پخته به وحدت!
آدمیت:صورت خدا در انسان…!
آدمیت، صورتِ خداوند در کالبد انسان است. انسان در مفهوم حیات جسمانی، گزیدهای از تمام مخلوقات است. اما در صورتی خاص میشود، که آدمیت همان ذات منوّر و عقل منکشف اوست. بصیرتِ انسان در ذات آدمی، حالتی از خدایی یا “وحدت وجود” است؛ که خداوند در ازل و در محضِ کبریایی خویش، بهدور از ممکنات و حوادث، مقام انسان (همانا آدمیت) را دارا بود. در پیمان “ألَسْتُ بِرَبِّکُمْ”، پاسخِ انسان در قالب لفظ و جسم و در عالمِ حادث نبود؛ بلکه حقیقتِ مطلق در برابر حقیقتِ انسان واقع گشت. از آنجا که ازل، زمانِ بعیدِ دنیوی نیست و ابد نیز تنها حالتی از آینده ندارد، هستیشناسیِ ذات، همان حقیقتِ آدمیت یا تجلی منوّرِ روح در مراقبه کشف و الهامِ حکمت بر عارف است.
پخته به وحدت!
وحدت بی پایان، در کثرتست عریان
واقف بهر زمان، لامنتهی و بی مکان
مکشف و ناتمام٬ کارم به این عنوان
بی عزم در اراده، حول و نقشش یکسان
مجنون نه مستور و عقلم به عشق حیران
نیست سارابان را، بسته بر کاروان
صد شکر بر جان، بی نهی و فرمان
تا نشانی جان دید، بی نشانست روان
معقولاتت فقیری، از وجودش فروزان
کز پخته او، شکریزی به جان
محمدآصف فقیری









