه شهر کابل برای خبرنگاران گفت: من شخصآ به ساحه نرفته ام  و افزود که این نمرات به اشخاصی توزیع گردیده و از آنها تعهد گرفته شده تا نمرات نامبرده را به سویه خانه های وزیر اکبر خان اعمار کنند. به قول محترم سالنگی آنانیکه پول فراوان ندارند نه تنها حق زندگی در وزیر اکبر خان را ندارند حتی خانه هایشان هم باید برای کسانی داده شود که به سویه وزیر اکبر خان آباد شوند و چه شگفت انگیز است این اظهارات یک مقام دولتی برای تامین حق در جامعه! بصیر سالنگی در حالیکه از رفتن خود به ساحه انکار داشت. گلدین خان یکتن از ساکنین شیرپور گفت: سالنگی همرای خشت زنی را زد که برای وی عذر میکرد.

مسوولین شاروالی کابل که اکثرآ به کم کاری و بی تفاوتی متهم میباشند. پس از این حادثه معین خدمات شهری شاروالی آقای هدایتی طی پرسشی به خبرنگاران گفت: ما از ویرانی خانه ها قطعآ اگاهی نداریم، نه دراین کار سهم داشتیم و شاروالی امر تخریب آنها را هم نداده است. هدایتی افزود: معاون دولت نمرات شیرپور را به امر خود توزیع کرده و شاروالی در توزیع آنها نقشی نداشته است.

حبیب الله اصغری معاون شاروالی کابل طی پرسشی برای خبرنگار رادیو آزادی گفت: نظر به قانون ملکیت ها، ملکیت های هر وزارت، مربوط آن وزارت است. شیرپور هم ملکیت وزارت دفاع بوده و وزارت دفاع آنرا بر آنهاییکه در دفاع از آزادی کشور حصه گرفته اند و تا هنوز سرپناه ندارند توزیع کرده است. در حالیکه در لست های منتشره از طرف کتاری و جریده اراده اسمای کسانی وجود دارند که نه تنها یک دربند حویلی حتی بیشتر هم دارند. آنچه در لست نامبرده بیشتر قابل توجه است، اینکه بعضی ها نه تنها به گرفتن یک نمره بسنده نکرده بلکه برای پسران و برادران خود هم تا دو نمره را گرفته اند. به اساس قانون شاروالی، کسی مستحق نمره زمین میباشد که حد اقل سن هجده سالگی را تکمیل کرده باشد فهمیده نمیشود که در توزیع این نمرات اصل نامبرده مورد توجه بوده و یا خیر.

