انترنیت و تیلفون حلال است یا حرام؟

بسم الله الرحمن الرحیم

«ٳن الحمدلله نحمده و نستعینه و نستغفره و نعوذ بالله من شرور انفسنا و من سیئات اعمالنا، من یهده الله فلا مضل له و من یضلل فلا هادی له، و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، و اشهد ان محمداً عبده و رسوله».

برداران وخواهران اهل اسلام درسایۀ هدایات دین حنیف اسلام زندگی شرافتمندانه و کریمانه ای دارند که در آن حلاوت وشیرینی ایمان و آسایش یقین، اُنس، طاعت و لذت عبادت را احساس می کنند. زندگی درسایۀ دین مقدس اسلام  صلاح و فلاح دارین است. نباید فراموش کرد که دین اسلام دین اعتدال ومیانه روی است، افراط وتفریط را به هیچ صورت نه سفارش دارد و نه قبول نموده، بلکی آنرا به مناسبتهای مختلف ودر نصوص شرعی متعدد، شدیداً مردود می شمارد.

شریعت دین مقدس اسلام هیچ کسی را به کاری که خارج از توان آن باشد، مکلف نه ساخته ونمی سازد. احکام و قوانین دین مبین اسلام مبتنی بر عدالت و دارای فلسفه روشن و متکی بر دلیل روشن دینی، برهان ومعیار تشخیص آنها فکر درست و عقل سلیم است.

استعمال و بکار گیری انترنیت ، تیلفون و استفاده از وسایل مدرن و تخنیک امروز یکی از موضوعات و آشیای فوق را  برخی از علماء در چگونکی استفاده ازآن در روشنی دین مبین اسلام، به برداشت های خطا و استنباط های خطای فقهی مواجه شده وحتی  طی فتاوی حکم حرام بودن استعمال آنرا صادر نموده اند.

میدانیم که اعمال انسان درشرع اسلامی حسب قوت در حلال و حرام بودن در یک کتگوری به ترتیب ذیل تقسیم و دسته بندی شده آند:  حلال، حرام، مباح، مکروح

( کراهیت تحریمی و تنزیهی) و در تقسیم دیگری  بالترتیب به: فرض، سنت، واجب، مباح، مکروح تقسیم شده اند.

حکم حرام را برای استفاده ازانترنت، وحتی در موارد به تیلفون و سایر وسایل دیگر اطلاعات جمعی، وزمینه ساز تسهیلات انسانِ را دادن امر جدی است که جهت وجه نظراستنباط درست ازاحکام الهی  ( ج ) توجه شما را به چند نقطۀ و فهم درست از اصول اسلام جلب می نمایم:

قبل از همه باید گفت که انترنیت وسایر وسایل انترنیتی ( تلویزیون ،کمپیوتر ، تیلفون ، پالتک ، فاکس ، مخابرات وغیره شبکه کامپیوتری وشبکه های رسانه ای  ) از امور ضروری وحتی در برخی از موارد در زندگی امروزی وعصر کنونی بشری جز مهم حیاتی شماریده میشود که انکار از آن ویا هم حرام ساختن آن موجب عقب ماني، در مواردی مصیبت و حتی تباهی عظیمی برای نسل بشری  نیز شده میتواند.

قرآن عظیم الشان در (آیه 8 سورۀ النحل )  با زیبای واعجاز آمیز خاص خویش فرماید: «  وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً ۚ وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ  » ( و اسبان  وشتران و خران را برای سواری و تجمّل شما آفرید و چیزدیگری هم که شماهنوزنمی‌دانید (برای سواری شما) خواهد آفرید.)

در مفهوم ایۀ متبرکه میتواند به چند نکتۀ  ذیل به نتیجه مطلوب رسید:

ـ در آیۀ متبرکه با تمام صراحت آمده است: که حمل، نقل وسفر یکی از ضرورت های اولیه انسانی بوده که پروردگار با عظمت ما برای تحقق این هدف حیواناتی را خلق نموده است که از آنجمله میتوان از « وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ» نام برد.

این حیوانات  نه تنها بمثابه وسایل حمل ونقل برای بشر بشمار میروند، بلکه «الخیل » ، مایه زینت هم  برای انسانها بشمار می میرود. وطوریکه میدانید زینت« زِينَةً» از جمله نیاز های ذاتی بشری که اثر آن در زندگی اجتماعی ظاهر می‌گردد .

