پنجساله گی چیره گی تاریکی درافغانستان
نوشته ی :اسماعیل فروغی
پنجسال ازفاجعه ی تسلیم دادن افغانستان به گروه افراطی دینی ــ قومی طالبان توسط امریکاییان گذشت . این فاجعه ، عمق و پهنای بی حد وحصری دارد . شاید هیچ کشور و مردمی درجهان ، چنین فاجعه و دردی را تجربه نکرده و سرنوشت و تاریخی اینچنین فاجعه بار وغم انگیز نداشته باشد.
پنجسال حضورطالبان درقدرت به صراحت نشان داد که :
ــ طالبان با زنان ، باهنروارزشهای هنری ــ فرهنگی و با قانون و مدرنیته ، خصومت ریشه ای وعقیدتی دارند . دراین پنجسال آنان با ایجاد هزاران مدرسه ی دینیِ دیوبندی بجای مکاتب مدنی عادی ، به ترویج اجباری دین باوری افراطی پرداخته ، کودکان و جوانان ما را مغزشویی نموده و افغانستان را به مرکزتجمع تمام گروههای افراطی اسلامی مبدل کرده اند .
ــ پنجسال حضورطالبان به همه واضح ساخت که آنان به زن ، به هنر و به هیچ قوم وملیت دیگر، به هیچ زبان و ارزشهای مذهبی وفرهنگی اقوام دیگر، اهمیت نداده ، ازحکومت تک قومی و تک جنسیتی شان هرگزصرف نظرنمی کنند.
ــ دراین پنج سال ، طالبان با تصفیه های قومی وکوچ دادن های اجباریِ اقوام شمال ومرکزافغانستان از خانه های پدری شان ، وجابجایی وزیرستانی ها و طالبان ازمناطق جنوب و جنوب شرق افغانستان به ولایت های شمالی و مرکزی ، اختلافات و دشمنی های قومی را بیشتردامن زده اند .
ــ پنج سال گذشته نشان داد که ازاثرتمرکز بیش ازحد قدرت دردستان هیبت اللهِ خیالی ودورماندن طالبان غلجایی ازتصامیم و فیصله های بزرگ دولتی ، اختلافات عمیقی در درون رهبران کلیدی طالبان ( بین رهبران قوم درانی و رهبران قوم غلجایی ) ریشه گرفته است . بسیاری ناظران به این باوررسیده اند که همین ادامه ی تمرکز بیش ازحد قدرت بدست ملا هیبت الله خیالی ( محورقندهار) وبه حاشیه راندن طالبان غلجایی ازبدنه ی اصلی قدرت ، می تواند درآینده ، جنگها وتنش های داخلی به بارآورده وبالاخره با درگیری های درونی، اسباب سقوط حاکمیت تک قومی وتک جنسیتی طالبان را از درون فراهم سازد.
بهرحال ، جامعه ی ما، هم اکنون درتاریکی مطلق فرورفته ، بیعدالتی ، فقر ، بیکاری و فساد درکشوربیداد می کند . براساس آمار رسمی ملل متحد ، افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان درسال 2025 یکی از ده فاسد ترین کشورهای جهان بوده است . نسبت نبود قانون اساسی و قوانین مدنی دیگر، کسی به کسی یا مقام و قانونی پاسخگو نیست . و رهبران و فرماندهان طالبان هرنوع فساد ( شامل چپاول معادن ذی قیمت ) ، ظلم وعمل غیرقانونی شان را زیر نام و شعارشریعت آنجام می دهند.
در چنین وضعیت دردناکی که افغانستان با تاریخ و تمدن اش وبا هنر و فرهنگ اش درحال نابود شدن بوده و طالبان تندروحاضر نیستند با کسی گفتگو کنند ؛ راه دیگری جزایستاده گی و مبارزه دربرابر طالبان برای مردم باقی نمانده است . طالبان خود قیام گرسنه گان را دامن می زنند .
ارچند مخالفان طالبان با ایجاد و تشکیل جبهه ها و گروه های جنگی مختلف همچون جبهه آزادی ، جبهه مقاومت ملی ، جبهه نبردملی ، جبهه بسیج ملی ، جبهه آزادیبخش اسلامی و چندین جبهه و گروه دیگرایجاد و فعال شده اند؛ اما تاهنوزهیچ کدام قادرنشده است تا طالبان رابه چالش بکشد .
طوری که معلوم است حامیان و ایجادگران اصلی طالبان ( پاکستان و امریکا ) بخصوص حلقه قدرت درپاکستان هم ازطالبان دست کشیده و میخواهند با استفاده ازسه بار تجارب قبلی شان در براندازی و سقوط حاکمیت ها درافغانستان ، بازهم برنامه ی تغیررژیم درافغانستان راعملی سازند ؛ اما این تلاش ها تاهنوزکارآمد نبوده و هرگز نمی توان به آن امید نمود . جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدراتیف روسیه که با حمایت ازیک بخش کلان طالبان نیت بازدارنده گی از نفوذ دوباره ی امریکا و غرب را درافغانستان درسرمی پرورانند ، تا هنوز به این نتیجه نرسیده اند تا از طالبان مطلقاً دست بشویند و پشت آنرا خالی نمایند .
بهرحال ، پرسش اینست :
درصورتی که ایران و روسیه هنوز پشت طالبان را خالی نکرده باشند ؛ آیا سلب حمایت پاکستان و امریکا از طالبان و قطع ارسال هفته وارچهل میلیون دالراز سوی امریکا به طالبان می تواند بنیاد طالبان راازریشه برکَنَد؟ درغیرآن طالبان چگونه دوام خواهند آورد؟
من این پرسش را با شما دوستان ارجمند و عزیزم هم درمیان می گذارم . با درود
فروغی ( ماه اگوست سال 2026 )