اسلام سیاسی و ناکارامدی و شکست آن در جهان اسلام

نویسنده: مهرالدین مشید اسلام سیاسی کمونیسم را به موزۀ تاریخ برد؛…

تاریخ فلسفه غرب در منابع چپ و لیبرال 

آرام بختیاری سیر اندیشه فلسفی در شرق و غرب.  واژه فلسفه، مفهومی…

مفهوم شناسی جهاد اسلامی، در مبانی سیاست مدرن

بند ظواهر و احکام بیدون حکمت و تزریق آن در…

دین و دربار در 5 هزار سال پیش- ایلام

 دکتر بیژن باران فرهنگ در باورهای شفاهی و اقلام هنری در…

سلامنامه

نوشته نذیر ظفر 23/23/01 ز مـــــــن به جــــــمله…

افغانستان به مثابه یک سیاه‌چاله‌ی جیوپولتیک

بر اساس تعریف دانشنامه‌ها، سیاه‌چاله (به انگلیسی Blackhole ) ناحیه…

خاموشی پیش از توفان و پیچیده گی اوضاع سیاسی افغانستان

نویسنده: مهرالدین مشید جنگ های نیابتی و دیپلوماسی نیابتی و شکننده…

داستان «هدیه»

نویسنده «آناند ویشنو پراکاش»؛ مترجم «گیتا بختیاری» نم نم باران روی…

دشمن زن

رسول پویان نظام ظـلم و سـتم پایـدار نخواهد بود ترورووحشت تان برقرارنخواهد…

وطن

آتش زده خصم لانه‌ای من میسوزد ازین کاشانه‌ای من تا چند کشم…

فیسبوک چلونکی های دیروزهمه به طالبان پیوسته اند

   نوشته ی : اسماعیل فروغی       اصطلاح فیسبوک چلوونکی…

پیرئ

نوشته نذیر ظفر 23/18/01 همــه دلــــــــگیر اند از آوان پیری نگردد…

فلسفه کمونیستی،- دین، ایدئولوژی، جهانبینی، یا مکتب رهایی بخش؟

آرام بختیاری فلسفه کمونیستی برای آنارشیست ها و نسل های برباد…

چرا نظام سیاسی دهه‌ی شصت در افغانستان مؤفق و نظام…

نوشته‌ی محمدعثمان نجیب من در این نوشته‌ی کوتاه تنها به یک…

وجه تسمیه اوزبیک

اوزبیک از دو کلمه جداگانه تورکی ترکیب یافته است: اوز…

نجات افغانستان از شر تروریسم و یک جنگ نیابتی دیگر

نویسنده: مهرالدین مشید       طرح ها و راهکار ها و درازراۀ…

یاداشت

 نامه سر گشاده که از طرف  تعداداز  متخصصین  ، مدافعان افغانستان…

مسلط بودن قانون جنگل در مادر وطن ما

انجنیرفضل احمد افغان.               …

مام وطن

دوست دارم از دل و جان آنکه غمخوار وطن  یا که…

آیا افول امریکا قابل تصوراست؟

   نوشته ی : اسماعیل فروغی      ایالات متحده ی امریکا ازاولین سال‌های…

«
»

شوروی شعله ای که خاموش نمی شود! 

تهیه و تنظیم: حسین تلاش

16.01.2023

شوروی سرسختانه مبارزه کرد و بی امان جنگید، به الگویی برای تمام جهان تبدیل شد و فراموش نشدنی است. درباره اتحاد جماهیر شوروی و دست اوردهای آن.

نوشته نیکلای پلاتوشکین

یونگه ولت

ترجمه مجله هفته

این شنبه، نیکولای پلاتوشکین، دیپلمات سابق و سیاستمدار فعال روسی در کنفرانس بین المللی روزا لوکزامبورگ “درباره وضعیت اجتماعی در روسیه” سخنرانی کرد. 

در اینجا مقاله ای از او در مورد دستاوردهای اتحاد جماهیر شوروی منتشر می کنیم. (یونگه ولت(

صد سال اتحاد جماهیر شوروی: آیا نبود اتحاد شوروی را احساس میکنید ؟ ما شهروندان شوروی سابق (و آینده؟) قطعا! 

