سرمایهداری لیبرال و واکنش سوسیالدموکراسی
نور محمد غفوری
تقابل، اصلاح یا همزیستی انتقادی؟
مقدمه
سرمایهداری لیبرال بهعنوان نظام مسلط اقتصادی- سیاسی جهان معاصر، مدعی آزادی فردی، بازار آزاد و حداقل مداخلهٔ دولت در امور اقتصادی و اجتماعی مردم است. این نظام، بهویژه پس از فروپاشی بلوک شرق (سیستم سوسیالیزم عینی)، خود را «تنها بدیل ممکن» معرفی کرده است. با این حال، پیامدهای اجتماعی، طبقاتی و انسانی آن، واکنشهای فکری و سیاسی گستردهای را برانگیخته که یکی از مهمترین آنها سوسیالدموکراسی است؛ جریانی که نه خواهان نابودی کامل سرمایهداری است و نه تسلیم بیقیدوشرط در برابر آن میباشد.
سرمایهداری لیبرال؛ وعدهها و واقعیتها
سرمایهداری لیبرال بر اصولی چون مالکیت خصوصی، رقابت آزاد، آزادی بازار و کاهش نقش دولت در اقتصاد استوار است. در تئوری، این نظام وعدهٔ رشد اقتصادی، نوآوری، افزایش تولید و آزادی انتخاب فردی را میدهد.
اما در عمل، سرمایهداری لیبرال ـ بهویژه در شکل نئولیبرالی آن ـ به تمرکز بیسابقهٔ ثروت، گسترش نابرابری طبقاتی، تضعیف حقوق کارگران، کالاییشدن آموزش و صحت، و حاشیهنشینی میلیونها انسان انجامیده است. فاصلهٔ میان کار و سرمایه هر روز عمیقتر شده و دموکراسی سیاسی زیر نفوذ قدرت اقتصادی سرمایههای بزرگ قرار گرفته است.
بحرانهای درونی سرمایهداری لیبرال
بحرانهای مالی پیدرپی، تخریب محیط زیست، بیثباتی شغلی، و گسترش فقر در کنار ثروت افسانهای اقلیت کوچک، نشان داده است که بازار آزاد بهتنهایی قادر به تنظیم عادلانهٔ جامعه نیست.
سرمایهداری لیبرال، در حالی که از آزادی سخن میگوید، عملاً آزادی اکثریت را قربانی منافع اقلیت سرمایهدار میکند. این تناقض بنیادین، زمینهساز رشد جنبشهای اعتراضی و بدیلهای اصلاحطلبانه شده است.
سوسیالدموکراسی؛ واکنش اصلاحگرانه
سوسیالدموکراسی بهعنوان واکنشی تاریخی به بیعدالتیهای سرمایهداری، تلاش میکند میان اقتصاد بازار و عدالت اجتماعی تعادل برقرار سازد. این جریان نه به انقلاب قهرآمیز باور دارد و نه به رهاسازی کامل جامعه به دست بازار.
سوسیالدموکراسی بر نقش فعال دولت در تنظیم اقتصاد، توزیع عادلانهٔ ثروت، تأمین خدمات عمومی، مالیات تصاعدی، حمایت از حقوق کارگران و تأمین امنیت اجتماعی تأکید میکند.
دستاوردهای تاریخی سوسیالدموکراسی
در بسیاری از کشورهای اروپایی، سوسیالدموکراسی توانسته است دستاوردهایی چون بیمههای اجتماعی، آموزش و صحت همگانی، حداقل دستمزد، حقوق اتحادیههای کارگری و کاهش فقر را تحقق بخشد. در کشورهای سوسیال دموکراسی ضروریات اولیهٔ انسانها از قبیل: نان، لباس، مسکن، صحت، سواد و تفریحات سپورتی برای همه مهیا می باشد. این دستاوردها ثابت میکند که مهار سرمایهداری و انسانیسازی آن ممکن است، هرچند که دشوار و گاهی ناپایدار باشد.
محدودیتها و چالشها
با این حال، سوسیالدموکراسی نیز با چالشهای جدی روبهرو است. جهانیشدن سرمایه، فرار سرمایهها، فشار شرکتهای چندملیتی و عقبنشینی دولتهای رفاه، توان مانور آن را محدود کرده است. در برخی موارد، سوسیالدموکراسی بهجای اصلاح ساختاری، به مدیریت ملایم بحرانهای سرمایهداری بسنده کرده و بخشی از پایگاه اجتماعی خود را از دست داده است.
نتیجهگیری
سرمایهداری لیبرال، علیرغم قدرت اقتصادیاش، نتوانسته پاسخگوی نیازهای انسانی و عدالتخواهانهٔ جوامع معاصر باشد. سوسیالدموکراسی، بهمثابه واکنشی عقلانی و اصلاحطلبانه، تلاشی است برای مهار این نظام و کاهش رنجهای اجتماعی ناشی از آن. آیندهٔ مبارزهٔ اجتماعی نه در تسلیم کامل به بازار، و نه در نسخههای آرمانی و غیرعملی، بلکه در طرح بدیلهای واقعبینانه، مردمی و عادلانه نهفته است؛ بدیلهایی که بتوانند آزادی، عدالت و کرامت انسانی را همزمان پاس و احترام بدارند.
نور محمد غفوری
02.02.2026