درایۀ « وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ  میتوان به نتیجۀ  یک مفهوم عالی وواقعی دیگری دست یافت وآن اینکه پروردگار با عظمت برای ما انسانها می اموزاند که دست پروردگار در آفرینش وخلقت وسایل باز است. این بدین معنی است که وسایل ترانسپورتی تنها همین چند حیوانیکه در آیۀ متذکره از آن نام برده شد، نمی باشد، بلکه در جمله « وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ » برای ما انسانها می فهماند که پروردگار با عظمت ما  وسایل وعجائبی دیگر را در بر وبحر هم برای استفادۀ شما انسانها خلق خواهم کرد ، ودر اختیار شما قرار خواهد گرفت که شما تاهنوز از آن هیچ اطلاعی ندارید وحتی در فکر شما نخواهد گشت. که از آنجمله میتوان: بایسیکل ، موتر، لاری ،ریل ، طیارات کشتی ووسایل ترانسپورتی سریع فضای وزمین نام برد که همه آنها ازجملۀ  مخلوقات الهی بوده اند که خداوند برای استفادۀ بشر خلق نموده است.

همچنان در این آیۀ  مبارکه خطاب به آنسانها می فهماند که این همه اختراعات واکتشافات در بخش حمل ونقل در  آینده صورت خواهد گرفت، که شما تا هنوز از آن اصلاً اطلاع ندارید. درآیه متبرکه درسی بزرگی برای ما انسانها است که: وسائل حمل و نقل پیشرفته ای که در آینده توسط بشر ساخته خواهد شد، از آن بی اطلاعیم وبی خبر می باشیم.

پروردگار با عظمت با تمام اعجاز به بشر تفهیم نموده است که ای انسان تو در بدو علم نداشتی ،اموزش تو با قلم است «الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الإنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ» (آیات 4ـ5  سورۀ علق ) ( او كه با قلم آموخت. آنچه را انسان نمى‌دانست به او آموخت.) در این آیۀ  متبرکه در می یابیم که قلم بهترین وسیلۀ انتقال علم ودانش است ووحی الهی سر چشمه علوم بشری است.

پروردگار به انسان آموخت که تدبر وتعقل خود را بخرچ دهید تا هنوز به اسرار واقعی پی نه برده اید، تا هنوز اشیا وادواتی در زندگی شما است که بدان علم ندارید،  عالم حقیقی وواقعی پروردگار با عظمت است.

ما امروز در عصری زندگی میکنم که عصر انقلابی تکنالوژی است، عصر تحولات عظیم فضای  الکترونی است. بناً انسان در این عصر وسیله را خلق کرد ونام آنرا کمپیوتر گذاشت وانقلاب بزرگی  در حیاتی علمی بشر بعمل آورده است که قبلاً ما از ان اطلاعی نداشتیم.

خوانندۀ محترم!

نباید فراموش کرد زمانیکه برای بار اول میکروفون (بلند گو)  توسط بشر اختراع به کار گرفته شد، مباحثات و فتاوی بین تعداد از علمای اسلام آغاز یافت. تعدادی از علماء  عجله بر حلال بودن میکرفون ( بلند ګو) وتعداد هم بر حرام بودن میکرفون که وسیله برای تبلیغ و ارشاد نیز شده میتواند و بود، حکم صادر نمودند.

نباید فراموش کرد که درسالهای  40 قرن نوزدهم، زمانیکه عالم متبحر جهان اسلام شیخ حسن البناء در مسجد جامع مصر میکرفون در دست داشت وبرای مردم موعظه دینی وخطبه های دینی، شرعی، درس دینی وتفسیر قرآن عظیم الشان بعمل می آورد، برخی از همین علمای دینی در مجلس حاضر شیخ حسن البناء در مقابل اش به پا ایستادند وبرایش می گفتند: استفاده از میکروفون در شرع جواز نداشته واین استفاده شما یک بدعت در دین بشمار می رود ونباید  وسیله میکرفون را در مسجد مروج ساخت.

علماء به حسن البناء با استفاده از نقل قول ها و روایات  فقهی با تمام صراحت بیان داشتند این وسیله شیطانی است واستفاده ازآن در مسجد بدعت میباشد، یعنی «ادخال ما لیس من الدین فی الدین » است؛ یعنی شماچیزی های داخل دین می سازید در حالکیه  جزو دین و شریعت نیست. « من أحدث فی أمرنا هذا ما لیس منه فهو رد » متفق علیه. یعنی : «هرکس در این دین ما چیزی ابداع کند که جزو آن نباشد، پس مردود است».

