ازکنفرانس لاهور به بعد فضای سیاسی افغانستان رنگ وبوی دیگر گرفته است

چند جریان مرتبط در پنج روز اول ماه سرطان شتابنده یکی پی دیگر ومتصل باهم بوقوع پیوست ؛ سفر هیئات برخی احزاب سیاسی و اشخاص به پاکستان، توام با ختم این سفر ورود وزیر خارجه امریکا به کابل واعلان امادگی خروج عساکر ان کشور، ترتیب میتنگ غازی ستدیوم با صدر نشینی حنیف اتمر وتاکید بر ایجاد حکومت موقت بر طبق طرح مراجع پاکستانی. این تدابیر قبل از شروع دور هفتم مذاکرات خلیلزاد باطالبان عملی گردید تا اغای خلیلزاد با دستاورد اطمینان دهنده درمذاکره با طالبان بنشیند.
درینجا ضرورت است به تکرار نگاشته شود که چگونه ترکیب هئیت را پاکستان معین کرده ازایشان دعوت نمود؟
درترکیب هئیت پیران وسجاده نشینان طریقه نقشبندیه وقادری دو طریقه دارای پیروان زیاد درسرحد دو طرف خط دیورند ودارای رابطه نزدیک باطالبان و پاکستان با گذشته موثر پیری ومریدی که حالا خانقاه هایشان از” های وهوی” صوفیانه به باشگاه سیاست تبدیل شده( ازمعجز اخر زمان زاهد سیاست باز شد) ، پشتون گرایان افغان ملتی که در مشی اولی شان چیزی به نام خط دیورند میان قبایل جا نداشته ( لر وبر) شعارشان بود، باز ماندگان ربانی ومسعود که طی نزده سال سلطه امریکا ازریش وپکول به دریشی ونکتایی جامه بدل کرده اند وفکر میشد در تفکر سیاسی شان نیز تظاهر به تغیر خواهند کرد اما با همین ظاهر تغیر یافته به همان راه ۴۶ سال قبل بزرگان شان شتافتند، حزب وحدت اسلامی با عقیده وترکیب صرفآ مذهب شیعه ، حزب اسلامی همیشه اماده خدمت به پاکستان ، یگان سیاستگر با علایق ناب وخالص قومی ومحلی ویکی دو خانمی که تا هنوز هویت سیاسی شان معلوم نیست ولی در تعصب سمتی وقومی بی علاقه نیستند، چهره استخباراتی چپ دیروز سیاست باز متهم به تفرقه ملی ، اجرای برخی عملیات انفجاری وتروریستی درزمان ماموریتش در حاکمیت موجود که شاید موظف بوده تا خلا میان دولت واپوزیسیون را وسعت دهد شامل بود.
این ترکیب فرمایشی با برگشت از پاکستان پس از یک وقفه دوروزه اقدام به تدویر گرد همایی غازی ستدیوم کردند وطرح دولت موقت را تکرار نمودند .
اینکه دولت موقت ایجاد شود یا نشودبحث جنجالی است که نسبت دخیل بودن دست پاکستان دران طرح دروضع جاری به خیر کشور بوده نمیتواند. اگر این طرح از بالا جای ازمسیر پاکستان به ورزشگاه غازی ستدیوم رونمایی شده باشد، عملی میشود وعملی شدنی است چه رئیس جمهور ومخالفین دولت بخواهند یا نخواهند . درغیر ان پافشاری بر ان بی مورد بوده ماده خوب کمپاین تبلیغاتی برای کاندیدان ریاست جمهوری بوده نمیتواند بلکه ناکامی شانرا مسجل میسازد وعرق ریزی شان درین راه به نتیجه نمیرسد.

مشکل ملت درغوغای این سرگرمی سیاسی چگونه راه حل خواهد یافت؟
وقتی مقامات طالبان در داخل کشور نبوده ودرین بازی حضور فزیکی نداشته باشند نقاط نظر انان را میتوان از لا بلای فعل وانفعالات سیاسی مراجع پاکستانی درک کرد وبه مدلول سیر از نامعلوم بسوی معلوم میتوان گفت طالبان باهمه این زدوبندها ونعره بازی ها به خاموشی جواب تائید میدهند زیرا ستراتژی اصلی شورای کاندیدان ریاست جمهوری نبود حاکمیت موجود است که طالبان نیز انرا یکی ازشرایط مذاکرات شان اعلان کرده اند.