همه نظرسنجی‌ها این را به وضوح نشان می‌دهند: بین ۶۰ تا ۶۵ درصد روس‌های امروزی بخاطر اینکه اتحاد جماهیر شوروی دیگر وجود ندارد سوگوار هستند. 

نیکلای پلاتوشکین

در دسامبر ۲۰۲۲ وقتی از شهروندان روسیه سوال شد چه چیزی شما از دوران شوروی از هر موفقیت دیگری برایتان برجسته تر بوده است، ۵۵ درصد از آنها موفقیت اتحاد جماهیر شوروی در فضا را برجسته ترین موفقیت خواندند به دنبال آن آنها از پیروزی در جنگ بزرگ میهنی و صنعتی شدن نام بردند. 

امنیت اجتماعی، دوستی بین خلقها، عدالت اجتماعی و مواد غذایی ارزان نیز به عنوان جنبه های خوب زندگی شوروی ذکر شده است. و الان چی داریم؟ 

اکنون تفاوت ها را حس میکنیم. در دوران اتحاد جماهیر شوروی، هیچ کس نمی توانست تصور کند که باید برای درمان پزشکی یا تحصیل کودکان هزینه ای بپردازد. 

در اتحاد جماهیر شوروی، شما آپارتمان ها را به صورت رایگان دریافت می کردید – در سیبری یا خاور دور عمدتاً وقتی که مدرک  دانشگاهی تان را میگرفتید اولین آپارتمان در اختیارتان بود. 

تا سال ۱۹۷۶، ۲.۱ میلیون خانه در اتحاد جماهیر شوروی ساخته شد که ۱.۸ برابر مجموع خانه های بریتانیا، فرانسه و آلمان بود. 

اجاره بها برای یک کارگر شوروی ​​حدود یک درصد از دستمزد ماهانه بود. 

آنقدر که اجاره بها نسبت به درآمد ناچیز بود، هیچ شهروند شوروی سابق امروز٬ به یاد نمی آورد که برای آپارتمان چقدر هزینه میپرداخته است. 

زنان در ۵۵ سالگی و مردان در ۶۰ سالگی بازنشسته میشدند. 

معدنچیان از قطب شمال Vorkuta برای آخر هفته به سواحل دریای سیاه پرواز میکردند تا از رستوران های محلی لذت ببرند. دستمزدشان به آنها این اجازه را می داد. یک زمین شناس در یاکوتیا حدود ۱۵ هزار روبل در سال دریافت می کرد، یک کیلو گوشت در آن زمان دو تا سه روبل هزینه داشت. 

 مطالعه، شطرنج و سرزمین موشک‌ها

امروزه نیز مردم روسیه مرخصی زایمان را “مرخصی فرمان” می نامند، زیرا این مقررات به فرمان لنین در دسامبر ۱۹۲۷ باز می گردد. 

در آن زمان در جهان چنین چیزی وجود نداشت. از آوریل ۱۹۵۶، یک زن ساکن شوروی می توانست ۵۶ روز قبل از زایمان و ۵۶ روز پس از زایمان از مرخصی با حقوق استفاده کند. 

بعدها، پس از تولد فرزندش، یک زن میتوانست یک سال و نیم با هزینه دولتی از دوران نقاهت پس از زایمان استفاده کند. بازگشت دوباره او به کار تضمین شده بود. 

اتحاد جماهیر شوروی کشوری بود که بیشتر کتاب ها در آن خوانده می شد. 

تا سال ۱۹۱۳، ۳۰۰۷۹ عنوان در روسیه تزاری منتشر شد که مجموع تیراژ آن ۹۹ میلیون جلد بود. 

تا سال ۱۹۷۶ حدود ۸۴۲۰۰ عنوان در اتحاد جماهیر شوروی با تیراژ کل ۱.۷۳۷ میلیارد نسخه وجود داشت. 

بر این اساس، در سال ۱۹۱۳ به ازای هر ۱۰۰ رعیت تزاری، ۶۲ کتاب وجود داشت، تا سال ۱۹۷۶ به ازای هر ۱۰۰ شهروند شوروی، ۶۷۷ کتاب وجود داشت. 

