ادامه جنگ ها و تجاوزات پاکستان
«جنگ دیگراعلان نمی شود، بلکه ادامه می یابد. »
(اینگه بورگ بخمن )*
دکتر اسد محسن زاده
با موج تازه تجاوزات تروریستی پاکستان بر افغانستان ، کشتن هموطنان بیگناه و ویرانی کشور شماری از رسانه ها و کارشناسان وطنی و خارجی با تکیه بر داده های نظامیان پاکستان و متحدین منطقه وی و جهانی آن بیشتر دلیل این تجاوز رهزنانه و اقدام آشوبگرانه را موجودیت گروه های نظامی تروریستی در افغانستان وانمود میکنند . اینبار رهبران سیاسی و مسوولین حوزه دیپلوماسی پاکستان صف اول را به نظامیان اینکشور از جمله خواجه محمد آصف وزیر جنگ پاکستان واگذار شدند . خواجه آصف در چند ماه گذشته پیوسته در برابر رسانه ها قرارگرفته و با بی شرمی تمام و با تقلید از نتنیاهـو و ترامپ، پیش شرط ها و دساتیری آمرانه ای را به آدرس امارت و مردم افغانستان صادر نمود. گاهی از « پایان رسیدن کاسه صبر» رژیم آشکوبگر پاکستان ، و زمانی از «انتقام بی امان » نظامیان پاکستان تا مرز « گریختاندن طالب ها به لانه های شان » سخن میراند .
این خود بزرگ بینی جرنیل های پاکستان، رویکردی نابالغانه و دور از واقعیتهای ژیوپولیتیک منطقه و جهان امروزی به نظر می رسد. چنین نگرشی بیانگر نوعی دلبستگی به نمایش قدرت و اتخاذ ژستهایی است که از الگوهای قدرتهای تجاوزگر بین المللی الهام میگیرد. اتکای بیش از حد به حمایت بیرونی و تصور اقتدار ناشی از آن، بیش از آنکه بازتاب توانمندی درونی باشد، نشان دهنده وابستگی ساختاری و تلاش برای کسب مشروعیت از طریق همسویی با بازیگران قدرتمند جهانیست.
اسناد و شواهد بیشماری نشاندهنده آنست که دولت پاکستان با بحران کشنده اقتصادی ، وضع نابسامان اجتماعی و امنیتی دست و گریبان میباشد . اینکشور اخیراً با یکی از مرگ بارترین درگیری های امنیتی خود در سال های اخیر در بلوچستان روبرو شد. در فبروری ۲۰۲۶ ترسایی یک مهاجم انتحاری وابسته به گروه انشعابی مرتبط به داعش به یک مسجد شیعان در اطراف اسلام آباد حمله ، و بیش از ۳۰ نفر را کشت و حدود ۱۷۰ نفر را مجروح ساخت. این دومین حمله بزرگ در پایتخت در سه ماه گذشته بود.
طبقات حاکم در پاکستان، با وجود اتکای گسترده بر ساختار عظیم نظامی ـ استخباراتی و زرادخانه قابل توجه تسلیحاتی، در مدیریت و حل بحران های عمیق اجتماعی، اقتصادی و امنیتی با چالشهای جدی مواجه بوده و هستند. تمرکز افراطی بر ابزارهای سخت قدرت و بهره کشی نتوانسته است پاسخی موثر به مطالبات انباشته شده جامعه و مشکلات ساختاری ارایه دهـد.
درمقاطع گوناگون، هرگاه موج نارضایتی عمومی اوج گرفته یا پیآمدهای سیاستهای تنش زا در قبال کشورهای همسایه و رویکردهای مداخله جویانه در عرصه امنیت منطقهای آشکار شده است، بخشی از حاکمیت به جای بازنگری در راهبردهای داخلی و منطقهای، کوشیده است مسوولیت ناکامیها را متوجه بازیگران بیرونی سازد و با فرافکنی سیاسی، افکار عمومی را به سوی همسایگان معطوف کند. این الگو، بیش از آنکه راه حلی پایدار بخاطر همزیستی مسالمت آمیز و همسایگی نیک باشد، نشان پیگری درسیاستهای سنتی برتری جویی ، زورگویی و بی ثباتی کشورهای منطقه میباشد.