بودن علماء که میکروفون را امر بدعت دانستند، واز شیخ حسن البناء تقاضاء بعمل اوردند تا از این امر  بدعتی دست بردار ، ولی شیخ حسن البنا ء با تمام وضاحت شرح میداد من از این وسیله قرآن احادیث وتفسیر وعلوم اسلامی را خدمت شما میخوانم وتبلیغ وتفسیر قرآن واحادیث را به سمع شما میرسانم کجای آن بدعت وحرام است.  

من توسط این وسیله توانمندی آنرا درمی یابم که به هزاران نفراز سامعین خویش صدای اسلام را به آسانی وفهم کامل برسانم.

شیخ با استدلال ومنطق حسنه  آهسته آهسته مردم را به اهمیت وضرورت میکرفون متوجه واشنا ساخت تا اینکه این وسیله از حکم حرام بودن وبدعت بودن برآمد  و امروز الحمد لله از همین میکرفون ها صدای الله اکبر آذان پیامبر صلی الله علیه وسلم به گوش همه مسلمانان میرسد، واین  وسیله حرام امروز جای خاصی خویش را در منابر مساجد جهان برای خود باز کرده است.

همین امروز بشریت وسایل دیگری اطلاعت جمعی را کشف نموده اند، که از آنجمله  پرده تلویزیون، تیلفون وسایر وسایل سمعی وبصری است که برای امور خیریه وحلال توسط مسلمانان حتی در مساجد مورد استفاده قرار میگیرد.

میگویند برای اولین بار در زمان پادشاهی ملک عبد العزیز تیلفون مورد استفاده پادشاه عربستان سعودی قرار گرفت. همینکه عدهء ازین علماء تیلفون را دردست ملک عبد العزیز مشاهده نمودند همین علماء به پادشاه عربستان سعودی گفتند که این وسیله، اشاره به تیلفون کردند که نباید از آن استفاده کرد.  حتی استفاده از آن را حرام شمردند. این علماء استدلال نمودند که شیطان از این وسیله صدای مبارک شما را می شنود. ملک عبد العزیر در جواب علماء فرمود که اگر کسی در همین وسیله تیلفون قرآن را قرائت کند کسی خواهد گفت که آیا شیطان هم قرآن را کوش میکند؟ همۀ معترضین لاجواب ماندند.

ومن برآن اضافه میکنم   که اګر شیطان صدای سلطان را بشنود چه مشکل خواهد داشت؟ خاصتاً که شاه امر حق و عدالت را بیان بدارد. بګذارشیطان بشنوند و به حق دسترسی  پیدا کنند.

همچنان زمانیکه تلویزیون توسط بشر اختراع  و به کارگرفته شد، عین سناریو را برخی از علماء در مورد حلال وحرام بودن این وسیله براه انداختند.  یک عدۀ از علماء با تمام صراحت آنرا حرام دانسته وبنام اینکه از این وسیله موسیقی وفلم های ناروا به نشر میرسد، فتوای به شکستاندن این وسیله صادر نمودند، وکسانیکه مالک این وسایل  بودند آنانرا مورد ضرب وشتم قرار دادند.

نمونۀ همچو حوادث در کشور عزیز ما افغانستان در سالهای نود قرن گذشته  نیز زیاد بچشم می خورد. مسلم این است که اساس وسیله استفاده است که برای چه امر استفاده میشود تا خود وسیله.

غزا در راه خدا واستفاده از شمشیر که سبب قتل انسان بی ګناه شود به هیچ وجه سبب و مبرر ازبین بردن تمام شمشېر ها شود.

درمحاکم که عدالت تأمین نه شود به هیچ وجه مبرر ازبین بردن محاکم و عدالت نیست.

در سالهای نود قرن نوزده،  زمانیکه امارت اسلامی طالبان در افغانستان حاکم بود، وامیرالمؤمنین ملا محمد عمربه حیث امیر امارت اسلامی اجرای امارت  مینمود وشئون امارت طبق اوامر امیرالمؤمنین، معاونینش و مفتی‌ها اداره امر بالمعروف ونهی عن المنکر اداره ورهبری میشد، استفاده از تلویزیون را حرام اعلام نمودند. ایشان استدلال مینمودند که  تا هنوز برای ما به اثبات نرسیده که ضرر تلویزیون بیشتراست ویاهم منفعتش؟ برای ایشان معلوم نه خواهد بود اما برای ما معلوم است که وسیله به ذات خود خوب وبد شده نمی تواند و این اساس درین جا باز هم به این رابطه دارد  که چگونه از آن استفاده به عمل می آید؟

