انقلاب جمهوری مردم چین هفتاد ساله شد

داکتر آرین

مردم زحمتکش چین در یک نبرد قهرآمیز در کشوریکه راه و رسم زندگی بسیار به کندی بپیش می رفت و آئین های گوناگون و کهنه و سنت های اجتماعی دست ناخورده و عقب مانده سراسر کشور فرا گرفته بود، نخستین بار در پرتو رهبری خردمندانه “حزب کمونیست چین” توانستند سر نوشت میهن و مردم خویش را خود بدست گیرند و بزرگترین چرخش را در تاریخ خلق چین پدید آورند.

پیش از انقلاب زندگی مردم وضع رقت انگیزی داشت، اکثریت توده های مردم در دامان نا آگاهی و بی سوادی و بی خبری پرورش می یافتن، امپراطوران سلسله به سللسله با بهره وری از همین جهل سیاه استفاده نموده، خود را مالک جان و مال مردم چین دانسته و در این مقام، اطاعت و آستان بوسی بی چون و چرای خود را بر همگان امری واجب و حتمی معرفی می کردند، مخالفت با مقام امپراتور مخالفت با خالق جهان و سرکشی از دین و دولت بشمار می رفت و این لاطائلات بی پایه و خرافاتی طی سده ها از سوی امپراتور و مذهبیون طرفدار و نوکران دربار در بین توده های ناآگاه تبلیغ می شد، که به باور سراپا مقدس مردم تبدیل شده بود، بدین ترتیب، مقام امپراتور با توسل به این دستاویز، هر دهان ناخوشنود و پرخروش را با مشت و هرکی حق می طلبید با گلوله و سرب دهنش را می بندیدند. خلاصه این که، به این سرگذشت غمبار توده های زحمتکش چین، بزرگترین غارتگران جهان – انگلیس، آلمان، جاپان، فرانسه، امریکا و… نیز افزوده شد. این کشور ها با نیرنگ های مختلف در چین برای خویش جای پا پیدا نموده بعد ها هم حاکم مطلق مملکت شده و بصورت مفت و مجانی به غارت سرمایه های ملی کشور چین دست یافته و مردم آنرا بی رحمانه استثمار می نمودند، انگلیسها که در آن زمان تریاک را در کشور هندوستان کشت و زرع می نمودند، بعد از برداشتن حاصلات آنرا به کشور چین وارد می نمودند، آنها از یک طرف از فروش تریاک ملیاردها دالر بدست می آوردند و از جانب دیگر مردم چین را بیکاره و تنبل و محتاط می ساختن، تا آسان تر چور و چپاول نمایند، همچنان خارجی ها برای از بین بردن هویت ملی و تاریخ قدیم و پربار و پر افتخار این کشور از راهبان مسیحی استفاده می نمودند، گروپهای عیسوی آزادانه برای تبلیغ و ترویج دین مسیحیت در گشت و گذار بودند تا دین مردم را نصرانی و فرهنگ اصیل آنان را نابود کنند، کشور های غربی دولت را نهایت ذلیل نموده و نحوه چپاول و بی اعتنایی به دولت چین تا حدی گستاخانه بود که قرادادهای ننگین را با آوردن فشار به نفع خویش بالای دولت به امضا می رسانیدند  و آزادانه هرچه میخواستند انجام می دادند، دولت به سازمان بی صلاحیت و سمبولیک مبدل شده بود، مردم از فقر و ناداری، از مریضی و گرسنگی فریاد می زدند، اما رهایی از این وضع رقتبار نا معلوم و مبهم بود، کمپنی های بزرگ غربی بر منابع عظیم درآمد چین چنگ انداخته و هرکدام در صدد غارت منابع و بدست آوردن منافع بیشتر بودند، جمعیت مردم چین در حال افزایش و تولیدات غله متوازن آن گسترش نمی یافت و برای تغذیه مردم کفایت نمی کرد، بی اعتنایی وبیگانگی حکومت مزدور و مدافع چپاولگران، فیودال ها و بیگانگان، نسبت به سر نوشت مردم باعث فجایع جانگدازی گردیده بود، که فاجعه قحطی و گرسنگی شدید و سراسری، نخستین یورش دهقانان و اخگری بود که به خرمن انقلاب شعله افگند.

قیام های متعدد و جنگهای مسلحانه و خیزش های های ضد امپریالیستی علیه بیگانگان به گونه پیگیر و متواتر شهر ها، ولایات، دهات و قصبات را فرا می گرفت که هدف و خواست آنها رهایی خلق زحمتکش چین از یوغ تسلط استعمار کهن و استثمار بی رحمانه بود، اما شور بختانه که اکثرا این جنبش ها سرکوب می شد مانند قیام ” تایپنگ ها” ، قیام بوکسرها”، جنگهای چینی ها با اروپائیان – فرانسه، انگیس و جاپان و… که به شکست چینایی ها منجر شد.

