جنگ های فناورانه وفکری در عصر جدید ، بررسی جایگاه اسلام در نبرد نرم وسایبری !
مقدمه .
إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَی اللَّـهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (۱۶۰)
ترجمه:
اگر خداوند شما را ياری كند، هيچكس بر شما غلبه نخواهد كرد؛ و اگر دست از ياری شما بردارد، كيست كه بعد از او، شما را ياری كند؟! و مؤمنان بايد، تنها بر خداوند توكّل كنند. (۱۶۰)
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَی اللَّـهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (۶۱)
ترجمه:
و اگر تمايل به صلح نشان دهند، تو نيز از در صلح درآی؛ و بر خدا توكّلكن، كه او شنوا و داناست. (۶۱)
وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (۱۹۰)
ترجمه:
و در راه خدا با كسانی كه با شما میجنگند، نبرد كنيد؛ و از حد تجاوز نكنيد، كه خدا متجاوزان را دوست ندارد.
در این مقاله تحلیل ها ومطالعات جنگ های نوین ، جنگ سایبری ، جنگ بیولوژیک ،جایگاه جهاد فکری ، فرهنگی ونرم اسلام ، شبکه های اجتماعی ، رسانه ها وتبلیغات مورد بس قرار میگیرد که استخبارات چه نقشی در چنین جنگ ها دارد .
متن
در دواران معاصر ، جنگ ها دیگر فقط در میدان نظامی رخ نمی دهند ، بلکه عرصه های جدیدی چون فضای مجازی ، رسانه ، فناوری ها ی هوشمند وزیستی به جبهه های اصلی نبرد تبدیل شده اند جهان اسلام ، برای بقاء فرهنگی ، عقیدتی وهویتی خود ، باید در این نبرد نرم وفناورانه ، با جهاد فکری وتربیتی حضور فعال داشته باشد .
جنگ های نوین شامل .
جنگ سایبری .
هک ، جاسوسی اطلاعاتی ، حملات به زیر ساخت های دیجیتالی برای مثال ، حمله سایبری مشهور به زیر ساخت های هسته ایران با ویروس استاکس نت (stuxnet) که توسط ایالات متحده واسرائیل طراحی شده بود ، نشان داد که جنگ سایبری می تواند ابزار خطر ناک برای تضعیف قدرت علمی واقتصادی کشور ها باشد همچنین حملات سایبری به بانک های اسلامی یا سایت های دینی ، با هدف تضعیف اعتماد عمومی وایجاد ترس ، یکی دیگر از نمونه های این نبرد مدرن است .
نمونه مثال از جنگ های سایبری آمریکا واسرائیل علیه برنامه هستوی ایران .
استخبارات و نقش آن در تأمین امنیت ملی
نهادهای استخباراتی در تعیین سیاستها و تأمین امنیت ملی کشورها، نقشی حیاتی و انکارناپذیر ایفا میکنند. در جهان امروز، هیچ دولتی نمیتواند بدون بهرهگیری از دستگاههای اطلاعاتی و استخباراتی مؤثر، امنیت داخلی و خارجی خود را تضمین کند. واقعیت اين است که جنگهای معاصر، بیش از آنکه نظامی باشند، «استخباراتی» اند. چنانچه اگر دستگاههای اطلاعاتی قدرتمند و باکیفیت نباشند، پیشرفتهترین فناوریها نیز نمیتوانند کارایی مؤثری از خود نشان دهند. در شرایط کنونی، کشوری که از ترکیب نیروی اطلاعاتی کارآمد و فناوریهای دیجیتالِ پیشرفته برخوردار باشد، بهسادگی شکستناپذیر خواهد بود. برای درک بهتر این بحث، سازمان موساد بهعنوان نمونهی برجستهیی از تلفیق استخبارات انسانی و فناوری پیشرفته مورد بررسی قرار میگیرد. موساد یا سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، یکی از موفقترین نمونههای پیوند مؤثر میان نفوذ انسانی و توانمندیهای تکنولوژیک در حوزه امنیت ملی به شمار میرود. برای بررسی عمیقتر عملکرد این نهاد، عملیاتهای اطلاعاتی آن، بهویژه در جنگ دوازدهروزه با ایران، مورد توجه قرار میگیرد؛ عملیاتی که جزئیات آن بر اساس دادههای موجود در شبکههای اینترنتی شرح داده شده است.