در سال ۱۹۷۶، ۳۵۰ هزار کتابخانه در اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت که مجموعاً ۴.۲ میلیارد جلد کتاب در آن موجود بود. یعنی به هر ساکن کره خاکی یک کتاب میرسید. 

مسابقات جهانی شطرنج بیشتر برای ما شهروندان شوروی جالب نبود، زیرا در این باهوش ترین رشته ورزشی تقریباً فقط شهروندان شوروی پیروز میشدند.

در واقع آنها برای ما مسابقات ملی شوروی با مشارکت بین المللی بودند. 

همچنین جای تعجب نیست که اولین ماهواره زمین همیشه نام روسی اسپوتنیک را یدک می کشد. اولین انسان در فضا نیز یوری نامیده می شود و نه جان. 

در روسیه تزاری، ۷۲ درصد از افراد ۹ تا ۴۹ ساله بی سواد بودند. از هر پنج کودک چهار نفر امکانی برای رفتن به مدرسه نداشتند – آنها مجبور بودند کار کنند. 

در آغاز قرن بیستم، دولت تزاری بر این باور بود که در روسیه ۱۸۰ سال طول می‌کشد تا به همه انسان‌ها خواندن و نوشتن بیاموزد. و اگر قرار باشد تمامی زنان با سود شوند  ۲۷۰ سال زمان میبرد. 

در اواسط دهه ۱۹۷۰، از هر ۱۰۰۰ زن شوروی، ۷۸۱ نفر دارای مدرک دبیرستان یا دانشگاهی بودند. مردها کمی عقب ماندند، تعداد آنها ۷۷۹ نفر بودند. 

در سال ۱۹۷۷، ۲.۷ میلیون معلم در مدارس شوروی تدریس می کردند. اکنون ما بسیاری از دستاوردهای اجتماعی اتحاد جماهیر شوروی را از دست داده ایم. فعلا… امیدواریم. 

طبیعت انسان

اما اتحاد جماهیر شوروی برای سایر مردم جهان، به عنوان مثال برای آلمانی ها چه معنایی داشت؟

 بسیاری تعمیم پذیری تجربه شوروی را انکار می کنند. اما این آگاهان این واقعیت آهنین را فراموش می کنند که سوسیالیسم علمی، جهان بینی کمونیستی، مستقیماً از آلمان به ما رسیده است. 

و ما روس‌ها همیشه قدردان آلمانی ‌ها به خاطر “موهر و ژنرال” خواهیم بود. 

مارکس در اواخر عمر خود شروع به یادگیری زبان روسی کرد. چرا؟ او کاملاً متقاعد شده بود که سوسیالیسم ابتدا در روسیه تحقق خواهد یافت. وقتی سرمایه را نوشت، هنوز بر این عقیده بود که کشورهای پیشگام در ساختن سوسیالیسم، انگلستان یا آلمان خواهند بود. 

اما مارکس و انگلس صرفاً آنچه را که در ذات هر انسان شایسته ای نهفته است، به طور علمی (هر چند درخشان) تثبیت کردند: عطش ابدی برای عدالت.

و از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است (مادر طبیعت چنین تصمیم گرفت)، او برای عدالت اجتماعی، یعنی برای نظم اجتماعی عادلانه، یعنی برای سوسیالیسم و ​​کمونیسم، تلاش می کند. 

سرمایه داری مستقیما با طبیعت انسان در تضاد است. تصادفی نیست که اقتصاد بازار که بسیار مورد تحسین قرار می گیرد، گاهی اوقات به درستی “حاکمیت جنگل” نامیده می شود. 

در سوسیالیسم هرکس با دیگری برادر است (و اتفاقاً در مسیحیت اولیه هم همینطور) از طرف دیگر در سرمایه داری همه در مبارزه برای بدست آوردن نان و بازی با یکدیگر هستند. و فرقی نمی کند که جنگ گلادیاتورها باشد یا بازی های رایانه ای. همه این بازی‌ها فقط برای گسترش حماقت و بی‌رحمی در جامعه است. 