افتضاح شیرپور دولت را در برابر ملت در چلنج عجیبی قرار داد. در صف بندیهای سیاسی کشور اثر گذاشت و درمعادلات سیاسی کشور دگرگونی آورد. گرچه در گذشته ها ملت ما شاهد همچو تحولاتی بوده اند که ائتلاف های مقطعی را برسر منافع مشترک در قبال داشته اند. اما رخداد فعلی مبنی بر احیای جبهه متحد و پس گرفتن حمایه آنها از محترم حامد کرزی پس از برخورد جدی او دربرابر تخریب خانه های مردم و توظیف کمیسیون مستقل به خاطر بررسی نمرات توزیع شده در شیرپور به وقوع پیوسته است. گفته شده که محدود ساختن صلاحیت های معاونین دولت از طرف حامد کرزی مبنی بر جلوگیری استفاده از قدرت دولتی بی تاثیر در این رابطه نمیباشد چنانچه حامد کرزی پس از سفرش از امریکا طی مصاحبه یی به خبرنگاران بیخبری دولت را از تخریب خانه های مردم ابراز و توزیع آن را برای افراد بلند پایه دولتی خلاف خواند و به کمیسیون مستقل در این رابطه اشاره کرد: که به این کمیسیون صلاحیت داده شده تا کار خود را مستقلانه دنبال و گزارش خود را برای ما بیاورد تا دراین رابطه تصمیم بگیریم و افزود در صورت عدم توانایی کمیسیون نامبرده موضوع را به ملل متحد راجع خواهد کرد. او طی پرسشی مبنی بر اعطای حکم زمین برای اقای احدی در وزیر اکبر خان گفت: من قطعآ برای کسی امر زمین در وزیر اکبر خان را نداده ام تنها برای چهار و یا پنج نفر امر داده ام که یکی از آنها احدی میباشد و من در ورق او حکم داده ام ” طبق قانون” یعنی کسیکه خانه یی نداشته باشد و شرایط توزیع را دارا باشد و وی اضافه کرد که من طرفدار فروش زمین های دولتی به طور داوطلبانه و آزاد میباشم تا از استفاده جوی کارمندان دولت در این رابطه جلوگیری گردد و در صورت فروش زمین های دولتی وزیر هم میتواند که نمره یی برای خود به یک لک دالر بخرد و لیکن از وی پرسان خواهد شد که این مقدار پول را از کجا پیدا کرده است. اظهارات حامد کرزی در این رابطه بیانگر قاطعیت او برای ایجاد اصلاحات در کشور بوده که این برای مردم ما قابل تعمق میباشد. نگرانی های رئیس دولت از آن جهت است که خودسریها کار را به جایی کشد که از کنترول دولت به کلی خارج گردند. چنانچه چندی قبل پس از حادثه شیرپور تعدادی از قوماندانان بر سر اشغال قطعه 055 واقع حصه اول خیرخانه مینه با یکدیگر برخورد کردند که باعث کشته شدن یک نفر و زخمی شدن 6 نفر گردید. گر چه دولت تا حال گامهای را که در این راستا گذاشته خیلی بطی بوده است. اما مردم حالا بیشتر در مورد چگونگی تشکیل ها و ائتلاف ها نمی اندیشند. بیشتر در مورد سوابق کار، صداقت، تقوا، پاک نفسی و حق پاسداری زعمای سیاسی و دولتی می اندیشند که متاسفانه کمتر کسانی از این آزمون موفق به در آمده اند.

جریان حادثه شیرپور که هنوز پایان نیافته و مردم منتظر اند کمیسیون بررسی خانه های تخریب شده در شیرپور و توزیع نمرات رهایشی و بلند منزل چه فیصله هاییرا بعمل خواهد آورد و برای نتیجه نهایی آن لحظه شماری دارند. دیده شود که اولین فیصله کمیسیون نامبرده مبنی بر توقف کار در نمرات شیرپور چه قدر بعد عملی پیدا میکند و معلوم نیست که برای اجرای فیصله های این کمیسیون چه تضمینی وجود خواهد داشت. شاروالی که جرئت توقف دادن کار نمرات مذکور را ندارد که خواهد توانست جلو کار را در ساحه بگیرد. تا باشد که امیدواری برای اجرای فیصله های کمیسیون در مردم پیدا گردد. در غیر اینصورت کمیسیون نامبرده هم چون کمیسیون های قبلی فاتحه واقعه شیرپور را هم خواهد خواند و پرونده اش را خواهد بست.

در صورتیکه کمیسیون نامبرده بتواند در کار اجرایی فیصله های خود توفیق یابد، به خوبی خواهد توانست تا لست های طویلی را از نمرات رهایشی و بلند منزل به نشر بسپارد که طی سالهای اخیر به افراد محدودی توزیع گردیده که در توزیع آن به میزان زیادی بی عدالتی و حق تلفی صورت گرفته است. واضح است که با افشای همچو لست، طشت رسوایی ها از بام به زیر خواهد افتاد.

مبرهن است که در آنصورت مراجع توزیع و گیرندگان نمرات نامبرده نزد مردم پاسخگو خواهند بود. بیجا نخواهد بود تا دولت در این رابطه تصامیم جدی و عملی را اتخاذ به ویژه آنانیرا که زمین های با اسناد مردم را به زور اشغال کرده اند از طریق مراجع قانونی به محاکمه بکشاند.

