آیا جنگ علیه ایران به «حالت تعلیق» درآمده است ؟

 

آمریکا چشمک می زند و اسرائیل گاز می گیرد ؟

چرخش در همبستگی های نظامی در خاور میانه.

سناریوی اوج گیری

 

پروفسور میشل شوسودوسکی

مرکز پژوهش جهانی سازی، 12 ژانویه 2018

 

در سال 2003، طرح جنگ علیه ایران موضوع تازه ای نبود و چنانکه می دانیم این طرح از میانۀ سالهای 1990 روی میز طراحی پنتاگون انتظار می کشید.

از ماه مه 2003 تاریخ پایه ریزی سناریوی بازی جنگ که آن را «تآتر ایران در کوتاه مدت» Theater Iran Near Term (TIRANNT) نامیده بودند (پروندۀ آرشیو شده ای که به بیرون درز کرد) سناریوئی بود که برای گسترش جنگ سخت افزارانه علیه ایران و سوریه آماده کرده بودند. و سوریه از سال 2011 بهای آن را پرداخت.

گام نخستین در تسخیر عراق در چهارچوب عملیات « آزادی عراق » در 20 مه 2003 آغاز شد. در 9 آوریل بغداد سقوط کرد. در اول ماه مه 2003 تسخیر کامل عراق رسماً اعلام شد.

در ماه مه 2003، یعنی بی درنگ پس از حمله و تسخیر عراق، همان گونه که تحلیل گر اطلاعاتی کهنه کار ویلیام ارکین William Arkin گفته است، سناریوی بازی جنگی که«تآتر ایران در کوتاه مدت» نامیده بودند به صحنه آورده شد :

« در آغاز سال 2003، هنگامی که نیروهای استانهای همبستۀ آمریکا در رکاب جنگ علیه عراق بودند، ارتش نیروی زمین تحلیلی و طراحی جنگ بزرگ و گسترده ای را علیه ایران آغاز کردند. تحلیل و بررسی، با نامگذاری « تآتر کوتاه مدت ایران» Iran Near Terme (TIRANNT) با سناریوی دیگری همراه بود که حملۀ نیروی دریائی آمریکا و پاسخ موشکی ایران را پیشبینی می کرد. طراحان آمریکائی و بریتانیائی هم زمان بازی راهبردی دیگری را در دریای مازندران هدایت می کردند. و بوش به فرماندهی راهبردی آمریکا دستور داده بود طرحی برای حملۀ همه سویۀ و کشتار و ویرانی جمعی نیروهای ایرانی را فراهم کنند. همۀ این طرح ها در آخرین فرجام باید به طرح جنگی نوینی برای «عملیات بزرگ جنگی» علیه ایران می انجامید، و منابع آگاه نظامی نیز تأیید کرده اند که در اشکال طرح و برنامه هنوز وجود دارد.

(این طرح اورژانس به نام COPLAN 8022 در صورتی که 11 سپتامبر دومی روی دهد، با فرض به اینکه ایران عامل آن شناسائی شود به اجرا گذاشته خواهد شد)

(William Arkin, Washington Post, 16 avril 2006)

نماگرفت مقالۀ واشنگتن پست

مفهوم سر بستۀ این سناریو «تآتر کوتاه مدت ایران»، پس از فروپاشی عراق، راه اندازی جنگ علیه ایران بود. به فرماندهی مرکز فرماندهی استانهای همبستۀ آمریکا، در طرح « تآتر کوتاه مدت ایران » پیشبینی شده بود که سناریوی « کوتاه مدت» پس از جنگ در عراق و «دراز مدت» در سال آینده در جنگ علیه ایران به اجرا گذاشته شود که بر پایۀ مقالۀ بالا در واشنگتن پست، «همۀ ویژگیهای جنگ گسترده را دارا بود، بسیج و گسترش نیروها تا عملیات استقرار نیروها در دوران پسا جنگ و در پسا فروپاشی رژیم.»