مولوی رحیم الله زرمتی  معاون وزیر اطلاعات وفرهنگ امارت اسلامی طی مصاحبه در مورد تلویزیون می گفت: « در آن( اشاره است به تلویزیون )  تصویر اشخاص هم وجود دارد و از نظر آنان، (ثبت و پخش) تصویر حرام است. »

وی اضافه نموده گفت:  تعداد از اشخاص بدین نظر اند که: میتوان از شبکه‌ای تلویزیونی در موارد  اسلامی و خالی از ممنوعات نشرات واستفاده بعمل اریم، در جواب آنها باید گفت:

«کسی چه می‌داند و از کجا می‌توان تضمین کند، که مردم به جای نگاه کردن این شبکه نروند سراغ شبکه‌های تلویزیونی دیگری که درآن نشرات فاسدی را نشر وبخش می نمایند.». به این ترتیب به ایمان و اسلام مردم باور نداشتن  و مطمئن به اسلام و مسلمانی شان نمی باشند .

مولوی رحیم الله می افزاید:  از نظر علمای ما، ( اشاره است به اداره امر بالمعروف ونهی عن المنکر ) صدای زن عورت است، موسیقی هم چون «ساز شیطان» محسوب می‌شود، نزد ماحرام است.

همچنان  از نظر علمای ما کشیدن نقاشی اگر در آن ذی روحی (یعنی انسان و حیوان) کشیده نشود، جایز است. علمای ما در همین راستا نقاشی از طبیعت و هنرهای خطاطی را جایز می دانند. ولی  تئاتر و سینما، با توجه به مفاسدی که دارند و اختلاط زن و مرد، در آن دیده میشود، بناً حرام هستند، گذشته از این در سینما وتیاتر «فریب مردم» هم هست، چون چیزی که ارائه می‌کنند چه در تئاتر و چه در سینما، به تصویر کشیده میشود، خالی از حقیقت است.  درغیر از این، در سینما تصویر هم هست و نظر ما درباره‌ی تصویر قبلاً توضیح یافت.

همچنان ملا محمد اسحاق نظامی (مسؤل اداره رادیو و تلویزیون در سالهای 90 حاکمیت طالب درافغانستان) در مصاحبۀ خویش می گفت: تلویزیون چیز ضروری نیست و مفاسدش زیاد است، وعکاسی وفلم برداری که وسیله برای نشر وبخش نداشته باشد، یعنی تلویزیون وجود نداشته باشد، ضرورت آن دیده نمیشود.

در زمان امارت طالبان ( سالهای نود قرن گذشته)  صرف درشهر کابل رادیو بنام «صوت الشریعة» فعال بود وآنهم  روزانه 8 ساعت نشرات مینمود که به گفته ملا محمد اسحاق نظامی، مطالب علمی، ادبی وهنری در جنب برخی مطالب سرگرم کننده را پخش می کردند. وی در صحبت های خویش می افزاید: ما در نشرات رادیویی به حدود حلال و حرام ملتزمیم و نمی‌خواهیم که رسانه‌ها راهی باشند برای غافل کردن مردم از یاد الله (ج)، بلکه می ‌خواهیم رسانه‌ها، وسیله کمک کننده در یاد الله برای مردم باشد.

همچنان در رادیو خویش  ( اشاره است «صو ت الشریعة» ) به ترانه ها  بدون موسیقی را بخش می نمایم ، چون دار الافتای امارات اسلامی  موسیقی را شرعا حرام دانسته ، واز جانب دیگر :رسم ما

( افغانها ) به ما اجازه  پخش ونشر موسیقی یا گوش کردن به موسیقی را در زمان‌های حزن یا وفات را نمی‌دهد و ما در کشوری هستیم که هنوز در آن هر روز تعدادی به شهادت میرسند، وهمین امر بیشتر ما را به گوش نکردن موسیقی ترغیب می‌کند، به عبارت دیگر حتی اگر علماء هم اجازه‌ی گوش دادن به موسیقی را هم بدهند، شرایطی که ما در آن هستیم اجازه‌ی چنین چیزی را نمی‌دهیم .

ولی خود طالبان در زیادتر از موارد  دیده شده اند که اخبار جبهات خویش را از طریق رادیو بی بی سی وصدای امریکا وسایر نشرات بین المللی تعقیب می نمودند.

خوانندۀ محترم !

میخواهم با تمام صراحت خدمت شما بعرض برسانم که : مشکل در این وسایل نیست، بلکه نوع استفاده از این وسایل وتکنالوژی می باشد، یعنی این وسایل در ذات خود حلال اند ولی چگونگی استفاده  ناروا ودر مخالفت از اسلام ناروا می باشد.