به عنوان نمونه : درگیری ها ، تجاوزات و اقدامات تروریستی پاکستان با افغانستان تنها درسال ۲۰۲۵ ترسایی به کشته شدن ۱۰۳۴ نفر منجر شد.
***
باری کارل فون کلاوزوویتس ، تیوریسن امورنظامی اروپا در قرن ۱۹ میگفت :
«جنگ عملِ خشونتآمیزیست تا دشمن را مجبور به اجرای اراده ما کند».
در مورد پاکستان نیازی به گفتن نیست که اینکشورازهمان روزهای اول پیدایی اش بدست استعمار انگریز با تکیه بر دستگاه مارشالایی درپیوست با بنیادگرایی مذهبی کوشیده و میکوشد تا افغانستان را به دوزخی از ترس ، بی ثباتی ، مرگ و تسلیم تبدیل نموده ، بدینگونه افغانستان را وادار به قبول اراده جرنیل های پاکستانی و فرمانروایان پنجابی کند.
هرازگاهی جانب افغانی به فرمایشات و برنامه های پاکستان سر سازش و تسلیم فرود نیاورده و با اتخاذ اقدامات سیاسی ، نظامی و اقتصادی مستقل با خواست های نامشروع جانب پاکستان مخالفت و ناسازگاری کرد، ماران کفچه پنجاب نه فقط غریو وحشت و ترس را در برابرملک ما پهن کردند ، بل با تجاوز بیشرمانه نظامی ، ترور و آشوب باعث کشته شدن مردم بی گناه ، ویرانی محلات مسکونی و سایر مراکز و زیرساختارها گردیدند.
چناکه ترور و تجاوزات روان پاکستان دنباله گیری تجاوزات و کشتار ماه اکتوبر ۲۰۲۵ ، و ادامه ای سیاستهای تروریستی و تجاوزگرانه همیشه گی رژیم مارشالایی اینکشور در برابر افغانستان میباشد.
***
با بقدرت رسیدن طالبان درسال ۲۰۲۱ ترسایی در افغانستان، دستگاه محاسباتی و تصمیم سازی در اسلامآباد براین باور استوار بود که همچون سه دهه گذشته، از سطح بالایی نفوذ در روندهای سیاسی افغانستان برخوردار خواهد ماند. بر مبنای این برآورد، چنین تصور می شد که از رهگذر این نفوذ، امکان جهت دهی به بخشی از سیاست گذاریهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتا فرهنگی افغانستان فراهم بوده و بتوانند جایگاه سنتی و چندین ساله خود را در معادلات افغانستان نه تنها حفظ، بلکه تقویت و گسترش دهند.
این ارزیابی، بازتاب نگاه راهبردی بود که افغانستان را درچارچوب عمق استراتیژیک و حوزه نفوذ سنتی تعریف می کرد، رویکردی که درعمل با پیچیده گیهای نوظهور داخلی افغانستان و تحولات متغیر منطقهای و بینالمللی مواجه شد.
بخشی از رهبری پاکستان امیدوار بود که در ساختار جدید قدرت در افغانستان، همانند دوره حاکمیت تنظیم های جهادی و سالهای حضور نظامی ایالات متحده امریکا «سهمیه پاکستان » و نفوذ سنتی خود را در تعیین و چینش مقامات سیاسی ـ نظامی حفظ کرده و حتا آنرا گسترش دهند. در این چارچوب، انتظار میرفت سازوکارهای تصمیم گیری در کابل و قندهار به گونه ای شکل گیرد که منافع و ملاحظات راهبردی اسلامآباد در آن برجسته باشد.
همچنین برداشت غالب رژیم مارشالایی پاکستان این بود که امارت اسلامی افغانستان روابط سیاسی و اقتصادی خود با هند را محدود یا قطع کرده ، در این عرصه، عمدتاً در هماهنگی با پاکستان به عنوان «متحد دیرینه» عمل میکند. افزون بر این، ترجیح اسلامآباد آن بود که مناسبات افغانستان با کشورهای آسیای میانه و نیز با ایران در چارچوب ملاحظات و منافع راهبردی پاکستان تنظیم شود.
در سطح دیگر، برخی تحلیل ها حاکی از آنست که موضوع جابجایی و مدیریت حضور گروههای افراطی مسلح و تروریستی نظیر داعش خراسان، القاعده، جنبش ترکستان شرقی ، حزب اسلامی ترکستان و …نیز در برخی گفتمانهای امنیتی منطقهای مطرح بوده است. مساله کارگیر و انتقال این گروه ها در پیوند با رقابت ها منطقه وی و جهانی میان امریکا ، چین ، ایران و روسیه در لیست فرمایشات پاکستان قرارداشت.