تحلیل جنگ ۱۲روزه اسرائیل و ایران وجنگ بعد اسرائیل وامریکا وایران از جهت استخباراتی:
جنگ ۱۲روزه میان ایران و اسرائیل این عملیات، زمانی کلید خورد که تیمهای سایبری موساد موفق شدند تجهیزات دافع هوای ایران را هک کرده و بطور کامل از کار بیاندازند. همزمان با این اقدامات سایبری، صدهاتن از نیروهای نفوذی موساد که از ماهها قبل بهصورت مخفیانه در خاک ایران فعالیت میکردند، عملیات گسترده یی را در نقاط مختلف ایران به اجرا گذاشتند. پایگاههای پهپادی اسرائیل که پیشتر بهصورت پنهانی در ایران مستقر شده بودند، نیز فعال شده و سلاحهای پیشرفتهیی که در نزدیکی تأسیساتدافع هواي ایران جابجا شده بودند، به کار گرفته شدند. شبکهیی از عوامل انسانی موساد که طی سالها در ساختارهای امنیتی و سیاسی ایران نفوذ کرده بودند، اطلاعات حیاتی و طبقهبندیشده را در اختیار دولت اسرائیل قرار دادند. گرچه ممکن است این روایت به فیلمهای جاسوسی شباهت داشته باشد، اما واقعیت تلخ از نفوذ عمیق، هدفمند و ساختاریافتهی اسرائیل در ایران است؛ نفوذی که حاصل ترکیب هوشمندانهیی از فناوریهای پیشرفتهی دیجیتال و شبکههای انسانی چندلایه است.
ریشههای نفوذ موساد در ایران!
برای درک بهتر ابعاد این نفوذ، باید به تاریخ روابط دو کشور بازگردیم. پیش از انقلاب ۱۳۵۷، روابط نزدیکِ میان ایران و اسرائیل امکان فعالیت علنی اطلاعاتی و حتی همکاریهای رسمی را برای موساد فراهم ساخته بود. در آن دوران، چهرههایی چون یعقوب نمرودی بهعنوان بنیانگذار شبکه موساد در ایران شناخته میشد. با وقوع انقلاب اسلامی و قطع روابط دیپلماتیکِ ایران با اسرائیل، موساد ناچار به بازسازی ساختار عملیاتی خود شد؛ این بازسازی از فعالیتهای آشکار و دیپلماتیک به نفوذ پنهان و زیرپوستی در بطن نهادهای امنیتی، نظامی و سیاسی ایران تغییر یافت. نقطهی عطف اصلی در این تغییر راهبُرد، سال 2002 و آغاز ریاست میر داگان بر موساد بود. در این مقطع، ایران بهعنوان بزرگترین تهدید برای امنیت ملی اسرائیل معرفی شد و موساد سیاست تهاجمیتر، دقیقتر و متکی بر فناوریهای نوین را در پیش گرفت. دو حوزهی اصلی در این راهبرد عبارت بودند از:
۱- گسترش شبکه عوامل انسانی در سطوح مختلف ساختار قدرت در ایران!
۲- توسعهی ابزارهای پیشرفتهی جاسوسی دیجیتال !
عملیات ستاکسنت آغاز جنگ سایبری !
یکی از نخستین موفقیتهای بزرگ موساد در این حوزه، عملیات ستاکسنت بود؛ بدافزاری پیچیده که با همکاری سازمانهای اطلاعاتی غربی (عمدتاً ایالات متحده و اسرائیل) طراحی شد و به تأسیسات هستهای ایران نفوذ کرد. این عملیات که از سال 2007 آغاز شد، منجر به تخریب سانتریفیوژهای تأسیسات نطنز شد؛ تجهیزاتی که برای غنیسازی اورانیوم به کار میرفتند.
ستاکسنت نقطهعطفی در تاریخ جنگهای اطلاعاتی و امنیت سایبری محسوب میشود و نشان داد که حملات دیجیتال میتوانند بهاندازهی حملات نظامی – و حتی گاه بیشتر – ویرانگر باشند. در پی این موفقیت، موساد با شرکتهای فناوری اسرائیلی، بهویژه واحد ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل، همکاری نزدیکی برقرار کرد و زیرساخت قدرتمندی برای توسعه ابزارهای جاسوسی دیجیتال بنا نهاد.
نفوذ انسانی؛ نقطه قوت موساد!
با وجود پیشرفتهای فناورانه، نفوذ انسانی همچنان رکن اصلی راهبُرد موساد باقی مانده است. یکی از تکاندهندهترین افشاگریها در این خصوص، اظهارات محمود احمدینژاد رئیسجمهور وقت ایران بود. وی در سال ۱۴۰۰ اعلام کرد که «فرمانده واحد ضداسرائیل در وزارت اطلاعات، خود جاسوس موساد بوده است». این افشاگری، عمق نفوذ موساد در سطوح عالی امنیتی ایران را آشکار ساخت. چنین وضعیتی نشان میدهد که موضوع صرفاً به یک فرد محدود نمیشود، بلکه شبکهی پیچیده و درهمتنیدهیی در کار است. در ادامه نیز علی یونسی، وزیر پیشین اطلاعات ایران، در مصاحبه یی هشدار داد که: نفوذ موساد در ساختار جمهوری اسلامی چنان گسترده شده که به باور او، «همه مسئولان جمهوری اسلامی باید نگران جان خود باشند».