تلاش های اصلی در چهارچوب سرح « تآتر کوتاه مدت ایران » در ماه مه 2003 آغاز شد، یعنی هنگامی که طراحان الگوی جنگی و کارشناسان اطلاعاتی داده های ضروری برای تحلیل و بررسی سناریو به هدف جنگ گسترده علیه ایران را گردآوری کرده بودند. «تآتر کوتاه مدت ایران» از نخستین روز تا امروز با داده هائی دربارۀ مهارت نیروهای استانهای همبستۀ آمریکا در کوران جنگ عراق تکمیل شد. همزمان، طراحان نیروی هوائی برای حملۀ به اهداف و سامانه های پدافند هوائی ایران الگو سازی کردند، در حالی که طراحان نیروی دریائی دفاع ساحلی ایرانی را ارزیابی می کردند و سناریوهائی را برای حفظ کنترل تنگۀ هرمز در خلیج فارس طراحی کردند.

اردوی طرح «تآتر کوتاه مدت» در اکتبر 2003 پی گیری شد و نتایج گوناگون سناریوهای حمله به ایران در راستای تحلیل تجدید جنگ علیه ایران مورد بررسی قرار گرفت (در همان گزارش بالا). به روشنی آشکار است که طرح های کوتاه مدتی که در سال 2003 مطرح شده بود، به تعویق افتاد.

کنترل مضاعف ستاد فرماندهی مرکزی استانهای همبستۀ آمریکا در عراق و سپس در ایران

گزینش سال 2003 برای هدف گرفتن ایران در چهار چوب طرح «تآتر کوتاه مدت ایران» و به همین گونه هر تلاش و هر «طرح سرّی» دیگر که در پی آن ردیف شد به نقشۀ راه نظامی در خاورمیانۀ بزرگ بستگی داشت. در دوران دولت کلینتون در سال 1995، ستاد فرماندهی مرکزی استانهای همبستۀ آمریکا بر پایۀ نظریۀ «کنترل مضاعف» در طرح تآتر جنگی، خواست خود را برای اشغال عراق و ایران مطرح کرد :

« منافع کلان و اهداف امنیت ملی بیان شده در راهکار امنیت ملی رئیس جمهور و راهکار نظامی ملی نزد رئیس جمهور پایۀ راهکار تآتر عملیاتی را از سوی ستاد فرماندهی مرکزی استانهای همبستۀ آمریکا تشکیل می دهد. راهکار امنیت ملی کنترل مضاعف دولتهای شرور را هدف می گیرد که عبارتند از عراق و ایران. و این راهکار تا وقتی که این دولتها منافع استانهای همبستۀ آمریکا در منطقه و شهروندان خودشان را تهدید می کنند پا بر جا خواهد ماند. کنترل مضاعف بر آن است تا توازن قدرت را در منطقه بی آنکه به عراق یا ایران وابسته باشد حفظ کند. راهکار تآتر عملیاتی نزد ستاد فرماندهی مرکزی به منافع بستگی دارد و روی تهدید تمرکز می کند. هدف بسیج استانهای همبستۀ آمریکا بگونه ای که در راهکار امنیت ملی به تصویب رسیده، حفظ منافع بنیادی استانهای همبستۀ آمریکا در منطقه است، به سخن دیگر، تضمین استانهای همبستۀ آمریکا و هم پیمانانش برای دسترسی دائمی به نفت خلیج (فارس) است.»

 

نقش اسرائیل : « بمباران را بجای ما انجام دهد »

سناریوی «تآتر کوتاه مدت ایران» (2003) با یک ردیف طرح نظامی علیه ایران ادامه یافت. بساری از بیانیه های رسمی و پرونده های نظامی آمریکا که تاریخ پسا 11 سپتامبر را بر خود دارد از جنگ گسترده در خاور میانه حرف می زند که افزون بر این اسرائیل نیز در آن شرکت دارد.