پس دورنمای صحنه چگونه خواهد بود؟
دو طرز دید میتواند ارائه شود:
۱- اغاز پروسه های صلح امیز با مشارکت طالبان با محوریت دولت وجوانب داخلی.
۲- خطر بلند بردن نقش یگانه طالبان درساختار بعدی حکومت تا جایگاه رهبری کننده یعنی تاسیس امارت اسلامی.
حضور طالبان وسهم انان درامور کشور از ناگزیری هاست زیرا مذاکرات امریکا با ایشان،کنفرانسهای ماسکو ولاهور نقش انانرا در سطح جهان ومنطقه انکار نا پذیر تر ازدوران حاکمیت تجرید شده گذشته شان ساخته است . لهذا درصورت تحقق مشارکت در دولت میتواند دو پیام تسکین دهنده برای مردم خسته از جنگ وجود داشته باشد ؛ یکی اینکه افغانستان بسوی صلح حرکت میکند،دوم انکه به برگشت حالت موجود ودستاوردهای مدنی ان به گذشته زمینه داده نمیشود انگاه طرفین با فرهنگ همدیگر پذیری بطرف بهبودی عمومی کشور گام خواهند برداشت .
درحالت دوم وضع دچار دگرگونی منفی شده طالبان قطعآ درپی حاکمیت یگانه شان که امارت اسلامی است بر می ایند.اگر طالبان درحاکمیت شان تحمل مشارکت را داشته باشند بصورت نمادین این یا ان کس را دریک گوشه حاکمیت به منظور اکت همگانی بودن جا خواهند داد . شاید نفس کنفرانس لاهور ایجاد حکومت طالبانی باهمین شیوه را درخود داشته باشد که با تاسف سودا گران دین وسیاست وملت نادانسته بران صحه گذاشته پیامش را در غازی ستدیوم کابل همگانی ساختند.
همه اینهایکه خودشانرا رستم های داستان این زمانه تصور میکنند درصورت تحقق پلان پاکستان یکه یکه از صحنه سیاست بدور ریختانده شده چه بساکه جوابگوی اعمال نزده ساله شان هم خواهند بود.
یا اینهاصداقت ندارند یا در سیاست فریب حمایت دروغین موقفها ودارایی هایشان را خورده اند،خوب است اگر به این راه ادامه ندهند ، خود ومردم را به حالت قبل از وضع موجود نبرند، درپی رفع اختلافات شان با حکومت برایند ،همین حاکمیت با همه ناتوانی ها ومفاسد وهمین سیاستگران تنظیمی با همه معایب وفجایع درلحظه حساس کنونی برای نجات از بحران باهم به تفاهم برسند که خیر کشور دران مضمر میباشد.
اپوزیسیون که حالا بین طالب ودولت قرار گرفته باید با تعقل ودور اندیشی ببیند که همسویی با طالب به نفع بهبود اوضاع است یا دولت ؟
از وضعیت کاری اپوزیسیون بر می اید که با دولت در حالت اشتی ناپذیری قرارگرفته موضعگیری اش بیشتر به نفع طالب میچرخد .سه ماه از پلا ن جنگی طالبان زیر شعار الفتح گذشت اما با این عملیات کدام دستاورد قابل حساب بدست نیاورده بلکه چند واحد اداری را از دست داده است در چنین وضعیکه قوای مسلح عملآ برتری شانرا نسبت به طالب نشان میدهند چرا این اپوزیسون بااین موضعگری به طالب موقف سیاسی میدهد وناتوانی عملیات جنگی اش را زیر پوشش همنوایی سیاسی مبنی بر شعار مشترک نبود حاکمیت وحکومت موقت قرار میدهد؟
اطمینان وجود ندارد که حکومت موقت با حالت اماده باش جنگی همه طرفهای مسلح از تمامیت خواهان تا محل گرایان ،از اسلام گرایان سیاسی تا منابر مساجد ودرگاه های خانقاه ها وامارت طالبان ،باموجودیت جزایر قدرت از محلات تا مرکز تحمل بار ارتعاشات وپس لرزه های این تضادهارا خواهد داشت وخواهد توانست از اداره چنین جامعه ای غرق در تضادهای جنگی بدر اید؟ در عقب هریک ازین گروپ بندی ذیدخل در حاکمیت دست حمایت ومنافع بیگانه وجود دارد واین حکومت موقت گرهگاه تضادها ومنافع انها بوده هیچ تضمینی برای عدم رویارویی ایشان وجود نمیداشته باشد.
بهتر انست تا اپوزیسیون از عقده کشی وانتقام گیری بخاطر مقامات از دست داده گذشت نماید ورئیس جمهور هم از ساست سرتنبگی ولجاجت دست بردارد تا وفاق در میان خانه ایجادگردد وبعدبا استادگان بیرون در به تفاهم برسند.

محمدولی