پارادوکس انرژی در افغانستان: زغالسنگ یا آب؟
تحلیلی بر گذار از سوختهای فسیلی به توسعه پایدار
افغانستان در قلب آسیا، سرزمینی است که از یک سو با فقر انرژی و وابستگی شدید به برق وارداتی دست و پنجه نرم میکند و از سوی دیگر، روی گنجینههای عظیمی از منابع طبیعی (آب، باد، آفتاب و زغالسنگ) خوابیده است. پرسش اساسی اینجاست: در حالی که جهان به سمت انرژیهای پاک حرکت میکند، آیا افغانستان باید برای حل بحران بیبرقی به سراغ زغالسنگ برود یا بر پتانسیلهای آبی خود تمرکز کند؟ این مقاله به بررسی ابعاد اقتصادی، محیطزیستی و زراعتی این دو گزینه میپردازد.
بخش اول: زغالسنگ؛ راهکاری سریع اما پرهزینه
افغانستان دارای ذخایر غنی زغالسنگ در ولایاتی مانند سمنگان، بغلان، سرپل و بامیان است. استفاده از این منبع برای تولید برق (انرژی حرارتی) موافقان و مخالفان سرسختی دارد.
۱. مزایای استراتژیک (کوتاهمدت)
ثبات در شبکه: برخلاف بندهای برقآبی که در زمستان به دلیل یخزدگی یا کمآبی دچار افت تولید میشوند، فابریکههای زغالسنگی میتوانند در تمام ۳۶۵ روز سال برق ثابتی تولید کنند.
امنیت انرژی: استفاده از منابع داخلی، نیاز به ارز سخت برای خرید برق از کشورهای همسایه (تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان) را کاهش میدهد.
۲. معایب مرگبار (بلندمدت)
فاجعه محیطزیستی: سوختن زغالسنگ مقدار عظیمی دیاکسید کربن (CO_2) و گازهای سمی وارد هوا میکند. این موضوع باعث گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی میشود که خودِ افغانستان یکی از آسیبپذیرترین کشورها در برابر آن است.
هزینههای صحی: آلودگی هوا ناشی از این فابریکهها باعث افزایش بیماریهای تنفسی، قلبی و سرطان در مناطق اطراف میشود که بار مالی سنگینی بر سیستم صحی کشور تحمیل میکند.
عدم پایداری اقتصادی: استخراج زغال سنگ هزینهبر است و منابع آن روزی تمام میشوند. همچنین، استخراج غیرمعیاری باعث تخریب لایههای زمین و آلودگی آبهای زیرزمینی میشود.
بخش دوم: برقآبی؛ ستون فقرات توسعه پایدار
افغانستان سالانه حدود ۷۰ میلیارد متر مکعب آب تولید میکند که بخش بزرگی از آن بدون استفاده از مرزها خارج میشود. ساخت بندهای برقآبی فراتر از تولید “نور” است؛ این پروژهها زیربنای حیات ملی هستند.
۱. پیوند ناگسستنی با زراعت و باغداری
بندهای آب در افغانستان نقش “بانک آب” را ایفا میکنند.
مدیریت فصلی: در کشوری که زراعت ستون اصلی اقتصاد آن است، بندها اجازه میدهند آب سیلآسای بهار ذخیره شده و در تابستانِ داغ به رگهای تاکستانها و مزارع گندم برسد.
توسعه روستایی: ایجاد بند باعث میشود زمینهای بایر در ولایاتی مانند نیمروز و هلمند به قطبهای تولیدی تبدیل شوند که مستقیماً فقر را کاهش میدهد.
۲. مزایای محیطزیستی و اقتصادی
انرژی پاک: برقآبی هیچ دودی تولید نمیکند و کمترین آسیب را به لایه اوزون میزند.
عمر طولانی: یک بند برقآبی میتواند تا ۱۰۰ سال عمر کند، در حالی که فابریکههای حرارتی بعد از ۲۵ سال فرسوده میشوند.
فرصتهای جانبی: ایجاد دریاچههای مصنوعی پشت بندها، فرصتهای بینظیری برای پرورش ماهی (تامین پروتئین) و توریزم فراهم میکند.
بخش سوم: تحلیل منطقهای پتانسیلها
برای درک بهتر، باید نگاهی به جغرافیای افغانستان انداخت:
حوزه شرق (کنر): بیشترین پتانسیل برقآبی را دارد. دریای کنر میتواند افغانستان را به صادرکننده برق تبدیل کند.
حوزه جنوب (هلمند و قندهار): ترکیب برقآبی (بند کجکی) و انرژی خورشیدی بهترین گزینه است.
حوزه غرب (هرات): بادهای ۱۲۰ روزه هرات، بدیلی بسیار ارزانتر و پاکتر از زغالسنگ برای تامین برق صنعتی است.
بخش چهارم: نتیجهگیری و پیشنهادها
آیا زغالسنگ بدیل مناسبی برای برقآبی است؟ پاسخ علمی “نخیر” است. زغالسنگ یک تکنولوژی متعلق به قرن نوزدهم است، در حالی که آینده جهان بر پایه انرژیهای سبز استوار است.
پیشنهادهای راهبردی:
ترکیب انرژی (Energy Mix): افغانستان نباید تنها به یک منبع وابسته باشد. بهترین استراتژی این است که برقآبی به عنوان منبع اصلی، انرژی خورشیدی و بادی به عنوان مکمل، و زغالسنگ صرفاً برای مصارف خاص صنعتی در نزدیکی معادن (با فیلترهای پیشرفته محیطزیستی) استفاده شود.
سرمایهگذاری روی بندهای کوچک: به جای تمرکز صرف روی بندهای بزرگ و زمانبر، دولت و بخش خصوصی باید روی بندهای “کوچکمقیاس” در درهها تمرکز کنند تا قریهجات به سرعت صاحب برق و آب شوند.
در اخیر :
افغانستان با مهار آبهای خود، نهتنها تاریکی را از خانههایش میزداید، بلکه سفرههای مردم را با زراعت شکوفا و آسمانش را پاک نگه میدارد. سوختن زغالسنگ شاید راهی کوتاه باشد، اما راهی است که به سلامت نسلهای آینده و پایداری محیطزیست آسیب جدی میزند.
منابع:اداره ملی احصائیه و معلومات (NSIA): سالنامههای آماری سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ هجری شمسی در بخش تولیدات انرژی و معادن زغالسنگ (دره صوف، سبزک و غیره).
ماستر پلان برق افغانستان (Power Master Plan): اسناد استراتژیک برای سالهای ۲۰۱۲-۲۰۳۲ که نقشه راه توسعه بندهای برقآبی بزرگ را ترسیم کرده است.
انجنیر حبیبالله فتاح