پوشیده نیست که پاکستان در بیش از نیم قرن گذشته مرکزعمده تربیت و صدور گروه های تروریستی برعلیه هند ، افغانستان ، ایران و سایر کشورهای منطقه و جهان بود. داعش و سایر گروه های فعال تروریستی صادر شده از مراکز تربیت تروریستی اینکشور براساس گزارش تازه وزارت خارجه جمهوری فدراتیف روسیه در افغانستان موجود بوده و بیشتر اینها را خارجی ها و نه افغان ها تشکیل میدهند . امریکا و متحدین ناتوی آن مایل هستند تا این جنگجویان از خاک افغانستان به آسیای میانه انتقال ، و از آنها منحیث نیروی نیابتی در نبرد علیه روسیه و چین استفاده گردند.
در گفتمان های انتقادی منطقهای بارها مطرح شده است که پاکستان طی بیش از نیم قرن گذشته به یکی از کانون های مهم سازمان دهی، آموزش و صدور گروههای مسلح افراطی و تروریست علیه اهدافی در هند، افغانستان، ایران و شماری دیگر از کشورهای منطقه و جهان بدل شده است. این ارزیابیها، ریشه بخشی از بی ثباتیهای مزمن امنیتی در منطقه را در همین سیاستها جست وجو می کنند.
بر پایه گزارشهای رسمی منتشرشده از سوی وزارت امور خارجه فدراتیف روسیه، شاخه هایی از گروههایی چون داعش خراسان و سایر گروه در افغانستان حضور دارند و ترکیب بخشی از نیروهای آنان را اتباع خارجی تشکیل می دهد نه افغانها. این گزارشها بر بُعد فراملی شبکه های افراطی و پیچیده گی معادلات امنیتی افغانستان تأکید می کنند.
بحران اعتماد میان امارت اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان زمانی به اوج خود رسید که جرنیل های پاکستان در تحمل اراده شان از سلاح ترور در برابر مردم افغانستان کار گرفتند. آنها روز تا روز مواضع استعماری شان در تعین سیاسیت های اقتصادی ، نظامی و مالی در افغانستان را از دست دادند . دیگر کلدار پاکستانی در افغانستان جایگاه خود را از دست داده ، فشار و جنگ اقتصادی اینکشور برای افغانستان نفس گیر شد .
اتخاذ رویکردهای اقتصادی، امنیتی و دیپلوماتیک واقع بینانه درافغانستان موجب تعمیق و گسترش روابط با رقیب دیرینه پاکستان، یعنی هند شد. کابل، به منظور کاهش وابستگی ترانزیتی و مقابله با فشارهای مستمر اسلام آباد، به دنبال مسیرها و راهکارهای تازه برای توسعه اقتصادی و سیاسی بود. درهمین راستا، حجم مناسبات اقتصادی با پاکستان به سطح حداقلی کاهش یافت و هم زمان روابط تجاری و سرمایه گذاری با ایران، چین، هند و کشورهای آسیای میانه تقویت شد.
در این عرصه، تلاشهای امارت اسلامی برای مدیریت منابع آبی، تقویت سرمایه گذاریهای داخلی و خارجی، بهره گیری از نیروی کار و منابع داخلی، حمایت از تولیدات ملی و توسعه کارآفرینی، همواره با نگاه انتقادی و نگرانی مقامات حاکم در اسلامآباد مواجه بود و در برخی محافل سیاسی پاکستان، به عنوان چالشی جدی برای نفوذ سنتی این کشور در افغانستان قلمداد می شد.
افغانستان نخستین فرستاده دیپلوماتیک خود به هند پس از روی کار آمدن طالبان را منصوب کرد، اقدامی که خشم و سرخورده گی عمیقی را در اسلام آباد رقم زد. پس از تجاوز ماه اکتوبر ۲۰۲۵ ترسایی پاکستان ، جانب افغانی با بستن مرزها و تعین پیش شرط ها برای از سرگیری مناسبات سیاسی ـ اقتصادی گام مهم در پذیرش اصول حسن همجواری و برقراری روابط سیاسی برابرانه وهمسطح برداشت. رهبران پاکستان در نتیجه بی خردی ، لجاجت و اضافه خواهی بازار مهم صدور کالاها و منبع مهم درآمد خود را از دست داد . برخلاف بیست سال فرمانروایی ناتو و امریکا افغانستان دیگر بازار عمده کالا های مصرفی پاکستان نبوده ، کلدار آن در بازارهای تجاری افغانستان اعتبارش را از دست داده و مورد چلش نیست .
