از انکار نخست وزیر پاکستان تا  شتاب خلیل زاد و اظهارات رئیس ستاد ارتش امریکا  

نویسنده : مهرالدین مشید

موفقیت گفت و گو های صلح و تغییر معادله های سیاسی و نظامی در منقطه و جهان

رسانه ها گزارش دادند که قمر جاوید رئیس ستاد ارتش پاکستان پیش از دیدار خلیل زاد با عمران خان از راولپندی وارد اسلام آباد شد و با عمران خان نخست وزیر پاکستان گفت و گو کرد. عمران خان پس از این گفت و گو با قمر جاوید به خلیل زاد نمایندهء ویژهء امریکا گفت که او نمی تواند طالبان را ودار به گفت و گو با حکومت افغانستان نماید؛ اما تاکید کرد که صلح در افغانستان به نفع پاکستان است و شاید هدف عمران خان از رسیدن به چنین صلحی برآورندۀ خواستهای راهبردی پاکستان در افغانستان باشد. این موضوع  را مقام های امریکایی می دانند و چنانکه جنرال کنیت مکینزی نامزد فرماندهی ستاد مرکزی ارتش امریکا در زمان نامزدی اش در ماۀ دسمبر به سناتوران این کشور گفت که اسلام آباد بجای اینکه از طالبان در ثبات افغانستان استفاده کند، از این گروه در برابر هند به حیث سپر سوی استفاده می کند. به باور او، با آنکه پاکستان از تمام نفوذش در میان طالبان بخاطر صلح ثبات افغانستان کار نخواهد گرفت. پیش از این سایرمقام های امریکایی نیز طالبان و بویژه شبکۀ حقانی را بازوی ارتش پاکستان خوانده اند. درست مقام های پاکستانی صلح دلخواۀ شان را در افغانستان می خواهند و درست زمانی که مقام های پاکستان از رسیدن به چنین صلحی مطمین شوند، در آن صورت برای طالبان دستور می دهند که با حکومت افغانستان گفت و گو کنند و کنار آیند. از اظهارات نخست وزیر پاکستان فهمیده می شود که او در مسایل صلح و جنگ در افغانستان بلند گوی نظامیان پاکستان است. این سخن او نه تنها بیان کنندهء موضع نظامیان پاکستان در رابطه به صلح افغانستان است؛ بلکه بیانگر این نیز است که طالبان در واقع صدای نظامیان پاکستان اند و از خود اراده ندارند و هر دستوری که آی اس آی برای برای آنان بدهد، آن را اجرا می کنند. تاکید طالبان برای انکار از گفت و گو حکومت در واقع به دستور نظامیان پاکستان انجام می شود. نظامیان پاکستان در زمان جهاد نیز توانستند تا خواست های شان را بر گروههای جهادی تحمیل کنند و آن عمل کرد های کورکورانهء بیشتر گروه های جهادی تحت فرمان مقامات آی اس آی سبب شد که افغانستان در نتیجهء جنگ های گروهی و بالاخره ظهور طالبان به کمک انگلیس و امریکا و پاکستان و کمک های مالی عربستان سعودی، پس از سقوط طالبان به فاجعهء کنونی رسید. آن زمان نیز مداخلهء شبکه های استخباراتی بویژه پاکستان و ایران و عربستان سعودی و روسیه افغانستان را به روزگار کنونی رساند. نظامیان پاکستان در پیوند به صلح اکنون هم برنامهء گذشته را دنبال می کند و خواهان صلحی اند که بجای تامین امنیت و صلح و ثبات در افغانستان؛ در صدد طرح توطیۀ دیگر برای جنگ و فاجعهء بزرگ تر در افغانستان اند. نمابندهء امریکا هم نمی خواهد از جزییات خواست پاکستان در رابطه به صلح افغانستان پرده بردارد و این سبب شده تا شک و تردید های بوجود آید که گویا صلح افغانستان در معامله میان امریکا و پاکستان بوجود می آید.