از دیدگاه کلی، ویژگی سیاست خارجی استانهای وابستۀ آمریکا در این نکته است که هم پیمانانش را به انجام کارهای کثیف تشویق می کند تا دست خودش آلوده نشود.

در آغاز دور دوم ریاست جمهوری بوش، معاون ریاست جمهوری دیک چنی به روشنی چیزی را به زبان آورد که مانند بمب منفجر شد، او گفت که ایران « در رأس فهرست » کشورهای شرور و دشمن آمریکاست، و اسرائیل به این موضوع رسیدگی خواهد کرد، و بجای ما آنان را بمباران خواهد کرد، بی آنکه استانهای همبستۀ آمریکا دخالتی داشته باشد و یا دست به حرکتی بزند که اسرائیلی ها را برای چنین کاری تشویق کند.

از سوی دیگر، در دولت ترامپ، به کفتۀ پروفسور جیمز پتراس، اسرائیل و لابی صهیونیست فعالانه به ترامپ فشار وارد می آورند که او نخستین گام را بردارد :

« نخست وزیر اسرائیل «بی بی» بنیامین نتانیاهو و رؤسای 52 سازمان اصلی یهودی در استانهای همبستۀ آمریکا رئیس جمهور ترامپ را مانند سگی که به قلاده بسته اند یکراست به سوی جنگی بزرگ علیه ایران هدایت می کنند. هر 52 رئیس هیستریک و نتانیاهو پیشبینی هائی اختراع کنند که گوئی ایران بی آنکه بمب هسته ای در اختیار داشته باشد در پی تبخیر کردن اسرائیل است. ترامپ این رئیس جمهور مسخره نیز این سالاد را بلعیده و کشور ما را به نفع اسرائیل و طرفدارانش و به همین گونه مأمورانی که در آمریکا نفوذ کرده اند  به سوی جنگ می کشاند. (James Petras, Global Research, 27 octobre 2017)

بازیگران اصلی کدامین هستند

شیوۀ بیان سیاسی چه بسا بیشتر گول زننده است. اسرائیل هم پیمان استانهای همبستۀ آمریکاست. عملیات نظامی هر دو در همآهنگی تنگاتنگ با یکدیگر انجام می شود. با وجود این تل آیو از واشنگتن پی روی می کند. در عملیات مهم نظامی، اسرائیل بی آنکه توافق پنتاگون را بدست نیاورده باشد دست به کاری نمی زند.

آنچه را که رسانه ها به ندرت مطرح می کنند، این است که استانهای همبستۀ آمریکا و اسرائیل، کمی پس از حملۀ اسرائیل به غزه در چهار چوب عملیات «سرب گداخته» در آغاز سال 2009 یک سامانۀ پدافند هوائی بر پا داشتند.

سامانۀ رادار عملیاتی در باند ایکس (دامنه ای از نوسانات موج رادیوئی کمابیش در اطراف 10 ژیگاهرتز برای ارتباطات از راه دور و رادیو) ویژۀ پدافند هوائی در سال 2009 از سوی آمریکا در اسرائیل بر پا شد برای« پدافند موشکی با شبکۀ رد یابی موشکها در سطح جهانی توسط آمریکا بر پا شد، که عبارت است از ماهواره های، ناوهای اجیس در مدیترانه، خلیج فارس و دریای سرخ، به همین گونه رهگیرهای پاتریوت». (sénateur Joseph Azzolina, Protecting Israel from Iran’s missiles, Bayshore News, 26 décembre 2008)

به سخن دیگر، این واشنگتن است که رقص را هدایت می کند. ارتشی های آمریکائی هستند که کنترل پدافند هوائی اسرائیل را بدست دارند، این موضوع را پنتاگون نیز تأیید کرده است :

جوف مورل، سخنگوی پنتاگون اعلام کرد که « این سامانۀ رادار یک سامانۀ آمریکائی ست و آمریکائی باقی خواهد ماند. این سامانه چیزی نیست که ما به اسرائیلی ها فروخته و یا داده باشیم. برای به کار انداختن این سامانه احتمالاً حضور نفرات آمریکائی ضروری خواهد بود.»

