رقابت ژئوپلیتیکی در کانال پاناما: تقابل چین و آمریکا بر سر زیرساختهای راهبردی


کانال پاناما همواره بهعنوان یکی از مهمترین شریانهای تجاری جهان شناخته شده است. این گذرگاه استراتژیک، که اقیانوسهای اطلس و آرام را به هم متصل میکند، تأثیری مستقیم بر تجارت بینالمللی دارد. اخیراً، تلاش شرکت سرمایهگذاری آمریکایی بلکراک برای خرید یک بندر کلیدی در این منطقه از یک مالک هنگکنگی، و واکنشهای چین، بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیکی این منطقه را برجسته کرده است.
کانال پاناما با جابجایی بیش از ۵ درصد از تجارت دریایی جهان، یک نقطهٔ راهبردی حیاتی محسوب میشود. هرگونه تغییر در مدیریت بنادر اطراف آن میتواند تأثیراتی گسترده بر زنجیرهٔ تأمین جهانی و توازن قدرت در منطقه داشته باشد. در سالهای اخیر، چین سرمایهگذاریهای گستردهای در زیرساختهای آمریکای لاتین انجام داده و حضور اقتصادی و نفوذ سیاسی خود را در این قاره افزایش داده است.
بلکراک یکی از بزرگترین شرکتهای سرمایهگذاری در جهان است که داراییهایی بالغ بر ۱۰ تریلیون دلار را مدیریت میکند. این شرکت نهتنها در بخشهای اقتصادی بلکه در سیاستهای ژئوپلیتیکی آمریکا نیز نقش دارد. بلکراک به دلیل روابط نزدیک با وزارت خارجهٔ آمریکا، پنتاگون، و فدرال رزرو، اغلب بهعنوان ابزاری برای گسترش سلطهٔ مالی آمریکا بر زیرساختهای کلیدی جهان شناخته میشود. تلاش این شرکت برای تصاحب بندر پاناما در واقع بخشی از یک راهبرد بزرگتر برای افزایش کنترل ایالات متحده بر شریانهای تجاری مهم است.
در حالی که برخی گزارشها حاکی از آن بود که چین مستقیماً این معامله را متوقف کرده است، شواهد نشان میدهد که این واگذاری تحت فشارهای آمریکا و تصمیمات تجاری شرکت هنگکنگی صورت گرفته است. با این حال، چین از این روند ناخشنود است و رسانههای نزدیک به دولت پکن این اقدام را بهشدت مورد انتقاد قرار دادهاند. در واقع، این موضوع نشاندهندهٔ رقابت روزافزون پکن و واشنگتن برای کنترل زیرساختهای استراتژیک در سراسر جهان است.
واشنگتن بارها اعلام کرده است که حضور چین در پاناما میتواند امنیت ملی ایالات متحده را به خطر اندازد. مقامات آمریکایی مدعیاند که چین ممکن است با جاسازی فناوریهای نظارتی در بنادر پاناما، تحرکات تجاری و نظامی آمریکا را رصد کند. این نگرانیها تنها به پاناما محدود نمیشود، بلکه در سراسر آمریکای لاتین، واشنگتن بهدنبال مقابله با افزایش نفوذ چین است.
چین در دو دههٔ اخیر با اجرای پروژههای بزرگ زیرساختی، سرمایهگذاریهای کلان و گسترش روابط تجاری، نفوذ خود را در آمریکای لاتین افزایش داده است. از جمله سرمایهگذاریهای مهم چین میتوان به ساخت بندر بزرگ چانکای در پرو اشاره کرد، که یکی از پیشرفتهترین بنادر این منطقه محسوب میشود. این بندر به چین اجازه میدهد تا ارتباطات تجاری خود را با آمریکای لاتین، بهویژه در زمینهٔ صادرات مواد معدنی و کالاهای اساسی، تقویت کند.
در مقابل، ایالات متحده با ابزارهایی همچون تحریم، فشارهای دیپلماتیک و خرید داراییهای کلیدی توسط شرکتهای وابسته به خود، سعی در کاهش نفوذ چین دارد. خرید بندر پاناما توسط بلکراک میتواند بخشی از تلاشهای آمریکا برای بازپسگیری کنترل این منطقه از دست پکن تلقی شود. در همین راستا، واشنگتن از تحریمهای شدید علیه ونزوئلا و همچنین فشارهای اقتصادی بر کوبا استفاده کرده است تا جریان نفت و تجارت در این منطقه را تحت کنترل خود درآورد. چنین اقداماتی میتواند نهتنها اقتصاد کشورهای هدف را بهشدت تضعیف کند، بلکه تأمین انرژی و تجارت چین را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
جلوگیری از نفوذ چین در کانال پاناما از سوی آمریکا نشان میدهد که واشنگتن همچنان بهدنبال حفظ سلطهٔ خود بر زیرساختهای کلیدی جهان است. با این حال، واکنش چین و افزایش مقاومت کشورهای مستقل در برابر فشارهای آمریکا نشاندهندهٔ تغییری بنیادین در نظم جهانی است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که جهان به سمت یک نظم چندقطبی حرکت میکند، جایی که دیگر آمریکا تنها قدرت تعیینکننده نخواهد بود.
گرچه چین بهطور مستقیم مانع خرید بندر پاناما توسط بلکراک نشده است، اما اهمیت این رویداد فراتر از یک معامله تجاری است. این رخداد نشانهای از رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتر میان دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان بر سر زیرساختهای حیاتی است. این رقابت نهتنها آیندهٔ کانال پاناما، بلکه مسیر کلی اقتصاد و سیاست جهانی را نیز شکل خواهد داد.
در این میان، کشورهایی که در مسیر این درگیری قرار دارند، ناچارند با دقت و هوشیاری عمل کنند تا از تبدیل شدن به مهرههای بازی قدرتهای بزرگ جلوگیری کنند. جهان در حال ورود به دوران جدیدی از رقابتهای ژئوپلیتیکی است که در آن کنترل زیرساختهای راهبردی، همچون کانال پاناما، نقش کلیدی در تعیین توازن قدرت جهانی خواهد داشت.