بطور مثال سؤال بعمل می آوریم: که آیا داشتن تفنگ حلال است یا حرام؟  درجواب در خواهیم یافت: تفنگ که در دست قطاع الطریق، متخلف وقاتل است، تفنگ حرام است. ولی همین تفنگ اگر در دست حافظ امنیت مردم، پولیس و مجاهد راستین فی سبیل الله باشد، تفنگ حلال است، زیرا مدافع حق و امنیت مردم و مجاهد از این تفنگ  بخاطر دفاع از ملت مسلمه و اعلای کلمه الله ونشر دین مقدس اسلام ودفاع از ناموس وطن آنرا مورد استفاد ه قرار داده است.

اگر همین وسیله حربی در دست متخلف ، جانی و قاتل  باشد، این وسیله دیگر حرام است. چون این وسیله سبب قتل وجنایت و تعدی میګردد. قتل، تعدی وجنایت در اسلام حرام است و سیلهء حرام حرام است. با این منطق در مییابیم که  تفنگ مجاهد بحیث وسیله مقدس حلال وتفنگ شخص جانی وقاتل بحیث وسیله شر و فساد، حرام بشمار آید و حرام میشود.

سلاح در دست کسیکه از حریم خانهء خویش دفاع میکند و متجاوز را از پا در می آورد مجاز و حلال است واما اګر پولیس و صاحب خانه بعد از ختم تهدید متجاوز و شخص تعدی کنند و در حال محصور در نزد پولیس و یا از پا افتاده مورد تجاوز قرار میګیرد و از همین سلاح مشروع که در ابتدا استعمالش حلال بود و متخلف را از پا درآورد ولی همین سلاح مشروع بعد از پادر آوردن متخلف که سبب دستګیری وی شده بار دیګر استعمال میشود و مورد کشته شده متخلف بعد از دستګیری میشود ویا دفاع از خود عوض دو سه مرمی که متخلف را از پارآورد، وی را بعد از دستګیری به قتل میرساند  درین صورت حق دفاع ساقط و صاحب خانه قاتل و پولیس عوض مدافع قانون به قاتل مبدل میشود. همین یک سلاح درنیم اول کار حلال و مشروع اما در نیم دوم کار که قتل متخلف بعد از دستګیری است، ناروا و غیر مشروع میګردد. نتیجه اینکه اساس طریق بکار ګیری است تا نفس سلاح.

درموضوع انترنیت ، تیلفون موبایل عین حکم شرعی را در می یابیم ، خود انترنیت وتیلفون در ذات خود مانع شرعی ندارد ولی استفاده سؤ وخارج از چوکات اسلامی از آن حرام می باشد. اګر این سوء استفاده از آغاز استعمال و یا درنیم ویا در وسط کار صورت بګیرد از همان لحظه حرام میګردد.

بطور مثال اگر از این وسایل در برهم زدن حریم ناموسی وحرایم خانوادگی وسایر فحشا ومنکرات ووسایل قتل وجنایت مورد استفاده قرار بگیرید ، دین اسلام مقدس اسلام آنرا منع نموده است .وآنرا حرام اعلان میدارد .

ولی اگر از این وسایل برای نشر دین ومنفعت دینوی وخدمت بشری مورد استفاده قرار گیرد دین اسلام نه تنها به آن ممانعتی ندارد بلکه پیروان خویش را تشویق وترغیب هم میدارد وبه مسلمانان پیشنهاد هم میدارد که ازآن باید استفاد سالم بعمل ارید.

منطق سخن این است که اگر کسی باور داشته باشد که ضررش اضافه است و باز هم استفاده کند، گناه کار خواهد شد. آما اگر کسی باور دارد که برای امرسلیم استفاده میکند و برخود باور دارد مسلماً که استفاده ازآن مجاز ودرست است. اگر کس دریور نباشد و راننده گی کند مسلماً سبب قتل وکشتن میشود و مسلماً استفادهء راننده ګی بروی حرام است و نباید به آن بپردازد.

امر و حکم شرع درین مورد و اشیایکه در زمان حضرت محمد (ص) استفاده نه شده و ما حال استفاده میکنیم چنین است: اګر چیزی در عصر صحابه و رسول الله صلی الله علیه وسلم  وجود داشت و استفاده نه کرده و ما استفاده کنیم مسلماً که منع و حرام است و اګر درآن زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم نبود و حال اختراع شده اند و ما استفاده برای سهولت و مطالب به هدایت در امر مناسب شرع بکار ببریم هیچ ممانعت شرعی ندارد. مثلا موتر، طیاره و دیګر تسهیلات عصر، که تفصیل آن در جمله « وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ  » آیه 8 سور النحل  گذشت.