 در حالیکه آزمندی بیگانگان بی پایان بود و روز به روز فشار های غارتگران خارجی چین را با مشکلات تازه ای مواجه می کرد و چین دیگر در دست عقاب های غربی و شرقی گرفتار شده بود، در 1905 اتحادیه انقلابی بنام” کومین تانگ”  تحت رهبری “سون یات – سن” تاسیس شد، “سون یات – سن” به این عقیده بود که تنها آرزوهای مقدس و آمال والای آزادی خواهی، میهن دوستی برای پیروزی بر دولت مستبد و استعمار بیگانه کافی نیست، ما به یک سازمان انقلابی، منظم و رزمنده ضرورت داریم، اهداف اساسی این اتحادیه انقلابی و اصلاح طلب بر سه اصل استوار بود: وحدت و قدرت یافتن ملت چین و کوتاه کردن دست بیگانگان از دخالت در چین، به وجود آمدن یک حکومت دموکراسی منتخب مردم، بازگرداندن زمین های دهقانان به آنها و اعتلای زندگی مردم.

 در 1911 موج انقلابات درچین آغاز شد و به زودی دهقانان، شهر نشینان، دانش آموزان و زحمتکشان شهر و ده به انقلاب پیوستند، انقلاب گسترش یافت و اغلب مناطق جنوبی کشور تحت کنترول نیروهای انقلابی “سون یات-سن” در آمد، اصلاح طلبان انقلابی برآن بودند که باید سیستم تعلیم و تربیه کهنه و ارتجاعی دگرگون شده و جای آنرا مکاتب، و دانشگاه های نوین مجهز با علوم پیشرفته گرفته، معادن و فابریکه ها بازسازی شود، ” منچو ها ” که دیگر اختیارات ملک خود را از دست داده بودند و یارای انجام کاری  را نداشتند، همه چیز مربوط خارجی ها می شد، کشور به اصلاحات بنیادی نیاز داشت، در این برهه از تاریخ چین، اتحادیه انقلابی اصلا طلبان به رهبری “سون یات – سن” با درک این موقعیت و تحلیل و تجزیه از اوضاع سیاسی و اجتماعی چین رسالت خویش را در بر انداختن دودمان و امپراتور ” منچو” ادا کرد و در اوایل 1912″ امپراتوری منچو ” ها به اجبار دست از تخت و تاج شان کشیدند و جمهوری جدید در چین اعلان شد، اما این هنوز آغاز کار بود و تمام کشور تحت حاکمیت انقلابیون قرار نداشت، اروپایی ها و جاپانی ها در بخش های از چین حاکم بودند و ضد انقلاب چینایی هم در کنار بیگانگان علیه مردم و میهن خود قرار گرفته به مبارزه پرداختند، در ماه می 1919 جنبش تحرک تازه ای یافت و این زمانی بود که جنگ اول جهانی پایان یافته، آلمان شکست خورده و کشورهای امپریالیست همه مانده، ضعیف و خسته از جنگ بودند و امپراتوری ها از هم پاشیده بود، موج  تظاهرات و یورش ها هر روز در چین بیشتر می شد، مردم چین که از ظلم امپریالیستها به داد آمده بودند و دیگر میدانستند که این کشور ها در پی ضعیف ساختن قدرت انقلابی و نابود ساختن مردم چین اند، بخاطر ریشه کن کردن ضد انقلاب و اخراج بیگانگان از میهن شان هر روز متحد تر می شدند، در سال 1921 ” سون یات-سن” وفات می کند و ” چیانگ کای شک” یکی از رهبران انقلابی جانشین او گردیده و بر مسند قدرت تکیه می زند او با نظریات ” سون یات-سن” مخالف بود و بیشتر تمرکز قدرت را بدست خودش نسبت به رهبری جمعی ترجیع می داد به تصفیه رفقای خویش در حزب پرداخت و مخالفان نظریات خود را تبعید، از حزب اخراج و یا زندانی نمود، یکی از این تبعید شدگان “مائو تسه تونگ” بود. به این ترتیب “مائو تسه تونگ” که آیدیولوژی کمونیستی را ترجیع می داد از حزب ناسیونالیست چین” کومینتانگ” جدا شد در 1921 با رفقای هم نظر خویش پیوسته و وحدت نمودند و ” حزب کمونیست چین ” ایجاد شد. حزب کمونیست سال به سال نیرومند تر می شد زحمتکشان و دهقانان و کارگران جوخه جوخه به آن میپیوستند، یکی از اهداف مهم حزب کمونیست چین راندن بیگانان از کشور شان بود که در این نبرد کمونستان شانه به شانه و قدم به قدم با مردم در مقابل دولتی  که از جانب غربی ها حمایت می شد، می رزمیدند که در نتیجه به حاکمیت دولت ” چیانگ کای شک” پایان بخشیده و استعمار کهن را بعد از صد سال ظلم، غارت و چپاول از کشور خویش بیرون راندند. سر انجام حزب کمونیست چین به رهبری دانشمند و سیاست مدار انقلابی “مائو تسه تونگ” با پیروزی کامل در 1949 جمهوری خلق چین را تاسیس و بنیاد گذاشت، در اول اکتوبر 1949 “مائو تسه تونگ”در میدان مرکزی” پکن ” که نیم ملیون کمونست جمع شده بود، با ایراد بیانیه پر شوری ضمن اعلام تاسیس “جمهوری خلق چین”، سرشت ضد فیودالی و ضدامپریالیستی انقلاب خلقی چین را آشکار و مژده آینده نوین و شگوفان را برای مردم چین داده و ساختمان چین آزاد، آباد و مردمی را ضرورت و نیاز انقلاب خواند. اتحاد شوروی که در این نبرد ضد امپریالیستی زحمتکشان چین و “حزب کمونست چین” را مادی و معنوی کمک می نمود و از پشتیبانی انترناسیونالیستی نظامی شوروی نیز برخوردار بود، در روز دوم پیروزی انقلاب اولین کشوری بود که “جمهوری خلق چین، را به رسمیت شناخت. به این ترتیب مائو سرافراز و پرچم بدست و جاویدان داخل تاریخ جمهوری مردم چین شد.

