خطرات جدی برای زیرساختهای کابلی خلیج فارس پیامد حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران
ولادیمیر پراخواتیلوف (VLADIMIR PROKHVATILOV)، استاد علوم سیاسی، کارشناس نظامی
ا. م. شیری- ایران مجاز است برای اخراج امپریالیسم آمریکا از منطقۀ غرب آسیا و برچیدن پایگاه تروریستی دولتهای آنگلوساکسونی در خاورمیانه- اسرائیل از تمام ابزارهای در دسترس استفاده کند.
*-*-*
متجاوزان آشکارا به گشایش یک میدان نبرد جدید آماده نبودند.
ساخت بخش خاورمیانهای شبکۀ کابل زیردریایی «آفریقا ٢» به علت تشدید درگیریها در خلیج فارس به حالت تعلیق درآمده است. زیرا، ادامه کار برای کشتیهای کابلگذاری ناامن شده و تکمیل بخش کلیدی شبکۀ جهانی زیر دریا را به تعویق انداخته است.
به گزارش بلومبرگ، کشتی کابلگذاری «ایل دو باتز» در سواحل دمام در عربستان سعودی گیر افتاده و قادر به تکمیل مأموریت خود نیست.
پیمانکاران مسئول کابلگذاری به ذینفعان پروژه اخطار خارج از کنترل صادر کردهاند. بنا به گزارشها، چندین کشتی در این منطقه مورد حمله قرار گرفته و کار کشتیهای کابلگذاری را بسیار خطرناک کرده است.
انتظار میرود سیستم «آفریقا ۲»، به طول تقریبی ۴۵۰۰۰ کیلومتر، طولانیترین شبکۀ کابل زیردریایی ساختهشده تاکنون باشد. این شبکه قارۀ آفریقا را در بر گرفته و کشورهای متعدد آفریقایی را به شبکههای اروپا و آسیا متصل خواهد کرد.
شبکۀ «آفریقا ۲» را یک کنسرسیوم متشکل از Meta*، Bayobab (گروه MTN)، Orange، Telecom Egypt، Vodafone Group و WIOCC و همچنین Bharti Airtel و MainOne توسعه داده است.
کابلهای زیردریایی کلیدی در خلیج فارس:
ــ گلف بریج اینترنشنال (GBI)، کابل اصلی منطقهای که تمام کشورهای حوزۀ خلیج فارس را به مراکز گیرندۀ اصلی در قطر و فجیره (امارات متحدۀ عربی)، هند و اروپا متصل میکند؛
ــ «فالکون ٢»، یک شبکۀ کابلی خصوصی است که به شرکت Global Cloud Xchange تعلق دارد و کشورهای خلیج فارس را با یک مرکز گیرنده در فاو- عراق متصل میکند؛
ــ Tata TGN-Gulf (TGN-G) بمبئی را به امارات متحدۀ عربی، عمان و عربستان سعودی وصل میکند؛
ــ کابل آسیا، آفریقا، اروپا-١ (AAE-1)، یک کابل اصلی است که از منطقه عبور میکند و آسیا را به اروپا متصل میکند؛
ـــ Fiber in Gulf (FIG)، یک شبکۀ در دست ساخت است که هفت کشور خلیج فارس (قطر، عمان، امارات متحدۀ عربی، بحرین، عربستان سعودی، کویت و عراق) را به هم متصل میکند؛
ــ 2Africa / 2Africa Pearl، یک خط کابلی گسترده، شامل بخشهایی است که برای اتصال از طریق خلیج فارس به عراق طراحی شدهاند؛
ــ سایر کابلهای کلیدی شامل فیبر نوری خلیج فارس، امارات متحدۀ عربی-ایران، قطر-امارات متحدۀ عربی، شبکۀ کابل زیردریایی و خاورمیانه و شمال آفریقا هستند.
پیامدهای حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران بسیار فراتر از پروژۀ «2Africa Pearls» است. پروژههای زیرساخت دیجیتال متعدد در منطقه، از جمله، «SEA-ME-WE 6»، «Fiber in Gulf (FIG)» و پروژۀ کابل ترانزیت «WorldLink» نیز در معرض خطر اختلال قرار دارند.
همانطور که پورتال فناوری آمریکایی «Rest Of World» مینویسد، پروژههای عظیم شرکتهای بزرگ فناوری در خلیج فارس به دلیل اقدامات نظامی در منطقه لغو شدهاند.
«میلیاردها دلار سرمایهگذاری در زیرساختهای فناوری آمریکا و تریلیونها دلار دیگر در سرمایهگذاریهای برنامهریزیشده، اکنون به کابلهای فیبر نوری که از مناطق جنگی عبور میکنند، وابسته هستند».
آمازون، مایکروسافت و گوگل برای ساخت مراکز دادهها در سراسر خلیج فارس با امیدواری به اینکه این منطقه به قطب بزرگ بعدی هوش مصنوعی جهان تبدیل شود، سالها وقت صرف کردهاند. کابلهای زیر دریایی که این تأسیسات را به آفریقا، آسیای جنوبی و جنوب شرقی متصل میکنند، از دو تنگۀ باریک عبور میکنند: دریای سرخ و تنگۀ هرمز. هر دو تنگه اکنون عملاً به روی کشتیهای تجاری مسدود شده است.
