اسلام دین رحمت؛ اما تروریزم آیبن وحشت است

نویسنده: مهرالدین مشید

خداوند در خطاب په پیامبر می گوید که ” به تحقیق تو را رحمتی برای عالمیان فرستادم” هدف از این آیت این است که اسلام دینی سراسر از رحمت و لبالب از شور و لطف و همربانی است تا بنده گان خداوند بدون هرگونه تبعیض و تفاوت در پنای عدل الهی و عدالت اجتماعی و رفاهء انسانی زنده گی کنند. این آیت چنان مالامال از رحمت و عنایت الهی است که مخاطب اش نوع انسان است و دعوت آن فرادینی و فراقومی و فرانژادی است. یعنی خداوند برای پیامبر اش می گوید که تو را به مثابهء نور دهندهء رحمت و شفقت برای رستگاری و انسان از بند بنده گی ها فرستاده ام تا باشد که سه اصل بزرگ الهی را که همانا آزادی، آگاهی و عدالت است، در جامعهء بشری پیاده کنی؛ زیرا که در پنای این سه اصل است که ارزش های والای آزادی های انسانی، حقوق بشری، عدالت اجتماعی، رفاهء اقتصادی و بالاخره نظام مردم سالاری به گونهء واقعی تحقق پیدا می کند. در واقع در موجودیت این اصول پایه یی چهار رسالت انسانی، اجتماعی، تاریخی و جغرافیایی تحقق واقعی پیدا می کند و چهار مسوءولیت بزرگ انسانی در پنای خودآگاهی های گوناگون به کمال می رسد. پس دینی که با این پیام بزرگ علم نجات انسان را برای رهایی انسانیت بلند کرده تا باشد که درفش شکوه و جلال انسان از ثری تا به ثریا به اهتزاز درآمده و انسانیت از مرگ حتمی رهایی یابد؛ اما هزاران دریغ و درد که امروز انسانیت در زیر تیغ زهرآلود آنانی بیرحمانه ضجه می کشد که داد از اسلام می زنند و اسلام را ابزاری برای وحشت آفرینی و کشتار عام بنده گان خدا قرار داده اند که در سفاکی و بی رحمی فرسنگ ها از دشمنان خدا برضد بنده گان خدا پیشی گرفته اند. چگونه ممکن است، که باور کرد، دینی را که خداوند برای فلاح و رستگاری انسان آفریده و بار ها در قرآن تکرار می کند که” ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا بترسید و به اعمال ضد انسانی دست نبرید” تا جامعه به فتور و فساد نرود؛ زیر افساد و رکود و انحطاط است که جامعه را به تباهی و ویرانی می کشاند تا از ریر آتش و خاکستر آن لشکر عاجوج و ماجوج طالبانی و داعشی خروج می کند تا باشد که افغانستان را به کشتارگاهء انسان مظلوم بدل کند و جهان را به تباهی بکشاند. این در حالی است که این از خدا بی خبران داد از اسلام می زنند و اما تروریستان در عمل تابوت اسلام را بر دوش گرفته اند و هر از گاهی با راه اندازی حمله های ضد انسانی و ضداسلامی انتحاری بار بار دفن اش می کنند و از خاک بیرونش می کنند . حتا از بی حرمتی به تابوت اش هم دریغ نمی کنند. در حالی که اسلام به تاکید می گوید که ” خود را در هلاکت نیافگنید” و” هرکس مسلمانی را از روی قصد می کشد، جزایش جهنم است”، ” هرکس مسوءول اعمال حود است و هیچ کس بار کس دیگر را حمل نمی کند”، “اکراه و تشدت در دین نیست؛ بلکه اصل دین رشد و توسعه است از حالت رکود و انحطاط”،” مسلمانان باهم برادر اند “و ” کشتن مسلمان از سوی مسلمان حرام است” و ده ها آیات دبگر قرآن نه تنها کشتن مسلمان را حرام می پندارد؛ بلکه هر نوع کشنار انسان را مردود و ضد اسلام می خواند و در ضمن تقوا، راستی، صداقت، تعاون، صبر، استقامت، تحمل، حلم، مروت، شجاعت، رادمردی، جوانمردی و عیاری را ستوده است و جبن، ترس، دروغ، نامردی، یاس، نااستواری، شتاب، دلهره، تردد و ناشکیبایی و تحمل ناپذیری را رد کرده است تا اوصاف راستین اسلام در یک مسلمان به کمال برسد و انسان به قول مولانای روم به مقام عظیمی صعود کند که حتا در وهم و گمان هم نیاید”آنچه اندر وهم ناید آن شود” تا بدین وسیله پله به پله با عبور از آزمون های دشوار تا آستان خدا صعود کند و در نزدیکی قاب و قوسین در زیر درخت صدره یعنی انتهای تکامل به مقامی برسد که در اوجی از