ترامپ: کشتن افتخار بزرگی است!

ولادیمیر مالیشف (Vladimir MALYSHEV) – رئیس هیئت مدیرۀ سازمان مستقل غیرتجاری «کتابفروشی نویسنده»، سردبیر روزنامهای به همین نام، عضو اتحادیۀ نویسندگان روسیه. خبرنگار سابق و رئیس دفاتر خبرگزاری تاس در ایتالیا و یونان، نویسندۀ بیش از ٣٠ کتاب داستانی و روزنامهنگاری
ا. م. شیری- حیرتانگیز این است که نه تنها جمعیت آمریکا- رأیدهندگان آمریکایی که هر کدام از یک گوشۀ سیارۀ زمین در خاک سرخپوستان جمع شدهاند، چگونه یکسری آدمنماهای لات، لومپن، چاقوکش، تروریست و قاتل انسان را به رأس هرم مدیریت این کشور جعلی میگمارند، حتی کل جامعۀ جهانی نیز آنها را به رسمیت میشناسد، رابطه برقرار میکند و… بنابراین، هر گاه به این موضوع میاندیشم، این پرسش به ذهنم خطور میکند، آن را میخراشد: یا عقل و خرد و منطق آنطور که من استنباط میکنم، معنی میکنم، آنگونه که درک میکنم، نیست و یا بخش اعظم جامعۀ بشری به شمول رأیدهندگان آمریکایی مشاعر خود را از بکلی دست داده است. و گرنه سقوط مقامات آمریکایی تا قعر عالم توحش و بهمیت نه قابل تحمل میشد، نه قابل دوام!
*-*-*
وقاحت بیحد و مرز – قتل رهبران کشورهای «نامطلوب» به عنوان یک روش در سیاست خارجی غرب
در چند هفته پس از تشدید درگیریها در خاورمیانه، چندین سیاستمدار عالیرتبۀ ایرانی در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به قتل رسیدهاند. در روز اول حمله، علی خامنهای، رهبر ایران، و عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، کشته شدند و پس از آن علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، که نقش کلیدی در شکلدهی سیاست خارجی کشور داشت، ترور شد. در ۱۸ مارس، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات ایران، در حملات هوایی به قتل رسید. با این حال، به نظر میرسد این حمام خون ادامه خواهد یافت و نشان میدهد که غرب از ترور بهعنوان یک روش ثابت در سیاست خارجی خود استفاده میکند.
در همین حال، کشورهای به اصطلاح «متمدن» سکوت کردهاند و اساساً از این قتلعام در ایران و تهدید به قتلهای بیشتر حمایت میکنند یا از واکنش به آن خودداری میکنند. و اگر هم حرفی در مخالفت برنند، فقط برای این است که بهطرز ریاکارانه از «غیرعملی بودن» چنین اقداماتی سخن بگویند. همانطور که برای مثال، روزنامۀ گاردین انگلیس در ۱۹ مارس مقالهای منتشر کرد که – نه، نه، به این قتلهای شنیع اعتراض نمیکند – به سادگی ادعا میکند که راهبرد آمریکا و اسرائیل برای کشتن مقامات عالیرتبۀ ایرانی «ممکن است نتیجۀ معکوس در پی داشته باشد».
پیتر بومونت، نویسندۀ آن، با لحن واقعبینانه مینویسد که تلاش برای «سر بریدن» دولت ممکن است به جای بیثبات کردن رژیم، مقاومت را تقویت کند. او میگوید اگرچه کشتن قطعاً امکانپذیر است، اما هیچ فایدهای نخواهد داشت.
نویسندۀ مقاله خاطرنشان میکند: «تصمیم اسرائیل برای دادن مجوز به ارتش خود برای ترور هر مقام عالیرتبۀ ایرانی موچود در فهرست اهدافش، سؤالات جدی جدیدی را در بارِۀ استراتژی به اصطلاح سر بریدن و هدف از آن مطرح کرده است». او این موضوع را چنین توضیح میدهد: «سابقۀ ترورهای اسرائیل نشاندهندۀ موفقیت قابل توجهی نیست. در طول سالها، اسرائیل رهبران ارشد حماس و حزبالله، از جمله شیخ احمد یاسین، رهبر معنوی حماس در سال ۲۰۰۴ و حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله، را ترور کرد. با این حال، در حالی که کارزارهای اسرائیل این گروهها را تضعیف نموده، اما هر دو موقعیت سابق خود را بازیافتهاند».
