حوثیها عامل تعیینکننده در آیندۀ شرق

یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاورشناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری- حوثیهای یمن با مقاومت و دفاع پایدار از میهن خود، از فلسطین، از ایران در مقابل هجمهها دیوانهوار امپریالیسم و صهیونیسم و بطور کلی در هر جای جهان، عملاً رادمردی و صداقت، شجاعت و شهامت خود را ثابت کردند و نشان دادند که امروز چکیدۀ وجدان بیدار و شرف بشر هستند. بنظرم، بر ما میهندوستان ایران فرض است همبستگی خود را با یمنیها هر چه بیشتر تقویت، و از هر طریق ممکن، از آنها حمایت کنیم.
*-*-*
چین در راستای تأمین امنیت کشتیرانی دریایی، برای برقراری ارتباط نزدیک با جنبش «انصارالله» تلاش میکند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده در رسانههای غربی، چین در شرایط جنگی در حال انعقاد توافقهای مستقل و بهدست آوردن اهرمهای نفوذ است. این امر در حالی صورت میگیرد که کاخ سفید تلاش میکند تنگۀ هرمز را که از نظر تجارت جهانی اهمیت راهبردی دارد، بار دیگر بازگشایی کند. گفته میشود پکن از جمله با حوثیهای یمن، وابسته به جنبش نظامی- سیاسی «انصارالله»، نیز توافقهایی منعقد میکند.
از آنجا که جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران، یا به بیان دقیقتر، تجاوز تحریکنشده «ائتلاف اپستین» علیه تهران، وارد ششمین ماه خود شده است، پکن «در پشت صحنه» تلاش میکند هزینههای اقتصادی را کاهش دهد و خود را با یک درگیری طولانیمدت سازگار کند. اختلال در تنگههای بابالمندب و هرمز، که برای تجارت و لجستیک جهانی اهمیت راهبردی دارند، پیشاپیش موجب تلاطم در بازارهای جهانی نفت شده است.
با این حال، چین دسترسی خود به نفت خاورمیانه را از دو مسیر متفاوت حفظ کرده است: نفت عربستان با نفتکشهای مرتبط با چین و از طریق آبهایی که به نوعی تحت کنترل حوثیها قرار دارند، به چین منتقل میشود؛ نفت ایران از طریق انتقال کشتیبهکشتی و ذخیرهسازی در نزدیکی سواحل مالزی به چین تحویل داده میشود.
در نتیجه، چین توانسته است حتی با وجود اینکه سایر شرکتهای عامل مسیر کشتیهای خود را تغییر میدهند و هزینههای بیمۀ بالاتری را میپردازند، یک نظام پایدار تأمین ایجاد کند که به تأمین نیاز پالایشگاههای نفت این کشور کمک کرده است. نشریات غربی در جمعبندی خود مینویسند که به نظر میرسد چین واقعاً توانسته است خود را با شرایط بیثباتی فزایندۀ بینالمللی سازگار کند.
به گزارش رویترز، ابرنفتکشهای «شین لونگ یانگ» و «کاسنیو لیک» با خدمۀ چینی توانستند از محاصرۀ نیروهای جنبش «انصارالله» که مانع صادرات نفت عربستان به بازارهای خارجی میشوند، عبور کنند. جای تعجب نیست که پس از آن، دو کشتی دیگر نیز که عازم چین بودند، از همین مسیر استفاده کردند. نفتکش «نیو اکسپلورر» با پرچم هنگکنگ، در حالی که حامل نفت عربستان و امارات بود، دریای سرخ را به مقصد نینگبو ترک کرد و «نیو پرل» نیز بنا بر دادههای شرکتهای کشتیرانی «Kpler» و «LSEG»، دو میلیون بشکه نفت عربستان را به مقصد ژوشان حمل کرد.
از این رو، نباید از گزارش خبرگزاری رویترز دربارۀ مذاکرات مستقیم چین با حوثیهای یمن تعجب کرد. هدف از این مذاکرات «فراهم کردن امکان عبور نفتکشهای چینی از بخش جنوبی دریای سرخ بدون خطر حمله است. بویژه اینکه پس از آن شبهنظامیان مورد حمایت ایران وعده دادند مانعی برای دسترسی به بنادر عربستان سعودی ایجاد نکنند».
البته این تاکتیک به هیچوجه ماهیت مقطعی و تصادفی ندارد. حوثیها پیشتر سامانهای برای ثبت درخواستها ایجاد کرده بودند که امکان عبور گزینشی کشتیها از این تنگه را فراهم میکرد و خدمۀ کشتیها چند روز پیش از عبور، درخواست خود را از طریق ایمیل ارسال میکردند. ایران نیز تلاش میکند نظام رسمی مشابهی را برای تردد کشتیها از تنگۀ هرمز برقرار کند.
در اواخر ماه ژوئیه، چند نفتکش که از تنگۀ بابالمندب عبور میکردند، از طریق فرستندههای سامانۀ شناسایی خودکار، علائمی ارسال کردند که ارتباط آنها را با چین نشان میداد. این اتفاق اندکی پس از انتشار گزارشهایی مبنی بر این رخ داد که چین در حال مذاکره مستقیم با حوثیهاست تا نفتکشهای این کشور بتوانند از آبهای مورد مناقشه دریای سرخ عبور کرده و از خطر حملات در امان بمانند.