مائو شخصیت نهایت ساده و بی آلایش بود، همواره با مردم و در میان مردم زندگی میکرد، با کارگران و دهقانان غذا می خورد و گاه گاهی همرای آنان مشروب هم می نوشید، سگرت بسیار زیاد استفاده میکرد  بعضی وقتها تعداد سگرت که می کشید به شصت دانه در روز می رسید، به خانمها علاقمندی فراوان داشت همیشه با آنان شوخی و مزاخ می نمود، عادت نداشت از مهمانان که به دیدن و یا ملاقاتش می آیند بلند تر بنشیند، لباس هایش همیشه از تولیدات وطنش ارزان و قیمتی نبود، تجمل پرستی را دوست نداشت، اما به زیبایی ها علاقمند بود، نهایت پرکار بود، کم می خوابید و زیاد زحمت می کشید، اکثرا شبها می نوشت آثار گرانبهای از خود بجا گذاشته است، در خانواده غریب، اما روشنفکر و با انظباط  متولد شده بود، در ایام استرحتگاه به نوشتن شعر می پرداخت. در بسیاری مواقع بجای استفاده از برس دندان مانند مردم معمولی با چای سبز دهن خود را شست و شو می داد، با لنین و استالین بسیار دوست و رفیق بود، مردم چین خلقهای شوروی را برادر بزرگ و رفیق و شوروی ها چینایی ها را برادر و رفیق خطاب می کنند و دوستی خود را جاویدان میدانند. چینایی ها می گویند: بهترین لباس، لباس نو است و بهترین دوست، دوست کهنه یا قدیم است. 

انقلاب مردمی جمهوری خلق چین بسیار زود دستاوردهای بزرگی را به ارمغان آورد، اقدامات انقلابی و خلقی دولت نوین ریشه های امپراتور و ضد انقلاب را خشکاند، نفوذ ویرانگر و اسارت بار امپریالیست ها، سرمایه داران و فیودالهای بزرگ و وابسته با آنان را بر افگند، دموکراسی خلقی را به نفع توده های زحمتکش و اکثریت جامعه بر سراپای نظام مردمی و نوین حکمفرما ساخت، در این دوران جوشان و خروشان و سازندگی توده های وسیع مردم در روند پیکار پر ستیز طبقاتی، با برخورداری از حقوق و آزادی های دموکراتیک به اتحاد استوار و آفریننده، آگاهی سیاسی – اجتماعی سترگ و شور انقلابی فرازپو دست یافتند، در چنین شرایط آزاد رشد شخصیت ها و دولت مردمی بود که با تدوین راهکارهای نوین برای ژرفش و گسترش “برنامه حزب کمونست” و دولت توده ئی چین، اصلاحات بنیادی به سود توده ها وسیع مردم انجام داده شد، انقلاب پیروزمند “جمهوری مردم چین” با گامهای استوار و  فرمانروای مقتدری چون “مائوتسه تونگ” برای ساختمان یک کشور نیرمند، آزاد و مستقل آغاز گردید که در پرتو اندیشه های او امروز جمهوری خلق چین یکی از نیرومند ترین قدرت های بزرگ جهان است./  

ماحذ:

  • انقلاب چیین، نوشته انتونی وستون، ترجمه: فرخی، انتشارات مازیار، تهران 1358
  • بیاد رفیق مائو تسه دون، نشریه تیوریک – سیاسی، اتحادیه کمونستهای ایران، سال دوم، شماره اول، بهمن 1355.
  • خدمات فنا ناپذیر ما ئو، نویسنده : باب آواکیان، باز تاب و ویرایش از سوی گروه شورش، 25 دسامبر 2014.
  • ویکی پیدیا به زبان فارسی.
  • فلم مستند روسی به پیشواز از هفتادمین سالگرد انقلاب مردمی چین، بنام آرمان چینایی ها، احیا و از نو زنده ساختن چین. ترتیب و تنظیم الیکسی دینیسوفه، سیپتامبر 2019.