آیا در پشت پرده، تنش میان روسیه و آذربایجان رو به تشدید است؟


نویسنده: توماس رُپر ــ
میان روسیه و آذربایجان ظاهراً بحرانی در حال اوجگیری است که میتواند حتی به ابعاد نظامی نیز کشیده شود.
من هفتهها است گزارش میدهم که میان روسیه و آذربایجان بحرانی در حال شکلگیری است ــــ که حتی از چشم رسانههای روسیه نیز تا حد زیادی پنهان مانده ــــ و بهطوری فزاینده شدت میگیرد. روسیه و آذربایجان در بیش از سی سالی که از فروپاشی اتحاد شوروی میگذرد، بهعنوان شرکای نزدیک با روابطی بسیار دوستانه شناخته میشدند. اما این وضعیت، چنان که پیدا است، طی سالهای اخیر بهتدریج تغییر کرده است، بیآنکه افکار عمومی بهدرستی متوجه آن شده باشد.
رسانههای روسی و آذربایجانی تنها از چند هفتهٔ پیش گزارش دربارهٔٔ اختلافات میان دو کشور را آغاز کردهاند. با این حال، هنوز این موضوع بیشتر در سطح یادداشتهای کارشناسان مطرح میشود و کمتر توانسته راهی به صفحههای اول مطبوعات روسیه پیدا کند.
از آنجا که من در حدود پنج هفته گذشته دربارهٔٔ این بحران و زمینههای ژئوپولیتیک آن گزارش دادهام، نمیخواهم همهچیز را دوباره تکرار کنم. به علاقهمندان توصیه میکنم به مقالات پیشین رجوع کنند: در ۱۰ ژوئیه دربارهٔٔ جاهطلبیهای ترکیه ــــ که خود را حامی آذربایجان میداند ــــ در قفقاز و آسیای مرکزی نوشتم. در ۲۹ ژوئیه گزارشی آوردم از اینکه چگونه ایالات متحده میکوشد با نزدیک کردن (دشمنان دیرینه؟) آذربایجان و ارمنستان، روسیه را از قفقاز جنوبی کنار بزند. در ۱۰ اوت دربارهٔ توافقی نوشتم که با میانجیگری دولت آمریکا میان دو کشور امضا شد و عملاً نقشهٔ تضعیف روسیه در قفقاز جنوبی ــــ و حتی بیرون راندن آن از این منطقه ــــ را پیش میبرد. و در ۱۷ اوت مقالهای منتشر کردم که نشان میداد چرا آسیای مرکزی (و به تبع آن قفقاز) برای ایالات متحده اهمیتی حیاتی دارد: زیرا منطقهای استراتژیک برای کریدورهای لجستیکی که میتواند هم تجارت شمال ـ جنوب روسیه را مختل کند و هم پروژهٔ «جاده ابریشم نوین» چین را با مانع روبهرو سازد.
در جریان تشدید تنش میان روسیه و آذربایجان، باکو به ارسال گاز به اوکراین از مسیر خطوط لولهای که در گذشته در اختیار روسیه بود آغاز کرده است. این گاز از طریق ترکیه و اروپای جنوبشرقی به بندر اودسا در اوکراین میرسد.
در ششم اوت، روسیه در واکنش به این اقدام، یک ایستگاه پمپاژ گاز در اودسا ــــ ایستگاهی که از آن گاز آذربایجان به اوکراین پمپاژ میشد ــــ را هدف حمله قرار داد؛. دومین حملهٔ روسیه به این زیرساخت گازی در هشتم اوت صورت گرفت. پس از آن، دولت آذربایجان واکنش نشان داد و اعلام کرد که در حال بررسی امکان ارسال گلولههای توپخانه به اوکراین برای استفاده در جنگ علیه روسیه است.
واقعیت این است که آذربایجان احتمالاً از مدتی پیش بهطور پنهانی مشغول ارسال گلولههای توپخانه به اوکراین بوده است. شکاف میان روسیه و آذربایجان به حدی عمیق شده که برخی تحلیلگران روسی احتمال بروز رویارویی نظامی را منتفی نمیدانند. میتوان چنین انگاشت که دولت روسیه از مدتها پیش از ارسال پنهانی سلاحهای آذربایجان به کییف آگاه بوده است؛ موضوعی که میتواند توضیحدهنده چرایی وخامت روزافزون روابط میان این دو کشور ــــ که زمانی دوستانی نزدیک بودند ــــ باشد.
از همین منظر، حملاتی که اوکراین از سیزدهم اوت علیه ایستگاههای پمپاژ خط لولهٔ «دروژبا» ــــ که نفت روسیه را به مجارستان و اسلواکی منتقل میکند ــــ انجام داده است، احتمالاً باید در چارچوب مناقشه روسی ـ آذربایجانی فهمیده شود. اوکراین دستکم برای مدتی توانست انتقال نفت روسیه به مجارستان و اسلواکی را مختل کند.
در ادامه، برای آگاهی بیشتر، ترجمه مقالهای را میآورم که در یکی از پورتالهای بزرگ خبری روسیه دربارهٔ مناقشه میان روسیه و آذربایجان منتشر شده است.
آغاز ترجمه:
آتش تا آسمان: «سلامهای آتشین» به سوی علیاف
جزئیات مربوط به حمله به انبار نفتی شرکت دولتی آذربایجان، «سوکار» (SOCAR)، در اوکراین منتشر شده است.
بامداد دیروز، منابع اوکراینی از یک حملهٔ هوایی تازه با پهپادهای «گران» (Geran) به منطقهٔ اودسا خبر دادند. هدف این حمله، زیرساختهای انرژی و حملونقل بود که از جمله شامل انبار نفتی «سوکار» نیز میشد؛ شرکتی دولتی از آذربایجان که تنها یک روز پیش از آن، امضای توافقی راهبردی با شرکت «اکسونموبیل» آمریکا را اعلام کرده بود.