***
بحرانهای گسترده اقتصادی و اجتماعی، افزایش بیکاری و تورم در سال های اخیر، زمینه ساز تشدید بی ثباتی و ناآرامی در پاکستان شده است. خیزشهای مردمی در ایالت های پشتونخواه ، بلوچستان و سایر مناطق همراه با گسترش اقدامات تخریبی تحریک طالبان پاکستان (تی تی پی)، هم نظام سیاسی و هم ساختار نظامی اینکشور را با چالش جدی مواجه ساخته است.
با وجود برخورداری از ارتش قدرتمند، دستگاه های اطلاعاتی و نظامی پیشرفته و زرادخانه عظیم تسلیحاتی، اسلامآباد در مهار فعالیتهای تروریستی گروههایی چون « تی تی پی » و دیگر گروههای دست پرورده « ای اس ای » ناکام مانده است. در واکنش به این ناکامی، این کشور مسوولیت مشکلات امنیتی خود را به گردن همسایگان، به ویژه هند، افغانستان و ایران انداخته ، به جای مقابله جدی با گروههای مسلح داخلی، دست به تجاوز و اقدامات تروریستی علیه مردم این کشورها زده است.
پاکستان، به عنوان یک قدرت هستهای با توان نظامی بسیار فراتر از افغانستان، واقعیتی است که جامعه جهانی به خوبی از آن آگاه است و ناکامیهای اخیر در کنترول تروریزم داخلی، بیش از هر چیز بیانگر ضرورت اصلاحات بنیادین در سیاست گذاری و مدیریت امنیت داخلی این کشور است.
***
باید خاطر نشان کرد که در ماه گذشته، پاکستان در جریان دیدار خلیفه حفتر، قرارداد دفاعیای به ارزش چهار میلیارد دلار با ارتش ملی لیبیا (LNA) به امضا رساند. براساس مفاد این توافق، اسلامآباد متعهد شد ۱۶ بال جنگنده « JF 17» ، ۱۲ بال طیاره آموزشی «سوپر راکت» و مجموعهای از سایر تجهیزات نظامی خود را در اختیار LNA قراردهـد.
همچنین گزارش شده است که پاکستان یک بسته تسلیحاتی دیگر به ارزش ۱٫۵ میلیارد دلار شامل ۱۰ هواپیمای تهاجمی سبک «Karakoram-8»، بیش از ۲۰۰ پهپاد و سیستمهای دفاع هوایی را به نیروهای مسلح سودان (SAF) فروخته است. این تسلیحات در جریان جنگ جاری SAF علیه نیروهای شبه نظامی «نیروهای پشتیبانی سریع (RSF)» مورد استفاده قرارگرفته ، و نشان دهنده نقش اسلامآباد درتقویت بازیگران نظامی منطقهای و موازنه قدرت در افریقا و کشورهای اسلامی میباشد.که بدون موافقت بازیگران اصلی یعنی حامیان جهانی پاکستان ممکن نیست.
ناگفته نماند که اینکشور درچوکات برنامه نظامی موسوم به « ناتوی اسلامی » در تلاش بوده و در سپتامبر ۲۰۲۵ ترسایی با عربستان سعودی یک توافقنامه دفاعی متقابل استراتیژیک را امضا نمود. این توافقنامه که براساس آن حمله به یکی از طرفین « به عنوان حمله به هر دو تلقی میشود » ، نشانگر جایگاه پاکستان در مقام شریک استراتیژیک امریکا و متحدین منطقه وی آن درخلیج فارس و شمال افریقا میباشد .
