عیدانه
گویند که عید آمد ودلها ست شاد مان شمع و شراب و شاهد دیدار دوستان اما نه هر دلی که به مردم تعلق است جز قشر مفتخوار فرو مایه ی جهان برخلق ، نا ن خشک میسر نمیشود اوضاع ازین مضا یقه بد تر نمیشود آنجا که…
بیشتر بخوانید
گویند که عید آمد ودلها ست شاد مان شمع و شراب و شاهد دیدار دوستان اما نه هر دلی که به مردم تعلق است جز قشر مفتخوار فرو مایه ی جهان برخلق ، نا ن خشک میسر نمیشود اوضاع ازین مضا یقه بد تر نمیشود آنجا که…
بیشتر بخوانید
ياران رسيده عيد و بگوييد چون كنم؟ ز ايزد شكوه ، يا كه ز بختِ نگون كنم؟ در خانه نان نيست، مپرسيد ز كلچه اش نه پول و سكه يى كه به خرجم فزون كنم! از بسكه صبر و طاقت و هوشم بسر رسيد از عقل خود معافم و مشق جنون كنم! بر فرق خويش…
بیشتر بخوانید
بخاطر شهدای هفته خونین گذشته که مردم ما را در غم نشاند و صدها فامیل را داغدار ساخت! داکتر آرین بـپـا خـیـزیـد بـپـا خـیـزیـد، گلــوی اژدهـا گـیـرید دراین کارزار ازمردان، قشون و هم سپاه گیـرید چوتیغ زر و زورگویان، رسید بر استخوان تان ز دژخـیـمان قـرن مـا، هـزاران خونـبـها گـیـرید ز مرده پشته…
بیشتر بخوانید
ای عید آیی وخانه ی ماهم سری بزن با دست مهرغمکده ی ما دری بزن بگذشت عمرماشب تنهایی و فراق جز درد هجر یک سخن دگری بزن حسرتسرای غربت ما پرصدا بکن بالی فشان به گردسرما پری بزن داغ جفازلوح دل تنگ ما زدا آتش به آشیانه ی استمگری بزن تیری بزن زنور،شب تیره گی…
بیشتر بخوانید
رسول پویان جهل طالب گرگ خون آشام غور میخورد گوشت و خونِ اندام غور جهل طالب خشم داعش باهم است مرگ بـر هـر دو بُـوَد پیغام غـور رنگ هـردو نقش فاشـیزم غنیست هست روشـن تا که در ایهام غور دشــمـن عـلـم و تـمـــدن را بـگـو جای وحشی هـسـت در کنام غور گاه بــودا را بــه…
بیشتر بخوانید
امین الله مفکر امینی 2019-31-05 پدرروزت مبارک که این روز است ، روز پدر گر نبودی تو، دامن مـــــادر نبو د پـــر گٌهـــــر دامان مادر پٌر گهر کــــــردی از عشق و وفــــا بــــهرآسایش اش نمـــــــــودی هر نعمت مهیــــا بسی رنج وزحمت کشیدی بهر فرزندان خویـش چیدی بسی خار های انباشته اش ازدورو پیــش تا…
بیشتر بخوانید
دلها شکسته ، قامت زیبا شکسته است طرز نگاهِ نرگس شهلا شکسته است آن آفتاب روشن و آن آرزوی ما در قعر چاه رفته ، سرا پا شکسته است نا گه خزان رسید…
بیشتر بخوانید
رسول پویان عشق باشـد عاشق بی چون عشق عاشق و معشوقه شد مفتون عشق از زمـان و از مکان بیرون شـود حــرکــت پـایـنــدۀ بـالــون عـشـق بـی زمان و بـی مکان و بی رقــم ششجهت یک جلوۀ نوترون عشق زورعشق از زور اتم بیشتر است بیگ بنگ ها دیـده پروتـون عشق آن چـه در قـیـد زمـان…
بیشتر بخوانید
امین الله مفکر امینی! 2019-15-05 این پارلمان ما، نه پارلمـــان مـردمیست این پارلمان ما جای بٌگس وچاقوکشیست خیرمــــــلت و مـــردم نسنــجندابلهـــا ن که عاری اند زجوهر انســـان، ناکســان مـــردم چــــــاره ای درد و غم کجا برند پارلمانـــی کـــه اهلــــــش گریبان درنـد ای اهل خرد باید بوحـــــــدت بر کنیـــم بن دشمن میهن را زیــــر و…
بیشتر بخوانید
سروده هایی در وصف مقام پدر پدری را دیدم که شب و روز گهر میبارید به علاج تب جانکاه پسرش می نالید هرقدر داشت زخود سیم وزرش همه را کرد فدای پسرش لیک از گردش معکوس قضا هرچه کوشید، نشد درد ، دوا آخرالامر پسری بیمارش از جهان رفت و زحال زارش پس از آن…
بیشتر بخوانید
رسول پویان باز ناز و غمزه یی با زلف پرچین می رسد بـوی جـوی مولیان از لعـل نوشین می رسد جوشش عشق ووفا از چشم شوخی می جهد گویی شورتازه یی از ویس و رامین میرسد بـا نـگاهی بــادۀ وحـدت می ریــزد بــه دل نـشـوۀ بـیـت از لـب جـام بلـوریـن می رسد رقص تصـویـر دل…
بیشتر بخوانید
دور از انسانهای پاک نفس و با احساس کشور از چیست آه و ناله ی ما با ثمر نشد خون جاده ها گرفته ، خبر رهگذر نشد از چیست سنگ خاره شده قلب عصر ما آتش…
بیشتر بخوانید
ځه کنه یو غر راباندې واړوه ومی سیزه لمر راباندې واړوه ناست یم کیفیت کې ماښامو سره نه ځمکه په سر راباندې واړوه خدایه چې د مینې جواري کوي داسې جوارګر راباندې واړوه ګورمه په سترګو کې تاثیر لرې روغ مې کړه نظر راباندې واړوه یا خو پدې ښار کې…
بیشتر بخوانید
نسبت حملهء دیشب نزدهم ماه می گروه طالبان بر پوستهء امنیتی دوغ آباد کابل در هنگام افطار سر بازان که چهار تن از آنها جان باخته اند ، روح شهدا شاد باد وهزاران لعنت و نفرین برقاتلین مردم ما۰ دشمن بگرفته ست ز تو جان تو ، سرباز ؛…
بیشتر بخوانید
رسول پویان ز شوق گردش چشم خماری مست و مدهوشم به یاد بـاغ انگـور وطـن در کـوزه می جوشم ز خـون لاله تا پـر می کند پیمانـه را گـردون چو گلبرگ شقایق خون دل مستانـه می نوشم به چشم دل مگر خوانی کتاب خاطرات عشق سراسر رنگ و تصویرم سراپا طرح منقوشم اگـرچـه خار غربت…
بیشتر بخوانید