دنیای نوین

تا قبل از انقلاب پیروزمندانه اکتبر در روسیه، تصور می شد که جامعه عادلانه فقط در بهشت ​​وجود دارد. 

زیرا بر روی زمین بدبختی و نفرت، جنگ های مداوم، فقر و ظلم وجود داشت. بنابراین، جهانی بهتر و انسانی هزاران سال در قلمرو آرمان شهر باقی ماند. 

اما ناگهان او آنجا بود! دنیای جدید! روسها آن را در خون و گوشت خود حمل میکردند و به همه نشان دادند. به این دنیای جدید می‌توان سفر کرد و آنرا بو کردن ، می‌توان آن را احساس کرد. 

شوروی بزرگترین شر سرمایه داری یعنی بیکاری را از بین برد. دیگر هیچ بحرانی در این اتحاد شوروی ناشناس و مرموز وجود نداشت. 

و کارگران و مهندسان بیکار جمهوری وایمار (بیکاری حدود شش میلیون نفر در آلمان در سال ۱۹۳۲ بود) سفارت شوروی در برلین را محاصره کردند تا در روسیه شغل پیدا کنند. 

در سال ۱۹۱۳، ۱۸۰۰ ماشین ابزار در امپراتوری تزار تولید شد و تا سال ۱۹۷۶ اتحاد جماهیر شوروی ۲۳۶۰۰۰ دستگاه تولید کرد. 

در سال ۱۹۱۳، فقط ۱۰۰ خودرو در روسیه از قطعات یدکی خارجی مونتاژ شد، تا سال ۱۹۷۶، ۱۲۸۰۰۰۰ دستگاه از خط مونتاژ در اتحاد جماهیر شوروی خارج شد. 

بنابراین، وجود این کشور، صرفاً بدلیل وجودی‌اش، تهدیدی جدی برای سرمایه‌داری ظاهراً ابدی بود. 

به هر حال، چگونه یک سرمایه‌دار آلمانی می‌توانست کارگران خود را از مرخصی با حقوق محروم کند، در حالی که کارگران در روسیه آن را دریافت میکردند و از تمام حقوقشان برخوردار بودند؟

وقتی روس ها در یک چشم به هم زدن از شر شهریه ماهانه برای تحصیل خلاص شدند، چطور می توانید در کشورهای سرمایه داری برای رفتن به مدرسه از مردم پول بخواهید؟

بنابراین همه صاحبان قدرت در دنیای سرمایه داری باید حداقل در مورد یک دولت اجتماعی صحبت می کردند، اما همچنین کارهای زیادی را، هرچند با اکراه، برای جمعیت مربوطه خود انجام می دادند. 

حتی رئیس جمهور ایالات متحده فرانکلین دی روزولت از سرمایه داران پرسید. آیا سرنوشتی مشابه روسیه تزاری را میخواهید؟

اگر نه، باید مقداری از سودهای خود را بین مردم عادی پخش کنید، حتی اگر با اینکار به شما آسیبی هم برسد. 

بر این اساس، اتحاد جماهیر شوروی الگویی برای میلیون ها نفر در تمام قاره ها و خطری مرگبار برای ده هزار نفر نخبه بود. 

پیروزی بر فاشیسم

بنابراین تعجب آور نیست که جنگ علیه دولت شوروی اعلام شد، مبارزه مرگ و زندگی. سرمایه داری به آخرین سلاح خود – فاشیسم – متوسل شد. و مهم نیست که در نقاط مختلف جهان چه نامیده می شد، فاشیسم یک ضد کمونیسم بی رحمانه بود. 

همانطور که مشخص است، هیتلر نوع جدیدی از جنگ را علیه اتحاد جماهیر شوروی به راه انداخت – جنگ ایدئولوژیکی. 

اتحاد جماهیر شوروی، به عنوان تحقق رویای قدیمی زندگی عادلانه، قرار بود برای همیشه ریشه کن شود. فقط باید ارباب ها و بردگان روی زمین وجود داشته باشند. نه رفیق، نه برادر. 

اما جالب اینجاست که فاشیسم برای شکست دادن کمونیسم سعی کرد چیزهای زیادی از کمونیست ها بدزدد. 