(citation parue dans le Israel National News, 9 janvier 2009, soulignement ajouté).

در آغاز دومین دور ریاست جمهوری اوباما، استانهای همبستۀ آمریکا و اسرائیل گفتگوهائی را دربارۀ « حضور نفرات آمریکائی در محل» در اسرائیل شروع کردند، یعنی ایجاد پایگاه نظامی «دائمی» و«رسمی» در خود اسرائیل. در 17 سپتامبر  2017 پایگاه پدافند هوائی آمریکا در صحرای نگب بازگشائی شد. به گفتۀ سخن گوی ارتش اسرائیل، «هدف فرستادن پیغامی برای همۀ منطقه بود»، به همچنین برای ایران، لبنان، سوریه و پلستین.

اسرائیل نمی تواند بی آنکه چراغ سبز از واشنگتن دریافت کرده باشد یک سویه علیه ایران دست به کار شود زیرا عناصر کلیدی سامانۀ پدافند هوائی اسرائیل را آمریکائی ها کنترل می کنند.

در عمل، اگر جنگی علیه ایران درگیر شود، در چهار چوب کنش های مشترک آمریکا و اسرائیل در هماهنگی با ستاد فرماندهی مرکزی استانهای همبستۀ آمریکا خواهد بود، و هم پیمانان آمریکا نقش کلیدی خواهند داشت (به فرماندهی آمریکا).

ساختار همبستگی های نظامی ایستا ناپذیر و در حال دگرگونی پی در پی

از دوران طرح های ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا برای «تآتر جنگ» در میانۀ سالهای 1990، به ویژه از آغاز جنگ در سوریه در سال 2011، جغرافیای سیاسی سرزمین پهناوری که خاورمیانه و آسیای مرکزی را تشکیل می دهد به صورت چشم گیری دگرگون شد، به ویژه از هنگامی که روسیه و چین به میدان آمدند و نقش مهمی بازی کردند.

بر این پایه، سیر دگرگونی در ساختار همبستگی های نظامی به کاهش نفوذ آمریکا انجامیده است. امروز ایران از سوی جبهۀ نیرومندی متشکل از چین و روسیه پشتیبانی می شود. هند و پاکستان به سهم خودشان به سازمان همکاری شانگهای پیوسته اند، موضوعی که مناسبات پاکستان و آمریکا را به کشتزار مین تبدیل کرده است. مناسبات دو سویۀ ایران و چین که عبارت است توافقات راهبردی روی نفت، گاز طبیعی و لوله های انتقال سوخت فسیلی (و به همین گونه همکاری نظامی) که از دوران رئیس جمهور شی جین پینگ در سال 2012 گسترش یافته است.

افزون بر این، هنگامی که تهران با آنکارا «پیمان همکاری» به امضا می رساند، در همبستگی عربستان سعودی و کشورهای خلیج (فارس) شکاف ایجاد شد، قطر، عمان و کویت علیه عربستان و امارات هم بستۀ عربی با ایران هم پیمان شدند.

از آغاز جنگ تحمیلی علیه سوریه، ایران نه فقط با سوریه مناسبات دو سویه ایجاد کرد بلکه مناسباتش را با لبنان و یمن نیز تقویت نمود.

به سخن دیگر، فرادستی آمریکا در سرزمین هائی که خاورمیانه و آسیای مرکزی را تشکیل می دهد به خطر فروپاشی دچار شده است. ساختار همبستگی ها « پیمان های میان بخشی » در سال 2018 برای عملیات نظامی آمریکا علیه ایران مساعد نیست.