جان بی. آلترمن از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در واشنگتن، یکی دیگر از منتقدان است و با اشاره به حماس میگوید: «بهعنوان یک جنبش سیاسی، انسانها و شهادتطلبانی را به خود جذب کرده که میتواند تا زمانهای طولانی به مبارزه ادامه دهد». او در یادداشت اخیر خود نوشت: «متأسفانه دستیابی به بهبود چشمگیر از طریق سرکردهزدایی بعید به نظر میرسد. هر وضعیت منحصربهفرد است و در هر یک، عنصر تصادف وجود دارد. با این حال، کارنامۀ پیشبرد اهداف سیاسی بلندپروازانه- که دقیقاً همان کاری است که آمریکا در پی آن است- از طریق تلاشهای نظامی محدود چندان رضایتبخش نیست».
استیون سایمون، کارشناس امنیتی در کالج «دارتموث» و از مقامات سابق شورای امنیت ملی، در کتاب خود با عنوان «جنگ روی صخرهها» نوشت: «سناریویی که شایستۀ توجه بیشتری نسبت به گذشته است، فروپاشی ایران نیست، بلکه پایداری ایران است؛ ایرانی زخمی، انتقامجو و غیرقابل مهار با انواع ابزارها، در جنگ پیروز شد».
در چنین استدلالهایی، آنچه شگفتانگیز است، میزان فوقالعاده بالای بدبینی و بیرحمی آنهاست. این تقریباً شبیه آن است که کسی زمانی به هیتلر گفته باشد نابودی انسانها در اردوگاههای کار اجباری و کورههای آدمسوزی صرفاً غیرعملی است. چون افکار عمومی سایر کشورها را علیه آلمان تحریک میکند. بدون ذکر اینکه این یک جنایت هولناک علیه بشریت است.
در ۱۸ مارس، دیمیتری پسکوف، دبیر مطبوعاتی ریاست جمهوری روسیه، اقدامات با هدف حذف رهبری سیاسی ایران را به شدت محکوم کرد. پسکوف در پاسخ به سؤالات خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا حذف رهبری سیاسی ایران جنایت جنگی محسوب میشود، گفت: «کاملاً. ما اقداماتی را که با هدف آسیب رساندن به سلامت، یا به ویژه قتل و حذف اعضای رهبری ایران مستقل و همچنین، سایر کشورها انجام میشود، به شدت محکوم میکنیم».
روسیه تنها کشوری نیست که از این موضوع خشمگین است. لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجۀ چین، در یک نشست خبری گفت: چین با استفاده از نیروی نظامی در روابط بینالملل مخالف است و از گزارشهایی مبنی بر اینکه ارتش اسرائیل مجوز ترور هر مقامات عالیرتبۀ ایرانی را دارد، متحیر شده است. این دیپلمات گفت: «چین از این بیانیه شوکه شده است. ما همیشه با استفاده از زور در روابط بینالملل مخالف بودهایم. ترور مقامات ایرانی و حمله به اهداف غیرنظامی حتی غیرقابل قبولتر است».
سخنگوی وزارت امور خارجۀ چین اظهار داشت که جنگ در خاورمیانه در حال حاضر رو به وخامت، و تنشها رو به تشدید است. وی گفت: «چین از طرفهای مناقشه میخواهد که درگیریها را فوراً متوقف کنند تا از خارج شدن اوضاع منطقه از کنترل جلوگیری شود».
حتی در درون نهادهای حکمرانی آمریکا نیز صداهای اعتراض شنیده میشود. به گفتۀ جو کنت، مدیر سابق مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا که در اعتراض به حملۀ آمریکا به ایران در ۱۹ مارس از سمت خود استعفا داد، ترور آیتالله علی خامنهای موجب اتحاد بیشتر مردم ایران پیرامون سپاه پاسداران شده است.