از همین رواست که حامد کرزی رئیس جمهور پیشین در محفل بزرگ داشت از تولد آقای بهاوالدین مجروح گفت و گو های صلح را مهم و حیاتی خواند و اما تاکید کرد که مذاکرات صلح نباید مرموز باشد و افزود که مذاکره و صلح یگانه گزینه برای رفع بحران کنونی در کشور است. وی در رابطه به گفت و گو های صلح به چند موضوع مهم اشاره کرد که بی توجهی به آنها روند صلح را سخت آسیب می زند و نه تنها آسیب که در این صورت این صلح برای ادامهء یک جنگ فاجعه بار دیگر کشور را به پرتگاۀ بحران جدید می برد. از نظر وی صلح واقعی در افغانستان بدون تفاهم با روسیه و چین بحیث دو کشور همسایه تامین شدنی نیست. بیشترین نگرانی او وسایر سیاستگزاران کشور این است که صلح افغانستان باید جدا و بدور از زد و بند پنهان امریکا با پاکستان باشد. این نگرانی ها در حالی ابراز میشود که  رییس جمهور غنی ضمن ستایش از تلاش های نمایندۀ ویژۀ وزارت امور خارجه امریکا برای صلح افغانستان، گفت که حکومت افغانستان تیم هیات مذاکره کنندۀ خویش را در کنفرانس ژنیو اعلام کرد و ارادۀ ما برای تامین صلح در افغانستان جدی است. با این حال آگاهان به حکومت هشدار می دهند که توجه کند تا مبادا امریکا باز هم در پشت پرده برسر افغانستان با پاکستان معامله کند و زیر نام صلح زمینهء خروج نیرو های خود را از افغانستان فراهم کند و این که مردم افغانستان با چه سرنوشتی دچار خواهند شد، برای امریکا مهم نخواهد بود. از اظهارات رئیس جمهور امریکا و شتاب های خلیل زاد معلوم می شود که نگرانی ها در رابطه به ماموریت خلیل زاد موجه هم است؛ زیرا او در زمان ریاست جمهوری خود ۲۱ بار به پاکستان سفر کرد و در هر سفر پاکستان با دادن وعده های غلط وی را به فریب کشاند. از این رو با توجه به اهداف خصمانهء پاکستان در افغانستان نگرانی های او در این زمینه قابل درک است. از همین رو شخصیت ها و گروه های سیاسی در کشور خواهان یک هیآت ملی برای گفت و گو با طالبان اند. این نظر از چند نگرانی آب می خورد، نخست  این که طالبان حاضر به گفت وگو با کابل نیستند و دو این که مردم نگران اند که حکومت مبادا با پاکستان وارد معاملۀ یک جانبه به میل امریکا شود که نتیجۀ آن صلح عادلانه را در پی نداشته باشد. از این رو باور اکثریت این است که دولت تلاش کند تا هیآت ملی را برای گفت و گو با طالبان تعیین کند که در ترکیب آن اعضای حکومت نیز شامل باشد. در این صورت از یک سو بار مسؤولیت از شانۀ دولت کاسته می شود و از سوی دیگر از بهانه جویی های طالبان می کاهد و آنان را در معرض داوری بد جهانی قرار می دهد که نتایج گفت و گو ها با طالبان هم می تواند تا حدودی خالی از ابهام باشد. این گونه آماده گی های جدی و دارای شفافیت درکابل در جلب افکار عامه و اعمال فشار جهانی بر طالبان نیز تاثیر گذار است. به نظر آگاهان افغانستان در مرحلۀ شکننده و حساسی قرار دارد که بی پیشینها ست و اندک ترین بی توجهی کمترین فرصت های موجود را نیز از میان می برد؛ بویژه حالا که امریکا بحیث بازیگر بزرگ در افغانستان خواهان برقراری صلح درافغانستان شده و کاخ سفید خلیل زاد را مامور ویژۀ خود برای گفت و گو های صلح با طرف های درگیر و کشور های دخیل در مسایل افغانستان کرده است. پس مردم افغانستان یک صدا باید از این روند حمایت کنند و حکومت و مردم افغانستان در کنار هم کوشش کنند تا افغانستان به صلح با عزت وعادلانه نایل آید وخدای  نخواسته صلح به بهای معامله با سرنوشت مردم افغانستان تمام نشود.