1) پیمان آتلانتیک در بحران  به سر می برد، و به همین گونه شورای همکاری خلیج(فارس).

2) استانهای همبستۀ آمریکا و ترکیه در شمال سوریه با هم برخورد می کنند. ترکیه در جائی که آمریکا از کردها پشتیبانی می کند علیه شورشیان کرد مبارزه می کند.

3) ترکیه که در میان کشورهای عضو ناتو در جایگاه نیروی سنگین وزن کلاسیک سنگین بحساب می آید سامانۀ پدافند هوائی اس 400 از روسیه دریافت کرده است. چنین رویدادی به این معنا ست که ترکیه (دولت عضو پیمان آتلانتیک) از این پس کاملاً در سامانۀ پدافند هوائی آمریکا، ناتو و اسرئیل شرکت نمی کند ؟

4) افزون بر این، نزدیکی ترکیه به روسیه و ایران یک نکتۀ دیگری ست که باید بحساب بیاوریم.

رئیس جمهور پوتین و اردوغان

تباهی «همبستگی سه جانبه» میان استانهای همبستۀ آمریکا، اسرائیل و ترکیه

چگونه «پیمان همکاری» میان ترکیه و ایران توافقاتی که در زمینه های سرّی و امنیتی بین اسرائیل و ترکیه در دوران دولت تانسو چیللر در سال 1994 به امضا رسیده را تأثیر پذیر می کند ؟

این توافق ابزاری بود که به دقت مطابق سیاست خارجی آمریکا (با پدرخواندگی دولت کلینتون) به کار انداخته شده بود و راه را باز می کرد برای مناسبات پایدار و تنگاتنگ میان اسرائیل و ترکیه در زمینه های همکاری نظامی و اطلاعاتی، تمرین نظامی مشترک، تولید جنگ افزار و آموزش. این توافق به شکل گسترده به خدمت منافع راهبردی آمریکا در خاورمیانه درآمد.

هدف توافق دو سویۀ اسرائیل و ترکیه در زمینۀ اطلاعات نظامی ایجاد رابطۀ مثلثی با آمریکا بود. این «همبستگی مثلثی» عملاً (و نه بر پایۀ حقوقی) به فرماندهی پنتاگون بستگی داشت و هدفش تنظیم و هماهنگی گزینشهای فرماندهی نظامی(و سرویس های اطلاعاتی)  هر سه کشور در رابطه با سرزمین های خاورمیانۀ بزرگ بود.

از دیدگاه راهبردی، با این توافقات پنتاگون می خواست از اسرائیل و ترکیه برای انجام عملیات نظامی در خاورمیانه (به حساب آمریکا) استفاده کند.

«همبستگی مثلثی» روی پیوندهای نظامی (دو سویه) تنگاتنگ میان اسرائیل و آمریکا از یکسو، و ترکیه و آمریکا از سوی دیگر، و به همین گونه روی مناسبات نظامی دو سویه به پشتیبانی تل آویو و آنکارا بستگی داشت.

اسرائیل به سهم خود در سال 2005 منشور همکاری نظامی مهمی را با ناتو امضا کرد و از این پس عملاً به پیمان ناتو پیوست. ارتشی های اسرائیلی این پیمان نامۀ همکاری نظامی دو سویه را به مانند ابزاری برای « تقویت توانائی اسرائیل در بازدارندگی» علیه ایران تلقی کردند، یعنی علیه همان کشوری که در فاصلۀ زمانی نه چندان دوری با ترکیه، یعنی یکی از دولتهای عضو پیمان ناتو، به توافق رسید. تناقض آشکاری ست، آیا شگفت آور نیست ؟

جای آن دارد تا یادآور شویم که اسرائیل از مدتها پیش با 6 دولت دیگر از اعضای پیمان ناتو، یعنی الجزایر، مصر، اردن، موریتانی، مراکش و تونس به گروه گفتگو های مدیترانه در ناتو تعلق دارد. در این روزهای گذشته، این 6 کشور پس از گزینش ترامپ برای اسباب کشی سفارت آمریکا به اورشلیم، علیه اسرائیل سنگر بندی کردند.