حدود ۱۷ کابل زیردریایی از دریای سرخ عبور میکند که بخش عمدۀ دادهها را بین اروپا، آسیا و آفریقا منتقل میکند. کابلهای دیگری نیز برای خدماترسانی به ایران، عراق، کویت، بحرین و قطر از تنگۀ هرمز عبور میکنند. اگر هر یک از این کابلها آسیب ببیند، کشتیهای تخصصی تعمیر، قادر نخواهند بود با خیال راحت به هیچ یک از تنگهها برسند.
خطرات برای شبکۀ اینترنت جهانی به دلیل جنگ در خلیج فارس بیسابقه است.
داگ مادوری، مدیر تحلیل اینترنت در «شرکت اطلاعات شبکۀ کنتیک»، به «رست آو ورلد» گفت: «از کار افتادن همزمان هر دو گلوگاه، یک رویداد مختلکننده در شبکۀ جهانی خواهد بود. من از هیچ سابقهایی که چنین اتفاقی افتاده باشد، اطلاع ندارم».
تاکنون هیچ گزارشی مبنی بر حمله به کابلهای زیردریایی خلیج فارس منتشر نشده است، اگر چه مراکز داده زیر آتش بوده است.
سِم زابین، پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، خاطرنشان کرد که زیرساختهای داده در خلیج فارس هرگز تحت چنین آزمایشهایی قرار نگرفتهاند. تا همین اواخر، مراکز داده توسط برنامهریزان نظامی آمریکا به عنوان داراییهای تجاری و نه تأسیسات امنیت ملی در نظر گرفته میشدند.
بخش محاسبات ابری آمازون، خدمات وب آمازون، در اوایل ماه مارس گزارش داد که پهپادهای ایرانی به سه تأسیسات آن در امارات متحدۀ عربی و بحرین حمله کردهاند.
این شرکت اعلام کرد که پهپادها باعث خسارت سازهای شدند، برقرسانی به زیرساختها را مختل کردند و «در برخی موارد به اقدامات اطفاء حریق نیاز بود که این امر به خسارت بیشتر ناشی از آب منجر شد».
«خدمات وب آمازون» به مشتریان خود توصیه کرد که انتقال کامل حجم کاری از خاورمیانه را در نظر بگیرند و هشدار داد که محیط عملیاتی منطقهای «همچنان غیرقابل پیشبینی است».
«خدمات وب آمازون» بزرگترین ارائهدهنده خدمات رایانش ابری در جهان است که زیرساختهای آن میلیونها وبسایت و پلتفرم شرکتهای بزرگ را پشتیبانی میکند.
ویلی لهدونویرتا، استاد سیاست فناوری در دانشگاه آلتو، به بیبیسی نیوز گفت که به نظر میرسد این اولین باری است که چنین زیرساخت ابری «توسط اقدام نظامی غیرفعال» میشود.
او همچنین گفت که این موضوع «اصلاً غیرمنتظره» نبود. زیرا، بسیاری از دولتها و شرکتها از تعداد کمی از ارائهدهندگان بزرگ خدمات ابری استفاده میکنند و مراکز دادۀ آنها به «اهداف جذابی برای هر کسی تبدیل شده که به دنبال مختل کردن عملکرد یک کشور است».
این کارشناس فنلاندی افزود: «علاوه بر این، با توجه به اینکه ارتشهای آمریکا و متحدانش از فناوریهای ابری و هوش مصنوعی تجاری در عملیات خود به طور فزاینده استفاده میکنند، چندان غیرمنتظره نیست که مخالفان از این زیرساختها به عنوان اهداف «دو منظوره» استفاده کنند.
یک ماه پیش از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، شاخصهای سرمایهگذاری از ظهور سریع کشورهای خلیج فارس به عنوان یک قطب رو به رشد در اقتصاد دیجیتال جهانی گواهی میدادند. غولهای دیجیتال آمریکایی در خط مقدم این سرمایهگذاری قرار داشتند.
بعنوان مثال، مایکروسافت اعلام کرد که قصد دارد تا پایان سال جاری، یک مرکز جدید برای سرویس ابری «Azure» خود در عربستان سعودی که برای خدمترسانی به مشتریان استراتژیک، از جمله برای شرکتهای فناوری سعودی «ACWA Power» و «Qiddiya Investment Company» طراحی شده، افتتاح کند.
پورتال آمریکایی «شبکههای پخش خاورمیانه» گزارش میدهد: «این اقدام در گرماگرم سرعت گرفتن تلاشها برای ساخت زیرساختهای هوش مصنوعی در خلیج فارس صورت میگیرد. دولت عربستان سعودی تأمین مالی مجتمعهای مرکز داده در مقیاس بزرگ را به عهد گرفته و در نظر دارد برای تقویت قابلیتهای محاسباتی پیشرفته، با انویدیا، آمازون و مایکروسافت رابطۀ همکاریهای گسترده برقرار کند. امارات متحدۀ عربی نیز ساخت یکی از پروژههای استارگیت «OpenAI» در ابوظبی را برنامهریزی میکند».
