نخبه های سمنگان
خالق یولداش؛ پیشگام
نهضت بیداری در سمنگان
نهضت بیداری، دادخواهی و ترقیخواهی در سمنگان با نام و مبارزات خالق یولداش پیوندی ناگسستنی دارد؛ مردی که با اندیشهای روشن و ارادۀ استوار، جوانان بسیاری را پیرامون خود گرد آورد و آنان را به رهایی از کهنهپرستی و عبور از سنتهای بازدارنده، به سوی دانش، آگاهی و زندگی نوین فراخواند.
او در دوران ریاست تعلیم و تربیۀ سمنگان، هر آنچه در توان داشت، در راه گسترش آموزش و پرورش فرزندان وطن، اعم از دختران و پسران، به کار بست. شاگردانی که در پرتو تلاشهای او آموزش دیدند، نهتنها دانش آموختند، بلکه به انسانهایی آگاه، مسئولیتپذیر و مبارز برای پیشرفت جامعه مبدل شدند.
خالق یولداش از بیکاری جوانان و دشواریهای اقتصادی مردم سمنگان رنج میبرد. هنگامی که زمینۀ گسترش فعالیتهای اقتصادی و تجارتی در بندر حیرتان فراهم شد، او تا جایی که توان داشت، برای جوانان سمنگان فرصتهای کاری ایجاد کرد و آنان را در بخشهای گوناگون، از کارگری و امور اداری تا تجارت، به کار گماشت. همچنان، تاجران بسیاری را به گسترش دادوستد با اوزبیکستان تشویق کرد و در این راه یاری رساند.
امروز، ثمرۀ تلاشهای او را میتوان در هزاران شاگردی دید که از آموزش و پرورش بهرهمند شدهاند و نیز در خانوادههای بسیاری که از طریق فرصتهای کاری و فعالیتهای تجارتی در شهر حیرتان، نانآور خانههای خود شدهاند. این دستاوردها، بخشی از میراث ارزشمند خدمتگزاری و وطندوستی مردی است که پیشرفت مردم را بر منافع شخصی خویش ترجیح داد.
خالق یولداش تنها یک آموزگار نبود؛ او آموزگار بیداری سیاسی و اجتماعی مردم سمنگان و از چهرههای خدمتگزار و ترقیخواه این سرزمین است.
با سپاس و احترام به سالها تلاش و خدمت صادقانۀ او، برایش سلامتی، سعادت، سربلندی و عمر پربرکت آرزو میکنم. نام نیکش در حافظۀ مردم سمنگان جاودانه باد
مولانا طاهر مطهر؛ مبارز بیبدیل سمنگان
مولانا طاهر مطهر، از چهرههای مبارز و عدالتخواه سمنگان بود که بخش بزرگی از عمر خود را در راه دفاع از حقوق مردم و مبارزه با بیعدالتی سپری کرد. سالهای زندان، مهاجرت و آوارگی را تحمل نمود و سرانجام در همین راه جان باخت.
او فرزند حاجی اعظمبای، در قریه گلقشلاق سمنگان زاده شد. از نوجوانی در برابر تبعیض و سیاستهای ناعادلانه حکومت سلطنتی ظاهرشاه موضع میگرفت. یکی از نخستین اعتراضهایش، مخالفت با تدریس به زبان پشتو در مکتب درهزندون بود؛ زیرا باور داشت که این شیوه، زمینه آموزش و پیشرفت فرزندان اوزبیک را محدود میسازد.
مطهر از نخستین جوانان سمنگان بود که به دانشکده شرعیات دانشگاه کابل راه یافت. در دوران تحصیل، از طریق منبر مساجد و ارتباط با جوانان، مردم را به آگاهی، عدالتخواهی و مبارزه با استبداد دعوت میکرد.
