جهانی با چشمانی کاملاً بسته

غرب به شدت ریاکار شده است. چه کسی جلوی آن را خواهد گرفت؟
پلاتون [افلاطون] بسدین (Platon BESEDIN)، تحلیلگر سیاسی، نویسندۀ کتابهای داستانی و روزنامهنگاری
ا. م. شیری
در سال ۱۹۹۱، برت ایستون الیس، نویسنده آمریکایی، یکی از مهمترین رمانهای اواخر قرن بیستم، پیشرو قرن بیست و یکم، را منتشر کرد. این رمان با عنوان “روانی آمریکایی”، داستان یک جوان ثروتمند به نام پاتریک بیتمن را روایت میکند که مردم را میکشد، چه در واقعیت و چه در خیالات بیمارگونهاش. طبق کتاب، بت او دونالد ترامپ بود. بیتمن الگویی از دوگانگی، ریاکاری و خودشیفتگی است.
ترامپ نه تنها جنگ علیه ایران آغاز کرد و خاورمیانه را به هرج و مرج کشاند، بلکه تمام جهان را به یک میدان نبرد برای ارضای جاهطلبیهای خود و منافع حلقۀ اطرافش تبدیل کرد. این را دیگر به سختی میتوان ژئوپلیتیک نامید. نشان آشکار از دیوانگی دارد. اگرچه منطق خاصی در اقدامات دولت آمریکا وجود دارد، اما میتوان آن را در سه کلمه خلاصه کرد: «هر چیز دیگری را ببلعید». ترامپ هیچ کس یا چیزی را که در مقابل او تعظیم نکند، تحمل نمیکند و آماده تحمل آن نیست.
بعلاوه، نگرانیهایی در مورد اعتبار [چین] وجود دارد. ونزوئلا و ایران از شرکای اصلی چین هستند و ترامپ قصد دارد پکن را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل است که او عملیات نظامی علیه ایران را آغاز کرد. اسرائیل، شریک دیگر در این تجاوز، به دلایل وجودی از ایران متنفر است و مدتهاست که رؤیای نابودی آن را در سر میپروراند. روشن است که آمریکاییها و اسرائیلیها، که دهها مقام ایرانی را کشتند، اصلاً انتظار مقاومت ایران را نداشتند، اما به نظر میرسد که آنها در محاسبه اشتباه کردند. بنابراین، مجبور شدند به دروغ و ریا متوسل شوند.
و آنها میتوانند این کار را بکنند. دین یا شبهدین، فلسفۀ یک دنیای جدید و با شکوه که در آمریکا یا در قالب گستردهتر، در غرب رواج یافته است، دین دروغ است که پدر آن شیطان است. در واقع، این دین، مضامین آخرالزمانی را با برگزیدگی کالوینیستی، بافومتیسم و فرقۀ توتال دیجیتال در هم میآمیزد. اما، همۀ اینها مبتنی بر دیدگاههای باستانی انسانستیزانه و شیطانی است. باز هم، ماجرای اپستین، که بارها در مورد آن نوشتهام، نقش مهمی در اینجا ایفا میکند. این موضوع، ماهیت واقعی کسانی را که این قتل عام را آغاز کردند، با برجستگی تمام نشان میدهد.
اتفاقاً، نظریهای مبنی بر این هست که عملیات نظامی در ایران، انحراف از پروندۀ اپستین است. من به آن شک دارم. زیرا، متهمان پروندۀ اپستین، مثلاً کلینتونها پاسخگو یا مجازات نشدند. برعکس، پروندۀ اپستین نشان داد که نخبگان مجاز به انجام هر کاری هستند. همانطور که داستایوفسکی گفته است: «اگر خدا نباشد، پس همه چیز مجاز است». نخبگان تصمیم گرفتند که نه تنها میتوانند در مهمانیهای خصوصی به کودکان تجاوز کنند، بلکه میتوانند آنها را علناً بکشند، همانطور که در یک مدرسۀ ایرانی ۱۶٨ دختر دبستانی را کشتند. این را میتوان نوعی فداکاری دانست.
هرگز پیش از این جنگها با چنین ریاکاریای آغاز نشده بودند. مطمئناً، این ریاکاری مدتهاست که تثبیت شده است. واضح است که تمام نهادهای جهانی که برای محافظت از صلح، اعتبار، بشریت و انسانیت طراحی شده بودند، مُرده و ناکارآمد از آب درآمدند. باز هم واضح است که مدلی که پس از کنفرانس یالتا در سال ۱۹۴۵ ساخته شده بود، نابود شده است. فقدان انسانیت، کرامت انسانی و اراده، ویژگی اصلی مدل جدید است که در حال استقرار است. این مدل بر اساس یک دروغ آشکار ساخته شده، همانطور که در نوشتۀ اورول آمده است: «جنگ صلح است. آزادی بردگی است».

دروغی برای ویرانی و مستعمره کردن که عراق
لولۀ آزمایشی که کالین پاول در جلسۀ شورای امنیت سازمان ملل متحد به نمایش گذاشت، به نماد این ماتریس دروغ تبدیل شد؛ به بهانهای برای آغاز خونریزی و بیثباتسازی در کل منطقه تبدیل شد. توجه داشته باشید که اکنون آنها – جانشینان بوش، پاول، چنی، آلبرایت و دیگران – حتی زحمت جستجوی بهانه برای بمبگذاری و ترور را به خود نمیدهند. آنها به راحتی تخریب میکنند و قوانین بینالمللی و هر اصولی را نادیده میگیرند. آنها سیاه را سفید، سفید را مینامند.
آیا جای تعجب است که کودکخواران و متجاوزان، کودکان را با بمب میکشند؟ پاسخ منطقی منفی است. با این حال، هنوز هم میتوان از کل ماتریس دروغهایی که از یک درگیری نظامی به درگیری نظامی دیگر کشیده میشود، شگفتزده شد. این نه تنها در ایران، بلکه به عنوان مثال، در دونباس، جایی که نازیها کودکان را با سلاحهای غربی کشتند، جریان دارد. اما جهان چشم خود را بست. به هر حال، این پول انگلیسی یا آمریکایی نبود. بنابراین، نوادگان پهلوی نه برای هموطنان کشتهشدۀ خود، بلکه برای آمریکاییهای نابودشده سوگواری میکنند. ریاکاری به اوج خود رسیده است.
عنوان درخشان فیلم مشهور استنلی کوبریک، «چشمان کاملاً بسته»، به ذهنم خطور میکند. اتفاقاً، این فیلم درباره صاحبان قدرت است که در مهمانیهای مخفیانه با کودکان خوش میگذرانند. تحلیل دقیق مرا در اینترنت ببینید. اما اکنون مهم است نکتۀ دیگری را بفهمیم: صحبت کردن از واقعیتها و توسل به عقل سلیم بیفایده است. ٩ بیمار نزد یک فرد سالم آمدند و به او گفتند که بیمار است. فقط به این دلیل که او مثل آنها نیست. پدر دروغ با ایمان و دعا رانده میشود، و همچنین با قدرت (هم قدرت روحی و هم قدرت واقعی)، قدرتی که باید نشان داده شود تا شیطان، شیطانی که با پستترین روشها کودکان را در سراسر سیارۀ زمین، در شرایط کوری کاملِ «جامعۀ بینالمللی»، به قتل میرساند، دوباره به دوزخ رانده شود.
١۵ اسفند- حوت ١۴٠۴