رسانههای جهان حملۀ احتمالی ایران به کابلهای زیر آب در خلیج فارس را پیشبینی میکنند.
در حالی که هیچ کس نمیداند آیا ایران به کابلها حمله خواهد کرد یا خیر، اما این احتمال قطعاً وجود دارد و آسیب آن بسیار فراتر از تلفنها و وبسایتها خواهد بود. بانکها، بازارهای سهام، بیمارستانها و سامانههای هوش مصنوعی همگی به این کانالهای ارتباطی متکی هستند. کشورهای حوزۀ خلیج فارس نخستین کشورهای آسیبپذیر خواهند بود و هند نیز به دلیل کابلهای خود، با کُندی اینترنت مواجه خواهد شد.
«ایندیا تودی» مینویسد: «طولانیتر شدن مسیرهای حمل و نقل بین اروپا و آسیا، باعث تأخیر در سراسر جهان میشود. در حال حاضر، کابلها کار میکنند. با این حال، وجود مینهای دریایی، حملات مداوم و مسدود شدن راه کشتیهای تعمیراتی، باعث بالا رفتن خطر به سطح بیسابقه شده است».
داگ مادوری خاطرنشان کرد: «در حال حاضر، خود کابلهای زیردریایی هدف مستقیم ایران نیستند. یک حملۀ عمدی مستلزم آن است که کشتی لنگر خود را در امتداد بستر دریا حرکت دهد یا مستقیماً به مرکز فرود حمله کند. در این صورت ایران خطر مختل شدن ارتباطات خود را به جان میخرد».
در واقعیت فعلی، آسیب اتفاقی یا آسیب جانبی، خطر واقعی برای شبکۀ کابل زیردریایی خلیج فارس محسوب میشود. در فوریه ۲۰۲۴، سه کابل در دریای سرخ توسط لنگر یک کشتی باری که مورد اصابت موشک حوثیها قرار گرفته بود، قطع شد و ۲۵ درصد از ترافیک حمل و نقل بین آسیا، اروپا و خاورمیانه را مختل کرد. تعمیر یکی از کابلها به دلیل عدم دسترسی ایمن کشتیهای تعمیراتی به منطقه، پنج ماه طول کشید.
«رست آو ورلد» (Rest Of World) مینویسد: «اگر چندین کابل اصلی اکنون قطع شوند و خدمۀ تعمیر در هر دو گلوگاه- دریای سرخ و تنگه هرمز، گرفتار شوند، اختلال میتواند بسیار طولانیتر شود».
بلومبرگ خاطرنشان میکند: «ایران از توانایی فنی و جغرافیایی لازم برای وارد کردن آسیب جدی به کابلهای زیردریایی در خلیج فارس برخوردار است… کابلهای اصلی از تنگۀ باریک هرمز عبور میکنند. عمق تنگه در باریکترین نقاط، حدود ۶۰ متر (۲۰۰ فوت) است. این امر باعث میشود کابلها نه تنها برای وسایل نقلیۀ تخصصی اعماق دریا، بلکه برای تیمهای غواصی یا لنگرهای کشتیهای معمولی نیز قابل دسترسی باشند».
این آژانس گزارش میدهد که ایران «یک مجموعۀ ناوگان قایقهای تندروی کوچک، زیردریاییها و واحدهای غواصان رزمیِ قادر به انجام عملیات در بستر دریا در اختیار دارد. علاوه بر این، کارگذاری مینهای دریایی در تنگۀ هرمز، در اثر انفجار یا در نتیجۀ مانور کشتیها، احتمال وارد شدن آسیب تصادفی برای کابلها را تقویت میکند».
فلج شدن کامل کارهای ضروری تعمیر و نگهداری در شبکۀ کابلهای زیردریایی خلیج فارس، مهمترین پیامد بحران ایران است. کشتیهای تعمیری که از قبل برای تعمیر خسارات وارده در اواخر سال ۲۰۲۵، اعزام شده بودند، مجبور شدند عملیات خود را به طور نامحدود به حالت تعلیق درآورند.
کارشناسان این عرصه هشدار میدهند که اعزام کشتیها به مناطق جنگی فعال «بسیار خطرناک» است. در نتیجه، هر کابلی که توسط موشکها، مینهای دریایی یا لنگر کشتیهای غرقشده آسیب ببیند، احتمالاً ارتباطات جهانی را تا پایان درگیری در زمان واقعی مختل خواهد کرد.
حملۀ بیدلیل آمریکا و اسرائیل به ایران اساساً جبهۀ جدید برای نبرد باز کرده است. کابلهای زیر دریا اکنون به همان اندازۀ خطوط لولۀ انرژی از اهمیت استراتژیک برخوردارند و طبعاً در درگیریهای مسلحانۀ آینده به اهداف مشروع تبدیل خواهند شد.
٩ فروردین- حمل ١۴٠۵