خواهران و بردارن مسلمان!

نباید فراموش کرد که وظیفه ورسالت ما بردن و روان کردن کس به جنت نیست بلکه رساندن احکام دین مبین اسلام برای عالم بشریت جهت انتخاب خودشان است. همچنان مطابق احکام شرعی  ما مکلف هستیم تا مردم را به جوهر واقعی دین مبین و مقدس اسلام که همانان سعادت دارین ( سعادت دنیوی واخروی) انسان می باشد ، اشنا سازیم.

ما باید برا ی مردم این شعار اساسی دین مقدس اسلام را برسانیم که دین اسلام در مخالفت با جنگ، قتل وخونریزی دین رحمان و رحیم که در ابتدای هر امری به ګفتن آن مکلف هستیم ( بسم الله الرحمن الرحیم)  بوده خواستار زندگی صلح آمیز برای بشریت و متناسب برای تمام موجودات می باشد.

از جانب دیگر دین اسلام دین جهانی وابدی  بشریت است که عقیده وروش آن پیشرفت ، ترقی وتعالی می باشد، فرهنگ وثقافت اسلام برای سعادت بشری است. این علمای اسلامی بودند که تمدن کهن یونان را به اندلس و عربی ترجمه و از لسان عربی به لاتین وانګلیسی ترجمه و آورده شده و بشریت به تمدن  و پیشرفت علم و تخنیک در اروپا و جهان رسید. این اهدف عالی را باید علمای کرام کشور ما نیز به گوش مردم برسانند.

علمای کرام و پیشتازان جامعه وظیفه دارند تا از وسایل وراه های مختلف از منبر گرفته تا انترنیت جهان و مسلمانان را از تخلف وعقب گرای  نجات دهند. این وجیبه و رسالت، نه تنها اهداف عالی وانسان اند بلکی وجیبهء اسلامی ورسالت یک مسلمان نیز میباشد. سخن حق و منطق آنرا باید به  سایر انسانها رساند، توضیح وتشریح نمود. نباید فراموش کرد که دین اسلام برای همه بشریت مبعوث ګردیده.«ومَا أَرْسَلْنَاكَ إلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ»

همچنان در آیه (158 سوره اعراف ) آمده است :«قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إنِّي رَسُولُ اللَّهِ إلَيْكُمْ جَمِيعاً»(158 ) ( بگو: «اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم)واین ایه مبارکه برخلاف ادعای های بی بنیاد برخی از مخالفین است که استدلال می اورند پیامبر صلی الله علیه وسلم ابتدا در فکر ارشاد مردم منطقه خود بود وچون در این امر موافق شد، بعدآ  به فکر ارشاد جهانیان برامد.

همچنان نباید فراموش کرد که مکتب جهانی ، رهبری جهانی هم لازم دارد ، ما وظیفه داریم که بمثابه رهروان مکتب جهانی ، اهداف واصول این مکتب را به گوش همه افراد بشریت برسانیم ورساندن  این امر مهم توسط انترنیت ووسایل انترینتی به آسانی وبه وجه احسن صورت میگیرد. ممانعت از استفاده و بکار ګیری از انترنت ممانعت از اشاعه ورساندن حق و دین اسلام به عالم است.

قابل تذکر است که همین حالا تعداد کثیر از انسانها تعریف درستی وواقعی از دین مقدس اسلام ومسلمانان را ندارد ، اسلام ومسلمانان را دین وپیروان دین تروریست خطاب میدارند. ما باید برای روشن ساختن ذهن این عده از انسانها  از وسایل دستجمعی از قبیل انترنیت، رادیو، تلویزیون ، تیلفون فاکس وسایر وسایل سمعی وبصری انترنیتی استفاده بعمل اریم ، این وسایل که به ما امکان مساعد می سازد تا بطور سریع وآسان مردم را از اهداف نیک وانسانی دین اسلام و مسلمانان مطلع سازیم.

نباید فراموش کرد که انترنیت دروازه های باز تبلیغاتی است که  هیچکس مانع آن شده نمیتواند وهیچکس جلوگیری آنرا به اسانی گرفته  نمیتواند ومردم هم به اسانی به آن دسترس روزمره دارند ، ولی اگر ما انرا به فهم فقهی خویش حرام وبدعت بشماریم ومسلمانان را  از استفاده آن منع نمایم ، بدین وسیله نه تنها خودرا از دنیا وعالم بشریت محروم وتجرید می سازیم ، بلکه نمیتوانیم رسالت دینی خویش را در بین مردم بوجه احسن انجام  دهیم وخدا ناخواسته فردا درنزد پروردگار مواخذه خواهیم شد.