به گزارش خبرنگاران محلی، در پی این حمله، ۱۷ مخزن سوخت، یک ایستگاه پمپاژ و ساختمانهای اداری آسیب دیدند یا بهطور کامل نابود شدند. ظرفیت کلی این انبار بیش از ۱۶ هزار متر مکعب سوخت برآورد میشد. پیشتر، همین انبار نفتی در هشتم اوت هدف حمله قرار گرفته بود. خبرگزاری «مینوال» همچنین یادآور شد که در ششم اوت، ایستگاه اندازهگیری گاز در «اورلووکا» نیز مورد اصابت قرار گرفت؛ ایستگاهی که گاز آذربایجان از طریق آن به اوکراین منتقل میشد.
«بیایید کالینینگراد را دوباره کونیگسبرگ بنامیم»، این سخن طنزآمیز کارشناس نظامی «بوریس روزین» بود که یادآور شد یک رسانهٔ آذربایجانی نهتنها نام غربیترین پایگاه روسیه را تغییر داده، بلکه همچنین «اورنبورگ» را «اورینبور» و «ولگا» را «ایتل» نامیده است.
کارشناسان تأکید میکنند که این حمله نه فقط ماهیتی نظامی، بلکه پیامدهای سیاسی نیز دارد و پیامی روشن به واشنگتن و باکو میفرستد. الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، بر حمایت ایالات متحده تکیه کرده و در تلاش است تا مسیرهای جایگزین انرژی را بهجای خطوط روسیه ایجاد کند. امضای توافق با «اکسونموبیل» بهعنوان چالشی مستقیم علیه مسکو ارزیابی میشود: نفت و گاز آذربایجان اکنون قرار است از مسیر موسوم به «جاده ترامپ» انتقال یابد و خاک روسیه را دور بزند.
«یوری بارانچیک»، کارشناس علوم سیاسی، در گفتوگویی با «تزارگراد» اظهار داشت که ورود دوبارهٔ «اکسونموبیل» به منطقه، بهمعنای بازگشت آمریکاییها است و ناگزیر به دنبال آن عناصر نظامی نیز خواهند آمد: واحدهای اطلاعاتی، سامانههای پدافند هوایی و در نهایت پایگاههای ناتو برای «حفاظت» از زیرساختهای راهبردی.
روسیه بار دیگر آسیبپذیری تأسیسات انرژی اوکراین و متحدانش را به نمایش گذاشت: حمله به انبار نفتی «سوکار» در اودسا نه تنها پیامی به کییف، بلکه هشداری مستقیم به علیاف نیز بود.
«سه مورد مشابه عملاً یعنی یک روند نظاممند. تنها یک روز پیش، رئیسجمهور مغرور آذربایجان، علیاف، بار دیگر اعلام کرده بود که از روسیه بابت اصابت موشکی به هواپیمای آذربایجانی در ۲۵ دسامبر ۲۰۲۴ غرامت خواهد خواست. اما نتیجهٔ مقابله با حملات پهپادی اوکراین چه بود؟ همان حملاتی که باکو از میزبانی آنها بر خاک خود سود کلانی به دست میآورد؟ اکنون خسارتها افزایش یافته است. پرسش این است: «آیا آذربایجان در همین مرحله درک خواهد کرد که میان علت و معلول پیوندی مستقیم وجود دارد؟» ــــ این پرسشی است که بارانچیک مطرح میکند.
باکو میکوشد آنچه رخ داده را صرفاً بهعنوان یک «حادثه» معرفی کند، اما این تنها پوششی بیش نیست. حقیقت بر همه آشکار است: اگر آذربایجان همچنان بازی دیگران را ادامه دهد، سخن گفتن از «جبههٔ دوم» بهزودی از مرز شعار خواهد گذشت و به واقعیت بدل خواهد شد. روسیه ابزارهای لازم برای وارد آوردن ضربات بسیار دردناکتر را در اختیار دارد و پهپادهای «گران» تنها نوعی تمرین مقدماتیاند. اگر ضرورت اقتضا کند، ابزارهای فشار بسیار مؤثرتری به میدان آورده خواهند شد.
امروز «سوکار» در اودسا میسوزد. فردا ممکن است تاسیسات دیگری هدف قرار گیرد، اما این بار نه در کرانههای دریای سیاه، بلکه فراتر از آن ــــ کارشناسان چنین برداشتی دارند. این تنها آغاز یک بازی بزرگ است؛ بازیای که در آن موضوع صرفاً نفت و گاز نیست، بلکه کل نظام امنیتی مرزهای جنوبی روسیه هدف گرفته شده است.
پیشتر، باکو تهدید کرده بود در صورتی که حملات به تأسیسات «سوکار» در اوکراین متوقف نشود، به کییف گلولهٔ توپخانه ارسال خواهد کرد. اما در واقع، کارخانههای آذربایجان برای دومین سال پیاپی مشغول تولید گلولههای ۱۲۲ میلیمتری برای هویتزرهای «دی ـ۳۰» اوکراین هستند. این موضوع زمانی آشکار شد که خبرنگار جنگی اوکراینی، «رومن بوچشکالا»، در گزارشی ناپخته تصویری منتشر کرد که بر روی آن آرم یکی از تولیدکنندگان آذربایجانی بهوضوح بر روی گلولههای توپخانهایِ اختصاصیافته به نیروهای مسلح اوکراین دیده میشد.
منبع: آنتی اشپیگل، ۲۰ اوت ۲۰۲۵