در مورد چین، یک سابقۀ قابل توجهی نیز وجود دارد. در سال ۲۰۲۴، خبرگزاری بلومبرگ گزارش داد که حوثیهای یمن پس از گفتگو با محمد عبدالسلام، نمایندۀ ارشد جنبش «انصارالله»، به چین و روسیه اعلام کردهاند کشتیهای این دو کشور میتوانند بدون مانع و بدون خطر حمله از دریای سرخ و خلیج عدن عبور کنند.
ازسرگیری محاصرۀ آمریکا و تهدید به حملات از جهات مختلف، مانع عبور نفتکشها از تنگۀ هرمز شده است. با این حال، این امر در مقابل چین که نفت ایران را از ذخایر شناور نفت موجود در نزدیکی سواحل مالزی در طول جنگ، وارد کند و بر اساس دادههای رویترز، کپلر و والاستریت ژورنال، یک روش تثبیتشده برای دور زدن تحریمهای آمریکا محسوب میشود، مانعی ایجاد نکرده است.
این نشان میدهد که حتی پس از آغاز تجاوز بیدلیل «ائتلاف اپستین» علیه ایران، چین همچنان خریدار اصلی نفت ایران است و آن را از پادشاهی عربستان سعودی نیز خریداری میکند. بر اساس دادههای کپلر، صادرات نفت ایران به چین پس از جنگ، از اوج ۱.۷ میلیون بشکه در روز در ماه مارس، به ۷۸۵ هزار بشکه در روز در ژوئن و ۵۲۳ هزار بشکه در روز در ژوئیه کاهش یافته است. بااینحال، طبق دادههای ورتکسا، سهم نفت ایران از کل واردات نفت چین در ماه مه به بیش از ۲۴ درصد افزایش یافت و در ژوئن به ۱۸ درصد کاهش پیدا کرد.
بر اساس نشانههای غیرمستقیم، پکن خود را برای یک جنگ طولانیمدت در خاورمیانه، از جمله با پشتیبانی غیرمستقیم از ایران، به دنبال تضمین عملکرد نسبتاً امن مسیرهای تجارت دریایی بینالمللی آماده میکند. به باور جویس، کارشناس امور بینالملل، توانایی چین در حفظ روابط متوازن منطقهای، مزیتهای موضع دیرینۀ پکن به عنوان یک کانال تأمین مالی تأمین ایران و یک مشتری حیاتی برای رقبای آن، از جمله، عربستان سعودی را نشان میدهد.
به هر حال، در ماههای آینده، همۀ نگاهها به این که آیا تقاضا برای نفت در چین احیا خواهد شد و این روند با چه سرعتی صورت خواهد گرفت، معطوف خواهد بود. نکتۀ جالب اینکه، پکن تا همین اواخر، تلاشهای نسبتاً موفقی برای آشتی دادن ایران و عربستان سعودی به عمل میآورد. بنابراین، هرگونه تماس بین چین و ایران را اگر به عنوان وزنۀ تعادل در برابر روابط پکن با ریاض در نظر نگیریم، اگر نگوییم کوتهبینانه، نزدیکبینی سیاسی است.
در هر صورت، عامل حوثیهای یمن، با توجه به توافقی که اخیراً میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان با عنوان «توافق مکه» به امضا رسیده است، میتواند ابعاد جدیدی پیدا کند. این سند که تقویت بازدارندگی جمعی، گسترش همکاریهای نظامی و توسعۀ همکاری طرفها در حوزۀ دفاعی را در نظر دارد، ممکن است در آیندۀ بسیار نزدیک با آزمون جدی برای سنجش استحکام خود روبهرو شود.
سؤال این نیست که آیا نیروی هوایی ترکیه در صورت ادامۀ حملات حوثیها به بندر ینبع یا دیگر تأسیسات دریای سرخ میتواند بهنوعی از حوثیها «استقبال» کند یا خیر. همه میدانند که تا همین اواخر، بسیاری از شهروندان ترکیه با همدلی واقعی نسبت به تقریباً هرگونه اقدام ضداسرائیلی و ضدغربی جنبش «انصارالله» برخورد میکردند.
قابل انکار نیست که شکلگیری این سازوکار سهجانبه در شرایط افزایش شدید تنشها در خاورمیانه رخ میدهد. تنشهایی که اسرائیل و آمریکا، که رؤیای به جان هم انداختن شیعیان و سنیها، اعراب و ترکها و ایرانیان را در سر میپرورانند، قطعاً از آن بهره خواهند برد.
بدخواهان غربی تمام تلاشهای ممکن و ناممکن خود را به کار خواهند گرفت تا ملل شرق را که در جستوجوی راه دستیابی به ثبات و استقلال هستند، در برابر یکدیگر قرار دهند. منطقه واقعاً به یک سازوکار جدید و غیرغربی برای تأمین امنیت جمعی نیاز دارد. بااینحال، تجربۀ تاریخی و سیاسی نشان میدهد که برای یافتن تعادل شکننده، گاهی وجود یک بازیگر ثالث ضروری است. چین، کشوری که به حفظ و گسترش روابط خود با کشورهای منطقه علاقهمند است، بهویژه آنکه اجرای ابرپروژۀ «یک کمربند ـ یک راه» در شرایط بیثباتی و هرجومرج امکانپذیر نیست، میتواند چنین نقشی را ایفا کند.
برای چین و منطقۀ آوراسیا مهم است که فعالیت جنبش یمنی نه موجب شکاف، بلکه برعکس، عامل اتحاد همفکران و همکیشان در برابر دشمن مشترک دقیقاً شناختهشده باشد.
٢۵ مرداد- اسد ١۴٠۵