همچنان باید بیان داشت که شناخت وایجاد روابط دوستی واشنایی با انسانها وپیدا کردن دوستان وهمفکران در انترنیت کدام ممانعت شرعی نداشته وجوانان در فضای ودایره دقیق شرعی میتوانند از همدیگر شناخت ودر نهایت روابطه دوستانه  پیدا نمایند وحتی از همین طریق به شیوه شرعی به ازدواج وزندگی مشترکی برساند. جوانان باید این وسیله را برای خیر استفاده نمایند ، واز استفاده مصیبت زا این وسیله باید جداً دوری جویند.

میخواهم در همین مبحث خدمت خوانندگان محترم  بعرض برسانم که آیا صدای زن عورت است ویا صدای زن عورت نیست ! آنچه شایسته دقت و تأمل درمورد  صدای زن در شرع است اینست که در این مورد باید: حکم «اِسماع» (شنواندن) و «استماع» (گوش دادن) صدا با هم تفکیک بداریم ، اگر صدایی زن که سبب تحریک مرد نامحرم و لذت بردن و یا ترس از مبتلا شدن به گناه و پیامدهای دیگر آن باشد، آن صدا حرام است در غیر آن بصورت کل صدا ی زن در شرعیت اسلامی حرام نمی باشد. در قرآن عظیم الشان راجع به این موضوع دلیل ونص قرآنی  وجود ندارد. صرف در( آیه 32 سوره احزاب ) به یک نقطه مهم در باره صدای اشاره نموده است وآنهم در مورد صدای زن در وقت صحبت با مرد است که توصیه قرآنی همین است که زن نباید در هنگام صحبت با مرد، خود را نازک سازد ، ویا هم با قر و ناز صحبت کند. این ممنوع شدن هم نه به خاطر این است که صدا زن عورت است بلکه به خاطر این است که ممکن احساسات حرام را در مردان تحریک کند.

بصورت کل باید گفت:

ما باید دومساله  را به هم تفکیک نمایم:

درقدم اول: «گوش کردن به صدای محرک و لذت بخش زن نامحرم» را باید از مسأله «سخن گفتن مهیّج و لذت بخش زن» با هم جدا کرد و حکم سماع و اسماع را طوریکه در فوق یاد اور شدیم باید از یکدیگر تفکیک نمود و مورد بحث قرار داد.

ابن حجر از علمای مشهور علم حدیث چنین روایت می کند:به شرط اینکه خطر افتادن به زنا نباشد، حتی اگر برده هم نباشند، می توان، صدای آواز خواندن زن را شنید. چونکه پیامبرصلی الله علیه وسلم  هم در احادیث جاریتین هم این مسئله منع نکرده اند، وحتی مانع منع کردن ابوبکر نیز شده اند. (ابن حجر، فتح الباری، صفحه 115)

همچنان استفاده از تیلفون های سیار یعنی موبایل هم برای تفاهم وتسهیل است نه برای شر ومصیبت، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: « مَنْ دَعَا إِلَی ضَلَالَةٍ کَانَ عَلَیْهِ مِنْ الْإِثْمِ مِثْلُ آثَامِ مَنْ تَبِعَهُ لَا یَنْقُصُ ذَلِکَ مِنْ آثَامِهِمْ شَیْئًا» مسلم. یعنی : « کسی که به گمراهی و گناه دعوت کند، بر وی گناهیست مثل گناهان آنانکه از وی پیروی کردند و از گناه آنها نیز چیزی کم نمی‌شود.»

بناً جوانان در قدم نخست این وسیله را برای خیرومنفعت استفاده نمایند واز صحبت های اضافی ومسایل ومباحث که ازآن بوی شر ومفهوم خلوت مفسده  شر وناروا بوجود می اید ، جداً جلوگیری بعمل ارند .