ترانه های مشابهی خوانده می شد، گاهی از پرچم های قرمز استفاده می شد. بله، آنها حتی خود را سوسیالیست، هرچند ملی، می نامیدند. 

در نبرد تایتان ها، نه تنها اتحاد جماهیر شوروی بر آلمان نازی پیروز شد. 

نه! نیروهای انسانی، انسانیت، ترقی، نور بر بربریت، بر آنها که خواستار بازگشت به حیوان صفتی هستند، بر نیروهای نه “امپراتوری ابدی”، بلکه از عصر تاریک ابدی پیروز شدند. 

ما همیشه سر خود را به نشانه احترام به آن آلمانی هایی که طرف درست ایستادند و در جبهه عدالت جنگیدند فرود می‌آوریم و یادشان گرامی‌میداریم.

ما به ارنست تلمان و ایلسه اشتوبه، به کارل فون اوسیتسکی و اریش هونکر، به هارو شولز- بویسن و کلاوس فون اشتافنبرگ تعظیم میکنیم. 

ارتش سرخ برای انتقام به آلمان نیامد، بلکه برای اطمینان از این که دیگر کتابی در آنجا سوزانده نشود یا جمجمه انسان با پرگار اندازه گیری نشود، به آلمان آمد. 

روس‌ها هاینریش هاینه را که در زمان نازی‌ها ممنوع شده بود، با خود آوردند و به بچه‌ های گرسنه در خیابان‌ ها شکر و سوپ کلم و گاهی قهوه دادند، حتی اگر عزیزانشان در روسیه گرسنه بودند. 

این فقط یک واکنش انسانی بود که یک لقمه نان را با گرسنگان تقسیم کرد، حتی اگر زبان آنها تا حدودی عجیب و غریب و ناآشنا به گوش میرسید. 

آنها جنگی ضد آلمانی به راه نینداختند، بلکه اروپا را از بربریت آزاد کردند. حتی اگر بسیاری ترجیح می دهند (که) امروز آن {فداکاری های شوروی ها – ف} را فراموش کنند. 

مادرم اهل روستای کوچکی در استان ریازان است و در سال ۱۹۴۵ به کلاس اول رفت. او خوش شانس بود: پدر او، پدربزرگ من، از جنگ بازگشت و حتی در رژه روز پیروزی در مسکو در ۲۴ ژوئن ۱۹۴۵ شرکت کرد. حدود ۴۰۰ مرد از این روستا این خوش شانسی را نداشتند – آنها کشته شدند. 

همینطور سه تا از عموهای بزرگم که هرگز آنها را ندیدم. 

تنها زبان خارجی که در سال ۱۹۴۶ در مدرسه روستای مادرم تدریس می شد آلمانی بود. 

مادرم خیلی به این زبان علاقه داشت و همیشه آرزو می کرد که من پسرش به این زبان مسلط شوم. کاری که من در واقع سعی می کنم انجام دهم. و با کمال میل. 

الگوی برای سراسر جهان

پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی به یک قدرت جهانی تبدیل شد، به یک ابرقدرت تبدیل شد تا دیگر جنگ جهانی وجود نداشته باشد. 

و این طور هم شد. هر سال که می گذرد، کشورهای بیشتری به سوسیالیسم روی می آورند. از کوبا تا ویتنام. و این کشورها تنها به این دلیل که اتحاد جماهیر شوروی آنها را رها نکرده بود توانستند در مسیر خود مقاومت کنند. 

پس از جنگ جهانی دوم، رهبری شوروی به کمونیست های اروپای شرقی توصیه کرد که مسیری متفاوت از مسیر سوسیالیسم اتحاد جماهیر شوروی را دنبال کنند. 

پس از سال ۱۹۱۷، روسیه دچار یک جنگ داخلی تلخ شد که  موجب حوادث و اتفاقات زیادی شد که بلشویک ها برنامه ریزی برای آن نکرده بودند. 

به عنوان مثال، صنایع کوچک باید به طور غیرارادی ملی می شدند، زیرا صاحبان آن به  ارتش های سفید و ضدانقلاب پیوسته بودند. 

حکومت تک حزبی به این دلیل برقرار شد که احزاب دیگر در آن سوی خط مقدم جنگ داخلی قرار داشتند. 