کمال به آگاهی های بزرگ دست یابد و شناخت اش در بتهء آزمون به کمال برسد و حتا به بعد چهارم پای بگذارد و بگوید” دل هر ذره را که بشکافی آفتابی در او نهان بینی” آفنابی که انشتاین پس از تجارب طولانی موفق به شناخت مبدل شدن ماده به نور شد. اما در این کنکاش وتلاش نباید شتاب کرد و چون منصور حلاج یک باره با تهی شدن از خودی ها راز “انالحق” را چون بایزید بسطامی” سبحان ماعظمی الشانی” برزبان راند. در تمامی این سیر و صعود انسانی تقوا بحیث محور رسیدن به تمامی ارزش های والای معنوی و مادی قبول شده و قرآن به آن بیشتر تاکید کرده است. از همین رو بوده که قرآن در نخستین آغازش می گوید که” این کتاب برای هدایت متقین است” یعنی قرآن با هدایت بشری آغاز می شود و شرط رسیدن به هدایت و پیشرفت های معنوی و مادی انسان را تقوا می شمارد و متقین را در گام اول به کسانی اطلاق می کند که “ایمان به غیب(شهود ناشناخته یا پدیدهء پدیدار ناشده) دارند و برپا می دارند نماز را و از آنچه بدست می آورند نفقه می کنند و به تحقیق این کسان به سوی هدایت رهنمون می شوند و رستگار دنیا و آخرت می گردند”. در این آیت به صلات و رزق بصورت نمادین اشاره شده که یکی نماد معنوی و ویگری نماد مادی است و درست زمانی این ارزش ها راست و درست و متعادل و هماهنگ در انسان و جامعه رشد کند و به کمال برسد. در این صورت انسان به هدایت و رستگاری می رسد. درست این همه زمانی مبسر می شود که انسان با تقوا آغاز کند. از همین رو تقوا ریشه در “قی” دارد یعنی ستیز و تلاش بی امان برای رسیدن به اذزش های والا در انسان و جامعه که در تاریخ تجسم عینی پیدا کند و در جغرافیای گوناگون نمود پیدا کند. با این تعبیر تقوا تنها وقایه نیست؛ بلکه وقایه در واقع مرحله یی از خود سازی انقلابی است تا پس از به کمال رسیدن خود برای ساختن جامعه گام بردارد. این زمانی ممکن است که تقوا را پله یی برای ستیز و تلاش برای رسیدن به ارزش های خودی و ارزش های اجتماعی پیشه کند. به قول قرآن کسی که رستگار هم می شود. همین انسان است که خدا پیامبر را در نماد رحمت و شفقت برایش فرستاد تا او را برای رسیدن به این مقام های بلند یاری کند. پس دینی که کتاب اش سراسر پیام رحمت و رستگاری را در محور تقوا برای انسان ارزانی کرده است و پیامبر را هم برای بسر رساندن رحمت و مروت . شفقت فرستاده است که انتحار و انفجار را آنهم به قصد کشتن انسانهای بی گناه در قاموس اش جستجو کرد. در حالی که این دین آیین رحمت است و حمله های انتحاری و انفجاری فاقد هدف در آن جایگاهی ندارد. حال گفته می توان که این گونه حمله ها ساختهء شبکه های استخباراتی است که با استخدام کردن افراطیون جاهل و بی مغز نه تنها زنده گی شان؛ بلکه خانواده و دین و جامعهء شان را نیز به بازی می گیرند. این تندروان بی شعور بدانند که آنچه را زیر نام مشروعیت حمله های انتحاری در قرآن تعبیر کرده اند. در قرآن اساس ندارد و ساخته و پرداختهء شبکهء استخباراتی آی اس آی و شرکای آن است و بس. رهبران گروه های تروریستی و پیروان انتحاری آنان بدانند که تنها هیزم آرزو ها و خواست های ضد انسانی و ضد اسلامی شبکه های جهنمی استخباراتی کشور های بیگانه هستید و لعنت خداوند همیشه شامل حال تان می باشد. به تحقیق که قرآن کریم رهبران گروه های تروریستی و راهیان آنان را سنگ هایی خطاب کرده است که هیزم جهنم بوده و برای همیش در خشم و قهر خداوند می سوزند و یعنی  “خالدین فیها” در دوزخ باقی خواهند ماند و حتا در جمع آنانی هم نخواهند بود که طوق های سیاه در گردن دارند و پیامبر در آخرین لحظات آنان را از دوزخ بیرون می کند؛ البته به دلیل این که تروریستان مسلمانان را از روی قصد به شهادت رسانده اند و از همین رو به تایید قرآن جای آنان جهنم است و در شعله های جاودان آن می سوزند. یاهو