واژه های آریه ،آریا، ایرانمویجه و آریانا در بازار لیلام ؟
نوشته : دکتر حمیدالله مفید
در این پسین روز ها برخی اندیشمندان و بزرگان فرهنگ و تاریخ در جستار های شان نگاشته اند که آیا واژه های آریه ، آریا ، آریانا و آرین یک واژه واقعی است یا ساخته و بافته شرق شناسان و ناسیونالیست های ایرانی و ارایانای افغانستانی می باشد ؟
به منظور پاسخ به این دیدگاه می رویم سراغ واژه :آریه ،آریانا ، ارین و ایرانمویجا در آثار باستانی و اینکه ایا این واژه ساخته و بافته شرقشناسان است یا یک واقعیت تاریخی . به این منظور رویکرد فرمایید:
یکم : واژه آریه یا آریا :
نخست: باستانی ترین سندی که در آن واژه آریا و آریه ( به سنسکرت Ärya) آمده متن ریگویدا است ، (ریگ ویدا) که باستانی ترین سند تحریری در منطقه است و عمر آن به ۱۳۰۰ سال پیشا ترسایی می رسد واژه آریه نزدیک به ۳۵ بار آمده است از آن میان :
۱- ماندالا ۱ سروده ۵۱ بند ۸ ریگ ویدا : در ستایش اندیرا خدای آریایی چنین آمده است : Rigveda RV1.51.8
( ای اندیرا دشمنان (آریه) را سرکوب کن و از تبار یا قوم آریه پشتبانی نما )
( اینجا واژه Ärya در تقابل با Däsa که دشمنان آریه است آمده است . (۱)
۲- ماندلای یک سروده ۱۰۳ بند ۳ RV1.103,3
اندیرا (حامی اریه) دشمنان را شکست دهید. (۲).
همچنان در ماندالای ۶ سروده ۲۲ بند ۱۰ واژه آریه در زمینه حمایت ایندرا ، ماندالای ۱۰
سروده ۳۳ بند ۷ تمیز میان آریه و داسا دیده می شود . و ماندالای ۹ سروده ۶۳ بند ۵ سروده مربوط به سوما واژه Ärya در معنی وابسته به جامعه آیینی ودایی به کار رفته است .
واژه آریه یا آریا به معنی نجیب وابسته به نظم ، آیین ، پیرو رته Rta است .
دوم : واژه آریایی :
دومین سندی که در آن نام و واژه نژاد آریایی آمده است سنگ نوشته های دوره هخامنشان است :
در کتیبه داریوش کبیر ، شاهنشاه هخامنشی در نقش رستم (Dn2) رویه ۸۵ واژه آریایی به گونه ( آرئی ی ) به خط میخی آیلامی چنین آمده است:
بند ۲ – من داریوش شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشور های شامل همه گونه مردم ، شاه در این زمین بزرگ دور ودراز ، پسر ویشتاسپ بلخی ، هخامنشی پارسی ، پسر پارسی ، آریائی ، دارای نژاد آریائی.
به همین ترتیب در کتیبه خشیار شاه ، شاهنشاه هخامنشی مکشوف در تخت جمشید در بند دوم آن نیز واژه آریائی از نژاد آریائی آمده است .
سوم : نام آریانا
در آثار یونانی : از جمله مورخان پیشین یونانی Eratosthenes اراتوس تینیس مورخ یونانی ( ۲۷۶ تا ۱۹۴ پیشاترسایی ) در کتاب مشهورش جغرافیا از نام آریانا یاد کرده است (۴).
استرابون مورخ مشهور یونانی (از۶۰ پیشاترسایی تا ۱۹ پساترسایی ) درکتاب مشهورش جغرافیا در کتاب ۱۵ فصل۲ بند ۸ محدوده آریانا را چنین توضیح داده است :
(( آریانا سرزمینی است میان هند و ایران از شرق به رود سند ، از جنوب به دریایی بزرگ ( اقیانوس) از غرب به کرمان و پارس واز شمال به کوه های توروس ( هندوکش) .(۵) . استرابو و بطلیموس سرزمین آریانا را با محدوده افغانستان امروزی همسو می دانند و بیلو آن را تشریح نموده است
چهارم ایرانم ویجه ( ایران) : در آثار اوستا : در وندیداد فرگرد ۱ بند ۲ چنین آمده است :
نخستین سرزمین و کشور نیکی که من اهورامزدا آفریدم آیریائم ویجه بود بر کنار رود دئیته)) یعنی ایرائیم ویجه یعنی آریانا کنار رود خانه دئیته که نام اوستایی رودخانه آمو دریا است ۱۶ سرزمینی که از آنها نام برده است ، نود در صد در خاک افغانستان امروزی واقع شده اند به این گونه : آریانم ویجو یعنی سرزمین آریانا کنار رود آمو یعنی دو طرف شامل قسمت های از شمال افغانستان وبخش های از تاجیکستان امروزی ۲-سغدیانا یعنی بخارا و ماوراء النهر. ۳-هریوه ( حوزه هرات ) ۴- مورو ( حوزه مرغاب) ۵- بلهیکه ( بخدی ، بلخ و نواحی آن ۶- نیسا ( میمنه) ۷- هراویتی ( حوزه ارغنداب) ۸ – هیتومنت ( حوزه هیرمند) ۹- وایکرته ( حوزه کابل ) ۱۰- کخره ( ککرک غزنی ) ۱۱- اوروه ( روه حوزه پکتیا) ۱۲- رگه ( راغ بدخشان ) ۱۳- وارونا ( بامیان ، بند امیر ) ۱۴ ختنا ( گرگان ) ۱۵ – رانگا ( دره غوربند چشمه مقدس ) و ۱۶ – هپته هندو ( حوزه سند ) . (۶)
پنجم: دیدگاه مستشرقین در مورد واژه آریانا :
مستر ویلسن معاون پیشین انجمن آسیایی بنگال با توجه به موقعیت آریانا همنوا با بیلو ، راولنسن ، موسیو فوژه فرانسوی ودیگران در کتاب مشهور خود ( آریانا انتیکوا) در ۴۵۲ برگه دیدگاه استرابو و بطلیموس را در مورد آریانا و موقعیت آن که اغلب افغانستان امروزی را در بر می گیرد ،تآیید کرده است .