با درنظر گرفت دلیل های بالایی نمی توان اظهارات بی شرمانه خواجه آصف که « صبر ما تمام شده است » ، و « اکنون یک جنگ تمامعیار میان پاکستان و افغانستان جریان دارد» در آستانه تجاوز و ترور صهیونیستی ـ امپریالیستی بر ایران را تصادفی بخوانیم . تجاوز پاکستان و تلاش برای ایجاد ناآرامی در افغانستان و تضعیف مواضع امارت در روزگاری که آنها بر ایران تجاوزنموده ، و دست به تخریب و ترورعلیه مردم و دولت ایران میزنند بخشی از یک برنامه واحد و از قبل تعین شده میباشد . طی روزهای گذشته جانب مقامات ایرانی گفته اند که پاکستان آماده گی خود برای استفاده امریکا از خاک آن کشور در جنگ با ایران را اعلان نموده است .
ایران اعلام می کنید که حملات پاکستان به افغانستان یک تاکتیک بیش نیست. زیرا اسراییل و امریکا از کشتی های که در بندر گوادر بلوچستان مسقر است حملات خود را به ایران شروع کرده اند.
نشانه های زیادی وجود دارد که پاکستان با شیفته گی و بنده گی به امریکا برای بازداشتن افغانستان از دنبال نمودن برنامه های معین اقتصادی و اجتماعی تلاش مینماید . که از جمله میتوان فراخوانی رهبران تنظیم های جهادی و گروه های فاسد دوران جمهوریت به پاکستان ، بستن مرزها و گذرگاه های ترانزیتی ، حمله برپایگاه هوایی بگرام و مناطق مسکونی و ده ها نمونه دیگر را سرهم بندی نمود.
امریکا خواستار تصرف پایگاه بگرام است. وقتی به این هدف نرسید آنرا توسط پاکستان بمباران کرد.
این نمونه ها نشان میدهند که جنگ و تجاوز پاکستان ریشه در منافع متحدین جهانی پاکستان و دنباله گیری سیاست های هژمونیک اینکشور در برابر افغانستان دارد .پاکستان در دوره های مختلف بالای تمامیت ارض افغانستان تجاوز نموده و باعث کشتار مردم و ویرانی افغانستان شده است . امروز رسانه های پاکستان و گروه های وابسته به آنها تجاوز پاکستان را « جنگ میان طالبان و دولت پاکستان » میخوانند. این دست پروده گان انگریز در دهه ۸۰ ترسایی تجاوز بی رحمانه و گسترده در برابر دولت و مردم افغانستان را هم « جنگ با روسیه » خواندند. آنها آگاهانه مقاومت مردم افغانستان در برابر تجاوز و جنایات نابخشودنی جرنیل های پاکستانی را انکار نموده ، سهم مردم و قوای مسلح افغانستان در دفاع از وطن و تمامیت ارضی کشور را نفی مینمایند.
روشن است که دیروز، امروز و فردا مردم افغانستان تسلیم تجاوزات و جنایات نابخشودنی پاکستان نشده ، در برابرآن شجاعانه قرار گرفته و مانند «جنگ کبیر جلال آباد » پوزه نظامیان و ملیشه های پاکستان را بخاک یکسان مینمایند.
بدون شک و تردید که مقاومت مردم آزاده و نظامیان افغان برخلاف اراده و میل پنجابیان و تنظیم های فراری افغان که مانند شاهپرستان ایران دست طلب برای بازگشت به قدرت را بسوی امریکا و اسلام آباد دراز نموده اند ، به شرمنده گی و ناکامی می انجامد.
در این نبردملی و ضداستعماری نیروهای مترقی و دادخواه درکنار مردم قرارگرفته ، از تمامیت ارضی و استقلال کشور دفاع ، و آینده افغانستان آباد ، مردمسالار و متمدن را بدون دیکتات و مداخله برونی بدست خود رقم میزنند. آنها با نفرین بر رهبران تجاوزگر و ستم پیشه پاکستان ، همدردی و همبستگی خود را با مردم و زحمتکشان اینکشور اعلان ، و از تلاشهای آنها برای زنده گی در صلح ، همزیستی مسالمت آمیز ، همسایگی نیک و همکاری های سودمند و آینده نگر منطقه وی حمایت مینمایند.
زنده و سربلند باد مردم افغانستان !
مرگ بر تجاوزگران پاکستان !
گراز ، مارچ ۲۰۲۶
*بخشی از شعر« هر روز » اثر اینگه بورگ بخمن
بانو اینگه بورگ بخمن، متولد شهر کلاگنفورت ـ اتریش ، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبی از مهم ترین نویسندگان قرن بیستم بشمار میرود.