عملیات سرقت اسناد هستهای
یکی از عملیاتهای شگفتانگیز موساد، سرقت اسناد فوقمحرمانهی برنامهی هستهای ایران بود؛ عملیاتی که حاصل تلفیقی از نفوذ انسانی و توانمندیهای عملیاتی بالا بود. ابتدا، موساد از طریق منابع انسانی و شنود الکترونیکی، مکان دقیق نگهداری اسناد را شناسایی کرد: یک انبار در منطقه شورآباد تهران. سپس یک مأمور زنِ فارسیزبانِ موساد همراه با مردی که نقش همراه وی را ایفا میکرد، جهت شناسایی تدابیر امنیتی، به محل اعزام شدند. در نهایت، تیمی از مأموران موساد، با تجهیزات پیشرفته، قفلها را شکسته و موفق به خارجکردن بیش از ۵۰ هزار سند کاغذی و ۵۵ هزار صفحه اطلاعات دیجیتال ذخیرهشده در ۱۸۳ دیسک فشرده شدند. برای گمراهکردن نیروهای امنیتی ایران، چندین موتر باری فریبنده ازمسیرهای مختلف از تهران خارج شدند.
پگاسوس و ابزارهای جاسوسی نوین !
در کنار نفوذ انسانی، موساد از ابزارهای پیشرفتهی دیجیتال نیز بهره میبرد که شاخصترین آنها نرمافزار جاسوسی پگاسوس محصول شرکت NSO اسرائیل است. پگاسوس میتواند تلفنهای همراه را به ابزارهای کامل شنود و جاسوسی تبدیل کند. این نرمافزار، سه روش اصلی برای نفوذ دارد:
یکم- حملهی بدون کلیک: تنها یک تماس بیپاسخ از طریق واتساپ کافی است تا پگاسوس بدون اطلاع کاربر نصب شود.
دوم- حمله از طریق پیامهای فریبنده: ارسال لینک آلوده در قالب پیامهای دقیق و شخصیسازیشده.
سوم- روشهای ترکیبی و چندمرحلهای که نشاندهنده سطح بالای تطبیق و پیچیدگی این بدافزار است.
که چنین عملکرد های استخباراتی با وسایل بیشرفته تکنالوژی نقش ارزنده دارد .
جنگ بیولوژیک ! .. شیوع بیماری ها برای فروپاشی اقتصادی و جامعه برای مثال در جریان شیوع ویروس کرونا ، برخی تحلیلگران و محققان به احتمال استفاده از این بیماری به عنوان یک ابزار جنگ بیولوژیک اشاره کردند ، هر چند اثبات قطعی آن دشوار است ، اما پیامد های اقتصادی ، سیاسی وروانی آن بر بسیار ی از کشور ها به ویژه جهان اسلام سنگین بوداز دست رفتن اعتماد عمومی صعف ساختار های بهداشتی وافزایش وابستگی به نهاد های جهانی ، بخشی از آثار این جنگ ناپیدا بود
رسانه وتبلیغات !
ساخت روایت های دروغین القای ترس ونفرت ، تحریف اسلام . برای مثال بسیار از فیلم های هالیوودی مانند ( Amerjcan sniper) یا ( The kinQdom) مسالمانان را به عنوان تروریست های خشونت طلب نمایش داده واسلام را با خشونت پیوند می زنند همچنین در پوشش رسانه ای بحران های انسانی در فلسطین یا افغانستان ، رسانه های غربی اغلب جانب دارنه عمل کرده وصدای مظلومان مسلمان را نادیده می گیرند این روایت سازی تحریب شده ، ابزار مهمی در جنگ نرم علیه اسلام به شمار می رود .
هوش مصنوی وکلان داده !
کنترول افکار عمومی ، تحلیل رفتار ها وهدایت سیاسی جوامع . برای نمونه ، الگوریتم های شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک و یوتیوب به صورت هدهفمند محتوای خاصی را به کاربران نمایش می دهند وباورهای آنان را شکل می دهند در برخی کشور ها ، هوش مصنوعی برای پیش بینی گرایش های سیاسی وحتی دستگیری های پیشگیرانه به کار رفته است . این فناوری می تواند در صورت عدم نظارت اخلاقی به ابزاری برای سرکوب عقاید دینی و مهندسی فرهنگی تبدیل شود .