ششم: واژه آریانا یا آریو در آثار دوره کوشانیان :
در سال ۱۹۹۳ ترسایی یا ۱۳۷۳ خورشیدی در منطقه رباطک در شمال پلخمری ولایت بغلان ، سنگ نوشته کشف شد که یکی از مهمترین سند تاریخ دوره کوشانی وزبان آریایی می باشد. این کتیبه بر سنگ آهکی به طول ۹۱ سانتی متر و عرض ۶۱ سانتی متر و ضخامت ۲۷ سانتی متر حک شده است و دارای ۲۲ سطر است متن آن به زبان آریایی یا همان دیا آری است که پسان ها به دری تغییر می خورد این سنگ نوشته توسط نیکولاس سیمس ویلیمز خوانده شد در این سنگ نوشته افزون از واژه آریا فهرست نیاکان کوشانی نیز که شامل کوجولا کدفیسوس ، ویما تاکتو ، ویما کدفیزس و سپس خود کنشکا است نیز آمده است (۷) .
ریشه شناسی نام آریانا : واژه آریه ، آریا ، آریو ، ارین و آریانا که در آثار بالای از آن نام برده شد ، پولیوس پوکورنی زبان شناس واژه آریا Airya را در اوستا و در سنسکرت ویدایی از ریشه airya می داند که در زبان پروتو هندو ایرانی به معنی آراستن و سازمان دهنده می داند.(۸)
این واژه در سروده های ویدایی به معنی نجیب و شریف آمده است .
از دید زبانشناسان این واژه صورت باز سازی شده ( ایر Proto-indo-Iranian .(er که در زبان arya در زبان هندو ایرانی Arya سنسکرت Airya اوستایی ایریا
یونانی آریانا شده است، می باشد
این واژه بعد در زبان های اوستایی به گونه ایرانیم ویجه یعنی سرزمین ایریان مبدل شده است ، سپس به مرور زمان در دوران بعد از ساسانیان یعنی در دوران اسلام به ایران تغییر خورده است
پس واژه آریا و یونانی آریانا یک واقعیت تاریخی است ، نه یک واژه جعلی و میان خالی در حقیقت نام پیشین خراسان و افغانستان امروزی در محدوده ای گسترده تر بود. بدختانه از سال های پس از به قدت رسیدن عبدالرحمان خان واژه ایران به پارس یا ایران امروزی لیلام بی تاوان شد. واژه اریه و آریا به تاجیکستان تقدیم شد. واژه آریایی از قاموس گم شد و واژه آریانا نیز در بازار مشکوک سرگردان می گردد.
دشمنی با نام خراسان هم چنان آشکارا است که برخی سرگردانان فاشیست تاریخ با نام خرسان حساسیت دارند ، تا نام خراسان را بگیری جن در پوست سیاسی شان می دراید. در حالی که افتخار به تاریخ باستان و داشتن هویت تاریخی نماد هستی یک کشور و تاریخ گرانبهای آن را می سازد.
با دورود ومهر
دکتر حمیدالله مفید
———————
۱ -بند۸ ماندالا یک سوگته سروده ۵۱ بند ۸ ریگ ویداRigveda
۲ -ماندالا یک سروده ۱۰۳ بند ۳ ریگ ویدا Rigveda
۳- فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی که بزبان آریایی ( پارسی باستان) نوشته شده است . تآلیف زلف نارمن شارپ چاپ موسسه فرهنگی وانتشاراتی پازینه چاپ دوم زمستان ۱۳۸۴ رویه ۸۵
۴- کهزاد افغانستان در شاهنامه کابل انتشارات بیهقی سال ۱۳۵۵ رویه ۱۷۴ آریانا دایره المعارف جلد ۳ رویه ۲۸۴
5 -Strabo ,Geography ,Book XV,Chapter 2 section8
۶ - وندیداد فرگرد ۱ بند ۲
۷ - فیض کتاب خان ، تحقیقات باستان شناسی در شمالشرق افغانستان رویه ۳۴ و ۳۶
8 - Indogermanisches etymologisches Wörterbuch pp23 Poleyus pockurni
9-Old persian Grammar Texts lexicon