زیرا که تنها در شیرپور نمرات زمین بشکل غیر عادلانه توزیع نگردید، بلکه ساحات دیگری چون رحمان مینه وجود دارد که نمرات بدون درنظرداشت مستحق و غیر مستحق بر اساس رابطه ها توزیع گردیده است. قابل یادآوری است که درتوزیع نمرات رحمان مینه چنان عجله شد که حتی بدون طی مراحل استملاک و خدمات زیربنایی چون گذشته ها به اشخاص مورد نظر توزیع گردید.

کمیسیون دراین رابطه باید گام های جدی را بگذارد و آنانیرا که نمرات را با استفاده از قدرت و پول برای خود گرفته اند، برای مردم معرفی، زمین هایشان را مسترد و برای اشخاص مستحق توزیع نمایند. به همین ترتیب در حدود 200 نمره بلند منزل در آن زمان که محترم ایماق شاروال کابل بود به سرعت قابل ملاحظه یی برای اشخاص مورد نظر چون صاحبان قدرت دلالان و کلاه برداران توزیع گردیده است و کمیسیون موظف به صورت جدی بایست اسناد مربوطه را مورد ارزیابی قرار بدهد. توزیع نمرات بلند منزل چون شیرپور طوری صورت گرفته که تنها از خواندن اسما در اسناد میتوان به این نکته پی برد که به چه میزانی خلاف هرگونه مقررات جاری در کشور نمرات بلند منزل بصورت فامیلی برای افراد زورمند و همدستان شان غیر عادلانه توزیع گردیده است. در این رابطه حرفهای تاجران ملی طی ملاقات شان با محترم کرزی صراحت دارد که آنها برای رئیس دولت گفتند: تاجران این کشور را که ما میشناسیم هیچکدام نتوانسته اند از نمرات بلند منزل مستفید گردند. در حالیکه تمام نمرات بلند منزل بدون در نظرداشت نورم و معیاری توزیع گردیده اند یکی از وظایف کمیسیون این خواهد بود تا دارایی های آنانیرا را مورد ارزیابی قراربدهند که در شیرپور وزیر اکبر خان نمرات زمین را پس از تخریب خانه ها همراه با ضرب و شت ساکنین آن بدست آورده اند. این آقایان که اکثریت شان کارمند دولت و در گذشته هم دارای کدام شرکت تجارتی نبوده اند چگونه این پول های فراوان را بدست آورده اند از کجا و چطور؟

امید که کمیسیون موظف این موضوع را به صورت جدی تحقیق نماید و اشخاص مستحق و غیر مستحق را از یکدیگر تفکیک کند این در حالی است که مقامات قضایی کشور دراین رابطه تصمیم اتخاذ نکرده اند و به گفته شان روی این موضوع کارمینمایند. در لست های متذکره اسمای اشخاصی جلب توجه مینمایند که اکثرآ در مقامات بالای دولتی قرار دارند. به این منظور ملت ما از مقامات عالی ملل متحد و ارگان های بین المللی تقاضا دارند تا این موضوع را بصورت جدی مورد تحقیق قرار دهند تا باشد که کارنامه های طلایی دوره حکومت انتقالی سره و نا سره گردد و باورمندی مردم ما نسبت به رهبران و زعمای سیاسی و دولتی شان بیشتر شفاف گردد، درروشنایی چنین قضاوت ها از شفافیت خوبتری برخوردار شود و توزیع نمرات شیرپور گواه این است که هر کس در این کشور زیر شعار های گوناگون در فکر تامین زندگی خود بوده و هرگز در فکر رفاه مردم نیست.

حادثه شیرپور نشان دهنده وحدت نظر کامل تمام گروه های مدعی خدمت به این مردم مظلوم اعم از بعضی جهادیان، شاه طلبان و لبرال ها میباشد و می تواند مصداق خوبی در آینده ها هم باشد.

خوشبختانه توزیع نمرات در شیرپور برای اولین بار ائتلافی از گروهای گوناگون را بر سر منافع مشترک به نمایش گذاشت.