رویداد اتفاقی نبود که گفتگوهای مدیترانه همان سالی آغاز شد توافقات اسرائیل و ترکیه (در سال 1994).

1) آیا توافقات اسرائیل و ترکیه از این پس دچار هز هم گسستگی شده ؟

2) پس از بیانیۀ ترامپ دربارۀ اورشلیم، گفتگوهای مدیترانه به ضرر واشنگتن تمام شد و در بحران به سر می برد.

3) عملیات نظامی و اطلاعاتی علیه ایران چگونه ممکن خواه بود در حالی که ترکیه «با دشمن همخوابگی می کند » ؟

4) نکتۀ دیگری که باید به یاد بحساب بیاوریم، این است که 5 کشور عضو جمهوری های شوروی پیشین (گرجستان،  اوکراین، ازبکستان، جمهوری آذربایجان، و مولداوی) که در سال 1999 به شکل سربسته به فرماندهی آمریکا و ناتو فعالیتهای نظامی شان را در راستا و به هدف استفاده علیه ایران و روسیه با یکدیگر همآهنگ کرده بودند از هم گسسته است.

به دلایلی که تا اینجا برشمردیم، برای سناریوی «تآتر کوتاه مدت ایران» که علیه ایران جنگ کلاسیک را پیشبینی کرده بود، در حال حاضر احتمال کمی وجود دارد.

گرچه در حال حاضر جنگ کلاسیک علیه ایران به حالت تعلیق در آمده، آمریکا جنگ دیگری را روی محور بی ثبات سازی، مجازت های اقتصادی، عملیات نفوذی، استخدام و یارگیری برای دگرگون سازی و سرنگونی رژیم تحمیل می کند.

با وجود این، پنتاگون گزینش راهبردی دیرینه را حفظ کرده است، یعنی تشویق هم پیمانان نزدیکش مانند عربستان سعودی و اسرائیل که «به نام او بجنگند».

ما به چهار راه خطرناکی در دوران خودمان رسیده ایم. با آگاهی از این امر که آمریکا نمی تواند در جنگ کلاسیک علیه ایران به پیروزی دست یابد، تحلیلگران پنتاگون کاربرد نخستین ضربۀ هسته ای تاکتیک را کنار نگذاشته اند. کاربرد سلاح هسته ای تاکتیک « روی میز » است، و به همین گونه عملیات اطلاعاتی، استخدام تروریستهای « جهاد طلب »، تأمین مالی شورش، و مانند اینها. (بی آنکه کاربرد سامانه های جنگ افزاری نا متعارف را فراموش کرده باشیم مانند جنگ افزارهای الکترومغناطیسی، شیمیک و بیولوژیک).

***

جنگ یک بنگاه جنایتگارانه است که از سوی رسانه های آمریکائی پشتیبانی می شود.

مرکز پژوهشهای جهانی سازی می کوشد تا سرشت برنامۀ نظامی را افشا کند و با تشویق اردوی گسترده ضد تبلیغات بیش از پیش بی اعتباری ادعای قانونیت جنگ های بشر دوستانۀ از سوی واشنگتن را ثابت کند.

این مقاله را به همه جا بفرستید.

به طرح دونالد ترامپ برای جنگ علیه ایران و کرۀ شمالی بگوئید نه.

ویدئو 2007

https://www.youtube.com/watch?v=C4p1kD8CZX8

https://www.youtube.com/watch?v=rN-rLMgW2fo

 

https://www.mondialisation.ca/les-usa-clignent-de-loeil-et-israel-mord-revirement-dalliances-au-moyen-orient-la-guerre-contre-liran-serait-elle-en-suspens/5622203

 

ترجمۀ حمید محوی

پاریس 18 ژانویه 2018