جایگاه جهاد فکری ، فرهنگی ونرم در اسلام !
اسلام از ابتدا با ابزار علم ، دعوت ، حکمت وموعظه در جبهه نرم فعال بوده است .
جهاد فکری یعنی دفاع از حقیقت ، مبارزه با تحریف ، وهدایت نسل ها با زبان علم واخلاق . امروزه حوزه های تربیتی ، آموزشی مجازی ، وتولید محتوای ، خط مقدم جهاد نرم هستند
خنثی سازی عملکرد های منفی جنگ های فناورانه وفکری در نبرد وسیابری !
ابزار های جدید استعمار فکری ، شبکه های اجتماعی که برنامه های تخریب گر در ساختار خانواده دارند .پلتفرم های هوشمند که روش های منفی دارند . پیامد های خطر ناک جنگ های فناوری محور که برای بشریت دارند با استفاده از روش های تخصصی ومسلکی استخبارات قابل محار وکنترول که که میتوان توسط دستگاه اوپراتیفی استخبارات تحت کنترول قرار داد .
دستگاه اوپراتیفی بخش های استخباراتی وکشفی !
مرکز ثقلِ هر سازمان استخباراتی، ساختار اپراتیفی ــ اجنتوری آن است. این دستگاه نه تنها ستون فقرات نهادهای استخباراتی را تشکیل میدهد، بلکه مهمترین ابزار آن در میدان رقابت ها، تقابل ها و عملیاتهای پشت پرده سیاسی و نظامی است. این دستگاه اجنتوری ــ اپراتیفی به مثابه شبکهی اصلیِ عملیاتی استخباراتی دارای مراحل سه گانهی فعالیت میباشد :
– جمعآوری اطلاعات؛
ــ تحلیل و ارزیابی اطلاعات؛
ــ اجرای عملیات بر اساس اطلاعات بهدستآمده.
الف ــ ( collecting Intelligence) اطلاعات جمع آوری شده
درین مرحله اطلاعاتِ خام و کنترول ناشده بدست میآید. این اطلاعات معمولاً پیرامون فعالیت های دشمن، سیاستگزاریهای آن، طرحهای نظامی، وضعیت داخلی کشورها، جریانات شورشی و یا نیات مخفی بازیگران منطقهای بدست میآید.
تعریف: مجموع معلوماتی که بر اساس اهداف مشخصِ و نیازمندیهای امنیتی ازمنابع گوناگون در عرصههای سیاسی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی بهدست میآید «اطلاعات استخباراتی» نامیده میشود. جمعآوری این اطلاعات، بخش مرکزی و اساسی کار استخبارات است، زیرا تصمیمات کلان سیاسی و امنیتی بر بنیاد همین دادهها اتخاذ میشوند.
منابع اطلاعات استخباراتی:
۱- منابع انسانی: جاسوسها، خبرچینها، مُخبرین، زندانیان، پناهندگان و شاهدان.
۲- شنود الکترونیکی: اطلاعات از طریق تلفن، رادیو، اینترنت و وسایل مخابراتی
۳- تصاویر و تکنولوژیهای پیشرفته مثل عکسبرداری هوایی وتصاویر ماهوارهای.
۴- رسانهها و منابع عامه: شبکههای اجتماعی، رسانهها، و گزارشهای باز.
در همهی این روشها، انسان نقش محوری دارد، زیرا تفسیرواستفاده از اطلاعات به مهارت انسانی نیاز دارد
ب ــ تحلیل و تجزیهٔ دقیق اطلاعات(Processing & Analysis of Intelligence) :
اطلاعاتِ خام به تنهایی ارزش استراتژیک ندارد. در این مرحله، نهاد استخباراتی با استفاده از تیم های تحلیلگر(که بسیاری از آنان در داخل خودِ شعبات اپراتیفی جای دارند) اطلاعات جمعآوریشده را بهدقت بررسی، صحتسنجی، تحلیل و تفسیر میکند. یعنی تحلیل گران اطلاعاتی از میان داده های ناپخته، تصویر روشن و عملیاتی را استخراج مینمایند.
اقدامات کلیدی این مرحله عبارتند از:
۱ ــ تثبیت صحت و اعتبارمنبع اطلاعات.
۲ــ کشف الگوهاوعلایم.
به این معنی که الگوهای تکراری در میان اطلاعات مختلف شناسائی میشوند. مثلاً تماس های مخفی یک هدف مشخص در شب های جمعه بیشتر میشود. کشف علایم کمک میکند تا نهاد استخباراتی از حالت انتظار به صورت پیشگیرانه عمل کند.
