تاریخ هویت های ملی…!

ملی از ملت گرفته شده٬ که خود پدیده «ملت» و یا حاکمیت مردمی مبحث جدید٬ در مدرنیته به خصوص در قرن هفدهم در غرب می باشد. هویت ملی با مشتق شدن از نام کشوری یا گرفته شده از پیشوند و یا پسوند نام کشور٬ جنبه بین المللی چون مفهوم شناخت دارد – که از قوانین اساسی کشورها٬ منشاء حقوقی میگیرد. البته تعدیل قانون اساسی و تغییر در ماده ها٬ تشریفات آن فقد با معرفت علم حقوق٬ ذهنیت سازی مردم را٬ مقدم ضرورت دارد.
قابل یادآوری می باشد: که هویت ملی نماینده هویت قومی نیست. و همچنان هیچ قومی را٬ منتفی نمی کند٬ در حقیقت هویت ملی٬ هویت کسبی از توسعه سیاسی٬ همانا مصداقِ به بلوغ سیاسی رسیدن مردم یک سرزمین بوده٬ که آسیب عمده در افغانستان٬ سیر ملت شدن را٬ برهم زدن سازماندهی شده٬ توسط فعالان به هدف تجزیه است.
تاریخ: تاریخ ملی یا بنیادهای فکری حاکمیت مردمی به هدف عدالت اجتماعی و عدالت اداری برمیگردد به ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۹ که مدینه فاضله شاه امان الله خان٬ نتوانست تا اکنون واقع گردد – دلایل عمده آن عبارت از: تهاجمات استخباراتی در بستر فهم نادرست از دین و قوم گرایی و سمت گرایی می باشد.
در نتیجه:
حاکمیت ملی یا مردمی٬ اقتدار کسبی از دانش همانا رئالیسم سیاسی٬ از منشاء ارزش های جامعه یا در تضاد نبود ارزش ها٬ چون مضامین تخصصی حقوق و علوم سیاسی٬ که ارتباط با سایر رشته های علوم انسانی می گیرد. و تنوع اقوام و تنوع فرهنگی چون حقوق فرهنگ ها٬ در توسعه سیاسی نیروی برق آسای حاکمیت مردمی است. بطور مثال کشور آمریکا اساساً در آغاز٬ توسط گروه های مهاجرین به قدرت بین المللی می رسد – که تاریخ قومی به هدف برتری جوی٬ تاریخ به مثابه ارزش در زمان حال بوده نمی تواند. یعنی تاریخ قوت و نیروی دانش به مفهوم سازندگی در زمان حال٬ که بتواند انقلاب صنعتی و انقلاب فکری٬ به هدف عدالت اجتماعی و عدالت اداری در افغانستان را٬ اطلاق کند٬ در کارنامه شاه امان الله دریافت می شود. پس تاریخ توسعه در افغانستان چون آرمان بوده٬ که هنوز واقعیت و صورت العمل نگرفته است. هرچند فرصت های زیاد٬ نیز از دست رفته است. و برای آینده نگری بایستی با روحیه همدیگر پذیری٬ به کمک ذات مقدس الله فرصت های جدید خلق کرد.
محمدآصف فقیری