یکی از رویدادهای ماندگار زندگی او، اعتراض به تاراج محصول پسته مردم سمنگان بود. هنگامی که والی وقت، صمد بخشی، و شماری از وابستگانش پیش از موعد قانونی جنگلهای پسته را مورد بهرهبرداری قرار دادند، مطهر در مسجد جامع ایبک این عمل را افشا کرد. در جریان سخنرانی، پس از برخورد والی با او، درگیری صورت گرفت و مطهر بازداشت شد. سپس با حکم ده سال زندان به زندان دهمزنگ کابل انتقال یافت. در آنجا با مولانا بحرالدین باعث یکجا شد و با وجود زندان، از روشنگری و فعالیت دست نکشید.در سالهای که مطهر در زندان بودند از انها سید قطب الین اغا ، معلم شمس الحق اوغان و شمس الحق ارینفر و دیگران خبر گیری میکردند.
پس از آزادی در پی رویدادهای هفتم ثور ۱۳۵۷، به پاکستان مهاجر شد و برای ایجاد و سازماندهی حزب متحد شمال تلاش کرد. شمار زیادی از جوانان شمال، بهویژه اوزبیکها، پیرامون او گرد آمدند و محبوبیتش افزایش یافت.
مطهر بر استقلال سیاسی تأکید داشت و نمیخواست مبارزهاش تابع خواست دولت پاکستان یا معاملههای رهبران تنظیمهای جهادی باشد. همین موضع، سبب افزایش فشارها و دسیسهها علیه او شد.
در پی قتل یک تاجر اوزبیکتبار سمنگانی در بازار مالکیمندوی، مولانا مطهر و سیفالدین سارندوال، از چهرههای شناختهشده کهنهایبک، در پاکستان بازداشت شدند؛ اما با میانجیگری دوست شخصی اش محترم قاضی فیضالله و ضمانت کمیته حزب جمعیت به امضای برهانالدین ربانی، از زندان آزاد گردیدند.
سرانجام، مولانا طاهر مطهر با دسیسه به بهانه اشتراک در یک جلسه ترکتباران به پشاور برده شد و به قتل رسید. پیکر او تا امروز ناپدید است مولانا مطهر مردی بود که از نوجوانی صدای اعتراض در برابر تبعیض و بیعدالتی بلند کرد؛ زندان و مهاجرت نتوانست او را از آرمانهایش دور سازد.
نام او بخشی از حافظه تاریخی و مبارزات عدالتخواهانه مردم سمنگان است و شایسته نیست از یادها برود
با گردآوری این خاطرات و معرفی شخصیتهای فراموششده سمنگان، در حقیقت بخشی از تاریخ و حافظه مردم سرزمین ما را زنده نگه میداریم
امید الی چاپ کتاب نخبه های سمنگان با ما باشید
استاد یارنظر خان؛ اموزگار معارف سمنگان
استاد یارنظر خان، فرزند شایستۀ قریۀ دلخکی سمنگان، بیش از نیم قرن از عمر پربار خویش را وقف آموزش و پرورش فرزندان وطن کرد. او آموزگاری مسلکی، انسانی مهربان و مربیای دلسوز بود که دانشآموزان را بدون تعصب، با مهر و احساس مسئولیت آموزش میداد و موفقیت آنان را افتخار و شادی خویش میدانست.
با وجود محرومیتهای دیرینۀ دلخکی، مردم این قریه به آموزش فرزندانشان اهمیت دادند و کادرهای شایستهای به جامعه تقدیم کردند. استاد یارنظر خان یکی از همین فرزندان پرافتخار بود که با سالها خدمت صادقانه، جایگاه ویژهای در دل شاگردان، همکاران و مردم سمنگان یافت.
امروز هزاران شاگرد او در داخل و خارج از کشور با افتخار از این آموزگار مهربان یاد میکنند. او از میان ما رفته است، اما نام نیک، مهرورزی و ثمرۀ سالها خدمتش در دلها زنده مانده است.
به پاس دههها خدمت صادقانه و عاشقانهاش، در برابر این آموزگار فرهیخته و انسان وارسته سر تعظیم فرود میآوریم. یادش برای اهل معارف، مایۀ افتخار و برای شاگردانش سرمایۀ معنوی و عاطفی خواهد ماند
استاد یارنظر خان رفت، اما چراغ دانشی که افروخت و بذر محبتی که در دل نسلها کاشت، هرگز خاموش نخواهد شد.
امان معاشر