از همین رو است که ماموریت خلیل زاد بدگمانی های گروهها را در پیوند به صلح برانگیخته و هیآت های جداگانه را برای گفت و گو با طالبان تعین کرده اند که این تصمیم به نوبه خود روند صلح را به چالش می برد و نتیجهء آن به بالادستی طالبان و پاکستان تمام می شود. برای رفع ابهام و پیش گیری از بالادستی طالبان و پاکستان باید حکومت و احزاب به یک هیأت مشترک به توافق برسند تا از یک سو از تشتت و از سویی هم از توطیه گری ها در روند صلح پیش گیری کنند. از این رو گمانه زنی هایی وجود دارد که همین اکنون ماموریت صلح خلیل زاد در ضمن این که شتاب زده معلوم می شود، همه جانبه نبوده و همراه با مانور های ضد اجماعی است که آیندهء ثلح را یک حانبه و ناکام پیش بینی می کند؛ اما شگفت آور این است که در میان این همه شتاب های خلیل زاد جنرال دانفورد رئیش ستاد ارتش امریکا به روزنامۀ واشنگتن پست گفت، آمريکا باید در جنوب آسیا حضور پایدار داشته باشد. وی در پرسش واشنگتن پست مبنی بر حضور امریکا در افغانستان گفت: “برای من سوال این نیست که چه زمانی ما باید افغانستان را ترک کنیم. ما باید در آسیای جنوبی حضور پایدار داشته باشیم. بحث واقعی باید بر سر این باشد که ویژگی این حضور در منطقه چگونه باشد تا تهدیدات در داخل مرزهای ما را از بین ببرد.” از این بیانات دانفورد برمی آید که امریکا خواهان حضور پایدار در جنوب آسیا است و هر کشوری که این حضور را با هزینۀ کمتر تامین کند، برای امریکا قابل پذیرش است و احتمال دارید که این مسآله بخشی از گفت و گو های خلیل زاد با پاکستان را در پیوند به صلح افغانستان تشکیل بدهد که این مسآله نگرانی های مردم افغانستان را در پیوند به ماموریت خلیل زاد توجیه پذیر می نمایاند. از سویی هم شاید این آخرین گزینه نباشد و گمانه زنی هایی وجود دارد که حاکی از اختلاف های ترامپ با پنتاگون و ادارۀ استخباراتی این کشور بر سرخروج نیرو های امریکایی از افغانستان است. شتاب خلیل زاد برای صلح در واقع پیام خروج زود هنگام امریکا را در موافقت با طالبان می رساند. جنانکه شماری از مقام‌های امریکایی به نشریه ستارز اند سترایپس گفته‌اند که از تسریع پروسه ختم جنگ در افغانستان بر می‌آید که رئیس جمهور دونالد ترمپ می‎خواهد تا سال ۲۰۲۰ میلادی پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امریکا نیروهای خود را از افغانستان خارج کند. آشکار است که این تصمیم ترامپ با اظهارات دان فورد رئیس ستاد ارتش امریکا متفاوت است. وی با اشاره با حضور دایمی امریکا در جنوب آسیا گفت که نیرو های امریکا از افغانستان بیرون نمی شوند و او به این سخنان منشی ناتو مهر تایید نهاد که هزینۀ خروج از افغانستان بیشتر از هزینۀ ماندن است. دیده شود که این اختلاف به چه میزانی بر ماموریت خلیل زاد سایه خواهد افگند و بر آن اثر گذار خواهد بود؛ اما آشکار است که به حقیقت پیوستن صلح تمامی معادله های سیاسی و نظامی در افغانستان و منطقه را دگرگون می کند.

در این شکی نیست که امریکا در موضوع افغانستان بحیث بازیگر بزرگ نقش تعیین کننده دارد و هر گونه تصمم اش برج و باروی صلح و جنگ را به جنبش در می آورد و اما صلح مال مردم افغانستان است و باید این حق به مردم افغانستان داده شود و کشور های جهان بویژه امریکا با شناختن این حق حکومت و مردم افغانستان را یاری رساند. صلح برای مردم افغانستان است و بدون حصور مشترک حکومت و مردم ناتمام و ناکام است. صلح باید ملی شود و از انحصار بیرون شود و زمانی روند صلح ملی و پایدار می شود که از حمایت مشترک حکومت و مردم برخوردار باشد. جنگی که چهل سال را در بر گرفته و جبهه بندی ها و اختلاف های گروهی و قومی و زبانی را در موجی از بی اعتمادی به میان آورده است و باور های ملی را شکسته و دیوار های آهنین میان مردم و اقوام کشیده است و هر روز بر فاصلۀ مردم از حکومت می افزاید. آیا ممکن است که بدون اجماع ملی بوجود آید و اگر چیزی هم بدست آید خام و خطرناک و عاقبت آن ناگوار خواهد بود.یاهو