پس از سال ۱۹۴۵، کمونیست های شوروی بر این عقیده بودند که مالکیت خصوصی در شرکت های کوچک و متوسط ​​می تواند در آلمان شرقی یا لهستان وجود داشته باشد. 

احزاب دیگر نیز باید در کنار حزب کمونیست باقی بمانند. این واقعیت که این مدل جدید سوسیالیستی پس از سال ۱۹۴۸ به طور کامل توسعه نیافته بود به دلیل جنگ سردی بود که آمریکایی ها شروع کرده بودند. 

شروع این نوع جدید از جنگ، به اصطلاح محاصره برلین بود که در واقع اصلاً محاصره‌ای نبود. جنگ سرد چه بود؟

آمریکایی ها آن را هیچگاه پنهان نکردند: این تلاشی بود برای خلاص شدن از شر اتحاد جماهیر شوروی با ابزارهای غیر نظامی. 

برای این منظور، ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۴۷ یک به اصطلاح دولت امنیت ملی ایجاد کرد – یک دستگاه پیچیده به ریاست سیا برای نابودی اتحاد جماهیر شوروی. 

امروزه در ایالات متحده تخمین زده می شود که حدود ۲۱ تریلیون دلار برای از بین بردن اتحاد جماهیر شوروی بین سال های ۱۹۴۷ تا ۱۹۹۰ هزینه شده است. 

برای مدت طولانی اینکار مثل این می‌ماند پول را از پنجره دور بریزی. یعنی پول را نابود کنی. 

اتحاد جماهیر شوروی با سرعتی حتی سریعتر از دهه ۱۹۳۰ در حال توسعه بود، با وجود آنکه این کشور حدود ۴۵ درصد از ثروت ملی را در طول جنگ جهانی دوم از دست داده بود. 

در سال ۱۹۱۸ روسیه شوروی فقط با ۹ کشور روابط تجاری داشت، در سال ۱۹۷۶ تعداد آنها ۱۱۷ کشور بود. گردش تجارت خارجی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۰ به ۲.۹ میلیارد روبل و در سال ۱۹۷۶ به ۵۷ میلیارد روبل رسید. 

دولت های سرمایه داری نه تنها مجبور بودند رقبای سوسیالیست خود را تحمل کنند. بلکه، در عین حال از اینکه می‌توانستند با کمونیست‌های شرور تجارت خوب و پایداری هم انجام دهند، خوشحال بودند. 

زیرا اقتصاد شوروی هیچ یک از بحران های معمول در غرب را ندیده و تجربه نکرده بود. 

پرداختی های روسیه سر وقت صورت می گرفت، بانک های بزرگ آلمان غربی عجله داشتند تا به اتحاد جماهیر شوروی وام بدهند. اما پول هرگز مهمترین چیز برای اتحاد جماهیر شوروی نبود. 

اتحاد جماهیر شوروی قدرت های استعماری را مجبور به استعمار زدایی کرد و صدها میلیون نفر به زودی توانستند سرنوشت زندگی خود را خودشان تعیین کنند. اتحاد جماهیر شوروی مستعمره ای نداشت، اما با پزشکان و معلمان – و در صورت لزوم با اسلحه – به کشورهای جدید کمک کرد. 

تفنگ تهاجمی اتحاد جماهیر شوروی، کلاشینکف، هنوز هم نمادهای ملی چندین کشور را زینت می دهد . زیرا این سلاح در آنجا به معنای آزادی و عزت ملی است. 

بر اساس گزارش سازمان ملل، دوره ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ (زمانی که کشورهای سوسیالیستی کم و بیش دستور کار بین المللی را تعیین میکردند) تنها زمانی در سیاره ما بود که شکاف درآمد ملی بین کشورهای “غنی” و “فقیر” کاهش یافت.

دوستی روسیه و آلمان

و چه کسی در دنیای “آزاد” ۱۹۴۵ می توانست تصور کند که روس ها و آلمانی ها می توانند دوباره دوستان خوبی شوند؟

آنها با سوسیالیسم به این هدف رسیدند. مطمئناً می توان این و آن مورد را در مورد جمهوری دموکراتیک آلمان مورد بررسی و انتقاد قرار داد، اما این تنها کشور در تاریخ آلمان بود که در هیچ تجاوزی به دولت های دیگر شرکت نکرد. 