۳ ــ هشداردهنده ها واهداف نهفته در دادهها
درین حالت تحلیلگرِاطلاعات، عوامل یا نشانه هایی را که پیشدرآمد یک تهدید جدی اند، بررسی میکند. مثلاً انتقال ناگهانی تجهیزات از یک قرارگاه نظامی به محل نامعلوم. یا سکوت غیر عادی در یک شبکه مخابراتی که قبلاً فعال بود. این نشانهها یاعلایم به مثابهی زنگ خطر استخباراتی تلقی میشوند ومیتوانند مانع وقوع یک فاجعه شوند.
۴- مقایسه و تقاطع اطلاعات از منابع مختلف برای کاهش خطا
درین مرحله، اطلاعاتیکه از منابع مختلف بدست آمده، در مقایسه با همدگرسنجیده میشوند، به گونۀ مثال: آیا خبری که اجنت احمد از طریق ملاقات رودررو آورده با اطلاعاتِ شنود یا گزارش اجنت محمود مطابقت دارد؟ اگردو منبع یاد شده اطلاعاتِ ضدونقیض میدهند، اطلاع کدام یک دارای احتمال و صحت بیشتراست؟
یا آیا اطلاعات جدید، یافته های گذشته را تائید یا رد می کند یاخیر؟ به این ترتیب تحلیلِ اطلاعاتی صورت میپذیرد که پس ازطی مراحل بالایی، نتیجهی تحلیل ممکن است یکی ازموارد زیر باشد:
ــ تشخیص یک تهدید قریب الوقوع؛
ــ توصیه برای عملیات عاجل (حمله، بازداشت، تخریب شبکهی دشمن)؛
ــ تهیهی برآورد استخباراتی برای تصمیم گیرندگان سیاسی و نظامی کشور؛
ــ صدورهُشدارِرسمی به سایر نهاد های امنیتی ودیپلوماتیک.
بررسی وبرآورد تهدیدات وفرصتها براساس دادهها وتحلیل قوی، به نهادهای استخباراتی امکان میدهد تا به فهم عمیقتری از وضعیت موجود و آیندۀ محتمل دست یابند. بدون تحلیل همه جانبه، هیچ عملیاتِ موفقی ممکن نیست صورت گیرد.
ج ــ اقدامات وعملیات براساس دادههای اطلاعاتی (Operational Response) آخرین مرحلهی یک اقدام استراتژیک است. حال که اطلاعات جمعآوری و تحلیل شده اند، نهاد استخباراتی مؤظف باید تصمیم بگیرد که آیا عملیات فعال انجام دهد یا فقط به هشدار بسنده کند؟ این هردو حالت بسته به سطح تهدید میباشد.
دستگاه اپراتیفی ممکن است موارد زیر را در دستور کار قرار دهد:
– عملیات نفوذ یا خرابکاری در نهاد یا شبکهی هدف؛
ــ جذب، فریب یا نابودی منابع دشمن، ایجاد انحراف یا دروغپراکنی (Disinformation)
ــ بازداشت یا خنثیسازی دشمن داخلی یا نفوذیها به هدف ایجاد تغییر توازن در جنگ ها و شورشها با حمایت پنهانی.
در این مرحله اجنتهای عملیاتی یا تیمهای اپراتیفی وارد میدان میشوند. عملیاتها اکثراً در محیطهای خطرناک و با پوششهای پیچیده انجام میگیرند. موفقیت عملیات، وابسته به صحت تحلیل، اطلاعات موثق و استحکام شبکه اجنتوری میباشد.
نتیجه اینکه : سه مرحلهی زیرین از هم جدا نبوده، بلکه همچون زنجیرهیی بههمپیوسته عمل میکنند:
۱/ اطلاعات نادرست، تحلیل نادرست را در پی دارد؛
۲/ تحلیل سطحی، منجر به تصمیم بی ثمر میگردد؛
۳/ عملیات بدون تحلیل به شکست میانجامد.
در میدان جنگ استخباراتی افغانستان، نهادهایی چون خاد، واد ، آیاسآی و سیا، همه با روشها و ساختارهای خاص خود این چرخه را بهکار بستهاند. رقابت در این میدان نه تنها بر سرداشتن اطلاعات، بلکه بر سر توانایی
در تحلیل و اجرای دقیق آن است.
تحلیل بیشتر موضوع نیاز به بحث های خواننده گان گرامی
نویسنده:
جمشید ( کوهستانی )
فرستنده!
محمدعثمان نجیب