وه چه شباهتی


ا. م. شیری
نظام دیپلوماسی ایران که تقریبا از چهار صد سال پیش بر پایۀ اصول دیپلوماسی دنیای غرب بنا شده و از آن پیروی میکند، در دورۀ حاکمیت جمهوری اسلامی، بویژه، پس از انتخاب شیخ حسن روحانی، این عامل امآی-۶ انگلیس به مقام ریاست جمهور و بدنبال آن، با انتصاب محمد جواد ظریف، آموزشدیده و مأمور سازمان «سیا»ی آمریکا بعنوان رئیس دستگاه دیپلوماسی کشور، هم در طول و عرض گسترش یافت و هم در عمق.
این روند با انتخاب حجةالاسلام مرحوم سید ابراهیم رئیسی به مقام ریاست جمهوری و تعیین حسین امیرعبدالهیان به مقام وزیر خارجۀ کشور تا حدودی تعدیل شد و یا در روند تعدیل پیش میرفت. اما با ترور آنها در اردیبهشت ١۴٠٣ و انتخاب دکتر مسعود پزشکیان به مقام ریاست جمهوری با پشتیبانی باند خائن روحانی- ظریف و حمایت همهجانبۀ مافیای مرموز رفسنجانی، خاتمی و غربگرایان، این مسیر رو به تعدیل، بطور کامل متوقف شد.
انتخاب مسعود پزشکیان، این فرد پاکدست و متوهم، اما خام و نادان سیاسی با پشتیبانی باندها و مافیاهای نامبرده و آرای طرفداران آنها، کاملاً هدفمندانه و حسابشده بود. برای اینکه، آنها میتوانستند پشت این ویژگی شخصیتی دکتر پزشکیان استتار کنند و اهداف و برنامههای ضدملی خود را پیش ببرند و محقق سازند. و امروز میبینیم که این اتفاق افتاده است.
فراموش نمیکنیم که همین باندهای خائن و مافیاهای نامبرده، برغم مخالفت و عدم رضایت رهبر کشور، شهید آیتالله سید علی خامنهای به مذاکره با آمریکا و بیهوده شمردن آن، وی را به نقطهای رساندند که مجبور شد به «نرمش قهرمانانه» تن دهد. به این ترتیب، مذاکرات بر سر حق قانونی و طبیعی کشور در زیر فشارها و تهدیدهای دنیای غرب و در رأس آن، آمریکا شروع شد.
مذاکرات پرهزینه با ۵+١ برغم تلاش دوستان ایران- چین و روسیه، نهایتاً به «برجام» بد فرجام انجامید که شرح این داستان بر عموم معلوم است.
اما نکته اینجاست. بدنبال امضای برجام، حسن روحانی، این مزدور انگلیس، در جمع رأی دهندگان خود، مخالفان را مورد توهین و هتاکی قرار داد و گفت: «شما اصلاً زبان دنیا را میفهمید؟ کاسبان تحریم، از کجا آب و صابون بیاریم روتونو را بشوریم...».
جواد ظریف، این عامل سازمان مخوف «سیا» در پاسخ به اینکه آمریکا مفاد برجام را اجرا نخواهد کرد، در مجلس گفت: «خُب، اجرا نکند، چه کسی از او پیروی خواهد کرد» (نقل به مضمون). البته، ظریف پیشتر نیز گفته بود که «آمریکا میتواند با یک بمب سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد»… هر چند بعدها بیهوده تلاش کرد مزخرفات خودش را توجیه کند.
روند حوادث نشان داد که نه «کاسبان تحریم» مورد نظر حسن روحانی درست از آب درآمد و نه آمریکا توانست با یک بمب توان دفاعی ایران از بین ببرد.
اما این دو عامل رژیمهای امپریالیستی آنگلوساکسونی در طول بیش از ده سال گذشته، بخاطر این اراجیف خود نه اظهار شرم و پشیمانی کردهاند، نه عذرخواهی!
و حالا هم که «دیپلوماسی» پیروزی شکوهمند رزمندگان مدافع ایران در جبهههای نبرد علیه تروریستهای مهاجم آمریکایی- اسرائیلی و در پشت جبهه، در خیابانها و میادین شهرها در مقابل ستون پنجم آنها را به گروگان گرفته، این نوع نگاه و برخورد تحقیرآمیز به مخالفان، امروز نیز از سوی وراث آنها- دکتر مسعود پزشکیان و عباس عراقچی، دانشآموختۀ مکتب ظریف (بعبارتی، سیا)، عینا تکرار میشود. بگونهای که پزشکیان، هنوز که «برجام-٢» امضاء نشده و معلوم نیست بر مبنای چه شروطی احتمالاً امضا خواهد شد، طی سخنانی اظهار داشت: «کاسبان تحریم براشون این مهمه که ما در تحریم بمانیم تا آنها در فضای غیرشفاف بخورند و ببَرند…». و پیش از او نیز آقای عراقچی، در مقابل تهدیدهای آمریکا مبنی بر ترور رهبر کشور و حملات تروریستی آمریکا و اسرائیل به میهن ما اظهار فضل فرمود و گفت: «رهبر را ترور کنند، یکی دیگر را انتخاب میکنیم… مقاومت منتهی به جنگ شد…» به همین راحتی!
آیا این شباهتها حیرتانگیز است؟ بنظر من، خیر! زیر، خمیرۀ آنها در یکجا درست شده، در دنیای غرب!
آقایان پزشکیان و عراقچی بقدری متوهم هستند که مانند اسلاف خود- حسن روحانی و ظریف- تصور میکند امپریالیسم آمریکا به همین راحتی تمام شروط ایران خواهد پذیرفت.
البته، من هم آرزو میکنم آمریکا خواستهای ایران را به پذیرد. اما، گوش شیطان کَر، اگر نپذیرفت، چه؟ آیا دکتر پزشکیان و عراقچی مزخرفگویی خودشان را مانند حسن روحانی و ظریف پشت گوش خواهند انداخت و «که بود، که بود، من نبودم» خواهند کرد یا در خود شهامت عذرخواهی خواهند یافت.
در همه حال، این چرخۀ «دیپلوماسی» ریا و فریب عوامل ستون پنجم در کشور بنظرم تا زمانی که بنیان غربگرایانۀ آن بکلی ویران نگشته و با ساختاری دیگری جایگزین نشده، ادامه خواهد یافت و این دور باطل، کمافیالسابق بارها و بارها نیز همچنان تکرار خواهد شد.
٢٧ خرداد-جوزا ١۴٠۵