من آلمانی را در مدرسه روستایی یاد گرفتم و این زبان به وضوح از زبان فرانسوی که بعنوان زبان جایگزین ارائه میشد محبوب تر بود. 

ما مکاتباتی با مدرسه ای در منطقه درسدن داشتیم و با دانش آموزان آلمانی و روسی که مرتباً به ما سر می زدند، با هم آهنگ می خواندیم. 

وقتی فیلم‌های Defa درباره سرخپوستان مغرور (با گویکو میتیچ) خیابانها از جمعیت خالی می شد و آنها رفتگرهای خیابانی در اتحاد جماهیر شوروی بودند. 

و من “ماجراهای ورنر هولت” را حداقل ده بار مطالعه کردم – به همین اندازه هم کتاب دیتر نول را خواندم. 

در مدرسه من (البته به صورت رایگان) کتاب های درسی فوق العاده ای دریافت کردم که توسط چاپخانه زاکسن پلاوئن تهیه شده بود. 

در کالج روابط بین‌الملل (MGIMO)، مشترک هفته‌نامه افق شدم (هر کسی در اتحاد جماهیر شوروی می‌توانست این کار را انجام دهد). عالی و درجه یک بود! 

در مزارع تعاونی در نزدیکی مسکو، ماشینی از ماگدبورگ در برداشت هویج به من کمک میکرد. و هر دختر شوروی رویای یک عروسک ساخته شده در آلمان شرقی را در سر می پروراند. 

یک خانه معنوی

آیا آزمایش شوروی شکست خورد؟  فقط به دلیل به طور رسمی این کشور از سال ۱۹۹۱ دیگر وجود ندارد. پاسخ همچنان این است: نه! 

بزرگترین دستاورد اتحاد جماهیر شوروی در سیاست بین المللی – سازمان ملل – هنوز وجود دارد. اگرچه بسیاری به خاطر ندارند که جهان در سال ۱۹۴۵ به اتحاد جماهیر شوروی سه کرسی داد تا از آنها قدردانی کند. 

اتفاقاً روسیه امروز جانشین اتحاد جماهیر شوروی نیست، بلکه یک “دولت در ادامه” آن است؛ که به همین نام هم توسط سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده است. ملودی سرود ملی روسیه٬ سرود اتحاد جماهیر شوروی است و در هر شهر روسیه یک خیابان لنین وجود دارد. 

بنیانگذار اتحاد جماهیر شوروی، ولادیمیر ایلیچ لنین، به افتخار در میدان اصلی کشور من – میدان سرخ به خاک سپرده شد. 

و هر روز افراد زیادی از گوشه و کنار جهان می خواهند او را ببینند. در ۹ می، پرچم های سرخ در سراسر روسیه به عنوان نماد پیروزی برافراشته می شود. و بالاتر از همه، اتحاد جماهیر شوروی در قلب صدها میلیون نفر در سراسر جهان زندگی می کند. 

به همین دلیل است که صدمین سالگرد تأسیس آن یک رویداد روسی نیست. زیرا اتحاد جماهیر شوروی خانه معنوی هر انسان متفکری بوده، هست و خواهد بود. 

این  به گذشته تعلق ندارد، همانگونه که عطش انسان برای عدالت را نمی توان متوقف کرد. 

سوسیالیسم آینده بشریت است زیرا هیچ آینده مطمئن دیگری برای نوع بشر وجود ندارد. یا سوسیالیسم انسانی، دموکراتیک، جدید، همبستگی یا سقوط گام به گام. 

آهنگ برادری به بسیاری از زبان ها خوانده می شود – انترناسیونال. می گوید: “مردم، سیگنال ها را بشنوید.”

زمانی این سیگنال ها از اتحاد جماهیر شوروی آمد. 

این علائم از آن دوران پرشکوه هنوز متوقف نشده است. و آن زمان دوباره خواهد آمد. شاید دوباره از روسیه.

پایان