کنت خاطرنشان کرد: «رهبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جنگجویان قاسم سلیمانی تشکیل شده است. اینها افرادی هستند که خود سلیمانی آموزش داده بود. اکثر آنها در جنگ ایران و عراق تجربه کسب کردهاند. بسیاری از آنها در عراق در نبرد با ما و در مبارزه با نیروهای گروه داعش (ممنوعه در روسیه) در عراق و سوریه تجربه اندوختهاند. آنها حزبالله را به وجود آورده، آموزش داده و مسلح کردند. اینها افرادی واقعاً جدی و کاملاً سازشناپذیر هستند. آنها آمادۀ نبرد هستند و میخواهند بجنگند. بنابراین، با کشتن آیتالله [علی خامنهای]، ما فقط به قدرت آنها افزودیم. زیرا، اکنون ایرانیها میتوانند به سادگی بگویند: «همۀ شما که فکر میکردید میتوانیم با آمریکاییها مذاکره کنیم، سادهلوح هستید. ما باید با آنها بجنگیم».
واشنگتن پست مینویسد: «به نظر میرسد ترامپ و مشاوران امنیت ملی او از اینکه حاکمیت ایران پس از مرگ رهبرش سقوط نکرد و با حمله به تنگۀ هرمز به حملات آمریکا پاسخ داد، شگفتزده شدهاند. هر دوی این سناریوها کاملاً قابل پیشبینی بودند. اما، نحوۀ برخورد ترامپ با این درگیری به طرز اسفناک و قابل پیشبینی، ناتوان و بیکفایت بوده است».
این نشریه در ادامه میگوید: «بسیاری از نقاط ضعف ارتش آمریکا که در این جنگ آشکار شد، میتواند از طریق تدارکات هوشمندانهتر برطرف شود: گسترش خطوط تولید مهمات، دستیابی به پهپادهای بیشتر و سامانههای ضد پهپاد. اما هیچ راه حل آسانی برای مشکل رهبران سیاسی بیکفایت که بیفکرانه برتری نظامی قاطع آمریکا را با ماجراجوییهای نظامی غیرضروری و بر اساس افکار واهی و پوچ به هدر میدهند، وجود ندارد. این نقص تنها از طریق رأیگیری مردمی قابل اصلاح است». این نتیجهگیری روزنامۀ «واشنگتن پست» است و اشاره میکند که آمریکا باید یک رهبر متفاوت انتخاب کند.
در این زمینه، نگرانکنندهترین جنبه این است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، خود این حملات تروریستی خونین علیه ایران را تأئید و حتی به آن افتخار میکند. در ۱۳ مارس، او در حساب کاربری خود در شبکۀ اجتماعی «TruthSocial» نوشت که ترور رهبران تهران را «افتخار بزرگی» میداند. رهبر آمریکا به شدت از مقامات ایرانی انتقاد کرد و آنها را «کثافتهای دیوانه» خواند.
ترامپ با غرور نوشت: «آنها ۴۷ سال است که مردم بیگناه را در سراسر جهان میکشند و حالا من، چهل و هفتمین رئیس جمهور آمریکا، آنها را میکشم. چه افتخار بزرگی!» با این حال، او حتی یک مثال هم برای اثبات این دروغ بزرگ که ایرانیها چه زمانی و کدام رهبر غربی را کشتهاند، ارائه نکرد.
اما چه چیزی تعجبآور است؟ فقظ یک موشک آمریکایی تقریباً ۱۷۰ دختربچۀ دبستانی را در ایران کشت و هیچ یک از رهبران «بشر دوست » غربی این جنایت هولناک را محکوم نکردند. خود ترامپ از اذعان به آن خودداری میکند. و غرب همیشه اینگونه رفتار کرده است. حتی قرن گذشته، بلافاصله پس از جنگ جهانی اول، ماکسیمیلیان والوشین، شاعر روس، با اشاره به سیاستهای کشورهای اروپایی، در اثر خود «دولت» نوشت:
سیاست یک تجارت کثیف است
به انسانهایی عملگرا نیاز دارد،
افرادی که از خونریزی،
قاچاق اجساد و،
خرید و فروش کثافت ابایی ندارند…
همانطور که میبینیم، از آن زمان تا کنون هیچ چیز تغییر نکرده است. از خونریزی ابایی ندارند، رسانهها پر از کثافت است و اجساد معامله میشوند…
٣ فروردین-حمل ١۴٠۵