حکم شرعی در امور چت بین مرد وزن در انترنیت ویا هم مکلمات وکنفرانس های ویدوی وتیلفونی همین است که این چت ها ، تماس ها ،مکالمات وویدوکنفرانس ها با نزدیکان و یا هم در بین هر زن نامحرم دیگری باید ، با وقار و احترام ودایره حلال باشد و مسائل شرعی از قبیل عدم خلوت، عدم شوخی و مسخره و خندیدن با یکدیگر، حجاب و غیره اگر در آن  هدایت شرعی مورد رعایت قرار گیرد ، در اینصورت هیچگونه اشکال دیده نمیشود، ولی اگردر تماس های خلوتی سخنان غرام و عاشقانه و شهوت انگیز، و یا شوخی و مسخره با یکدیگر صورت بپذیرد ، طبیعتا در فهم شرعی جائز نمی باشد ،زیرا این مسائل مقدمه فاحشه خواهد بود و خداوند متعال میفرماید:« … فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا »(آیه 32 سوره الأحزاب )

حکم شرعی در این مکلمات وتماس ها برای زنان همین است که :در سخن‌گفتن‌ ملایمت‌ نکنید (یعنی: هنگامی‌ که‌ با مردان‌ نا محرم‌ سخن ‌می‌گویید، تُن‌ صدایتان‌ را پایین‌ نیاورید و نرم‌ و ملایم‌ سخن‌ نگویید چنان ‌که‌ زنان ‌فتنه ‌برانگیز چنین‌ می‌کنند) «که‌ آن‌گاه‌ کسی‌ که‌ در دلش‌ مریضی ‌ است (یعنی: کسی‌ که ‌بدکار یا منافق‌ است)‌ «طمع‌ می‌ورزد. و نیکو سخن‌ گویید» (نزد مردم، طبق‌ سنتهای ‌شرع‌؛ سنجیده‌ و به‌دور از شک‌ برانگیزی، به‌ طوری‌ که‌ شنونده‌ چیزی‌ از آن‌ را ناشایست‌ و غیرشرعی‌ تلقی‌ نکند).

بصورت کل باید گفت که:برای مرد وزن مسلمانان استفاده ازاینترنت تیلفون و چت ودایر کردن ویدو کنفرانس ها ، حرام نیست، وطوریکه در فوق یاد اور شدیم ، در این مورد شرع هیچگونه ممانعتی نمی بیند ،به شرطیکه از آن استفاده غیرشرعی بعمل نیاید.

زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند : «لَا یَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ، فَإِنَّ الشَّیْطَانَ ثَالِثُهُمَا». یعنی : «هیچ مردی با زنی خلوت نکند، چرا که نفر سوم آنها شیطان است» به روایت احمد و ترمذی. علاوه بر آن؛ این امر منجر به فتنه خواهد شد مگر برای کسی که خدا به او رحم کند.  

قابل تذکر است که این اتصالات و صحبت ها و گفتگوی ها  بین زنان با مردان، که معمولا در این گفتگوها در سخن گفتن تساهلی از طرفین روی می دهد ، وبه اصطلاح  به نوعی، دعوت به فتنه بینشان می انجامد ودر نهایت به اسباب گناهی ، فتنه وفساد مبدل میگردد واز حالت مباحیت به حرام تبدیل میشود ودر نتجیه باعث نفوذ شیطان در قلوب دو طرف می گردد ونوع محبت بین دو طرف ایجاد می نماید یا اینکه از گفتارهای زشتی نسبت به هم استفاده می کنند، یقناً به فهم ومنطق شرعیت غرای محمدی صلی الله علیه وسلم حرام می باشد،واز آن ممانعت شده است . در غیر این حالات تلویزیون ، اینترنت و چت، ویدو کنفرانس وتیلفون کنفرانس پالتک وغیره، نه تنها حرام نمی باشد، بلکه امروز به یک ضرورت حیاتی انسانها مبدل شده است.

پروردگار با عظمت ما وفرزندان ما را ازاستفاده حرام از وسایل انترنیتی محفوظ ودر امان داشته باشد وبر ما است که باید جداً از آن دوری بعمل آریم.

نباید نعمت ها وپراخی الهی ( ج) را به کفران مبدل سازیم، بالکعس باید شکر الله را باید بجا آریم که پروردگار با عظمت ما همچو وسایل تسهیلاتی حلال را در اختیار ما قرار داده است: «لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ ولَئِن كَفَرْتُمْ إنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ.» ( آیه 7 سوره ابراهیم ) (كه اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعاً عذاب من سخت‏ خواهد بود. صدق الله العظیم و صدق رسوله نبی الکریم. ) .

از الله تعالی توفیق عمل واستفادهء سالم از نعمات الهی را استدعا داریم و خواهانم .

والله اعلم بالصواب

ومن الله التوفیق

حمل سال  1398 ـ مارچ 2019

ایمل ادرس: saidafghani@hotmail.com